دسته‌ها
تام ویسکامب

تام ویسکامب: این برای معماری یک مأموریت است که به سرچشمه‌ها، به مهندسی، به تاریخ و به زمینه تقلیل داده نشود

{در هجده سالگی} علم برای من به اندازهٔ مسئلهٔ علمی – تخیلی جالب نبود. هنوز هم همین طور است. علم پژوهش در دانش است و من فکر نمی‌کنم معماری اساساً دربارهٔ این باشد. معماری واقعاً دربارهٔ تصور و خیال است؛ آفریدن چیزهایی که دور از دسترس‌اند. من فکر می‌کنم هر بار که ما چیزی طراحی می‌کنیم، لحظه‌هایی از یک دنیای جدید و محتمل را نشان می‌دهیم. در واقع فکر می‌کنم درست است که علم تلاش می‌کند حقیقت و تئوری‌های منسجم پیدا کند، اما جالب‌ترین لحظات علم زمانی هستند که آن حقیقت‌ها عجیب بودن دنیا را افزایش می‌دهند؛ برای مثال زمانی که دانشمندان سیاه‌چاله‌ها و مادهٔ سیاه را کشف کردند.

معماری زمانی در بهترین حالت خودش قرار دارد که نتواند به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شود و در عین حال نتواند به دیدگاه‌های یکپارچه تقلیل داده شود. هر دوی این چیزها در علم وجود دارند. فکر می‌کنم این برای معماری یک مأموریت فوق‌العاده است: اینکه به سرچشمه‌ها، به مهندسی، به تاریخ و به زمینه تقلیل داده نشود و دست‌نیافتنی و مرموز باقی بماند. (در گفت‌وگو با پویان روحی، منتشر شده در کتاب روایت‌های آوانگارد در سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: خاک را می‌توانیم با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق

به خاک رس می‌اندیشم. چرا دانش انسان دربارهٔ این ماده آنقدر کم است؟ انسانی که از آغاز تمدن بشر و حتی زودتر با آن آشنایی داشته است.

نادانی دربارهٔ خاک، این مادهٔ اولیه و انعطاف‌پذیری آن در همهٔ کتاب‌های مربوط به سرامیک و آجر و صنایع گل رس اعتراف شده است. راز پنهانی که در این ماده نهفته شده است نشان می‌دهد که چقدر کم دربارهٔ طبیعتی که زیر پایمان است می‌فهمیم. ولی در عین حال یک کوزه‌گر ساده راز گل را در زیر انگشتانش حس می‌کند.

خاک پدیده‌ای است که ما می‌توانیم آن را با احساس خود بفهمیم نه به وسیلهٔ منطق. عصر صنعتی شدن با همهٔ زرق و برقش چشمان انسان را کور کرده و او را از دیدن روحی که در این خاک نهفته عاجز کرده است. انسان صنعتی‌شده لایه‌ای ضخیم بر روی پنج حس خود کشیده که احساسش را گنگ کرده است. بتون و فولاد جلوی پیشرفت خاک را گرفته است. خاکی که حجم‌های زیبایی از خلاقیت انسان می‌سازد.

طاق‌ها و گنبدهایی که زاییدهٔ خاک و خشت و گل هستند با بتون و فولاد کپیه می‌شوند در حالی که فرم‌ها و فضاهای زیبایی که می‌توانستند با خاک خلق شوند در برهه‌ای از تاریخ رها شده‌اند. امروز هیچ صنعتی گل رس را اگر ارزان‌تر از پلاستیک نبود استفاده نمی‌کرد. تنها کوزه‌گرانند که هنوز حساسیت لمس آن را از دست نداده‌اند. (در کتاب «تنها دویدن»، منتشر شده در سال ۱۳۷۰)

دسته‌ها
پائولو مندز دا روشا

پائولو مندز دا روشا: دانشکدهٔ معماری می‌تواند هستهٔ مرکزی همهٔ دانش‌ها باشد

نیاز است که دانشکده‌های معماری پهنهٔ وسیع‌تری از دانش‌ها را پوشش بدهند و فقط به {اموزش‌های مرتبط با} فنون ساختمانی اکتفا نکنند. معماری با اشکال مختلف دانش بشر از جمله انسان‌شناسی، نقد، فلسفه، زبان‌شناسی و علوم فنی سر و کار دارد. من خیال می‌کنم که در قلب یک دانشگاه، دانشکدهٔ معماری می‌تواند هستهٔ مرکزی همهٔ دانش‌ها باشد. (در گفتگو با  Jessica Mairsنویسندهٔ وب‌سایت Dezeen در سال 2017)

دسته‌ها
اودیل دک

اودیل دک: معماری راهی یگانه برای اندیشیدن به جهان و فعالیت در آن است

معماری بیشتر از آن که یک حرفه باشد، شاخه‌ای از دانش یا یک فرهنگ است. معماری راهی یگانه برای اندیشیدن به جهان و فعالیت در آن است. در مواجهه با سوالات پیچیده‌ای که حرفه‌های بسیاری را از جمله متخصصان حقوق، هنر، انسان‌شناسی، طراحی، جغرافیا، جامعه‌شناسی، فناوری و غیره درگیر می‌کند، ما {معماران} آموزش دیده‌ایم تا مجموعه‌ای از همهٔ این متخصص‌ها در کنار یکدیگر به وجود بیاوریم تا منجر به خلق تشخیصی شود {و بر اساس آن} بعدا لازم است پیشنهادی عرضه کنیم که در هر اندازه‌ای کار کند، از کوچکترین تا بزرگترین مقیاس. این یگانگی برای من همان «تفکر معماری» است.

ما باید عظمت آموزش دیدن در رشتهٔ معماری و نقشی که معماران در جهان بازی میکنند را به جای خویش بازگردانیم. با توجه به همهٔ اینها، دانشجویان معماری باید آموزش دیده شوند و آماده باشند تا بتوانند تصمیم بگیرند که چگونه یگانگی اندیشهٔ خود را در جاهای دیگری به جز طراحی و ساختمان‌سازی به کار برند. وقتی معماران را همچون کارآفرین باربیاوریم آنها توانایی عمل کردن و یاری رساندن به جهان را خواهند داشت. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌گاه Archipreneur در سال 2017)

دسته‌ها
بهمن محصص

بهمن محصص: هنرمند متعالی کسی است که دنیای ناخودآگاهش را آزاد بگذارد تا تجلی کند

من در تابلوهایم زندگی می‌کنم. چون زندگی هست به ناچار حالت اصلی می‌ماند و جنبه‌های مختلف‌اش دیده می‌شود. از این نظر هم، کار من خیلی قابل لمس است. تابلوهای من برای زینت سر بخاری نیست با وجود این‌که کارهای من اکسپرسیون زیادی دارند، اکسپرسیونیست نیستم. من هیچ نوع کوششی ندارم که اکسپرسیون بدهم، اکسپرسیون خود‌به‌خود به وجود می‌آید. هنر باید آن‌قدر اسپونتانه [‌spontané/‌خودانگیخته] باشد مثل شاشیدن. هر وقت احتیاج‌ات بود می‌روی. یک هنرمند متعالی آن‌چنان کسی است که دنیای ناگاه خود را آن‌قدر آزاد بگذارند که تجلی کند. ولی دنیای آگاهش آن‌قدر با دانش باشد که این تجلی را مهار کند. مثل مولوی: تمام مهار شده است و بی‌نهایت آزاد. اکسپرسیونیست‌ها سعی دارند که اکسپرسیون بدهند. (در گفتگو با بهمن دادخواه، م. آزاد، مهرداد صمدی و سیروس طاهباز منتشر شده در مجلهٔ آرش، ش 9، سال 1343)

دسته‌ها
باکمینستر فولر

باکمینستر فولر: ایرانیان در معماری گذشته‌شان ریاضیات را تبدیل به هنری کرده‌اند که همه از دیدن آن لذت می‌برند

من همیشه انسان‌ها را تحسین کرده‌ام و ایرانی‌ها نیز مرا تحت تاثیر قرار داده‌اند. من دانشجویان ایرانی زیادی در دانشگاه‌های مختلف داشته‌ام و آنها را عمیق و متفکر و حساس یافته‌ام. و با سابقه‌ای که از کتاب‌ها راجع به ایران داشتم در انتظار این بودم که ایران قدیم را دقیق و حساس بیابم.
از کارهایی که طی سالیان متمادی در ایران انجام شده است دچار شگفتی شدم زیرا که با دقت بسیار به وجود آمده‌اند و این موضوع نشان می‌دهد که اشخاص زیادی با افکار جالب دست اندرکار این بناها بوده‌اند.
آنها عطش زیادی برای دریافت علم داشته‌اند و طبعا داخل ریاضیات پیچیده‌ای نیز شده بودند و با تلاش‌هایی که کرده‌اند و با به کار بردن چند ضلعی‌های زوج و فرد و علم به رابطهٔ هندسی بین پنج ضلعی و هفت ضلعی‌ها این ریاضیات و عظمت آن را تبدیل به هنری کرده‌اند تا کسانی که از ریاضیات اطلاعی ندارند به این هنرها نگاه کنند و از آن لذت ببرند. این موضوع در دنیای عرب و یا ترک نیز وجود داشته ولی {بعدتر} به دنیای غرب رخنه کرده است. (در حاشیهٔ کنگرهٔ بین‌المللی معماری در ایران، گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، سال 1349)

دسته‌ها
تادائو آندو

تادائو آندو: همهٔ ما تحت سلطهٔ طرز تفکر، پول و اقتصاد آمریکایی هستیم

من معتقدم که می‌توان به وسیلهٔ معماری شیوهٔ زندگی مردم را قدری تغییر داد. اگر معماری من مردم را برای استفاده از توانایی‌های خود یا حرکت به سوی فردایی بهتر مشتاق کند، خوشحال خواهم شد. در حال حاضر همهٔ ما تحت تاثیر و سلطهٔ طرز تفکر، پول و اقتصاد آمریکایی هستیم. انتظار و میل من این است که مردم به سمت تفکر، فرهنگ و شخصیت اروپایی تغییر جهت دهند، چرا که این حرکت مساویست با حرکت مردم به سوی افق‌ها و اهداف تازه. چه خوب است اگر من بتوانم در این تغییر مسیر به سمت تفکر اروپایی تاثیرگذار و یاری‌رسان باشم. (در گفتگو با وب‌سایت Designboom، سال 2001)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: هر هنرمندی باید اطلاعاتی مفصل و عمیق از گذشتهٔ هنر داشته باشد

در عالم هنر هر هنرمندی و هر دست اندرکار امور هنری باید اطلاعاتی مفصل و عمیق از گذشتهٔ هنر داشته باشد. این حتی کافی نیست و باید یک اطلاعات عمومی هم کسب کند. برای اینکه یک فرد هنرمند نه تنها باید به تکنیک و روش کار خودش بلکه به روش‌هایی که از گذشته متداول بوده و با مکاتب گذشته آشنایی مکفی داشته و آنها را مطالعه و تجزیه و تحلیل کرده باشد و بداند که هنر در آن رشتهٔ خاص از کجا حرکت کرده تا به اینجا رسیده و او در ادامهٔ این سیر تحول چه رسالتی دارد. بنا بر این برای دست فکر کردن و درست عمل کردن باید از تاریخ و سوابق آن مطلب به خصوص اطلاع داشته باشد. چرا که یک هنرمند یا آرشیتکت هیچگاه از بطن مادر بیرون نمی‌آید، فرد باید برود مطالعه کند و آموزش ببیند و آثار ساخته شده را لمس کند و با اینها آشنایی پیدا کند که چرا و تحت چه شرایطی آن آثار بدان صورت ساخته شدند و حال که من می‌خواهم کاری انجام بدهم شرایط من چیست. (در مصاحبه با روزنامهٔ ابتکار، سال 1391)

دسته‌ها
حمید ندیمی

حمید ندیمی: اثر معماری متبلور شدۀ نظری در پس خود است

اثر معماری، متبلور شدۀ نظری در پس خود است. برای مثال کسی که خانۀ عباسی‌ها را ساخته است، نظری نسبت به این عالم داشته که این نظر در باید ها و نباید ها، ارزشها و دانش وی متبلور بوده و به جای نوشتن، آن را در بنای خود منعکس کرده است. با یک نگاه به پنجره‌ای، همزمان می توان مباحث تنظیم شرایط محیطی، مقاومت مصالح و زیبایی‌شناسی را (از آن) دریافت؛ با این توضیح که همه باهم در وحدت‌اند. اما زمانی که تبدیل به دانش می شوند، دچار تکثر و تفرقه می شوند. (مثلا) کتاب‌هایی نظیر مقاومت مصالح است، زیبایی‌شناسی، سازه و … از همین جنس هستند. زبان تکثر دارد. (چنان چه) برای بیان یک مطلب در زبان نیاز است که اول این را گفت، بعد آن را گفت، (و از آنجا که تقدم و تأخر می طلبد) دچار کثرت می‌شود. اما در طرح، همه در لحظه دریک چیز جمع می‌شود. کار طراح تبدیل تفرقه به وحدت است. وقتی خواسته‌های کارفرما و احکام گفته می‌شود، چطور باید همه را در یک طرح جمع کرد؟ نمی‌شود یک طرح برای عملکرد داد، یک طرح برای زیبایی، یک طرح برای سازه و … باید یک طرح برای همه داد. (در مصاحبهٔ منتشر شده در وب‌سایت آسمانه، سال ۱۳۹۵)