دسته‌ها
رابرت ونتوری

رابرت ونتوری: اندیشهٔ یک معمار همواره از معماری او جلوتر است

اندیشهٔ یک معمار همواره از معماری او جلوتر است، چرا که یک اثر معماری مدتی طول می‌کشد تا به تحقق برسد. ممکن است شما در کسری از ثانیه به یک ایده دست بیابید، اما شاید پنج سال طول بکشد تا آن ایده تبدیل به اثر معماری شود. پس معماری ما در مقایسه با آنچه می‌گوییم ملال‌انگیز و خسته‌کننده است. علاوه بر این، ما {=ونتوری و اسکات براون} سعی می‌کنیم معماری را به حامل صرف ایده‌های خودمان تبدیل نکنیم؛ بنابراین عمداً تناظر دقیقی نیز میان این دو {گفته‌ها و معماری‌مان} وجود ندارد. (در گفتگو با John w. Cook و Heinrich Klotz، منتشر شده در کتاب Conversation with architects در سال ۱۹۷۳)

دسته‌ها
پاتریک شوماخر

پاتریک شوماخر: راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد

راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد. او همان کسی بود که جهانی تازه و شگفت‌انگیز از امکانات را از طریق نوآوری‌های رادیکالش ایجاد کرد، با این حال به کارمندان جوانش نیز اجازه می‌داد تا شکوفا شوند و خلاقیت خودشان را به شکلی رقابتی به کار گیرند. از همین طریق بود که من به جایگاه کنونی‌ام رسیدم.

در دفتر طراحی زها حدید ما بهترین ایده را از میان ایده‌ها بیرون می‌کشیم، سپس در کنار هم بر روی توسعهٔ آن کار می‌کنیم. این فرایندی بسیار مشارکتی و جمعی است و همین موضوع راز تطبیق‌پذیری ماست. طرح‌های ما دی‌ان‌ای یکسانی دارند، اما در عین حال متنوع‌اند؛ بسیار متنوع‌تر از طرح‌هایی که از سایر معمارستاره‌ها پیدا می‌کنید، طرح‌هایی که بیشتر احساس می‌شود توسط یک نفر خلق شده باشند. آنگاه که حدید زنده بود در دفتر ما این‌چنین نبود و حالا هم اینطور نیست. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش۳، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
اریک اوون ماس

اریک اوون ماس: ایده‌ای که من می‌پسندم ایده‌ای است که قبل از ابزار وجود داشته باشد

اگر به دفتر ما نگاه کنید، می‌بینید که ما تمام ابزارها را در اختیار داریم. اما این ایده که یک پروژه چه می‌تواند باشد، قبل از استفاده از ابزار وجود دارد. این جای بحث دارد. چون زمانی که ابزار را می‌سازید، افراد با آن کار می‌کنند و آن را یاد می‌گیرند و بعد با کمک آن، تصاویر و چیزهایی تولید می‌کنند. اگر ابزار نباشد، مجبورید اول آن {ابزار} را تولید کنید. خیلی از چیزهایی که ما اینجا در دفتر می‌سازیم، مثل شیشهٔ خم شده یا سقف فایبرگلس و چیزهای دیگر، بر اساس ایده‌هایی شکل گرفته‌اند که ابزار تولید آنها موجود نبوده. بنابراین باید راهی پیدا کنیم تا بتوانیم طراحی کنیم، چیز بسازیم، یک ساختمان را مهندسی کنیم تا ادراک جدیدی از فرم، فضا و مواد ارائه کنیم.

ایده‌های اولیه‌ای که ما را به سوی خم کردن شیشه هدایت کردند، باعث شدند بتوانیم شیشه را خم کنیم. بنابراین برای نفر بعدی مسئله فرق می‌کند. به خاطر اینکه می‌داند این کار شدنی است. او یک نرم‌افزار برای کشیدن دارد. این خطرناک است؛ خطر اینکه چیزی که به عنوان یک ابتکار یا کشف شروع می‌شود، به یک سیستم قانونی تبدیل می‌شود. {پاتریک} شوماخر چنین آدمی است. به عبارت دیگر چیزی که در یک زمان ابداع شد، دائماً تکرار شد. چیزی که می‌دانیم چطور انجام می‌شود، به کپی تبدیل شد. به جای آنکه تلاش کنیم و عرصهٔ متفاوتی کشف کنیم. ایده‌ای که من دوست دارم، ایده‌ای است که قبل از ابزار موجود است. اما این کار همیشه ممکن نیست. بنابراین دست‌کم باید نسبت به ابزار و کار با آن کمی بدبین باشید. (در گفتگو با پویان روحی در کتاب «روایت‌های آوانگارد»، منتشر شده در سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: یک قرن و نیم است که معماری ایران به تولید عکس‌برگردان جهان مدرن پرداخته است

حدود یک قرن و نیم است که تولید معماری در ایران، بدون درک نهادینه شده از مدرنیسم و جهان مدرن به تولید «عکس برگردان» آن پرداخته است. مهم‌ترین حرکت‌های محیطی و اندیشه‌های ساخت در فعالیت‌های حرفه‌ای ما به صورت برچسب و شعار و تظاهر دفاتر معماری خود را عیان ساخته است. شعارهایی مثل طبیعت‌گرایی، پایداری، و غیره. در واقع جامعهٔ حرفه‌مندان ایده‌ها را هم نظیر تولیدات، مصالح، ساخته‌ها و حتی اصطلاحات مصرف می‌کند که متأسفانه خیلی زود هم با تغییر مد آنها را از دست می‌دهد. انتشار مقالات فرمایشی و عاریه گرفتن مفاهیم از ترجمه‌های بدون ذکر مأخذ و تهی از هر چیز، حتی تهی از تهی، و بسنده کردن به کاربرد واژگانی شیک و خالی از مغز، نمود عوام‌فریبی دیگری است که در سطح بالاتری از تجربهٔ مهندسی حضور خود را نشان می‌دهد و معماران و شهرسازان به عنوان کارگزاران دستگاهی در می‌آیند که در آن مادیات حرف اول را می‌زند و بی‌جهت نیست که در نهایتِ دریوزگی به درجه‌ای نازل از نماسازی یا روبناسازی در طرح هایشان افول می‌کنند و امکان روزآمد و مؤلف بودن در معماری را از دست می‌دهند. تصاویر جذابی که ایشان با تکنولوژی و نرم‌افزارهای جدید ظاهر می‌کنند، بی‌شباهت به همان عکس ماری نیست که برای اذهان نحیف حکم مصداق عینی بلندپروازی‌هایشان را دارد و بدین طریق عوام‌فریبی که نتیجهٔ بلافصل فرصت‌طلبی است متداول می گردد.

{…} آیا هیچ‌گاه فکر کرده‌ایم در بسیاری از زمین‌هایی که بی‌اندیشه {در آنها} ساختمان می‌سازیم یا بنایی را احداث می‌کنیم در طول حیات کرهٔ زمین چیزی بنا نشده بوده است؟ آیا متوجه این بکر بودن و این تجاوز به کره زمین بوده‌ایم؟ آیا ما واقعا به کرهٔ زمین احترام می‌گذاریم؟ یا اینکه منتظریم ببینیم در غرب چه شعاری مطرح می‌شود و آنها چه می‌کنند تا ما هم کاریکاتوروار آنها را ترجمه کنیم و معماری‌های آنها را مانند برچسب بر آثار خود الصاق کنیم، بدون آنکه به ارزش و تفکرات پایه‌ای آنها واقف باشیم و به اندازهٔ آنها کار کنیم؟ برعکس، فکر می‌کنیم ما از همه حرفه‌مندان جوامع دیگر برتریم اما پیشنهادی هم نداریم. یا به بیان بهتر اصلاً فرصتی برای اندیشیدن نداریم. (در مقاله‌ای با عنوان «بحران اخلاقی و هویت جامعهٔ مهندسی ایران»، منتشر شده در فصلنامهٔ معماری و شهرسازی، ش ۸۴، سال ۱۳۸۵)

دسته‌ها
گفتگوی کامل لویی کان

لویی کان، فضای ایده‌ها؛ دربارهٔ لویی کان و معماری او

[et_pb_section fb_built=”1″ custom_padding_last_edited=”on|desktop” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ background_color=”#ffde00″ custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” admin_label=”Row” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_post_title meta=”off” admin_label=”Post Title” _builder_version=”4.2.2″ title_font_size=”30px” title_line_height=”1.3em” background_color=”rgba(255,255,255,0)” parallax=”on” parallax_method=”off” text_orientation=”center” parallax_effect=”on” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”] [/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ fullwidth=”on” custom_padding_last_edited=”on|desktop” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ background_color=”#222222″ custom_padding=”0px|0px|0px|0px” custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_fullwidth_header title=”نوشتهٔ ویلیام جی. آر. کورتیس” subhead=”ترجمهٔ معین زندی” text_orientation=”center” content_max_width=”none” admin_label=”Fullwidth Header” _builder_version=”4.2.2″ title_font_size=”19″ subhead_font_size=”19px” background_color=”rgba(255, 255, 255, 0)” button_one_letter_spacing_hover=”0″ button_two_letter_spacing_hover=”0″ button_one_text_size__hover_enabled=”off” button_two_text_size__hover_enabled=”off” button_one_text_color__hover_enabled=”off” button_two_text_color__hover_enabled=”off” button_one_border_width__hover_enabled=”off” button_two_border_width__hover_enabled=”off” button_one_border_color__hover_enabled=”off” button_two_border_color__hover_enabled=”off” button_one_border_radius__hover_enabled=”off” button_two_border_radius__hover_enabled=”off” button_one_letter_spacing__hover_enabled=”on” button_one_letter_spacing__hover=”0″ button_two_letter_spacing__hover_enabled=”on” button_two_letter_spacing__hover=”0″ button_one_bg_color__hover_enabled=”off” button_two_bg_color__hover_enabled=”off”][/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” admin_label=”Row” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” custom_padding=”0px||0px|” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_text admin_label=”Text” _builder_version=”4.2.2″ text_font=”|600|||||||” background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

در این مقاله با عنوان «لویی کان: فضای ایده‌ها»[1] ویلیام جی. آر. کورتیس[2] میراث درخشان لویی کان را بررسی می­‌کند، کسی که اجرای آخرین ساختمان آن، یادبود روزولت[3]، اخیراً در نیویورک به پایان رسیده است.

«ذات حقیقی تنها در خلأ وجود دارد. به عنوان مثال، حقیقت یک اتاق، در فضای خالی محصور بین سقف و دیوارها یافت می­شود نه در خود سقف و دیوارها.» (اوکاکورا کاکوزو[4]، کتاب چای[5]، ۱۹۰۶)

پس از افتتاح آخرین پروژه کان در نیویورک و گشایش نمایشگاه مهم مونوگرافی[6] [7] در هلند، اثبات شد که آثار این معمار یک هنر متعالی و منحصربه‌فرد است که بیشترین ارتباط را با عصر حاضر دارد. کان با استفاده از کهن‌­الگوها[8] از منابع مختلف، یک زبان معتبر مدرن ترسیم کرد که کاملاً با مکان، ساختار و فرهنگ هماهنگ است.

لویی کان بیش از 25 سال پیش درگذشت[9] اما بررسی جامع آثار او به نحوی که شایسته باشد، به تازگی آغاز شده است. همزمان با کمک او به تاریخ، تأثیرات بلند مدت آن برای معماری جهانی آشکارتر شده است. پس از قدرت­‌نمایی فرمالیستی سال‌­های اخیر، معماری وی به عنوان پاسبان اصول شناخته می‌­شود. معماری کان دارای ابعاد و بریده‌­های متعددی از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی مختلف است. این معماری از هماهنگی با مباحث روزِ گذرا امتناع می­‌کند. بسیاری از نوشته‌ها در مورد کان، به جای بررسی آثار معمار، آشکارکننده دغدغهٔ شخصی نویسندگان هستند. تلاش نویسندگان پست‌مدرن جهت معرفی کان به عنوان پدر پست‌مدرنیته، با توجه به اصالت و جاذبهٔ کارهای وی، مضحک به نظر می‌­رسد.

پارک فور فریدمز کان پیشکش شده به رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت سرانجام تحقق یافته است. این سایت در نوک جزیره‌ای در رودخانهٔ شرقی نیویورک، با پس زمینهٔ خط افق منهتن و ساختمان سازمان ملل قرار دارد.

به همان اندازه، تلاش­‌های بی‌­شمار «مینیمالیست‌­ها» در منصوب کردن کان به شجره­‌نامهٔ خود، خطر تحریف کردن او و تنزل «سادگی» آشکار وی در حد یک «دستورالعمل هندسه و مصالح» را به وجود می­‌آورد. اخیراً اصطلاح «تکنوتیک [10]» به عنوان پاسخی فرضی به جهان پر از تصورات دلبخواهانه به وجود آمده است که در اینجا نیز کان تحت لفاظی قرار می­‌گیرد. معماری کان پر از وارونگی است: توده­‌هایی که ناگهان بی‌­وزن به نظر می­‌رسند، موادی که در فراماده فرو می‌­روند؛ سازه‌هایی که نیروها و نگه­دارنده‌ها را وارونه می‌­سازند؛ پرتوهای نور که قلمرو سایه را نشان می‌­دهند؛ احجامی توپری که به فضای خالی تبدیل می‌­شوند.

«معماری» شناسانده شده توسط کان، «ساخت متفکرانه فضا است». کار وی شامل نمونه‌­های زیادی از اتاق‌­ها و فضاهای باز است که کمک به تفکر عمیق[11] می­‌کند. به عنوان مثال انستیتو سالک[12] در لاهویا[13]، کالیفرنیا (1965) که در آن از یک فضای باز برای ایجاد توجه به خط افق اقیانوس آرام و از یک آبراه و نور برای افزودن بعد متافیزیکی جهت جستجوی قوانین پنهان طبیعت، استفاده می­‌کند. یا مجدداً در موزه کیمبل[14] در فورت‌ورث تگزاس (1972) شکاف‌­هایی در رأس طاق‌­های منحنی آن وجود دارد که برای ورود بخشی از نور روز به فضاهای داخل که بر روی سطح بتن صیقلی پخش می‌شود، به کار می‌­رود. در آثار متأخر، به نظر می‌­رسد کان شیفتهٔ خلق دید معنوی از طریق عناصر ابتدایی است. سازه، فضا و نور ترکیب شده­‌اند.

ظاهراً وی قصد دارد ایده‌­های مختلف هندسی و سازه‌­ای را متحد سازد تا ذهن و حواس ناظر را مستقیماً لمس کند. تأثیر از آثار باستانی بسیارند، اما نباید بیش از حد مهم به نظر برسند و فراموش کنیم که کان از منابع خود فراتر رفته و سبک دلخواه خویش را ساخته است. او با وجود تصاویر مختصر، عصارهٔ مطالب را ارائه می‌­دهد و این سبک، فراتر از دیگران، انتزاعی است. کان از یک انتزاع مدرنیستی برای ایجاد یک محتوای پیچیده، حتی گاهی اوقات برای ارائه یک خلأ متافیزیکی استفاده می­‌کند. کار او خارج از دسته‌­بندی‌­های سَبْکی است، و گاهی اوقات سطح کهن‌­الگویی از تجربه را لمس می‌­کند.

مجلس ملی در داکا، بنگلادش، هندسه‌های نمادین را برای احضار مبدأ‌های معماری و نهادها به کار می‌برد. منابع متنوعی از الهام از دوران باستان تا استوپاهای بودایی برای بیان مفاهیم قدرتمند مدرنیته و ملیت در کشور در حال ظهور پس از استعمار، تلفیق و دگرگون شده‌اند.

کان را می‌­توان یکی از معدود معماران قرن بیستم دانست که با مسئلهٔ تعریف یک اثر یادمانی مدرن و معتبر درگیر بوده است. طرح‌­های وی برای فضاهای مقدس ادیان مختلف (کلیسا، کنیسه، مسجد) ایدهٔ تجمع را با یک حس متعالی ترکیب می­‌کند. نور یکی از نکات کلیدی در این ترکیب نامحسوس بود. کان از طریق هندسه‌­های نمادین، سرچشمهٔ معماری و نهادها را فراخواند. وی با ساختمان­‌هایی مانند مجلس شورای ملی[15] در داکا، بنگلادش (1976)، پاکستان شرقی سابق، تضادهای بازنمایی در شرایط بعد استعمار[16] [17]را تفسیر کرد و موفق شد سنت‌­های شرقی و غربی را با یکدیگر ادغام کند.

نمونه‌­های پرقدرتی از آثار تاریخی دوره‌ها و فرهنگ‌­های مختلف شامل پانتئون رم، قلعهٔ قرون وسطایی کاستل دل مونته[18]، مقبره‌های مغول، مساجد دورهٔ تاریخی سلطنت[19] بنگال، حتی ماندالاها و استوپاهای بودایی وجود دارند، اما در بنای مجلس شورای ملی این الهامات متنوع در یک فرم فعالی از وُیدهای قطع شده توسط محورها و مستقر در سلسله مراتب معین، تلفیق و دگرگون می­‌شوند.

یکی از شناخته‌شده­‌ترین هندسه­‌های مورد علاقهٔ کان از طبیعت، کریستال‌­ها و دانه‌­های برف است که فراتر از همهٔ تصورات فضایی،‏ مدرن است -برعکس احجام بنایی متراکم مدرن: جشنی از ویدهای مملو از نور.

پلان پانتئون در رم، یک معبد مدور متعلق به تمامی خدایان، در ابتدا توسط مارکوس آگریپا دایر و توسط امپراطور هادریان در سال 126م بازسازی شد.
اسکیس لوکوربوزیه از خرابه‌های رومی و احجام اولیه؛ انتزاع هندسه اصلی از فرم‌های کلاسیک
پلان کاستل دل مونته، یک ارگ کاملاً هندسی متعلق به قرن ۱۳م
پلان حمام‌های کاراکالا در رم متعلق به قرن ۳م
پلان مجلس ملی. سازماندهی مرکزی نشان‌دهندهٔ ایده‌های نمادین تجمع و مرکزیت است. عنصر قلعه‌مانندِ مسجد (پایین، مرکز) تعمداً خارج از محور قرار گرفته است تا در جهت قبله باشد.

نظم موجود در آموزش­‌های معماری بوزار[23] برای سازماندهی اصول، در تمام زندگی کان به او کمک کرد. اما قبل از مرحلهٔ بیان کردن، مرحله کشف و شهود وجود داشت و او با هر طرح به دنبال یک ایدهٔ اصیل بود، یک فرم درخشان از تفکر، که همه‌چیز را زنده می‌­کند. او اغلب به فضاهای متمرکز احاطه‌شده توسط حاشیه­‌های فرعی متوسل می‌­شد تا به نهادها، مانند کتابخانه­‌ها، پارلمان­‌ها یا خوابگاه‌­ها شکل دهد. پلان مجموعه با فضاهای داخلی و خارجی، معادل بصری «جامعه­‌ای از اتاق­‌ها» بود.

در نمونهٔ موردی داکا، کان انواع مختلف طرح­‌های متمرکز را برای تجسم مفاهیم نمادینِ تجمع و مرکز بررسی کرد. وی سرانجام محورهای اصلی و فرعی را مقرر کرد که بیانگر رابطه­‌های متقابل بین عملکردهای مختلف یک پارلمان و یک بنای ملی است. شامل مسجدی با فرم قلعه‌مانند که برای قرارگیری در جهت قبله چرخیده است. برج­‌ها و دیوارهای کناری ارگ یادآور افسون کان است. ساختمان مجلس با سطوح بزرگ بتنی محو شده در نور، قالب‌­های مرمر مانند اتصالات و مناظر بزرگی از سایه­، حضور پررنگ و اشتیاق به بعد ازلی دارد. در واقع ایالت داکا را به صورت ایدئالانه با استفاده از نمایش جهان کوچکی از قدرت، نمادی با مفاهیم عالم هستی، با زبانی اغراق شده و پر آب و تاب نشان می‌­دهد.

کار کان در داکا دربرگیرندهٔ دوره‌­های مختلف تاریخی (بومی و جهانی)، با تلاش برای شکل‌دهی نظم پسااستعماری و با ترکیب جنبه‌های سکولار و مذهبی در سیاست، به دنبال {پاسخ به} سؤالاتی در خصوص هویت است. این ساختمان نمادی از دموکراسی در کشوری است که هنوز دموکراسی کاملاً در آن عملکردی نیست، بیانیه­‌ای از «مدرنیته» که در عین حال حاوی ردپاهای باستانی است. کان در اینجا ثابت کرد که می‌تواند از مرز گفتمان معماری غربی فراتر رود، و به آرزوهای اجتماعی و سیاسی مللی که تازه از امپریالیسم رهایی یافته­‌اند شکل دهد. او به ریشه­‌های باستانی نفوذ کرده و آنها را از طریق انتزاع معمول خویش به نمادهای پرطنین مدرنیته تبدیل کرد.

برش از مجلس ملی نشان‌دهنده مقیاس بزرگ فضاهاست.

پارلمان داکا کار باشکوهی است، ممکن است پاسخی به پارلمان لوکوربوزیه در چندیکار باشد، اما در عین حال در پاسخ به خواسته­‌های اقلیم مرطوب گرمسیری دچار مشکل است. راه ­حل‌­های او در داکا و احمدآباد (موسسه هندی مدیریت[24]، ۱۹۷۴)  راه­‌های جدیدی برای ترکیب جدید و قدیم، محلی و جهانی در برابر معماران آینده شبه قارهٔ هند که در جستجوی معیاری در خصوص سنت و درگیر با سوالاتی از هویت بعد از استعمار بودند، قرار داد. اما آنها نیز همانند ساختمان‌­های لوکوربوزیه در هند، نیازمند نقد بودند. آنها در شکل‌گیری یک فرهنگ معماری مدرن شامل افرادی مانند چارلز کورئا[25]، بالکریشنا دوشی[26]، راج ریوال[27] و آنانت راجی[28] که همهٔ آنها سنت­‌های هندی و غیرهندی را از طریق صافی‌های مدرن جستجو کرده‌­اند، مشارکت داشتند.

معماری کان با حرکت موج آهسته زمان کار می­‌کند. حتی یک ساختمان اخیر مانند مسجد چندگاون در چیتاگونگ[29]، بنگلادش (۲۰۰۶) طراحی شده توسط کاشف محبوب چودوری[30]، تأثیرات دوردست کان را در سازمان­دهی فضایی خود نشان می‌­دهد، ضمن اینکه تیپ ابتدایی مساجد را از دوره سلطنت بنگالی (قرن ۱۴و ۱۵) متحول می‌­کند. کان به مانند لوکوربوزیه، هم یک آینه بود و هم یک لنز: کمک‌کننده به معماران بعد از خود برای یافتن خویش و در عین حال به وجود آورندهٔ دیدگاه‌­های جدید در خصوص مشکلات عمومی و اساسی.

کان آرزوی معماری «بی­‌زمان اما ریشه‌دار در زمان خود» را داشت، و به جوهرهٔ گذشته‌های مختلف فرهنگی و معماری پاسخ داد. به همین دلیل است که رها کردن او از ادعاهای فرقه­‌ای که گاهاً سعی می­‌کنند او را به منزلهٔ یک معمار اصیل «آمریکای شمالی» ببینند، یا توسط کسانی که او را متعلق به مذهب خاصی می‌­دانند، یا کسانی که سعی می­‌کنند او را در گفتمان کلاسیک غربی محدود کنند، مهم است.

تاج محل، ۱۶۴۳، در آگرا[31]، هند، از رودخانه جمنا[32] دیده می‌شود. مقبرهٔ مرمر سفید از سازه‌های سنگ ماسهٔ قرمز بالا آمده است.

پلان تاج محل (چپ) و پلان مقبرهٔ همایون در دهلی، حدود ۱۵۷۰، یک بنای برجسته در معماری مغول و الگویی برای تاج محل (راست)
نمایی از مجلس ملی، بنگلادش.

کان معتقد به «جهان‌گرایی» بود و کار وی گنجینه­‌ای است برای معمارانی که به دنبال مباحث متفاوت در مکان­‌ها و زمان­‌های دور دست هستند. بلافاصله پس از مرگ کان در سال ۱۹۷۴، تعدادی از معماران بودند که در مورد اینکه «یک آجر چه می‌­خواهد باشد» سرگردان بودند و مقلد دایره­‌های جسورانه و مصالح بافت‌­دار ساختمان­‌های کان بودند. طبق معمول باید بین ماده و روح و نیز بین ویژگی­‌های سطحی سَبْک و اصول راهنما تمایز قائل شد.

کسانی که از اساتید یاد می­گیرند، مستقیماً از کارهایشان تقلید نمی­‌کنند. در اروپا، تأثیر ایده­‌های کان در سبک‌­ها را می‌­توان در نظریه­‌پردازی نوستالژیک آلدو روسی[33] و لا تندنزا[34] در دههٔ ۱۹۶۰ و در کار معماران در تیسینو[35] در سوئیس ( بوتا[36]، جالفتی[37] و …) در دههٔ ۱۹۷۰ حس کرد. تادائو آندو احتمالاً بدون امثال کان، نمی‌­توانست آندو باشد، اما در اینجا مهم، نظم هندسی، فضا و نور و همچنین هماهنگی با سنت بود. سطوح بتنی معروف آندو مطمئنا تحت تأثیر سطوح حل شده در نورِ سالک بود ، اما این سطوح به نوبه خود از مرکز هنرهای تجسمی کارپنتر[38] لوکوربوزیه برای طراحی شیارها و اتصالات نیز تأثیر گرفته است. این خاصیت سرزندگی سنت مدرن است که زنجیره‌­ای دنباله‌­دار از ارائه راه ­حل­‌ها، در اختراعات جدید به وجود می‌­آیند.

ماندگاریِ کان

به دلایلی که در بالا گفته شد، کان هیچ‌وقت به طور کامل غایب نخواهد بود: او به مانند یک جریان زیرزمینی، همه‌جا و غالباً در مکان‌های غیرمنتظره ظاهر می‌­شود. گنبد معلق و فضای باشکوه مملو از نور کنگره پالاسیو[39] در سالامانکا[40] (۱۹۹۳)  به وسیله خوان ناوارو بالدویگ[41]احتمالاً بدون کان نمی‌­توانست اینگونه باشد، اگرچه هیچ اثر آشکاری از کان در آن دیده نمی­‌شود. ادیتریو[42] در بارسلونا که بیش از بیست سال پیش توسط رافائل مونئو[43] طراحی شده است تغییر شکل پیچیده‌­ای از قالب­‌های بتونی، پانل­‌های پنجره فلزی و پوشش داخلی چوبی مرکز ملون[44] کان در ییل است. مرکز اجتماع خیابان ساراتوگا[45] در بروکلین توسط گئورگ رانالی[46] طراحی شد و اجرای آن چند سال پیش به اتمام رسید که  در روشنایی مرکزی، فضای همگانی با سقف معلق و نور وارد شده از پنجره بام و گوشه­‌ها، تحت تأثیر کان قرار گرفته است. تاثیرات لوید رایت و اسکارپا نیز وجود دارد اما رانالی طی این سال‌ها، همگی این تأثیرات را دریافت کرده و یک زبان و مهارت مختص خودش ساخته است.

به طور قطع در مورد هرگونه ارزیابی مجدد از کان توسط معماران جوان این نکته‌ وجود دارد. ممکن است محققین برای آشکار کردن ابعاد مختلف از حرفه یا زندگی شخصی او سر و دست بشکنند، اما این خود آثار است که باید موضوع اصلی مطالعه برای یک معمار باشد. این آثار با قدرت باقی می‌ماند (حتی اگر مشکلات عملی در نگهداری وجود داشته باشد) و زندگی در آنها ادامه دارد. بازدید اخیر از کتابخانه در آکادمی فیلیپس اکستر[47] (۱۹۷۲) نشان می‌دهد که این بنا چگونه به خوبی در آن محوطهٔ تاریخی استقرار یافته است، به نحوی که این احساس وجود دارد که این بناهای آجری محکم، با خوانش دوپهلو از دیوار و قاب، با فضای مرکزی یادبودی آن با احجام معلق، و میز مطالعه‌های صمیمی از چوب بلوط در کنار پنجره، قرن‌ها پیش از آنکه حتی سازه‌‌های استعمار نو اطراف ساخته شوند، آنجا ایستاده بودند. گرمی و صمیمیتی در برخی از خانه‌های کان به وسیلهٔ مبلمان چوبی توکار، دسترسی‌های غیر مستقیم، آجرهای بافت‌دار یا سطوح بنایی و چشم‌اندازهای کنترل شده از مناظر طبیعی وجود دارد.

پلان همکف کتابخانه در آکادمی فیلیپس اکستر (۱۹۷۲)
کتابخانهٔ کان در آکادمی فیلیپس اکستر که با ظرافت در محوطهٔ آکادمی جای گرفته است به نحوی که گویی نه دهه‌ها بلکه قرن‌هاست که در آنجا قرار دارد.

در دوران تکامل فکری کان، بیان اصیل او، قدرتمندانه در مقابل شیشه و فولاد براق شرکای هم­‌نسلش در آمریکا مقاومت کرد.  او به نیروها و آرمان‌­های به اصطلاح «قرن آمریکا[49]» شامل نهاد­های قدرتمند و مهارت‌­ها و مصالح صنعتی بی‌نظیر بعد از آن، پاسخ داد. او به عنوان یک فرد خاص در بسیاری از کارها، می­‌دانست چگونه فضاها و شرایط مناسب برای نهاد­های مستقر در آمریکا مانند دانشگاه‌­های آیوی لیگ[50] با پوشش چوب بلوط، نقاشی‌­هایی با قاب طلا و ظواهر آکسبریج[51] بسازد. کان با مشکلات زمانهٔ خود دست و پنجه نرم می­‌کرد و در فرایند گسترش معماری مدرن با قواعد سطحی منتج از آن، از نزول به سنت‌­گرایی مبتذل که توسط افرادی مانند فیلیپ جانسون و ادوارد دورل استون پیگیری می­‌شد، پرهیز کرد.

کاربرد بی عیب و نقص او از مصالح، مانند بتن عریان نقره‌فام، تراورتن، استیل ضدزنگ صیقلی و چوب، او را متمایز از بقیه کرده بود. اما این سطوح نهایی است که بیان‌کنندهٔ ایده‌­های سازه‌­ای او بودند. آنها به روحِ خیال، کالبد بخشیدند. آنها یک ایده را تقویت کردند: حسِ نحوهٔ بودنِ اشیاء. کان خلوص مصالح را می‌­ستود اما منطقی نیست که او را در سبک «نئو بروتالیسم» قرار دهیم. او به کاوش در «فضای بینابینی» پرداخت اما همیشه از مباحث تیم ده[52] خارج بود. در مجموع او از شخصیت‌­هایی بود که از نهضت‌­ها و «ایسم­‌ها» فراتر رفت.

بهترین آثار کان هنوز تازه به نظر می‌­رسند به نحوی که گویی توانسته‌­اند زمان را خلاصه کنند. شناخت کامل از او در زمان حیاتش به نحوی که شایسته­‌اش بود وجود نداشت و به مانند بسیاری از هنرمندان بزرگ بعد از مرگش به شهرت رسید. اما علی‌رغم تغییر سبک­‌ها، او هرگز از گفتمان معماری ناپدید نشد به ویژه در «جهان غیر غربی». جهت قضاوت آثار او با توجه به علاقهٔ کنونی به آنها (اولین نمایشگاه بزرگ و کاتالوگ آثار بیست ساله‌­اش)، کان بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفته است.

طرحی از او  برای پارک فور فریدمز[53] – یادبود فرانکلین دی روزولت[54] که بعد از مرگش ساخته شد، وجود دارد که قرار است در انتهای جنوبی جزیرهٔ روزولت (ولفاره[55] سابق) در رودخانهٔ شرقی به موازات منهتن افتتاح شود. این بنا اندکی قبل از فوت کان در سال 1974 برای یادبود رئیس جمهور نیودیل[56]  و بزرگداشت یکی از سخنرانی­‌های او با عنوان «آزادی‌­های چهارگانه»؛ آزادی بیان و عقیده، آزادی عبادت، آزادی از قید احتیاج، و آزادی از ترس که در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۴۱ ایراد کرد، برنامه‌ریزی شد. کان موافق دیدگاه اجتماعی روزولت بود، و طرحی ارائه شد که او با عبارت «یک اتاق و یک باغ» توصیف کرد.

خطوط درختان زیرفون باعث ایجاد یک فضای سبز در شهر می‌شود، لبهٔ پارک را تعریف کرده و در یک چشم‌انداز مهیج به سمت اتاق روباز و سردیس روزولت به هم می‌رسند.
یک سردیس معلق از روزولت، ورودی به یک اتاق روباز در انتهای پارک را نشان می‌دهد.

طرح کان یک اتاق مستطیلی روباز که از نوک جنوبی جزیره تا داخل رودخانهٔ شرقی بیرون زده است را شامل می‌شود. این کار به وسیلهٔ لبه­‌های زاویه‌دار که با خطوط درختان زیرفون[57] کاشته‌شده­، انجام گرفته است و در یک چشم­‌انداز مهیج به سمت سردیس روزولت به هم می‌­رسند. در پشت این سردیس، خود اتاق در فضای باز قرار دارد و منظره‌­ای پهناور از رودخانه شرقی و افق منهتن را قاب می­کند که شامل باریکه‌­ای از ساختمان سازمان ملل متحد در یک سمت است. در این مقاله مجال توضیح روند ساخت و بازسازی این پارک وجود ندارد.

اما دست‌آورد فعالیت کان گواهی است بر سماجت چندین سازمان­ و شخص، و ایمان آنها به ارائه ایدئال‌­های هم سیاسی و هم بین‌المللی (که در سیاست­‌های اخیر کمتر دیده شده است). این همچنین باور به کیفیت جاودانهٔ معماری لویی کان را نیز نشان می‌­دهد. جزیره ولفاره، آنطور که قبلاً نامیده می‌­شد، زمانی تیمارستان روانی و بیمارستان مرض آبله بوده است، اما این پروژه یک پارک عمومی گشوده و فضایی باز با شخصیت مقدس خاصی ایجاد کرده است.

در پارک فور فریدمز، تک‌سنگ‌های گرانیتی منظره‌هایی از شهر را تعریف می‌کنند.

بخش‌های سنگی این پروژه از بلوک‌های یکپارچه از گرانیت کوه ایری[58] در کارولینای شمالی ساخته شده است. این تکه‌های سنگ خاکستری کمرنگ با دقت بسیار بریده شد‌ه‌اند و با بندهای تیز کنار هم قرار گرفته‌اند. آنها بر روی سنگ‌های خاکستری سختِ شسته که شالودهٔ این طرح را تشکیل می‌دهند، قرار می‌گیرند. فرم‌های کج و زاویه‌دار کف توجه را به سمت سردیس رئیس جمهور فرانکلین دلانو روزولت جلب می‌کنند در حالی که پیش‌زمینه آسمان‌خراش‌ها و شبکه‌بندی‌های منتهن در دوردست را به وجود می‌آورد. یک چرخش در اطراف مجسمه لازم است تا متن آزادی‌های چهارگانه که در قسمت عقب ستون حک شده است را پیدا کنید. منظرهٔ اتاق روباز نفس‌گیر است و یادآور منظرهٔ قاب شدهٔ سالک است که چشم‌اندازهای دوردست را به داخل فضای زندگی می‌کشاند.

یک حسی از ابدیت وجود دارد. «اتاق» توسط بلوک‌های عظیم گرانیتی با وزن 36 تُنی تعریف شده است و فاصله بین آنها یک اینچ است. قسمت‌های جانبی بین بلوک‌ها، جلا داده شده‌اند به طوری که نور را همانند آینه منعکس می‌کنند. نتیجهٔ‌ کار شگفت‌انگیز است، به خصوص در اوایل صبح وقتی پرتوهای نور در شکاف‌های بین بلوک‌های سنگی فرو رفته و کیفیت غیرمادی ایجاد می‌کنند و باریکه‌های نور را در کف اتاق روباز به وجود می‌آورند. در این پروژه مطمئناً واپسین عقاید کان در مورد «سرآغازها» وجود دارد: اتاقی کهن‌الگویی که از آب طلوع می‌کند؛ اولین دیوارهای چند تکه شده؛ آشکارسازی عناصر اولیه سازه‌ای؛ آفرینش اسطوره‌‌ای با ریشه‌های معماری و اصول بنیادین آزادی دموکراسی.

خطوط تیز نور به درون اتصالات بین بلوک‌ها نفوذ می‌کند.

پوریست‌­ها[59] نقد می‌کنند که پارک فور فریدمز به طور کامل، همانطور که برنامه‌ریزی شده بود اجرا نشده است (در ارتفاع و فاصله درختان کمترین هماهنگی وجود داشته است)، که نتیجه آن کمی سنگین‌تر است، اما با این وجود همچنان تأثیر آن قوی است. این معماری‌ای است که دقیقاً مانند سطوح فولادی ریچارد سرا[60]، بر روی حس سنگینی و همچنین حس بینایی کار می‌کند. تجربهٔ فیزیکی حجم سنگ‌ها و سطوح شبکه‌بندی شده کف و رمپ‌های مورب باعث ایجاد فشردگی و گسترش فضا می‌شوند. هیچ اقتباس تاریخی مستقیمی وجود ندارد، با این حال یک حس باستانی در آن وجود دارد، گویی یک معبد فرعونی به جزیره روبروی منهتن منتقل شده است.

یادبود کان برای روزولت عصاره بسیاری از ایده‌های او در مورد یادوارگی است اما به نوعی با ابهامات ادراک بازی می‌کند. کف اتاق روباز همچون سکویی در رابطهٔ مستقیم با چشم‌انداز‌های دوردست رودخانه است که به مانند یک صحنهٔ نمایش به میدان دید بیننده کشیده می‌شود. بلافاصله بعد از لبهٔ این سکو یک مانع عمودی وجود دارد که نیاز به نرده را از بین می‌برد که باعث تقویت حس فضای متعلق به جهانی گسترده‌تر می‌شود. شاید این روش کان برای تجلیل از جهانی بودن پیام روزولت برای بشریت باشد.

سطوح دیوار بتنی، معماری نور و سایه را شکل می‌دهند.
نمایی از آبراه میانی در موسسه سالک.

اتاق روباز پارک فور فریدمز در نیویورک ناخواسته با مؤسسه سالک در لاهویا مقایسه می‌شود که تحقق آن بی‌شک تکیه بر وجود بتن عریان، تراورتن و آب در انتخاب مصالح دارد. اما این دقیقاً وابسته به ویژگی غیرمادی است که از شاخصه‌های کان است و می‌توان به «محوطهٔ متفکر[61]» در سالک فکر کرد که با نیمکت‌های کم ارتفاع آن و نسیم‌هایی از اقیانوس آرام به عنوان هوایی که توسط نور و شرایط جوی ساحلی که نهنگ‌ها در طول سفر طولانی خود از آن عبور کرده و پرندگان قبل از شیرجه در دریا در آن جمع می‌شوند، زنده می‌شود. آبراه میانی که از شرق به غرب ادامه دارد افق دور را در داخل فضا ترسیم می‌کند، آفتاب غروب را منعکس می‌کند و یک قلمرو مخفی را به وجود می‌آورد.

شاید دروازهٔ یادمانی کان به سوی اقیانوس آرام، بنای پروپیلایا[62] در آکروپولیس یونان را یادآور می‌شود، اما با فرمی که انتزاعی است و نیروهای محیط اطراف را درقالب خود فرا می‌خواند. چگونه می‌توانم شنیدن سخنرانی جوناس سالک در در ردیف جلو ساختمان سالک و سپس حضور مجدد در فضای میانی برای مشاهده نور غروب گرفتار شده در کانال آب همچون یک خط درخشان از جیوه، یا تجربهٔ طوفانی بر روی اقیانوس آرام با نور رعد و برق قاب شده با صفحات مورب ساختمان به مانند صحنه‌ای از یک تراژدی یونانی را فراموش کنم. نوشتهٔ رو سنگ قبر کان را می‌توانست توسط اکتاویو پاز[63] نوشته شده باشد: «من مسیر زندگی خودم را نه با سنگ و چوب، بلکه با نور و هوا علامت‌گذاری کرده‌ام.»

 

پانوشت‌ها:

[1] Louis Kahn: The Space of Ideas

[2] William J. R. Curtis

[3] The Roosevelt memorial

[4] Okakura Kakuzo

[5]  The Book of Tea

[6] مونوگرافی در زبان فارسی به تک‌­نگاری ترجمه شده است و به نمایشگاهی اطلاق می­‌شود که بر روی یک موضوع خاص یا یک هنرمند خاص تمرکز دارد. م

[7] این نمایشگاه با عنوان «لویی کان: قدرت معماری» در سال ۲۰۱۲ در موزهٔ طراحی ویترا در هلند توسط موسسه معماری هلند (NAI) برگزار شد. م

[8] Archetype

[9] لویی کان در سال ۱۹۷۴م در اثر سکته قلبی در ایستگاه پنسیلوانیا در منهتن درگذشت. م

[10]  Tectonic یا ساخت‌شناسی به علم یا هنر ساخت اطلاق می‌­شود. م

[11] Meditation

[12] Salk Institute

[13] La Jolla

[14] Kimbell Museum

[15] National Assembly

[16] Post-Colonial

[17]  بنگلادش در سال 1371 طی جنگ‌­های آزادی بخش با کمک ارتش هند از پاکستان باختری جدا شد و یک کشور مستقل تشکیل داد. م

[18] Castel del Monte

[19] Sultanate period

[20] Marcus Agrippa

[21] Emperor Hadrian

[22] Castel del Monte

[23] Beaux-Arts (هنرهای زیبا): کان در سال ۱۹۲۴م لیسانس معماری خود را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد و در آنجا تحت آموزش پاول فیلیپ کرت، اصول هنرهای زیبا که تاکید به نظم و هماهنگی در معماری داشت را فراگرفت. م

[24] The Indian Institute of Management

[25] Charles Correa

[26] Balkrishna Doshi

[27] Raj Rewal

[28] Anant Raje

[29] Chandgaon Mosque in Chittagong

[30] Kashef Mahboob Chowdhury

[31] Agra

[32] River Jumna

[33] Aldo Rossi

[34] La Tendenza

[35] Ticino: منطقه ایتالیایی زبان سوییس

[36] Mario Botta

[37] Aurelio Galfetti

[38] Carpenter Center for the Visual Arts

[39] Palacio de Congresos

[40] Salamanca

[41] Juan Navarro Baldeweg

[42] Auditorio

[43] Rafael Moneo

[44] Mellon Center

[45] Saratoga Avenue Community Center

[46] George Ranalli

[47] Phillips Exeter Academy

[48] neo-colonial

[49] American century

[50]   Ivy League : مجموعه‌­ای از دانشگاه‌­های آمریکا شامل دانشگاه کلمبیا، دانشگاه براون و… . م

[51] Oxbridge

[52]  Team 10: گروهی از معماران و سایر شرکت کنندگان کنگره سیام در ۱۹۵۳ که خود کنگره را به چالش کشیدند و سپس دو جنبش مهم از آنها پدید آمد: بروتالیسم جدید برای اعضای انگلیسی و ساختارگرایی برای اعضای هلندی. م

[53] Four Freedoms Park: این پارک در سال ۲۰۱۲م افتتاح شده است. م

[54] Franklin D Roosevelt

[55] Welfare

[56]: New Deal به برنامهٔ اقتصادی و اجتماعی فرانکلین روزولت رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بعد از بروز رکود بزرگ در ایالات متحده در سال ۱۹۲۹م اطلاق می‌شود. م

[57] linden trees

[58] Mount Airy

[59] سره‌گرایی یا پیوریسم یا پوریسم سبکی از حجم‌گری بود که با زیبایی‌شناسی نوین هنر ماشینی پیوند داشت. پیروان این سبک به دنبال کاهش و گاه حذف تزئینات و ریزه‌کاری‌های موجود در حجم‌گری بودند تا به هنری ناب دست یابند. م

[60] Richard Serra

[61] philosopher’s court

[62] Propylaea

[63] Octavio Paz

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ disabled_on=”on|on|on” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ disabled=”on”][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” admin_label=”Row” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” custom_padding=”0px||0px|” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_text admin_label=”Text” _builder_version=”3.27.4″ text_font_size=”11″ text_line_height=”1.1em” background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

توضیحات:

1- Starchitects

2- Jingdezhen Imperial Kiln Museum

3- Yang Liping Performing Arts Center

4- Dali Museum of Contemporary Art

5- Shou County Culture and Arts Center

6- Shijingshan Cultural Center

7- Digital Beijing

8- Blur Hotel in Beijing

9- OCT Design Museum in Shenzhen

10- La Tourette

11- Ronchamp

12- hutong

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” admin_label=”Row” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” custom_padding=”0px||0px|” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_text admin_label=”Text” _builder_version=”4.2.2″ text_font_size=”17″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” text_orientation=”right” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

منبع: Architectural Review

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ custom_padding_last_edited=”on|desktop” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ background_color=”#ffffff” custom_padding=”0px|0px|0px|0px” custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” global_module=”4602″][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_code]

 

[/et_pb_code][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ custom_padding_last_edited=”on|desktop” disabled_on=”on|on|on” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ background_color=”#ffde00″ custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” disabled=”on”][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” admin_label=”Row” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_button button_url=”http://goftaar.ir/?cat=225″ button_text=”فهرست گفتارهای پیتر زومتور” button_alignment=”center” admin_label=”Button” _builder_version=”3.16″ custom_button=”on” button_text_color=”#232f45″ button_border_color=”#232f45″ button_letter_spacing_hover=”0″ button_text_size__hover_enabled=”off” button_one_text_size__hover_enabled=”off” button_two_text_size__hover_enabled=”off” button_text_color__hover_enabled=”off” button_one_text_color__hover_enabled=”off” button_two_text_color__hover_enabled=”off” button_border_width__hover_enabled=”off” button_one_border_width__hover_enabled=”off” button_two_border_width__hover_enabled=”off” button_border_color__hover_enabled=”off” button_one_border_color__hover_enabled=”off” button_two_border_color__hover_enabled=”off” button_border_radius__hover_enabled=”off” button_one_border_radius__hover_enabled=”off” button_two_border_radius__hover_enabled=”off” button_letter_spacing__hover_enabled=”on” button_letter_spacing__hover=”0″ button_one_letter_spacing__hover_enabled=”off” button_two_letter_spacing__hover_enabled=”off” button_bg_color__hover_enabled=”off” button_one_bg_color__hover_enabled=”off” button_two_bg_color__hover_enabled=”off”] [/et_pb_button][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]

دسته‌ها
امره آرولات

امره آرولات: شما مصالح یک بنا را انتخاب نمی‌کنید مصالح همراه با ایده خودش را پدیدار می‌کند

معتقدم که مواد و ساخت‌مایه‌های یک بنا باید از ایدهٔ آن ناشی شود، منظورم این است که شما مصالح یک بنا را انتخاب نمی‌کنید، مصالح همراه با ایده خودش را پدیدار می‌کند. ایده است که به شما می‌گوید کدام مصالح را باید استفاده کنید. گاهی شما {بر اساس ایدهٔ خود} به یک نوع مصالح لطیف نیاز دارید و از چوب استفاده می‌کنید، و سپس اگر بخواهید با آن تضاد ایجاد کنید، آنگاه سراغ بتن خواهید رفت. مثلاً در برخی موارد شما انتخاب می‌کنید که یک چیز بسیار خشن ایجاد کنید یا در مواردی دیگر برعکس آن. پس در فرآیند تکمیل یک طرح شما نیستید که مصالح را انتخاب می‌کنید. (در گفتگویی در حاشیهٔ کنفرانس AIA، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
حبیبه مجدآبادی

حبیبه مجدآبادی: مهم‌ترین وظیفهٔ معمار تشخیص مسئلهٔ اصلی پروژه و تبدیل آن به ایده است

به طور کلی فکر می‌کنم هر پروژه‌ای که به دفتر می‌آید یک صورت‌مسئلهٔ جدید است، به عنوان معمار در پی تشخیص مسئله و یافتن هوشمندانه‌ترین راه حل متناسب با همان مسئلهٔ مشخص هستیم. قاعدتاً هر پروژه مسائل کوچک و بزرگ زیادی دارد، محدودیت‌ها و جنبه‌های مثبت، از شکل زمین گرفته تا بودجهٔ کارفرما و ده‌ها فاکتور مختلف دیگر. معمار تمامی این مسائل را همزمان حل نمی‌کند، چون همه را با یک درجه اهمیت نمی‌بیند و مسائل را اولویت‌بندی می‌کند. مهم‌ترین وظیفهٔ معمار تشخیص مسئلهٔ اصلی پروژه و تبدیل آن به ایده است. من فکر می‌کنم ایده چیزی نیست که ما در جایی بیرون از پروژه دنبال آن بگردیم. ایده در دل مسائل پروژه نهفته است. وجود دارد و فقط باید آن را ببینیم و از لابه‌لای هزاران چیز دیگر بیرون بکشیم و آن را ارزش‌گذاری کنیم. ایده‌ای که از دنیایی خارج از پروژه وارد می‌شود نه تنها مسئلهٔ پروژه را حل نمی‌کند بلکه خود، به معضلی جدید تبدیل می‌شود. من فکر می‌کنم دوران معماری فرم‌محور به پایان رسیده است. دنیا دنیای مفاهیم و ایده‌های هوشمندانه در پاسخ به مسائل واقعی امروز است. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفت‌وگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
ژاک هرتزوگ

ژاک هرتزوگ: تازگی یک طرح از غنای مفهومی آن حاصل می‌شود نه از فرم آن

به نظر من فرم منبعی واقعی برای نوآوری نیست، منبعی که بتوان مدام در آن به اکتشاف پرداخت. ما همه از دیدن انواع فرم‌هایی که به کمک رایانه ایجاد شده است خسته شده‌ایم. در عوض، تازگی یک طرح از دقت نظر در ایده و کیفیت و غنای مفهومی آن حاصل می‌شود. من کمترین اهمیتی برای ساده یا پیچیده بودن فرم یا کم و زیاد بودن تزئینات بنا قائل نیستم. (در گفتگو با Johanna Agerman Ross منتشر شده در وب‌سایت Disegno، در سال ۲۰۱۵)

دسته‌ها
کامران افشار نادری

کامران افشار نادری: آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است

کسی که فرآیند طراحی را به درستی درک کند، هرچند در عمل نتواند به ایده‌هایش برسد، قادر خواهد بود تلاش‌های ناموفق و موفق معماری را به درستی شناسایی و ارزش‌گذاری کند. در مسیر مطلالعاتی‌ام در دوران تحصیل و پس از آن متوجه شدم «ایده» موضوع بسیار اولیه و محوری در مقولهٔ فرآیند معماری است. همچنین فهمیدم «ایده» یک فرآیند حرفه‌ای صرف نیست. فرد ایده‌محور، در تمامی امور زندگی چنین است. افرادی هستند که کارها را بر اساس ایده انجام می‌دهند و افرادی دیگر که از الگوها و روال تجربه شده استفاده می‌کنند.

معمارانی که در پروژه‌هایشان فقدان ایده محسوس است، طراحی را به سوی مسائل فنی و کاربردی هدایت می‌کنند. حتی بحث زیبایی‌شناسی در این گونه کارها به نوعی پیروی از معیارهای رایج و درک کلی و عمومی از زیبایی ختم می‌شود. این کارها نکتهٔ جالب و جدیدی ندارند. صرفاً مفید هستند و در سطح پایینی از کیفیت باقی می‌مانند.

از نظر تحول و فرهنگ معماری آنچه مهم است و پس از مرگ ساختمان هم اثرش به جای می‌ماند تولید «ایده» است. منظور از ایده جوهری است که پس از حذف تمام مهارت و تخصص‌های حرفه‌ای به جای می‌ماند. فرآیند معماری ارزشمند است، آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است. خلق ایده مربوط به انجام عملی است که انسان نمی‌شناسد. مهم‌ترین ویژگی انسان انجام کارهای خارق‌العاده‌ای است که دانش آن را ندارد.

حیوانات و کامپیوترها به خوبی کارهای شگفت‌انگیزی را که بلد هستند یا به عبارتی در ذهن آنها از قبل برنامه‌ریزی شده است انجام می‌دهند. تنها انسان است که می‌تواند از عهدهٔ کارهایی برآید که نمی‌شناسد. پیشرفت در هر زمینه‌ای زمانی تحقق می‌پذیرد که انسان کاری را انجام دهد که علم و آگاهی آن از قبل وجود ندارد. (در گزارش مجلهٔ معمار از میزگردی با موضوع معماری و ایده، ش ۹۱، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
لبیوس وودز

لبیوس وودز: معماری باید رویدادهای اجتماعی را رهبری کند

به نظر من کافی نیست که معماری رویدادهای اجتماعی را دنبال کند، بلکه معماری باید رویدادهای اجتماعی را رهبری کند. {…} شما در مقام معمار و از طریق اجرای کنش‌های معماریانه بافت اجتماعی و بافت سیاسی جامعه را متحول می‌کنید. اینجاست که معماری انگیزاننده یا آغازگر یک تحول می‌شود.

این همان چیزی است که من همیشه مبلغش بوده‌ام، و البته این مشکل‌ترین کارها برای انجام دادن است. معماران ممکن است با خودشان بگویند: «خب… این کارفرمای من است و او اجازه نخواهد داد که چنین کاری انجام دهم» یا «من باید همان کاری را انجام دهم که کارفرمایم می‌گوید». برای همین است که من هیچ کارفرمایی ندارم. [می‌خندد] این حقیقت دارد. حداقل من می‌توانم ایده‌هایم را {بدون ترس از موافقت نکردن کارفرما} منتشر کنم و بعد ممکن است به طریقی همین ایده‌ها از صافی‌های مختلف عبور و به مرحلهٔ بعدی رسوخ کند. (در گفتگو با Geoff Manaugh، منتشر شده در وب‌گاه BLDGBLOG در سال ۲۰۰۷)