دسته‌ها
مایکل گریوز

مایکل گریوز: ما امریکایی‌ها فقط جنبهٔ زیبایی‌شناسانهٔ مدرنیسم را از اروپا اخذ کردیم

در دهه‌های بیست و سی قرن بیستم، مدرنیسم اروپایی به امریکا راه پیدا کرد و در آن زمان نمایش بزرگی در موزهٔ هنر مدرن برقرار بود که {ما امریکایی‌ها} به نوعی آن را جذب کردیم و معماری مدرن در امریکا نیز از همان موقع به بعد شروع شد. اما مدرنیسم ما نوع خاصی از مدرنیسم بود. وقتی معماری مدرن در اروپا متولد شد، ریشه در خانه‌های پیش‌ساخته، هفته‌های کاری کوتاه‌تر و مشارکت اجتماعی داشت، در چیزهایی که اصلاً ربطی به زیبایی‌شناسی نداشتند. اما ما در امریکا فقط جنبهٔ زیبایی‌شناسانهٔ مدرنیسم را اخذ کردیم. ما شروع کردیم به خلق فضاها به جای اتاق‌ها. و در این کار زیاده‌روی کردیم، مثلاُ سراغ درهای شیشه‌ای رفتیم، و نهایتاً نتیجه این شد که حریم خصوصی از بین رفت.

راه حل این است که هر دو را داشته باشیم. این که اتاق‌هایی خلق کنیم که به اندازهٔ کافی بزرگ باشند تا احساس گشودگی و مشارکت، بسته به این که چگونه دلتان بخواهد با فضای بیرون مشارکت کنید، ایجاد کند. و این که اتاق‌هایی بسازیم که بتوانید در آنها بخوابید و پرده یا کرکره را ببندید تا اتاقی تاریک در اختیار داشته باشید و {و با داشتن چنین اتاقی} در فضایی که آتریومی به ارتفاع دوطبقه و اتاقی شیشه‌ای دارد به خواب نخواهید رفت. این همان زبانی است که من از آن صحبت می‌کنیم. اجزایی تکراری در بناها و خانه‌ها وجود دارد که اندیشیدن به آنها همیشه جذاب است. (در گفتگو با Amy Rose Dobson، منتشر شده در وب‌گاه Curbed، سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
ایرج اعتصام

ایرج اعتصام: هر هنرمند باید روح هنر را درک کند سپس بر اساس مکنونات خودش آن را بیان کند

هر هنرمندی باید روح هنر را درک کند و سپس بر اساس مکنونات خودش آن را بیان کند. معماری هم دقیقا همین‌طور است. اگر قدر معماری کهن ایرانی را دانستیم و آن را کپی نکردیم و به آن احترام گذاشتیم، همچنین آن را عمیقاً بررسی و روحش را درک کردیم در عین حال اگر با مدرن‌ترین تکنیک‌های دنیا هم آشنا باشیم، آنگاه می‌توانیم نوعی معماری به وجود بیاوریم که هم جهان‌شمولی دارد و در دنیا مورد قبول واقع می‌شود و هم روحیهٔ ایرانی را یقیناً در خود خواهد داشت. (در گفتگو با اسماعیل آزادی، منتشر شده در کتاب «اندیشهٔ معماران معاصر ایران»، جلد اول، سال ۱۳۸۹)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: فرمول، الگو یا شیوه‌ای خاص برای قالب معماری بخشیدن به فرهنگ و هویت خودمان نداریم

واقعیت این است که چهل، چهل و پنج سال پیش حاکمیت معماری مدرن بلامنازع بود. اما در حال حاضر چه در مراکش یا مالزی یا الجزایر یا یونان و مکزیک همه می‌خواهند کاریکاتور و مقلد دیگری نباشند و همه می‌کوشند که حیثیت فرهنگی خود را در قالب معماری حفظ کنند. و ما هم خودمان در این مورد یکدل هستیم و یک نیت داریم. اما من مشکل را جای دیگری می‌بینم. همان‌طور که گفته شد، در این تلاش برای قالب معماری بخشیدن به فرهنگ و هویت خودمان نه فرمولی داریم، نه الگویی و نه شیوه‌ای خاص. و دیگران نیز همین مشکل را دارند. مثلا در ژاپن شما کارهای کیشو کوروکاوا را می‌بینید که چقدر عقیده به سنت دارد و در کتاب‌هایش به این می‌پردازد که باید چگونه فرهنگ دیرین ژاپن را در کارها حفظ کرد. و حتی در یکی از کارهایش کلاه سامورایی را روی در ورودی گذاشته است. و از آن‌طرف اگزوساگی هم هست که عقیده دارد ژاپن به جایی رسیده می‌تواند پرواز کند، بی‌مرز و بوم. و لویی کان را هم می‌بینیم که در داکا مجلس را طراحی می‌کند و از آن سرزمین الهام می‌گیرد.

من در بنگلادش یک نظرخواهی انجام دادم. ۸۳ درصد مردم آن کشور با طرح کان موافق بودند، چون وقتی به آن نگاه می‌کنند حس می‌کنند چیزی از وجودشان و قلبشان و میراث فرهنگیشان در آن ساختمان است. و آقای عبدالواحد وکیل، شاگرد و همکار حسن فتحی را هم داریم که یک سنت‌گرای محض است و دقیقا مسجد را کپی می‌کند و الگو به الگو کارهای حسن فتحی را ادامه می‌دهد. به هرحال این بحث برای ما هم مطرح است. اینکه هویت معماری خودمان را چگونه بیان کنیم و ما کوشش کردیم به مسئولیت خودمان در این زمینه عمل کنیم. به هرحال واقعیت این است که فرمولی مشخص در دست نیست و اظهار نظر دربارهٔ این که این طرح زیادی مدرن یا سنتی است چندان آسان نیست. (در میزگرد طرح‌های برندهٔ مسابقهٔ فرهنگستان‌های ایران، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش 13، سال 1373)

دسته‌ها
حسین شیخ زین‌الدین

حسین شیخ زین‌الدین: جامعهٔ ایران به‌شدت در حال تغییر کردن است، چه دستوری برای آن صادر کنیم چه نکنیم

هیچ‌کس در دنیای مدرن به داشته‌هایش بسنده نمی‌کند و همواره در فکر به دست آوردن چیزهای دیگری است که جواب بهتری بدهند. اگر خاصیت تمدن قدیم کشف حقیقت و ایستادن و در کنارش ماندن بود، خاصیت جهان مدرن این است که هر حقیقتی می‌تواند ارتقا پیدا کند و یا دگرگون شود. حقیقت ثابتی وجود ندارد که یک‌بار شکار شود و برای همیشه در قفسی که برایش گذاشته‌ایم محدود شود. پس طبعاً نوآوری استخوان‌بندی اصلی فکر مدرن است. امروزه جامعهٔ ایران به‌شدت در حال جلو رفتن و تغییر کردن است. تغییراتی که چه مطابق میل ما باشد چه نباشد، چه ما برای آن دستور صادر کنیم یا نکنیم، چه هشدار بدهیم یا ندهیم، چه به حالش بابت اینکه هرآنچه روزی داشته و از دست داده‌ایم تاسف بخوریم یا نخوریم، با سرعت روزافزون در حال به وقوع پیوستن است. به نظر من تحول از اساس اتفاق خوبی است، چرا که از پس هر تحولی آورده‌ای خواهیم داشت. آورده‌ای که منجر به تحول در سطوح دیگر و آورده‌ای مضاعف در آن سطوح می‌شود. وقتی ما تغییر می‌کنیم تقاضاهایمان و ترجیحاتمان هم تغییر می‌کند، وقتی ترجیحاتمان هم عوض شد، ابزارهای برآوردن نیازمان نیز عوض می‌شود. (در گفتگو با کوروش آصف‌وزیری، منتشر شده در مجلهٔ روایت، ش 7، فروردین سال 1395)

دسته‌ها
پل آبکار

پل آبکار: باید به‌وسیلهٔ معماری چشم را سیر و روح را اغنا کرد

مرد {=انسان} پیشرفت‌کرده، از آنکه خیلی فقیر است تا آنکه خیلی غنی است، مبارزه می‌کند تا خواسته‌های خود را تهیه نماید. وقتی که مرد این قرن از صبح تا شب کار می‌کند و شب با اعصاب خسته می‌خواهد به منزل برود تا برای فردای خویش تجدید قوا کند بدون این که قصد داشته باشد، نظرش به ساختمان خودش می‌افتد و به روی زینت اتاق نیشیمن یا اتاق استراحت خویش. اگر تمام این چیزها متناسب با اخلاقش باشد او را اغنا می‌کند، پس چشم نگاه می‌کند و روح قانع می‌شود. بنابراین چشم آیینهٔ روح است. مثل‌های زیادی وجود دارد که می‌توانیم بگوییم، ولی فقط مثال عادی می‌زنم. چشم است که می‌بیند و روح عاشق می‌شود. پس به وسیلهٔ معماری باید چشم‌ها را سیر کرد، تا مرد انسان بماند. نه مانند لوکوربوزیه که در ابتدای کارش گفته بود که مرد ماشین است و باید در قوطی زندگی کند. برعکس باید بگوییم که مرد یک حیوان عقل‌دار و احساساتی است. یک معمار باید محیط مناسبی با روح این شخص ایجاد کند که نه فقط مرد باشد، بلکه یک انسان بماند و اینطور است که معماری یکی از داروهای روح مرد است. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ هنر و معماری، ش 2، سال 1348)

دسته‌ها
وارطان هوانسیان

وارطان هوانسیان: همچون همهٔ رشته‌های علم و صنعت و هنر، در معماری نیز نمی‌توان به عقب بازگشت

ما همیشه گفته و باز می‌گوییم و معتقدیم که از گذشته نمی‌توانیم منفک شویم، چون لحظات زمان مانند حلقه‌های زنجیر به هم پیوستگی دارد و علوم و معارف بشری نیز در این کاروان علت و معلول پشت سر هم قرار گرفته و هر پدیده‌ای متأثر از گذشته و مؤثر در آینده است و ما نیز مانند گذشتگان به قوهٔ ثقل و سایر اصول معتقدیم، ولی در عین حال می‌گوییم همانطوری که در هیچ‌یک از رشتهٔ علم و صنعت و هنر و غیره چرخ زمان به عقب برنمی‌گردد در زمینهٔ معماری هم ما نمی‌توانیم به عقب برگردیم، مگر اینکه معتقد باشیم که ارگانیستم زندگی ما، فکر ما، علم ما، صنعت ما، هنر ما، همه و همه به عقب برگردد. همانطوری که در تمام علوم و فنون پیشرفت‌های بعدی معلول تحولات و پیشرفت‌های گذشته و براساس آنها قرار گرفته و به عبارت دیگر پیشرفت‌های گذشته زیربنای تحولات و پیشرفت‌های حال و آینده است، با در نظر گرفتن این که به هیچ‌وجه نمی‌توان گذشته را با همان خصوصیات و مختصات در حال و آینده تکرار کرد در زمینهٔ معماری هم همین عقیده را داریم. بدین‌جهت ما می‌گوییم که دیگر طرز ساختمان، شکل تقسیم‌بندی، اسلوب بناسازی، رعایت تناسب و اصل هم‌آهنگی، حجم و ضخامت دیوارهای گذشته را نمی‌توانیم قبول کنیم، زیرا دیگر با فکر جدید این قرن که دوران ماشین و اتم و پیشرفت صنعت و علوم است موافقت و سازگاری ندارد. (در مقالهٔ «معماری ایران در دوراههٔ سبک ملی و جدید» در مجلهٔ هنر و معماری، ش ۱، سال 1348)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: در دورهٔ پهلوی دوم پیش از اینکه راجع به الگوی سکونت فکر کنیم، تقلید کردیم

اشکال {کار ما در دورهٔ پهلوی دوم} در این است که قبل از اینکه راجع به الگوی سکونت فکر کنیم، تقلید کردیم؛ و این الگو ها را با وضعیت خود وفق ندادیم. مسکن فردی داریم و مسکن جمعی. در امر توسعه ناگزیریم که براساس زیرساخت‌های محدود در جامعۀ شهری، ظرفیت اسکان را بالا ببریم و جواب رشد جمعیت را بدهیم. تمام جمعیت شهری که با شتاب درحالِ‌توسعه است، نمی‌توانند خانۀ منفرد داشته باشند. خب طبیعتاً ایران هم در آن موقع به تجربۀ بعد از جنگ و ضایعات و خرابی‌هایی که داشت،‌ نگاه می‌کرد. حکومت‌های بعد از جنگ‌ جهانی ‌دوم به این سمت رفتند که خسارت‌ها را سریع و با شیوه‌های صنعتی جبران کنند؛ بنابراین به دنبال سکونت جمعی رفتند. سکونت‌ جمعی اقتضائات خاص خود را ایجاب می‌کند، باید دانست که برای چه قشری و با چه درآمدی ساخته می‌شود. ما در این قسمت یک شکاف مطالعاتی داریم؛ یا ضرورت‌های آن دوره مثل استحمام و بهداشت باید تبلوری در فضای زندگی پیدا می‌کرد. آن الگوی سکونت که دور حیاط مرکزی بود،‌ نبود، گرما با هیزم تأمین می‌شد، در شرایط سخت زمستان برای استفاده از دستشویی از یک طرف حیاط به طرف دیگر می‌رفتند تا اینکه حمام هم وارد عناصر طرح در ساختمان شد. به نظر من یک جاهایی مدرانیزسیون مسائلی را تحمیل می‌کند که باید با تأمل، با خصلت‌ها و ویژگی‌های فرهنگی و بومی وفق داده شوند. ما این غفلت را داشتیم،‌ شتاب مدرنیزاسیون در مملکت زیاد بود،‌ منابع مالی محدود بود و مسائل دیگر. ضمن اینکه این اتفاق محدود به تصمیمات حکومت خاص ما نبوده، ما متعلق به نسلی هستیم که از نظر تاریخی در دوران ما مفهوم توسعه یا پیشرفت یک مفهوم جهانی شد؛ یعنی سازمان ملل متحد و جهان بین‌الملل در فکر ارزیابی و تقسیم‌بندی حوزه‌های جغرافیایی مختلف به دسته‌های عقب‌مانده یا جهان سوم، درحالِ‌توسعه و توسعه‌یافته بود. در حقیقت ما دست‌پروردۀ همین واژۀ پیشرفت یا توسعه هستیم، یعنی پس‌زمینۀ فرهنگی که در جامعه شکل گرفته بود. (در گفتگو با سیده شیرین حجازی نویسندهٔ وب‌سایت کوبه، سال 1396)

دسته‌ها
رابرت ونتوری

رابرت ونتوری: ارجاعات تاریخی را به مثابه راهی برای آموختن از گذشته به کار گرفته‌ام

من ارجاعات تاریخی را به مثابه راهی برای تجزیه و تحلیل و آموختن {از گذشته} به کار گرفته‌ام. من تقلید از ساختمان‌های تاریخی را مطرح نکرده‌ام. اما تاریخ‌نگاران معماری، برای مثال ریچارد کراوتهایمر، معماری من را همان تاریخی‌گرایی که معماران ابتدای قرن بیستم با آن مبارزه کرده بودند تفسیر کردند. کراوتهایمر دیده بود که مدرنیسم، به مثابه یک انقلاب، زمانی آغاز شد که، در حدود سال‌ ۱۹۱۰، اروپایی‌ها ساختمان‌سازی صنعتی امریکایی را چون پایه‌ای برای یک معماری تازه قرار دادند.

ما {پست‌مدرنیست‌ها} نیز به معماری صنعتی علاقه داشتیم و هنوز هم داریم. ما با لوکوربوزیه نیز هم‌داستان بودیم. با وجود این، خرابی‌های جنگ و تجدید خشونت پس از آن باعث شد معماران تاریخ را ببینند و در دههٔ ۱۹۵۰ بود که آنها شروع کردند به جستجوی سبکی در میانهٔ نویی و کهنگی. (در گفتگوی آندریا تاماس با رابرت ونتوری و دنیس اسکات، سال 2009، منتشر شده در وب‌سایت Archdaily)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبسکیند: مدرن اصطلاحی تاریخی است

فکر نمی‌کنم بتوان من و سایر معماران امروز را معماران «مدرن» نامید. اصطلاح «مدرن» همین حالا یک اصطلاح تاریخی محسوب می‌شود. من فکر می‌کنم در کل دو نوع معمار وجود دارد. نوع اول معمارانی هستند که ماهیت تاریخ را می‌فهمند و آن را به نوعی در اثرشان به کار می‌گیرند. چون آنها می‌دانند که خود بخشی از یک گفتمان در حال گذارند. نوع دوم معماران آنهایی هستند که تاریخ و ماهیت گذرای آن را پس می‌زنند و تصمیم می‌گیرند همچون معماران سدهٔ نوزدهم میلادی یا هر دورهٔ تاریخی دیگری کار کنند. اما من فکر می‌کنم تعلق یک معمار به دستهٔ اول هم به این معنا نیست که او معماری «مدرن» است. این اصطلاح بیشتر به دوره‌ای از تاریخ مربوط است که اکنون سر آمده است. (گفتگو در مجلهٔ Uncube، سال 2015)

دسته‌ها
فرشید موسوی

فرشید موسوی: در دنیای ما ایده‌ها به اشتراک گذاشته می‌شوند و از جایی به جای دیگر می‌روند

از این که در حال حاضر معماری می‌کنم بسیار هیجان‌زده‌ام. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که ایده‌ها به اشتراک گذاشته می‌شوند و از جایی به جای دیگر می‌روند. هیچ راهی برای بازگشت به عقب نیست و لاجرم باید رو به جلو برویم. بیایید تا به آنچه مثلا بین دو ساختمان مسکونی با بالکن‌های منحنی تفاوت ایجاد کرده است نظر کنیم. این معماری است که بین دو ایدهٔ مشابه تفاوت ایجاد میکند. بیایید دربارهٔ این که معماری چه تفاوتی ایجاد می‌کند صحبت کنیم. (مصاحبه با گاردین، سال 2014)