پائولو مندز دا روشا | Paulo Mendes da Rocha

پائولو مندز دا روشا، متولد سال ۱۹۲۸، معمار برزیلی برندهٔ جایزهٔ پریتزکر سال ۲۰۰۶ است.

معماری همچون سخنرانی است؛ نکتهٔ مهم آن انتخاب درست واژه است نه خلق واژهٔ جدید.

پائولو مندز دا روشا

این روزها بر بهترین تکنیک‌های ساخت و ساز این عقیده سایه افکنده است که لازم است هر ماده یا متریال جدیدی همیشه منجر به خلق نوعی تازه از معماری شود. اما چنین عقیده‌ای همیشه درست نیست. اگر شما بخواهید چیزی که به هیچ‌وجه سابقه نداشته خلق کنید، برای مثال تصور کنید می‌خواهید معماری را در سیاره‌ای دیگر گسترش دهید، بدیهی است که نیازمند فن‌آوری‌های رایانه‌ای جدید، {دانش} و مواد مربوط به استخراج و عمل‌آوری فلزات، آلیاژها و چیزهایی از این قبیل هستید. اما ایدهٔ ساخت شهرکی تازه یا ایدهٔ حل مشکلاتی که همهٔ ما رؤیای پیدا کردن پاسخشان را داریم، مثلا تهیهٔ خانهٔ مناسب برای همهٔ مردم، و سایر ایده‌هایی این‌چنینی نیازی به {خلق} تکنیک‌های جدید ندارد، بلکه نیاز است از ایده‌های معمول موجود به بهترین شکل مورد استفاده قرار گیرد.

معماری مانند سخنرانی است؛ نکتهٔ مهم انتخاب و سازمان‌دهی درست واژه‌های موجود است، {نه خلق واژهٔ جدید}. در معماری، تکنیک یا روش ساخت به معنای به کاربردن مواد و متریال‌های غیر معمول نیست، روش ساخت صرفا بر روش ساخت دلالت می‌کند. (در گفتگو با Ruth Verde Zein، منتشر شده در مجلهٔ BOMB، سال ۲۰۰۸)

دانشکدهٔ معماری می‌تواند هستهٔ مرکزی همهٔ دانش‌ها باشد.

پائولو مندز دا روشا

نیاز است که دانشکده‌های معماری پهنهٔ وسیع‌تری از دانش‌ها را پوشش بدهند و فقط به {اموزش‌های مرتبط با} فنون ساختمانی اکتفا نکنند. معماری با اشکال مختلف دانش بشر از جمله انسان‌شناسی، نقد، فلسفه، زبان‌شناسی و علوم فنی سر و کار دارد. من خیال می‌کنم که در قلب یک دانشگاه، دانشکدهٔ معماری می‌تواند هستهٔ مرکزی همهٔ دانش‌ها باشد. (در گفتگو با  Jessica Mairsنویسندهٔ وب‌سایت Dezeen در سال 2017)

این که من اهل برزیل هستم به این معنا نیست که معماری برزیلی تولید می‌کنم.

پائولو مندز دا روشا

معمار بودن ربطی به اهل کجا بودن شما ندارد. معماری دانشی جهانی است. این که من اهل برزیل هستم به این معنا نیست که معماری برزیلی تولید می‌کنم. من دور و برم را می‌بینم، از منابع موجود و مواد در دسترس استفاده می‌کنم، شرایط آب و هوایی را درک می‌کنم و به همین ترتیب {در هرکجای دنیا} پیش می‌روم. معمار بودن به دانستن است؛ شما در مقام معمار {بر اساس دانش خود} مکان بنایی که قرار است ساخته شود را بررسی می‌کنید و درک می‌کنید که چگونه به این مکان خاص و موقعیت آن پاسخ دهید. آب همان آب است، جاذبه همان جاذبه است، نور خورشید هم همان است. همه‌چیز همه‌جا یکسان است. (در گفتگو با  Vladimir Belogolovskyنویسندهٔ وب‌سایت ArchDaily در سال 2016)