من خیلی علاقه‌ خاصی به چیزهای سنتی ندارم. طبعا به کیوتو و نارا می‌روم اما واقعا عاشق اینجور مکان‌ها نیستم. مثلا خیلی بدم می‌آید به چشمه‌های آب گرم بروم یا در پاییز به برگ‌های افرا نگاه کنم و یا شکوفه‌های گیلاس را ببینم و از این قبیل کارها. من از چیزهایی که مردم معمولاً به نظرشان زیباست خوشم نمی‌آید. در حقیقت، من فکر می‌کنم اتفاقا آنچه که هیچ شمرده می‌شود از زیبایی برخوردار است. موضوع اصلا مشاهده آگاهانه نیست، بلکه موضوع خالی دیدن است. من از نگاه تهی خوشم می‌آید. اصلا این نیست که با یک دوربین بیرون بروی تا از منظره‌ای در نور خورشید عکس بگیری. آدم‌هایی هستند که صبح زود بلند می‌شوند و سه‌پایه‌هایشان را علم می‌کنند. آنها دنبال چیزی هستند که شاتر برایشان به وجود می‌آورد اما به نظر من اینجور کارها بی‌معنی است. آنها هیچ درکی از زیبایی ندارند. زیبایی تنها این است که هیچ کاری جز تماشا کردن نکنی. چیزهایی که هیچکس به آنها توجهی نمی‌کند را من «چیزهایی که چیزی نیستند» می‌نامم. چیزهایی مثل یک قطعه آهن زنگ‌زده در محل ساخت و ساز ساختمانی که دارد سقوط می‌کند. من دوست دارم این چیزها را پیدا کنم. (در گفتگو با James Jack منتشر شده در وبسایت Tokyo Art Beat در سال 2003)

گفتارهای مرتبط