محمد منصور فلامکی: کافی نیست که بگوییم پیشینیان ما چقدر قشنگ گفته‌اند، باید آنچه گفته‌اند را تجزیه و تحلیل کنیم

ما این استمرار اندیشه‌مان را دست هوا و هوس نداده‌ایم، بلکه دست تاریخ‌مان داده‌ایم. در تاریخ ما خیلی خبر‌ها است. یکی از افتخاراتم این است که به عنوان معمار به سراغ عزیزالدین نسفی از عرفای سده هفتم هجری قمری رفتم. اندیشه‌پردازی نسفی در زمینه معماری، زایش فضا، خلق فضا و...

محمد منصور فلامکی: معماران نباید خیال کنند که رمز و راز دستیابی به زیبایی را باید فیلسوفان و ناقدان هنر فراگیرند

معماری فراورده‌ای است بسیار پر رمز و راز. از یک سو علاقه‌مندی و عطوفت انسان‌ها را به نمایش می‌گذارد و رشد آنها را موجب می‌شود و از سوی دیگر ارزش‌های اجتماعی و مدنی را قدر می‌نهد و از این راه نمی‌خواهد وجه تمایز آدمیان را زیاده بنمایاند. معماری، پاسخگوی نیازهای روزمره...

محمد منصور فلامکی: خانهٔ سنتی را داده‌ایم و آپارتمان گرفته‌ایم؛ معماران ما هرگز وجه میانه‌اش را مطالعه نکرده‌اند

ما یک اصطلاح خوب داریم؛ همیشه مسکن و مأوا با هم به کار رفته. مأوا محفلی است که خانه‌ای با خانه‌های دیگر گفت‌وگو دارد. آدمها صدای همدیگر را می‌شناسند و می‌شنوند و… . این اتفاق دیگر رخ نمی‌دهد اما تمام این وجه را نیز نباید بر عملکرد مدیران متمرکز کنیم. بخش اصلی به...

محمد منصور فلامکی: امروزه مردم ما به خواسته‌هایی خام و تصورهایی ناسنجیده دربارهٔ خانه و شهر تجهیز شده‌اند

صالح‌ترین شخصی که می‌تواند به نگهداری درست ساختمان بپردازد همان کسی است که درون و پیرامون آن می‌زید. کوتاهی ساکنان و شاغلان در ساختمان‌های گونه‌گون کشور ما در رفغ نارسایی‌های آنها امری غریزی و ذاتی نیست بلکه زادهٔ شرایطی است که بازار رابطه‌های مالی – اقتصادی و...

محمد منصور فلامکی: نمی‌توان به کسی که آزاد بودن و آزادگی را در اندیشه و حرکت خود تجربه نمی‌کند عنوان «معمار» را اطلاق کرد

معماری به انسان اجازه می‌دهد که هم نظریات خودش را بسازد و حفظ کند و هم آنکه آنها را به سنجش و سایش با کارهای دیگران ببرد و سپس ویژگی‌های خویشتن خویش را به میل شخصی خود انتخاب و تعریف کند. شما نمی‌توانید به انسانی که آزاد بودن و آزادگی را در اندیشه و در حرکت‌های خودش...

محمد منصور فلامکی: در سال‌های خیزش هنرها ایران به معماری توجهی نشد

در معماری معاصر ایرانی یک کوتاهی بسیار جدی یا خیلی چشم‌گیر داشته‌ایم و هنوز هم داریم. از زمان انقلاب مشروطیت به این سمت، در سایر رشته‌های هنری تمام دانسته‌های خود را روی کاغذ آوردیم و آنها را بررسی و بحث کردیم. بحث شعر شد، آرام‌آرام بحث موسیقی و نمایش شد که اینها را...