ما آوانگارد نیستیم بلکه سعی کرده‌ایم از اتفاقی که در دنیا می افتد عقب نمانیم. در حالی که این هنرها همه وارداتی است. به نظر من باید تلاش کنیم که تحول و تازگی را در داشته‌های خودمان به‌وجود بیاوریم. به روز ماندن به هر حال کار ساده‌ای نیست برای همین همه ما از روی دست هم نگاه می کنیم. کار مشکلی است که بخواهیم بگوییم ما مثل اروپایی‌ها مدرنیست هستیم. من معتقدم که باید اصول آکادمیک را رعایت می‌کردیم.
به طور مثال پیکاسو که پدیده هنری قرن بیستم است در همهٔ کارهای آکادمیک خود استاد زبردستی بود. همه دوره‌های هنری برای او درونی شده بود که بعد توانست با استفاده از تجاربش به پدیده قرن بیست تبدیل شود اما ما ساده‌انگارانه به آثارش نگاه می‌کنیم و تصور می‌کنیم از همان ابتدا به صورت مدرن کار کرده است در حالی که او در جریان فعالیت‌های هنری خود به مدرن رسید. ایرانی‌هایی که کارهای اورجینال دارند نیز به صورت آکادمیک کار کرده‌اند. مثلاً شاعری مثل شاملو پیش از آن که شعر نو بگوید، اشعار شاعران کلاسیک مثل حافظ و سعدی و مولانا را فهمیده بود و بعد از آنها عبور کرد.
در جامعه ما همیشه هر وقت خواسته‌ایم به جایی برسیم یک گسست رخ داده است. در غرب این طور نبوده است و نسل‌های مختلف از تجربه‌های همدیگر استفاده می‌کنند. مثلا کافه‌هایی هست در فرانسه و ایتالیا که حدود ۳۰۰ سال قدمت دارد و این شغل و تجربه‌هایش از هر نسل به نسل بعدی انتقال داده شده، نسل جدیدتر چیزی به آن افزوده است و از آن برندسازی کرده‌اند اما در ایران ما همیشه آغازگر بوده‌ایم نه ادامه‌دهنده. در حالی که دنیا را همین آدم‌هایی توسعه می‌دهند که از تجارب گذشتگان بهره گرفته‌اند و چیزی به آن اضافه کرده‌اند. (در گفتگو با فاطمه حامدی‌خواه، منتشر شده در وب‌گاه خبرگزاری مهر، سال ۱۳۹۶)

گفتارهای مرتبط