دسته‌ها
فرامرز شریفی

فرامرز شریفی: بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند

به نظر من یک معماری معمولی با جزئیات خوب ممکن است قابل قبول و حتی زیبا به نظر برسد، ولی معماری دارای ایده و طرح خوب اگر در جزئیات ضعیف باشد بسیار بد است. جزئیات در معماری بسیار مؤثرند، البته نقش سازندهٔ بنا هم در شکل‌گیری معماری با جزئیات خوب بسیار مهم است. پیش از قبول هر پروژه سعی می‌کنم بفهمم مجری آن کیست و آیا می‌توانم در مرحلهٔ نظارت حاضر باشم یا نه. چنانچه این شروط محقق نشوند کار را قبول نمی‌کنم. {…}

واقعیت این است که بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند. معروف است یک‌بار به فرانک لوید رایت گفتند سقف خانه‌ای که طراحی کردی چکه می‌کند. رایت در پاسخ گفت این را به پیمانکارش بگویید، من معمارم. لوکوربوزیه نیز جزئیات ساختمان را به صورتی غیر فنی طراحی می‌کرد و حالا امروز ساختمان‌هایش مشکل نگهداری دارند. ولی من فکر می‌کنم معمار واقعی حتما باید مسائل فنی ساختمان را در نظر بگیرد. (در گفتگو با کامران افشار نادری، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۶۸، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
شیگرو بان

شیگرو بان: معماران مشهور تمایلی به طراحی بنای مسکونی ندارند

طراحی یک خانه به‌مراتب سخت‌تر از طراحی موزهٔ هنر یا یک بنای اداری است. هنگام طراحی خانه، شما یک کارفرمای مشخص دارید که باید طرح شما با سبک زندگی او همخوانی داشته باشد، اما هنگام طراحی یک اداره، شما تنها با کلیات معماری مواجه هستید. بر همین اساس، وقتی یک معمار مشهور شود، تمایلی به طراحی بنای مسکونی ندارد. در پروژه‌های مسکونی پولی وجود ندارد و در عین حال مشکلات و مسئولیت‌ها زیاد است. اما هستند معمارانی همچون لوکوربوزیه، میس وندرروهه و آلوار آلتو که سرتاسر عمر حرفه‌ای خود به طراحی خانه‌ها مشغول بوده‌اند و من به آنها احترام می‌گذارم. این معماران در حین طراحی خانه‌ها آزمون‌های طراحانهٔ خویش را انجام دادند. (در گفتگو با Edan Corkill نویسندهٔ وب‌سایت the Japan Times، سال 2013)

دسته‌ها
نادر اردلان

نادر اردلان: در ایران معمارانی که ادعای نخبه بودن دارند به کارهای عجیب و تقلید از خارجی‌ها می‌پردازند

درکشورهای دیگر پژوهش‌های زیادی روی معماری خود انجام می‌دهند اما در ایران کار زیادی در این زمینه انجام نشده است. ‏حدود پانزده سال است که موجی تحت عنوان «معماری جهانی» در ببن معماران ایرانی رواج یافته که به دنبال آن آنفدر که معماری معماران بزرگ ‏جهانی در ایران بررسی و تحلیل می‌شود، در کشورهای خودشان انجام نمی‌شود.
بیشتر معماری ایران دست «بساز بفروش‌ها» است. اما انقاقی که افتاده این است که ما فرهنگ خود را کنار گذاشته‌ایم و معمارانی که ادعای نخبه بودن دارند به کارهای عجیب و تقلید از خارجی‌ها می‌پردازند. ‏اتفاق دیگری که طی چهار ‏سال اخیر رخ داده این است که مسئولان نمای رومی را رواج داده‌اند که چیزی التقاطی است و تناسبات رایج در معماری جهان را رعایت نکرده است. در حالی که در کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس به دنبال هویت‌سازی در معماری هستند. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌سایت معماری‌نیوز، به نقل از سایت انجمن مفاخر معماری ایران، سال 1396)

دسته‌ها
دورده مندروپ

دورده مندروپ: من یک معمار زن نیستم؛ من یک معمار هستم

مجلهٔ دیزین در روز جهانی زنان لیستی از 50 معمار زن برتر را منتشر کرد که نام من هم در این لیست وجود داشت. با اینکه از ارج نهادن به معدود زنانی که جایگاه بین‌المللی در حرفهٔ معماری پیدا کرده‌اند احساس خوشحالی می‌کنم اما به عقیده من درست کردن چنین لیست‌هایی گامی رو به عقب است. بگذارید توضیح بدهم، من یک معمار زن نیستم؛ من یک معمار هستم. ما به ندرت می‌گوییم حسابداران زن، وکلای زن، راننده‌های زن یا خبرنگاران زن. اما معماران زن انگار یک عبارت مصطلح شده است. وقتی از جنسیت حرف می‌زنیم معمولاً تمایل داریم از زنان حرف بزنیم. مردان در واقع جنسیت ندارند. آنها صرفا خنثی هستند. به همین دلیل هم عبارت مردان معمار مصطلح نیست. زنان معمار یک استثنا در این قاعده هستند. یک خلاف قاعده که گاهی شایسته تشویق و توجه هستند و روز جهانی زن هم یکی از این  گاه‌ها است. چند سال قبل برنده جایزه‌ای شدم که داورانش مرا به خاطر زنانگی‌ای که در کارهایم به چشم می‌خورد انتخاب کرده بودند. برایم جالب است بدانم آیا داوران به همین اندازه هم مردانگی معماران مرد را شایسته تشویق دانسته‌اند؟ همین اواخر معمار بسیار معروفی در تمجید از SESC Pompéia اثر لینا دو باردی معمار زن برزیلی گفته است: «این پروژه اینقدر زمخت و سرد است که کسی باور نمی‌کند معمار آن یک زن بوده». به عبارت دیگر منظور او این بوده که لینا به اندازه یک معمار مرد کارش خوب است. فقط تصور کنید به همین شیوه از معمار مردی به‌خاطر توانایی شگفت‌انگیزش در طراحی با مهر و بینش انسانی تعریف و تمجید می‌شد؛ که چیزی را خلق کرده که به حدی سرشار از عاطفه است که سخت می‌توان باور کرد معمار آن یک مرد بوده است. با وجود تمام سعی و تلاش‌هایی که می‌شود تا زنان معمار احساس خاص بودن بکنند نتیجه واقعاً برعکس است. چنین لیست‌هایی باعث می‌شود در حرفه‌ام حس شهروند درجهٔ دوم بکنم. انگار به آدم بگویند روز طلایی شما زنان معمار هم فرا رسید. جدا کردن گروه کوچکی از زنان نوعی دلسوزی کوته‌فکرانه است و فراموش شدن زنان در بقیه روزهای سال به همین سادگی جبران نخواهد شد. آیا وقت آن نرسیده که دیدگاهمان را طوری عوض کنیم و زنان و مردان را در کار و رقابت با معیارهای یکسانی تحت عنوان معماری خوب یا بد بسنجیم؟ (در مقالهٔ منتشر شده در وب‌سایت Dezeen، سال 2017)

دسته‌ها
ماریو بوتا

ماریو بوتا: معماری آیینهٔ راستین جامعه و زندگی است

آیندهٔ معماری در گروی آیندهٔ انسان‌ها است. مادامی که حتی یک نفر روی زمین زندگی می‌کند نیاز به خانه نیز وجود دارد، یعنی جایی که گفتگوی مستمر انسان با طبیعت را امکان‌پذیر کند. معماری به مثابه یک آینه تصویری راستین  (گاهی هیجان‌انگیز، گاه بی رحم) از جامعه و زندگی نشان می‌دهد. معماران باید فضاها را طوری نظم ببخشند که با چرخه خورشیدی، با تناوب فصل‌ها و با توانایی انسان برای سکونت در زمین هماهنگی داشته باشد. برای همین لازم است به حرفه خود علاقمند باشیم. آخرین باری که لویی کان را در سال 1969 در ونیز دیدم یواشکی در گوشم زمزمه کرد که برای اینکه معمار خوبی باشی باید کار کنی و کار کنی و کار کنی. (در گفتگو با مجلهٔ The Ground، سال 2016)

دسته‌ها
رافائل مونئو

رافائل مونئو: معماران نیازی به آزادی‌ها و امتیازات سلبریتی‌ها ندارند

حضور پررنگ چهره‌های مشهور معماری در رسانه‌ها و در معرض دید عموم با این واقعیت مرتبط است که اکثر پروژه‌های بزرگ معماری با بودجه‌های دولتی ساخته می‌شوند. اگر پول این پروژه‌ها از جیب مردم پرداخت می‌شود، پس مردم این حق را دارند که بدانند پشت پردهٔ  آنها چه کسانی قرار دارند و چگونه چنین پروژه‌هایی به معمارانی خاص اعطا می‌شود. و این ماجرا زمانی رخ می‌دهد که این تصویر رویاگونه از معماری در ذهن مردم نفوذ کند که معماران به مثابه نمایندگان شاخه‌ای از فرهنگ اجازه دارند مانند سایر هنرمندان هرکار که می‌خواهند انجام دهند. اما همانطور که من پیش‌تر گفته‌ام، معماری نمی‌تواند زمینه‌ای برای بیان آزاد و اکسپرسیونیستی باشد. باید پذیرفت که معماری با تعهداتی که در قبال جامعه دارد تعریف می‌شود. بر همین اساس، معماران نیازی به آزادی‌ها و امتیازهای هنرمندان سلبریتی دیگر رشته‌ها ندارند. (در گفتگو با وب‌سایت Design Curial، سال 2014)

دسته‌ها
حسین شیخ زین‌الدین

حسین شیخ زین‌الدین: دوام ما در معماری به خلق جدید است، به تقلید قدیم نیست

چه ما مخالف مدرنیته باشیم و چه نباشیم، چه علاقه به سنت‌هایمان داشته باشیم و چه نه، نحوه زندگی‌ای داریم که نمی‌توانیم از آن فرار کنیم. ما شهرهای بزرگی داریم، ما از اتومبیل استفاده می‌کنیم، ما به بیمارستان نیاز داریم، ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه و لوله‌کشی آب می‌خواهیم. اینکه به‌خاطر سنت از این نیازها صرف‌نظر کنید، اصلا خارج از بحث منطقی و عقلانی است. بنابراین شما کجا می‌توانید هویت جدیدی که با واردشدن بسیاری از پدیده‌های تازه لازم دارید را تجربه کنید؟ آنجا که به تعامل فرهنگی معتقد باشید. سیحون خوشبختانه در دوره‌ای بود که با قدرت خلاقیت بالا، از این تعامل فرهنگی سود بسیار جست. همه کسانی که از سیحون سخن می‌گویند تکرار می‌کنند او عاشق ایران بود ولی اگر دقت کنید سیحون به‌طور کامل یک معمار مدرن هم بود. چطور این دو با هم سازگار شد؟ فقط در تعامل فرهنگی می‌توانست جوش بخورد. در نتیجه سیحون بزرگ‌ترین نقشش این بود که ما را با آرامش تمام به طرف آن زندگی‌ای که نمی‌توانستیم از آن احتراز کنیم، سوق داد. برای مثال مقبره ابن‌سینا را نگاه کنید. آنهایی که هویت را با تقابل فرهنگی و غیریت ترجمه می‌کنند، شاید فقط میل گنبد قابوس را ببینند، اما آنهایی که از منظر تعامل فرهنگی به آن می‌نگرند، آن پلت‌فرم و مصطبه و جایی که برج روی آن نشسته را نیز می‌بینند. یک گوشه چشم به معماری مصری دارد، یک گوشه چشم به پنجره‌های کلاسیک یونان و به‌قدری با دقت این تعامل فرهنگی صورت گرفته که به گمان من یکی از کارهای مهم و قابل تحسین وی است. این اولین بار بوده که معماری توانسته با ظرافت خاصی تعامل فرهنگی را ایجاد کند. هیچ احترازی نداشته تا اگر از هر گوشه دنیا فکری به نظرش می‌آید، از آن بهره ببرد و در یک آمیزش هنرمندانه شکل جدیدی خلق کند. دوام ما در معماری به خلق جدید است. به تقلید قدیم نیست. (در گفتگو با روزنامهٔ شرق، سال 1394)

دسته‌ها
تادائو آندو

تادائو آندو: بیش از هرچیز برایم مهم است که در مسیر درست قرار داشته باشم

من به شکست اهمیتی نمی‌دهم و خیلی هم به فکر موفقیت نیستم. من مرتباً در تلاشم تا از موانع جدیدی عبور کنم و به محض عبور از یک مانع، مانع دیگری ظاهر می‌شود. وقتی برای فکر کردن به موفقیت برایم باقی نمی‌ماند. وقتی شبانه روز در حال جنگم، تنها چیزی که برایم اهمیت دارد این است که آیا در مسیر درست قرار دارم یا نه. به ورزشگاه ملی اثر کنزو تانگه که نگاه میکنم به این فکر میکنم که روزی بتوانم از معماری او فراتر بروم. من سعی میکنم فقط با نگاه رو به جلو زندگی کنم. شاید در عمل هرگز نتوانم سطح کارم را ذره ای به سطح کار کنزو تانگه نزدیک کنم اما همیشه در تلاشم که این کار را انجام دهم. چون همیشه به سمت هدفی در حال حرکتم این حس به من دست نمی‌دهد که در تقلا هستم. (در گفتگو با وب‌سایت Ground، سال 2012)

دسته‌ها
مایکل گریوز

مایکل گریوز: حدید و کولهاس و لیبسکیند اوضاع معماری را خراب کرده‌اند

توصیهٔ من به معماران جوان این است که در کنار تحمل سختی‌ها، مطالعه کنند و نحوهٔ ساماندهی فضاها و خلق پلان را بیاموزند. در حال حاضر وضع کل صنعت ساختمان خراب است. اوضاع معماری با وجود زاها حدید، رم کولهاس، دنیل لیبسکیند و افرادی مشابه اینها افتضاح است. من امیدوارم هرچه زودتر این وضع متوقف شود. موزهٔ ماکسی که زاها حدید آن را طراحی کرده ماهیانه تنها بیست و پنج نفر بازدید کننده دارد. این یعنی مردم از این ساختمان متنفرند. (گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت آرکیتایزر، سال 2013)

دسته‌ها
علی اکبر صارمی

علی اکبر صارمی: بازگشت به تاریخ برای بسیاری از معماران مدرن ایران نوعی هدف مقدس بود

در ایران بازگشت به تاریخ همیشه برای بسیاری از معماران مدرن به عنوان نوعی هدف مقدس مطرح بود. در سفرهایی که برای کروکی و نقاشی از روی بناهای قدیمی به اتفاق مهندس سیحون می‌رفتیم همیشه سخن از ستایش معماری گذشته بود و ایشان از عاشقان دایمی هنر گذشته بود و این عشق را به ما نیز منتقل می‌کرد. ولی در آن سال‌ها در پروژه‌های معماری دانشجویان به سختی می‌شد ردپای معماری گذشته را پیدا کرد. در این میان من نیز از سرگشتگانی بودم که به رغم سفرهای دایمی و ترسیم و نقاشی بدون وقفه از معماری گذشته نمی‌توانستم ارتباط منطقی و اصولی بین این و آن پیدا کنم. هرچند که گاهی به صورتی احساسی در پروژه‌هایمان جای پای گذشتگان را می‌دیدیم ولی این دیدار به اصول و مبانی خاصی متکی نبود. (سخنرانی در جلسهٔ معرفی و نقد معماری امروز ایران، منتشر شده در مجلهٔ معمار، سال 1383)