امروزه انگار تمام هنرهای سنتی ایران در حال فراموشی و خاموشی است، چرا که همین معدود هنرمندانی هم که باقی مانده‌اند آن‌قدر درگیر مشکلات زندگی روزمره خود هستند که مجالی برای خلق آثار ماندگار پیدا نمی‌کنند، که عمده‌ترین دلیل آن عدم حمایت و پشتوانه مطلوب است. به همین دلیل است که هنرمند امروز دیگر آن خلوص نیت گذشته را ندارد و در هنگام کار فکر و ذهنش معطوف مشکلات زندگی است. در حالی که در گذشته مقام هنرمند چنان والا و با ارزش بود که وقتی هنرمندی تصمیم به خلق یک اثر می‌گرفت، فارغ از مسائل مادی می‌توانست اثری ماندگار خلق کند.

این مسئله در کاشی‌کاری ایران نیز دیده می‌شود در گذشته، هنرمند جدا از زحمتی که برای طرح و نقش و چیدمان صحیح آثار می‌کشید، برای رنگ نیز ارزش بسیار زیادی قایل بود، به طوری که قرن‌هاست آثار کاشی‌کاری، چه در مساجد و چه در سایر بناها، بدون اینکه از لحاظ رنگی آسیبی ببینند، ماندگار هستند. اما امروز رنگ‌ها شیمیایی شده و از رنگ‌های گیاهی استفاده نمی‌شود و کاشی‌های ما پس از یک مدت رنگ آبی خود را از دست می‌دهند و سفید می شوند.

به هر صورت، با ادامهٔ روند فعلی نه می‌توان به استمرار این هنرها امیدوار بود و نه به استقبال آن از سوی نسل امروز و اگر معدود هنرمندانی هم که در این زمینه اطلاعات دارند حمایت نشوند و از اطلاعات آنها برای چاپ کتاب بهره‌ای نبرند، شاید تا چند سال آینده تنها خاطره‌ای از هنرهای سنتی ما باقی بماند. (در گفتگو با احسان هوشیارگر، منتشر شده در مجلهٔ آینهٔ خیال، ش ۱، سال ۱۳۸۶)