دربارهٔ وضعیت بناهای تاریخی نواحی سنی‌نشین خراسان

رضا نیک‌اقبال

توضیح گفتار معمار

یکی از دوستان خراسانی ما چندی پیش تصویری را از یکی از نوشتارهای قدیمی و فیس‌بوکی نصرالله پورجوادی فرستاد و از ما خواست صحت آن را بررسی کنیم. (تصویر این مطلب را با کلیک بر روی این لینک می‌توانید مشاهده کنید.) مضمون این نوشته اعتراض به بی‌توجهی مسئولان به آرامگاه‌های تاریخی نواحی سنی‌نشین خراسان بود. چکیدهٔ سخن پورجوادی در آن نوشتار این بود که حاکمان امروز ایران آگاهانه و با اغراض سیاسی به این نواحی و میراث تاریخی آن بی‌توجهی می‌کنند.
مطلب آقای پورجوادی بهانه‌ای شد تا از دوستانی که به تازگی بعضی از بناهای تاریخی خراسان را از نزدیک دیده بودند بخواهیم راجع به این موضوع از نظرگاه خود مطلبی بنویسند. این که، فارغ از جنبهٔ سیاسی موضوع، آیا واقعاً در مرمت و نگهداری این بناها نسبت به سایر بناهای تاریخی ایران کم‌کاری و قصوری می‌توان دریافت؟
در ادامه، اولین نوشتار از این پرونده را، به قلم رضا نیک‌اقبال، در وب‌سایت گفتار معمار می‌خوانید.

هفت روز و هفت شب خراسان

گروه ما به مدت هفت روز برای بازدید از بیست نقطه در محدودۀ خراسان در پاییز ۱۳۹۸ به سمت آن منطقه حرکت کرد که در این بازدید از بناهای منتسب به علمای سنی و بناهایی که در مناطق سنی‌نشین بودند هم بازدید کردیم. در این نوشتار سعی کردم مختصری از وضعیت بناهایی که در مناطق سنی‌نشین و منتسب به علمای سنی است را با توجه به نوشتۀ کوتاه نصرالله پورجوادی در حدود نه سال قبل شرح دهم. نصرالله پورجوادی در نوشتۀ خود اینطور اشاره می‌کند، بناهای معماری‌ای که مربوط به علمای سنی در مناطق سنی‌نشین است مورد غفلت قرار گرفته و ممکن است بی‌توجهی به این جهت باشد که هر چه از ایران سنی باقی‌مانده به کلی نابود شود، در صورتی که در دیگر مناطق به خصوص بخش‌هایی که مقبولیت بیشتری در نزد شیعیان دارد بودجهٔ‌های بسیاری برای بازسازی مکان‌های مقدس صرف می‌شود.

تربت شیخ احمدجام

مجموعۀ تربت شیخ احمدجام شامل تعدادی سنگ مزار به صورت منظم بعد از ورودی اصلی و گنبد فیروزشاهی در منتهی‌الیه شمال‌غربی حیاط و مزار شیخ احمدجام در حیاط اصلی روبه‌روی ایوان منتهی به گنبدخانه، گنبدخانه، مسجد کرمانی در شمال‌شرقی ایوان‌، بنای گنبد سفید در شمال‌غربی ایوان، سراچه، مسجد جامع، مسجد عتیق، بنای آب‌انبار و مسجد تابستانی است. در کلِ مجموعه مرمت به خوبی صورت گرفته و مسئولین مجموعه سعی می‌کردند در نگهداری به بهترین شکل عمل کنند، اما در قسمتی که سنگهای مزار قرار گرفته‌اند، سنگ‌ها از آسیب باران و آفتاب مصون نبودند علاوه بر اینکه بر بالای سنگ مزار شیخ احمدجام درخت پسته‌ای قرار گرفته که آسیب‌هایی به مزار رسانده، اما اینطور به می‌رسد که درخت جنبۀ مقدس دارد و قابل احترام است. در بخش‌های داخلی مجموعه در برخی قسمت‌ها لکه‌های رطوبت برروی سطوح قابل مشاهده بود به خصوص در مسجد جامع‌نو که لزوم بررسی‌های بیشتر برای نگهداری و جلوگیری از آسیب‌های احتمالی که قابل مشاهده نیست را می‌طلبد تا با توجه به مرمتی که قبلاً صورت گرفته هزینه و وقت صرف شده تلف نشود. بخشی که گنبد فیروزشاهی قرار گرفته گویا به انبار نگهداری فرش تبدیل شده بود و به مرمت نیاز داشت.

مسجد و مقبرۀ مولانا زین‌الدین ابوبکر تایبادی

در مزار ابوبکر تایبادی همانند مزار شیخ احمدجام در مقابل ایوان منتهی به گنبدخانه درخت پسته‌ای بر بالای مزار قرار گرفته است. با توجه به اینکه در این مجموعه مرمت‌ صورت گرفته، اما همانند مجموعۀ شیخ احمدجام اینطور به نظر می‌رسد بهتر است تمهیداتی برای محافظت از سنگ مزار اندیشیده شود. در گنبدخانه بر روی ازاره، شیشه‌هایی قرار گرفته تا علاوه بر دیوار از نوشته‌های به یادگار مانده از ادوار مختلف هم محافظت شود. (تصویر شمارۀ 1) در طرفین گنبدخانه اتاق‌هایی بود که متأسفانه امکان بازدید از آن‌ها فرآهم نشد.

تصویر شمارهٔ  یک- خراسان

تصویر شمارۀ ۱: «نقش شیرین رود از سنگ ولی ممکن نیست/ که خیال رخش از خاطر فرهاد رود. بتاریخ … رمضان المبارک … مرقوم گشت. کمترین فی اعتبار محب علی ساکن …». (منبع: آرشیو نویسنده)

مسجد جامع و مسجد گنبد سنگان

مسجد جامع سنگان دارای دو ایوان با اختلاف سطح یک پله از کف حیاط اصلی است. طاق ایوان جنوبی به طرفین رانش پیدا کرده که برای جلوگیری از تخریب و شکست، ایوان از دو طرف در طاق‌های کناری، در دو نقطه مهار شده است. سقف ایوان شمالی با تخته‌های چوب پوشیده و ستون‌های چوبی از آن نگهداری می‌کنند. برای وارد شدن به ایوان جنوبی (قبله) با توجه به اینکه ایوان فرش نشده است بایستی کفش‌ها را در بیاوریم. در مسجد گنبد در حیاط یک ایوان مسقف چوبی قرار گرفته و بعد از حیاط داخل گنبدخانه می‌شویم، هر دو مسجد به لحاظ نگهداری در وضعیت مطلوبی قرار گرفته بودند.

مسجد و مدرسۀ زوزن

از مساجد دو ایوانی خراسان که طاق هر دو ایوان فرو ریخته است. بنای مسجد و مدرسه بر روی بقایای مساجد قبل از خود ساخته شده و به دلیل همزمانی با حملۀ مغول نیمه‌تمام رها شده است. تاریخ بنای مسجد طبق کتیبۀ موجود در بنا به 616 هـ . ق بر می‌گردد. آخرین‌بار توسط شهریار عدل بررسی‌هایی برای شناخت مسجد و مدرسه و به طور همزمان مرمت صورت گرفته، که در کنار عدل، لباف‌خانیکی کاوش‌هایی کرده و طی این کاوش‌ها به نتایج ارزشمندی دست یافته، به طور نمونه محراب گچبریِ نفیسی که از یافته‌های کاوش لباف‌خانیکی است که وضعیت نگهداری از آن چندان رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسید. از زمانی که اقدام به مرمت بنا شده تا کنون داربست‌های فلزی در محل مسجد و مدرسه بر پا است و متأسفانه باعث به وجود آمدن محدودیت‌های برای بازدیدکنندگان می‌شود و حتی ممکن است مخاطراتی به وجود آورد.

مسجد جامع خواف

بعد از ورود به حیاط مسجد یک صُفه با اختلاف سطح کم نسبت به حیاط، روبه‌روی ایوان منتهی به گنبدخانه (قبله) قرار گرفته است. در جبهۀ جنوبی ایوان، اتاق‌هایی در دو طبقه قرار گرفته که نسبت به کاربری آن‌ها بی‌اطلاعم و در جبهۀ شمالی ایوان در امتداد حیاط، ساختمان جدیدی قرار دارد که دارالحفظ مسجد است و محرابی داشت (تصویر شمارۀ 2) که دو طرف محراب جفت ستون‌هایی قرار داشت که در هر سمت فضایی به ابعاد محراب با دیواری روبه‌روی آن به ارتفاع حدود یک متر بود و اینطور به نظر می‌رسید که محلی برای خطبه خواندن یا اقامۀ اذان باشد. در اتاق جنوبی گنبدخانه منبر چوبی‌ای قرار گرفته که طبق گفتۀ مسئولین مسجد قدمت‌اش طبق نوشتۀ روی منبر به 908 هـ . ق می‌رسد، متأسفانه منبر به لحاظ قرارگیری در محل بگونه‌ای بود که مؤفق به خواندن مرقومۀ روی منبر نشدم. مسئولین مسجد جامع اینطور بیان کردند که از آستان قدس بررسی‌هایی بر روی منبر شده است، اما زمانی‌که من منبر را دیدم وضعیت آن به لحاظ نگهداری مطلوب نبود که لزوم رسیدگی و توجه بیشتر به آن انتظار می‌رود.

تصویر شمارهٔ دو- خراسان

تصویر شمارۀ ۲: محراب گچبری دارالحفظ مسجد جامع خواف. (منبع: آرشیو نویسنده)

 

پایانی بر یک آغاز

بیشتر آثار مورد توجه که بازسازی‌هایی در آن‌ها صورت می‌گیرد به دلیل توجه بیشتر مردم به آن‌ها است و اگر بخواهم نمونه‌ای از بی‌توجهی به علمای شیعه را مثال بزنم، می‌توانم به بنای مقبرۀ قطب‌الدین حیدر در تربت‌حیدریه (زاوه) اشاره کنم (نصرالله پورجوادی به اشتباه قطب‌الدین حیدر را از علمای سنی دانسته است.) که برخی اسامی روی درِ چوبی مقبره گویا مخدوش شده بود و نحوۀ نگهداری از درِ چوبی و حتی مقبره و تزیینات گچی مطلوب نبود که این نشان می‌دهد توجه به مقابر یا بناها براساس نوع مذهب علما یا مردم منطقه نیست؛ بلکه ممکن است براساس دیدگاه‌های مسئولین مربوطه به صورت کلان به بناهای تاریخی و قوانین موجود بر نحوۀ مرمت و نگهداری از آن‌ها باشد. به صورت کلی می‌توان اینطور گفت که بایستی عموم مردم را به سمت شناخت همۀ آثار تاریخی تشویق کرد تا از این طریق تمهیدات لازم برای مرمت و نگهداری از بناها با جدیّت بررسی شود، البته شناخت سنت‌ها و عقاید دیگر اقلیت‌ها و احترام به آنان از موضوعات مورد اهمیت است که باعث به وجود آمدن همدلی بیشتر می‌شود. در پایان این نکته را یادآوری می‌کنم که مردم مناطق یاد شده در محرومیت به سر می‌بردند و با تمام مشکلاتی که زیر سایۀ بی‌توجهی نسبت به آنان تحمیل شده است با گشاده‌رویی پذیرای ما بودند و لحظه‌ای خنده از چهره‌هایشان خاموش نمی‌شد، اما در پشت خنده‌هایشان نگرانی‌ای موج می‌زد که همۀ اعضای گروه ما می‌توانستند آن را حس کنند. قطعاً هر بنا داستانی از مردم را به همراه خود دارد که زیر خروارها تاریخ فریاد می‌زند، فقط گوشی می‌خواهد که شنوا باشد.