حسین شیخ زین‌الدین

عدم وجود سازندگان خلاق و استفاده‌کنندگان شایسته مشکل امروز معماری ماست.

حسین شیخ زین‌الدین

ما صاحب تمدنی کهن هستیم. درحال‌حاضر بعضی از این تمدن‌ها چالاک و سرزنده‌‌اند و به یاری دستاوردهایشان در همفکری با جهان در پیشبرد هرروزه تمدن بشری، نقش مهمی ایفا می‌کنند. این تمدن‌ها دانشمندان، فناوران و هنرمندان بزرگ بسیاری دارند که دیگران با الگو قراردادن آنها معیارهای خیر، خوبی و زیبایی را در‌می‌یابند و تصورات و توقعات خود را از کامیابی، تکامل و اعتلا با دستاوردهای آنها بهبود می‌بخشند. اما در بعضی از جوامع کهن، نوعی کندی و بلاتکلیفی حاکم است و فناوران، دانشمندان و هنرمندان پیشرو کم‌اند. الگوهای مردم نازل‌اند و ارتفاع پروازهاي فکری و معرفتی کوتاه است. بیشتر مردم آسان‌گیر و بی‌سلیقه‌اند. هیچ شوقی برای حرکت به‌ سوی آینده بهتر ندارند. در گذشته به‌ سر می‌برند، اما به دلیل کمی فعالیت ذهنی، حتی حق گذشته را هم به‌خوبی ادا نمی‌کنند. در معماری هم وضع به همین منوال است. بسیاری از دست‌اندرکاران ساخت‌وساز ما تشخیص درستی از زیبایی ندارند، اکثر بناهای جدید از زیبایی بی‌بهره‌اند. شاید به سبب این همه ساخت‌وساز زشت، بعضی به فکر افتاده‌‌اند که معماری جدید، معماری بدی است و اصولا ناهماهنگ و زشت است و هر چه زیبایی است، در قدیم خلاصه شده است، اما این تصور درستی نیست. جامعه ما در شرایطی است که هنرمندان خلاق و مردم زیباشناس، در آن کم شده‌‌اند یا به حساب نمی‌آیند.
بیشتر آنها که از معماری قدیم تقلید می‌کنند، کارهای زشت و حتی کاریکاتورواری را تولید می‌کنند؛ اکثر بناهای مذهبی که بدون هیچ خلاقیتی فقط با تقلید از تعدادی نشانه‌های قدیمی طراحی و ساخته می‌شوند، مخلوط ناسازی از فضاهای ناقصی است که حتی با نازل‌ترین آثار قدیمی هم نمی‌توان آنها را مقایسه کرد. این نشان می‌دهد مشکل در سبک جدید یا سبک سنتی نیست. مشکل در نبود سازندگان خلاق و استفاده‌کنندگان شایسته است. (در مقالهٔ «زمان و زبان» در روزنامهٔ شرق، سال 1395)

دوام ما در معماری به خلق جدید است، به تقلید قدیم نیست.

حسین شیخ زین‌الدین

چه ما مخالف مدرنیته باشیم و چه نباشیم، چه علاقه به سنت‌هایمان داشته باشیم و چه نه، نحوه زندگی‌ای داریم که نمی‌توانیم از آن فرار کنیم. ما شهرهای بزرگی داریم، ما از اتومبیل استفاده می‌کنیم، ما به بیمارستان نیاز داریم، ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه و لوله‌کشی آب می‌خواهیم. اینکه به‌خاطر سنت از این نیازها صرف‌نظر کنید، اصلا خارج از بحث منطقی و عقلانی است. بنابراین شما کجا می‌توانید هویت جدیدی که با واردشدن بسیاری از پدیده‌های تازه لازم دارید را تجربه کنید؟ آنجا که به تعامل فرهنگی معتقد باشید. سیحون خوشبختانه در دوره‌ای بود که با قدرت خلاقیت بالا، از این تعامل فرهنگی سود بسیار جست. همه کسانی که از سیحون سخن می‌گویند تکرار می‌کنند او عاشق ایران بود ولی اگر دقت کنید سیحون به‌طور کامل یک معمار مدرن هم بود. چطور این دو با هم سازگار شد؟ فقط در تعامل فرهنگی می‌توانست جوش بخورد. در نتیجه سیحون بزرگ‌ترین نقشش این بود که ما را با آرامش تمام به طرف آن زندگی‌ای که نمی‌توانستیم از آن احتراز کنیم، سوق داد. برای مثال مقبره ابن‌سینا را نگاه کنید. آنهایی که هویت را با تقابل فرهنگی و غیریت ترجمه می‌کنند، شاید فقط میل گنبد قابوس را ببینند، اما آنهایی که از منظر تعامل فرهنگی به آن می‌نگرند، آن پلت‌فرم و مصطبه و جایی که برج روی آن نشسته را نیز می‌بینند. یک گوشه چشم به معماری مصری دارد، یک گوشه چشم به پنجره‌های کلاسیک یونان و به‌قدری با دقت این تعامل فرهنگی صورت گرفته که به گمان من یکی از کارهای مهم و قابل تحسین وی است. این اولین بار بوده که معماری توانسته با ظرافت خاصی تعامل فرهنگی را ایجاد کند. هیچ احترازی نداشته تا اگر از هر گوشه دنیا فکری به نظرش می‌آید، از آن بهره ببرد و در یک آمیزش هنرمندانه شکل جدیدی خلق کند. دوام ما در معماری به خلق جدید است. به تقلید قدیم نیست. (در گفتگو با روزنامهٔ شرق، سال 1394)

مطالعات و ملاحظات تئوریک و فنی بر تخیّل معمار مهارهایی منطقی می‌زند و وجودی درک شدنی و پذیرفتنی به آن تخیلات اعطاء می‌کند.

حسین شیخ زین‌الدین

من از آن نسل از معماران هستم که مطالعات تئوریک و ملاحظات فنی و علمی و اقتصادی برایم بسیار مهم و سرنوشت‌سازند. اما معتقدم که جوهر کار هنری از یک فعالیت بسیار مهم و پر از رنج زیباشناسانه و به کمک تخیلی قوی به وجود می‌آید و مطالعات و ملاحظات تئوریک و فنی بر این تخیل مهارهایی منطقی می‌زند و وجودی درک شدنی و پذیرفتنی به آن اعطا می‌کند. نه می‌توان از منطق گریخت و نه می‌توان بدون تخیل چیزی آفرید. از این مقوله بسیار می‌توان گفت اما تقریبا هیچ کس الهام و جوهرهٔ اصلی کارش را بلاواسطه و به آسانی از جهان خارج برنمی‌گیرد. فرایند طولانی و پیچیده‌ای عالم خارج را با ذهن و تخیل پیوند می‌زند و چیزی نو پدید می‌آورد. خلق کردن ولو به مقدار اندک هم محتاج نیروی تخیل عظیمی است که در هر کس با روش و شکل مخصوصی که متعلق به اوست بروز و ظهور می‌یابد. (در مقالهٔ «از پندار تا پدیدار» در مجلهٔ معماری و شهرسازی، سال 1378)

طراحی‌مان بد نیست؛ سازمان دادنمان بد است، آموزش‌مان بد است، صنعت پشتیبان معماری‌مان بد است، سلیقه‌ای که باید از ما تقاضا و طلب داشته باشد بد است.

حسین شیخ زین‌الدین

به اعتقاد من امروز مشکل معماری ما طراحی نیست. در مجموع معماران خوب ما از نظر قدرت طراحی و تخیل و تصور اگر سرآمد نباشند بسیار قابل قبول‌اند. ولی به محض این که از این آستانه می‌گذریم بحران آغاز می‌شود. البته بخش عمده‌ای از وضع معماری به وضعیت فرهنگی ما برمی‌گردد و این واقعیت که ما علی‌الاصول به خلق یک فکر بیشتر از همه عوامل تحقق آن اهیمت می‌دهیم. اما مشکل اصلی ما در نظام انجام کارهایمان است. بخشی از این مشکل ناشی از تربیت خود ماست که قادر به سازمان و سامان دادن عوامل نیستیم. به عبارت بهتر طراحی‌مان بد نیست، سازمان دادنمان بد است، آموزش‌مان بد است، صنعت پشتیبان معماری‌مان بد است، سلیقه‌ای که باید از ما تقاضا و طلب داشته باشد بد است. (گفتگو با مجلهٔ معمار، سال 1381)

گفتگو در باب معماری بسیاراهمیت دارد.

حسین شیخ زین‌الدین

گفتگو در باب معماری ممکن است در ابتدای امر به اندازهٔ طراحی مهم و حیاتی جلوه نکند، اما هرکس که اندکی دست به کار معماری باشد یا بخواهد اثری را درک کند یا حتی برای خودش ترجیحی قائل شود و اثری را خوب به شمار آورد یا بد، زود درمی‌یابد که گفتگو در باب معماری بسیار اهمیت دارد. (مجله معمار، ش 23)