دسته‌ها
ایو کلاین

ایو کلاین: نقاشی صرفا شاهدی است که آنچه را که رخ داده ثبت کرده است

نقاشی صرفا یک شاهد است، سطح حساسی که آنچه را که رخ داده ثبت کرده است. رنگ از نظر وجه شیمیایی‌اش که توسط هنرمندان به کار گرفته می‌شود، رسانه‌ای است که بیشترین توانایی تاثیر پذیری را از این اتفاق دارد. بنابراین من فکر می‌کنم که می‌توانم بگویم نقاشی‌هایم نمایشی از اتفاقات شاعرانه یا بیشتر شاهدانی بی‌حرکت هستند، شاهدانی خاموش و ایستا از ماهیت حرکت و زندگی آزاد. {…} نقاشی‌هایم خاکستر هنر من است. (بخشی از مقاله The Monochrome Adventure: the monochrome epic، سال ۱۹۶۰)

دسته‌ها
جکسون پولاک

جکسون پولاک: وقتی روی زمین نقاشی می‌کنم تبدیل به بخشی از نقاشی می‌شوم

من نمی‌توانم با سه‌پایه نقاشی کار کنم. نیاز به پایداری سطحی سخت دارم. {با نقاشی کردن} روی زمین آسوده‌ترم. خودم را نزدیک‌تر حس می‌کنم، بیشتر بخشی از نقاشی می‌شوم. هر چه می‌گذرد بیشتر از ابزار مرسوم نقاشی مثل سه‌پایه، پالت و قلم‌مو فاصله می‌گیرم. ترجیح می‌دهم با چوب و حوله و چاقو و رنگ روان و یا رنگ‌گذاری ضخیم با شن، شیشه شکسته و مواد ناجور دیگر کار کنم. وقتی بر نقاشی‌ام تمرکز می‌کنم، از کاری که می‌کنم آگاه نیستم. فقط بعد از نوعی دورهٔ آشنایی است که تازه می‌بینم چه‌کار داشتم می‌کردم. نقاشی زندگی خودش را دارد. تنها در صورتی نتیجهٔ کارم افتضاح می‌شود که رابطه‌ام با نقاشی قطع شود. در غیر این صورت یک هماهنگی خالص، یک بده بستان راحت وجود دارد و نقاشی خوب از آب در می‌آید. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ Possibilities در سال‌های ۱۹۴۷- ۱۹۴۸، منتشر شده در وب‌سایت guardian، سال 2007)