تازه‌ترین گفتارها

پل آبکار: باید به‌وسیلهٔ معماری چشم را سیر و روح را اغنا کرد

پس به وسیلهٔ معماری باید چشم‌ها را سیر کرد، تا مرد انسان بماند. نه مانند لوکوربوزیه که در ابتدای کارش گفته بود که مرد ماشین است و باید در قوطی زندگی کند. برعکس باید بگوییم که مرد یک حیوان عقل‌دار و احساساتی است.

تادائو آندو: معماری یکی از مفیدترین حرفه‌ها برای جامعه است

به نظر من معماری یکی از مفیدترین حرفه‌ها برای جامعه است. چند حرفه سراغ دارید که بتواند سازه و ترکیبی از فضاها را به یکدیگر پیوند بزند و در حالی که با متخصصانی از حوزه‌های مختلف کار می‌کند یک اثر معماری خلق کند؟

وارطان هوانسیان: معماری باید با زبان بی‌زبانی از زندگی و جامعهٔ خود سخن بگوید

همانطوری که گوته نویسندهٔ معروف آلمانی گفته «معماری کریستالیزاسیون موزیک می‌باشد» و یا به قول پل والری نویسنده و شاعر معروف فرانسه «معماری باید بخندد و آواز بخواند نه اینکه لال باشد». معماری باید گویا باشد و با زبان بی‌زبانی خود از زندگی و جامعهٔ خود سخن بگوید.

بالکریشنا دوشی: رایانه نمی‌تواند جای مداد و کاغذ را در هنگام خلق معماری پر کند

امروز تقریباً سرتاسر آموزش معماری بر مبنای رایانه است، اما هیچ‌چیز جای احساس خلق معماری به‌وسیلهٔ مداد و کاغذ را پر نمی‌کند. هنگام طراحی با مداد دست شما حرکت می‌کند، انگشتان شما و چشمان شما حرکت می‌کند و افکار شما آنچه اندامتان انجام می‌دهد را ثبت و ضبط می‌کند.

حسین شیخ زین‌الدین: تولید مصالح در ایران ارتباطی با زبان پیشرفتهٔ معماری ندارد

تولید مصالح در ایران اساساً ارتباطی با زبان پیشرفتهٔ معماری ندارد. در کشورهای پیشرفته طیف مصالح به‌قدری وسیع است که برای هر زبان معماری مصالح درخور وجود دارد و در ایران امکان انتخاب به‌قدر کم است که مستأصل می‌شویم. در واقع اینجا مصالح کم نیست، مصالح فرآوری‌شدهٔ قابل نصب کم است.

دنیل لیبسکیند: اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید

اگر سیاق بنا را عمیقاً درک نکرده باشید، نمی‌توانید چیزی معنادار بسازید. سیاق و زمینهٔ بنا بسیار مهم است، اما سیاق واقعی همیشه آشکار نیست، چه بسیار که فراموش شده باشد یا به سختی دیده شود؛ از جمله تاریخ یک مکان یا سنت‌های آن.

سید محمد بهشتی: معاصر بودن یکی از ارکان همیشگی سنت ما بوده است

گذشتگان ما یکدیگر را کپی نکرده‌اند؛ قاجار، صفویه را کپی نکرده است؛ صفویه، تیموری را کپی نکرده است. معاصر بودن، همیشه یکی از ارکان سنت ما بوده است. امروز هم باید معاصر باشیم؛ یعنی باید ریشه‌ها را حفظ کنیم اما حرف تازه بزنیم.

نادر خلیلی: باور دارم در خون هر ایرانی شعلهٔ آفرینش با ارکان خاک و آب و باد و آتش جریان دارد

نبوغ فنی و هنری معماران و هنرمندان ایران در نفوذ به رموز مصالح و انرژی‌های طبیعی، اشکال هندسی و رنگ‌ها و بافت‌ها و فضاها چنان عمیق بوده که من باور دارم در خون هر ایرانی شعلهٔ آفرینش با ارکان خاک و آب و باد و آتش جریان دارد.

پیتر زومتور: کار من این است که ببینم و آنچه دیده‌ام را درک کنم

تاریخ واقعی، تاریخ خانوادهٔ ما، تاریخ مردم ما، در اینجا و آنجا و باز هم اینجا وجود دارد. آیا اینطور نیست؟ بنا بر این، کار من این است که مشاهده کنم و آنچه دیده‌ام را درک کنم…. یا الااقل تلاش کنم برای درک آنچه دیده‌ام.

فرهاد احمدی: تنها با حل موضوع هویت می‌توانیم شاهد تحول در معماری ایران معاصر باشیم

تنها با حل موضوع بحث‌برانگیز هویت می‌توانیم شاهد تحولی شگرف در معماری ایران معاصر باشیم. ما نباید در معماری به دنبال طرح‌های عجیب و غریب باشیم، باید با شناسایی ارزش‌های تاریخی کشورمان، تغییرات جدید را اعمال کنیم.

کریستوفر الکساندر: تلاش می‌کنم آثاری خوب همچون بناهای روزگار سنت خلق کنم، اما می‌دانم که هیچ‌گاه نخواهم توانست

شهری مثل راونا {در ایتالیای کنونی} و امثال آن، چیزی است که من به آن می‌اندیشم. قطعا قصد من این نیست که از آنها تقلید کنم، اما تلاش می‌کنم آثارم به اندازهٔ آنها خوب باشد، هرچند می‌دانم که هیچ‌گاه چنین نخواهد شد.

هادی تهرانی: در معماری معاصر ایران تفکر حاکم بر حجم بیرونی به پلان و جزییات نفوذ نکرده است

تفکر حاکم در حجم بیرونی به داخل پلان و جزییات نفوذ نکرده است. استعداد، سلیقه، پیشینه و تاریخ برای خلق معماری ایرانی وجود دارد، تنها باید به آن توجه کرد و اهمیت داد.

کنت فرامپتون: مسئله این است که چگونه برای طبقهٔ متوسط خانه‌ای بسازیم که از حیث طراحی مبتذل نباشد

در مدارس معماری هیچ‌وقت به این موضوعات پرداخته نمی‌شود. مسئله این است که چگونه بنای مسکونی بسازیم که مثلا در عین حال که برای مردم متعلق به طبقهٔ متوسط معمولی در دسترس باشد، مبتذل نباشد.

خسرو خورشیدی: ما نیز مثل دولت‌ها مقصریم اگر به راحتی می‌پذیریم میراث‌ تاریخی‌مان از بین برود

وقتی کمی با فاصله به این روند نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که در این مسایل خودمان هم به اندازه‌ی دولت‌ها مقصریم ما به راحتی می‌پذیریم که میراث‌هایمان از بین برود.