محمدرضا حائری

فضا عنصر اصلی معماری است که در طول تاریخ همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت.

محمدرضا حائری

اگر در جامعهٔ ما بحث نقد در معماری ضابطه‌مند و جدی بود، کارفرما و مردم به حرف ناقد گوش می‌دادند، چون ناقد دلسوز مردم و معماری است و اصلا مسئول است. در اینجا «د» از لغت «نقد» افتاده و تبدیل به «نق» شده است. یعنی عده‌ای نق می‌زده‌اند و این نقد نیست. به عبارتی چون خودشان نتوانسته‌اند موفق باشند، دیگران را مورد سرزنش قرار می‌دادند. در نقد، کاملاً دلسوزی وجود دارد و وقتی دیده می‌شود این دلسوزی برای جامعه است، کارفرما باید به این نقدها توجه کند. گاهی ممکن است یک ناقد معماری از ساخت یک اثر جلوگیری کند.

ما باید در ابتدا ناقد تربیت کنیم، بر روی آموزش منتقد کار کنیم و سپس به نقد اهمیت دهیم. به نظر من بسیار مهم است که بتوانیم با یکدیگر گفت و گو داشته باشیم. یکی از شرایط این گفت و گو که این قدر در جامعهٔ ما مطرح می‌شود و ما خلأ آن را حس می‌کنیم، نقد است. شما برای نقد داشتن باید بدانید چه می‌خواهید بگویید. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ آینهٔ خیال، سال 1378)

فضا عنصر اصلی معماری است که در طول تاریخ همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت.

محمدرضا حائری

در طول اعصار مختلف، معماری چهره‌های مختلفی از نظر مصالح به خود گرفته است، گاهی خشت به کار رفته، گاهی سنگ، آجر، فولاد، شیشه و غیره. اما در تمامی این دوره‌ها، یک عنصر ثابت است: فضا. اگر ما همه این مصالح را از بین ببریم، فضا باقی می‌ماند. به همین جهت، عنصر اصلی که در طول تاریخ به طور ثابت در معماری وجود داشته و همواره نیز وجود خواهد داشت، فضاست. محور اصلی معماری، فضاست. پس ورای مواد سازنده بنا، آن چیزی که باقی می ماند، فضاست. لذا باید فضا را آگاهانه سازمان داد.
در این میان، سازمان دهنده، معمار است. نقش معمار مشابه نقش رهبر یک ارکستر است. در هر ساختمان، پارک، بندر، فرودگاه و هر چیزی که طراحی و ساخته می شود، هزاران فرد درگیر است، معمار همه اینها را یکپارچه می‌کند. لذا، معمار، سازمان دهی است که باید به سازمان‌دهی فضا آگاه باشد. (گفتگو با وب‌سایت انسان‌شناسی و فرهنگ، سال 1390)

معماری ایران در دو دورهٔ اسلامی و باستان با سه معیار اصالت فضا و رعایت حریم و استفاده از امکانات طبیعی شکل گرفته است.

محمدرضا حائری

معماری ایران در دو دورهٔ اسلامی و باستان سه معیار اصلی داشته که با آنها در تمام طول تاریخ معماری کرده است. معیار اول فضا بوده و سازه هم از سازمان فضایی تبعیت می‌کرده است. معیار دوم حریم و سازماندهی حد فاصل و قلمرو عمومی و خصوصی و معیار سوم استفاده از امکانات طبیعی که همه با هم یک کلیت را تشکیل می‌دادند. تجربهٔ مدرنیته در این بستر به ما یک فرصت تاریخی می‌دهد. بهترین نمونه مجموعهٔ باغ ملی است. شاید در هیچ کجای ایران این همه اثر جالب توجه معماری یکجا جمع نشده باشند. (گفتگو در میزگردی راجع به هویت ملی در معماری، منتشر شده در مجلهٔ معمار، سال 1383)