جهانی شدن این طور نیست که چون من رشته‌ی هنری خوانده‌ام می‌توانم جهانی شوم! با خواستن تنها محقق نمی‌شود. باید شما جهانی فکر کنی. زیستت جهانی باشد، باید جهان را بشناسی، جهان هنر در کل دنیا ملیت نمی‌شناسد؛ کافیست شما جهان جدیدی را به دنیا معرفی کنی. عباس کیارستمی دنیای جدیدی را در سینمای جهان معرفی کرد و دنیا با خلوص تمام پذیرفت. رئالیسم جادویی را یک فرد از کلمبیا به دنیا معرفی کرد، کلمبیایی که شما شاید در عمرتان ده بار اسمش را نشنیده بودید؛ ولی حرف نو در کلمبیا هم دیده می‌شود. کسی که می‌خواهد آرتیست جهانی باشد، حداقل باید دو، سه زبان بداند. بتواند مقاله‌های مهم را اورجینال بخواند، دنیا را بشناسد، به نسبت امکانات خودش سفر برود؛ این اتفاق که می‌افتد انسان باز می‌شود. یک فرمول دیگری هم هست که محیط زیست شعار خوبی در این باره دارد، می‌گوید «جهانی فکر کنیم منطقه‌ای عمل کنیم.» با این فاکتور، می‌توان از دنیای خودمان، همین دنیای شرقی ایرانی با فرهنگ و سابقه‌ی پربار خودش، چیزهای جدیدی در آن پیدا کنیم و به دنیا معرفی کنیم که ندیده‌اند. امروز دیگر تاریخ هنر دنیا مثل قدیم نیست که دائم سبک‌های جدید اختراع بشود؛ الان دنیا دنیای جست و جوست، همه چیز علمی شده است. یک نفر سال‌ها روی یک حشره مطالعه می‌کند، بعد یافته‌های او درس می‌شود برای نسل‌های بعد. در هنر هم به نظر من با توجه به شناختی که دارم، همین است. (در گفتگو با زرتشت رحیمی منتشر شده در مجله آنگاه، سال ۱۳۹۵)

گفتارهای مرتبط