دسته‌ها
کرول راس بارنی

کرول راس بارنی: نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد

به نظر من معماری خوب باید نوآورانه باشد. فکر نمی‌کنم که معماری سنتی را بتوان همچون یک معماری خوب انجام داد. این نظر از باور من نشئت می‌گیرد، این که باید جهان را به جایی بهتر تبدیل کرد. چراکه وقتی می‌خواهی جهان را به جایی بهتر تبدیل کنی، باید آن را تغییر دهی و نمی‌توانی آن را تغییر دهی مگر این که ایده‌های تازه را بپذیری و این همان نوآوری است.

نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد. به نظرم اگر کارتان را با گفتن این جمله که «فقط معماری نوآورانه خوب است» شروع کنید، چنین واژگانی برای بسیاری از کارفرمایانی که ما در بخش عمومی با آنها کار می‌کنیم خصمانه به نظر می‌رسد. اما اگر کار را با این ایده شروع کنید که بنای طراحی شده به دست شما از هر بنایی که قبل از آن وجود داشته بهتر است، چراکه شما می‌خواهید ارزش واقعی را به مکان مورد نظر تزریق کنید، آنگاه فکر می‌کنم نوآوری تقریباً برای هرکسی که با او کار می‌کنید هیجان‌انگیز می‌شود. (در گفت‌وگو با Deborah A. Burkhart در سال ۲۰۰۶، منتشر شده توسط انستیتو هنر شیکاگو در قالب پروژهٔ تاریخ شفاهی معماران شیکاگو)

دسته‌ها
هوشنگ سیحون

هوشنگ سیحون: معماری حال حاضر ایران نه فرنگی است و نه ایرانی

به نظر من این هرج و مرج {در شهرهای ما} زاییدهٔ تحول بی‌مقدمهٔ معماری ماست. تا چهل سال پیش ما یک روش قدیمی ساختمانی داشتیم و کمابیش با اصول کهن و دیرینه (مخصوصاً در مورد مساکن و منازل) عمل می‌کردیم که به طور کلی عبارت بود از در نظر گرفتن جهت ساختمان و ایجاد بادگیر و حوض‌خانه و تناسب قسمت‌های خالی (یعنی پنجره‌ها) با قسمت‌های پر ساختمان (یعنی دیوارها) و قطر دیوارها و طرز بنای سقف‌ها و ایوان‌ها و سایه‌بان‌ها و شکل باغچه و حیاط و انتخاب درخت‌ها و غیره.

تمام این جزئیات بنا بر مطالعات مفصل و تجربیات چندین صد ساله انجام می‌گرفت و معماران ما به جایی رسیده بودند که هدف خود یعنی ایجاد زندگی راحت برای صاحب کار را تأمین می‌کردند. در گذشته موضوع زیبایی نیز در معماری ما منطقی بود. تناسب و رنگ مصالح که در نما و در داخل بنا به کار می‌رفت و هم‌آهنگی آنها با هم و جزئیات گچ‌بری یا آجرکاری و برجستگی‌ها و فرورفتگی‌ها و تطبیق آنها با نور طبیعی (مخصوصاً در طهران که درخشندگی آفتاب کوچک‌ترین برجستگی را نمایان می‌سازد) و بازی حجم‌های هندسی و مخصوصاً سادگی این اشکال تمام مسایلی بودند که معماران ما (حتی در خانه‌های کوچک) به آنها سخت توجه داشتند.

ولی از تاریخ ورود معماری مدرن بدبختانه ما خواستیم کورکورانه و بی‌توجه به سنن و اصول از معماری غربی تقلید کنیم و در نتیجه سبک خودمان را فراموش کردیم و روش اروپایی را هم (آن طوری که از نظر کشور ما باید قابل قبول باشد) به کار نبردیم. به این دلیل معماری ما نه فرنگی است و نه ایرانی. (در گفتگو با فرخ غفاری، منتشر شده در مجلهٔ آرش، ش ۵، سال ۱۳۴۱)

دسته‌ها
حسین سلطان‌زاده

حسین سلطان‌زاده: معماری سنتی ما آنقدر تقدیس شده که کسی جرئت نمی‌کند انتقادی به آن وارد کند

معماری و شهرسازی سنتی کشور از چنان ارزش و غنایی برخوردار است که علاوه بر آنکه آن را به عنوان یکی از مهم‌ترین {…} افتخارات فرهنگی و تاریخی کشور می‌توان مورد ارزیابی قرار داد، از لحاظ آموزشی نیز مأخذ بسیار مناسبی به شمار می‌اید و گمان می‌کنم کمابیش همهٔ افراد به این خصوصیات معماری و شهرسازی سنتی آگاهی دارند اما نکته‌ای که شاید اشاره به آن بی‌فایده نباشد این است که معماری و شهرسازی سنتی ما آنقدر مورد تقدیس قرار گرفته است که کسی جرئت نمی‌کند برخی از خصوصیات یا آثار آن را مورد انتقاد قرار دهد. در حالی که آن نیز دارای اشکالات و مسائلی است و معماران و شهرسازان در گذشته نیز دچار اشتباه می‌شده‌اند.

مثلاً مسجد امام {مسجد شاه} در میدان امام (نقش جهان) اصفهان از لحاظ طراحی معماری اثری ارزشمند به شمار می‌آید و از جنبهٔ موقعیت استقرار در میدان نیز اثری قابل توجه است اما از جنبهٔ ارتباط آن با سایر فضاهای همجوارش دارای نقص است. می‌دانید که بیشتر مساجد جامع در شهرهای کشور همیشه در محلی قرار گرفته‌اند که صحن آنها مکان عبور و مرور مردم نیز بوده و در واقع بخشی از فضای شهری نیز به شمار می‌رفته است. {…} مسجد امام {شاه} اصفهان در مکان مناسبی از میدان قرار گرفته اما ارتباط آن با معابر و راه‌های مجاور ضعیف است. (در مصاحبهٔ منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۱۹ و ۲۰، سال ۱۳۷۱)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: هر معماری صادق و متفکرانه‌ای از معماری مقلدِ آثار گذشتگان اسلامی‌تر است

در تحت فشار نیروهای سنتی و نیز فشار نیروهای غرب ایران هم همچون بسیاری کشورهای دیگر که در برابر دوگانگی و برخورد فرهنگی قرار گرفته‌اند در تلاش حل معمایی است دردناک و نیز در جستجوی بیان حقیقی خویش. بیانی که بتواند ارزش‌های واقعی سنتی و قالب‌های نوین معاصر را حفظ کند. بیانی که صرفاً برگردان قالب‌های غربی نباشد و نه فقط برگردان تاریخ و گذشته.

ولی من در اینجا از سبک صحبت نمی‌کنم، چون تصور نمی‌کنم که باید معماری و هنر را در افکار و اعتقادات محیطی خاص محدود کرد، زیرا هر نوع محدودیت مانعی است در برابر پی‌بردن به حقایق جهانی. مع‌هذا ما نمی‌توانیم تأثیر محیط بر شخص را انکار کنیم، یعنی برخورد عناصر طبیعی و روانی در فرد. به این معنی ما قادر هستیم که ارزش‌های اساسی میراث فرهنگی خود را به دست بیاوریم، زیرا بدون شک به دور انداختن تمام سنن نادرست خواهد بود.

باید خوب و بد را بسنجیم و از لابلای غربال هوش و روشنفکری زائد را از مفید جدا کنیم. ظاهراً گنبد و طاق‌های قوسی نمایندهٔ معماری اسلامی است و به بهانه این معماری است که این اشتباه رخ می‌دهد که در روی سقف‌های صاف، گنبد می‌سازیم، بر دهانه‌های مربعی شکل قوس می‌زنیم و نمای ساختمان‌ها را گچ‌بری می‌کنیم و دلایل تاریخی که این فرم‌ها را به وجود آورده است و نیز محدودیت‌های فنی آن زمان و ناشناخته بودن مصالحی چون بتون، پلاستیک و فلز را در نظر نمی‌گیریم.

این معماری که باید آن را معماری ملال‌آوری خواند تنها انسان متوسطی را که صرفاً در جستجوی ظواهر فرهنگ است به خود جذب می‌کند. هر معماری‌ای که صادق، صمیمی و متعقل باشد بیش از معماری تقلیدی و خالی از روح کنونی، اسلامی و متناسب با احتياجات ماست. (در مقاله‌ای با عنوان «ابهام و پیچیدگی هنر»، منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، ش ۲۷ و ۲۸، سال ۱۳۵۴)

دسته‌ها
لئون کریر

لئون کریر: مدرنیست‌ها به ناحق مدعی هستند که آنچه آنها عرضه می‌کنند تنها شکل موجه از مدرنیته است

ترکیب متداول «جنبش مدرن» را که در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد باید به «جنبش مدرنیستی» اصلاح کرد. من این را تکرار می‌کنم چون پروپاگاندای مدرنیست‌ها که از طریق تصاحب جعلی واژه «مدرن» حکم‌فرماست ادعا می‌کند که مدرنیسم آن‌ها تنها شکل موجه و منطقی از مدرنیته در هنر و معماری است. آن‌ها برای یک دیدگاه کاملا حزبی و سلیقه‌ای ادعای عمومیت می‌کنند.

آن‌ها این دیدگاه را برابر با پیشرفت می‌دانند و به اشتباه اشاره می‌کنند که امروزه پرداختن به هنر و معماری سنتی بازگشت به گذشته و نابهنگام است. این ادعا حقیقتا نادرست، ایدئولوژیک، متعصبانه و غیر دموکراتیک است و قدرت و حق قضاوت و انتخاب را از عامهٔ مردم، کارفرمایان، دانشجویان و متخصصان سلب می‌کند. پروپاگاندای مدرنیست‌ها بر فضای حرفهٔ معماری، آموزش و رسانه حکمفرماست و مسئولیت این بی‌سوادی عمومی در معماری و در نتیجه خوارشدگی محیط مصنوع منحصراً بر دوش آنهاست. (در گفتگو با Mirza Mehakovic، منتشر شده در وب‌گاه tristotrojka، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
کنزو تانگه

کنزو تانگه: سنت به مفهوم تقلید از تاریخ نیست، ما باید سنت بیافرینیم

بایستی سنت را، با خلق روش زندگی نو برای جامعهٔ معاصر گسترش دهیم. شما {ایرانی‌ها} در گذشته فرهنگ عظیمی داشته‌اید، در ۲۵۰۰ سال پیش. اکنون دورهٔ جدیدی دارید. شاید بتوانید شیوهٔ زندگی کامل معاصری برای جامعه و تمدن فعلی بیافرینید، سپس می‌توانید سنتی خلق کنید. سنت به مفهوم تقلید تاریخ نیست، ما باید سنت بیافرینیم. {…}

مثلاً ایران باستان را در نظر بگیرید. این تمدن بزرگ را بدون سنتی برپا کردند. اکنون هم این احتمال هست که نوع کاملاً جدیدی خلق کنید. این سنت واقعی است. مطمئنم که در ژاپن نوعی سنت داشته‌ایم، ولی فکر می‌کنم که راه ما تکرار سنتمان نیست. با گذشت تاریخ ژاپنی‌ها فرهنگ خود را می‌آفرینند. این است راه توالی سنت ما. اگر کسی پدیده نمی‌آفرید هرچیز به سرعت زوال می‌یافت. سنت را باید همواره زنده داشت. (در گفتگو با منصور فلامکی، داراب دیبا و سینا ریحانی، منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، ش ۲۹ و ۳۰، سال ۱۳۵۴)

دسته‌ها
سیمون آیوازیان

سیمون آیوازیان: دو مقطعی شدن لیسانس و فوق لیسانس رشتهٔ معماری یکی از اشکالات بزرگ معماری ماست

من معتقدم که یکی از اشکالات بزرگ ما همین دو مقطعی شدن لیسانس و فوق لیسانس است. متأسفانه بسیاری از دانشجویان در دورهٔ کارشناسی بسیار ضعیف هستند، این در حالی است که همین افراد، بعد از فارغ‌التحصیلی می‌توانند به وزارت مسکن مراجعه کنند و بعد از دو سال پروانهٔ کار بگیرند که فاجعه است. درگذشته، دانشجویان هنگام شروع دانشگاه، ابتدا معماری کشورهای همسایه را می‌شناختند و سپس معماری سنتی مورد بررسی قرار می‌گرفت. پس از گذراندن دورهٔ پژوهش ما پروژه ارائه می‌کردیم اما متأسفانه امروز این‌گونه نیست. یعنی دانشجو تنها سه ترم با مباحث معماری آشنا شده اما هنوز چیزی از پژوهش یا معماری سنتی نمی‌داند. در این فضا همه‌چیز انتزاعی است و به سلیقهٔ استاد بستگی دارد، بنابراین هرکس بنا بر سلیقه خود، چیزی درس می‌دهد. به همین خاطر، دانشجو در پایان ترم یک که باید مسکن کوچک ارائه کند، نمی‌تواند کار انجام دهد و در نتیجه همهٔ طرح‌هایش به یکدیگر شبیه می‌شود زیرا هنوز به درستی با مسائل فنی و پایه‌ای معماری آشنایی پیدا نکرده است.

متأسفانه بسیار پیش آمده که دانشجو حتی برش نیز نمی‌داند زیرا همه به کامپیوتر وابسته شده‌اند. من به دانشجوهایم تا وقتی که پلان را روی کاغذ کامل نکشند اجازه استفاده از کامپیوتر را نمی‌دهم. زیرا وقتی دست کار می‌کند، مغز را نیز با خود همراه می‌کند اما کار صرف با کامپیوتر خلاقیت را کمرنگ می‌کند. به نظر من نحوهٔ آموزش در دوره لیسانس باید تغییر کند. در انگلیس وقتی شما لیسانس دریافت می‌کنید، باید یک سال سابقهٔ کار تجربی داشته باشید تا بتوانید در دورهٔ فوق لیسانس شرکت کنید. متأسفانه در ایران بسیاری از دانشجویان صرفاً یک نامه از دفتر می‌آورند که نشان می‌دهد دورهٔ عملی را گذرانده‌اند در حالی که این‌گونه نیست. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌گاه هنرآنلاین، سال ۱۳۹۷)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: معمار زمانی حق اظهار نظر دارد که چیزی را که بیانگر نظراتش است ساخته باشد

هر چند ممکن است بعضی همکاران من نظری جز این داشته باشند، ولی من معتقدم که معمار باید بتواند آن چه را که به عنوان نظر و دیدگاه بیان می‌کند بسازد، و در غیر این صورت بهتر است که در طرح آن جانب احتیاط را رعایت کند. به اعتقاد من معمار باید بتواند مابه‌ازای دقیق نظراتش را با ساخته‌هایش نشان دهد، و در واقع زمانی به اظهار نظر بپردازد که در روی زمین چیزی را که بیانگر نظراتش هستند ساخته باشد. در عرصهٔ معماری نیز نمی‌توانیم واعظ غیر متعظ باشیم. بنابراین باید در اظهار نظر کردن احتیاط کنیم. و این احتیاط را به‌خصوص در مورد آن چیزهایی که هنوز موفق به بوجود آوردنش نشده‌ایم به کار بریم.

در این جا اشاره من به طور اخص به بحث‌هایی نظیر نحوه تداوم سنت‌های گذشته در معماری امروز و طراحی با الهام از معماری سنتی، و مضامینی از این قبیل است که این روزها چه بر سبیل اقتضای «بازار بحث» و چه بنابر دلسوزی و احساس مسئولیت معماران اندیشمند و دانشجویان کنجکاو و علاقه‌مند رواج بسیار دارد. البته بحث فلسفی کردن و تولید فکر کردن و به آینده نظر افکندن جای خودشان را دارند و حسابشان از این قضیه جداست. اینها بحث‌هایی هستند که می‌توانند صرفاً از جنبهٔ تئوریک مطرح شوند. ولی به هر حال معمار بدون عملِ معماری یک تئوریسین معماری است، نه یک معمار، و این دو با هم تفاوت دارند. جداً اعتقاد دارم که باید این حساسیت در جامعهٔ حرفه‌ای ما و در میان معماران ما به‌وجود آید، و آنگاه که چنین شد دیگر خلط مبحث نخواهیم کرد و همه چیز را با هم در نخواهیم آمیخت، مثلاً مدعی نخواهیم شد که معماری مدرنی که در آن قوس و آجر به‌کار رفته باشد و اطاق‌هایش گرد حیاط چیده شده باشد همان معماری سنتی است و اینها همه با معماری نئوکلاسیک و معماری دوران عتیق یکسان هستند، و حالا که ما معماری مدرن را این گونه می‌سازیم پس در واقع همان راه معماری سنتی را ادامه می‌دهیم. (در سمینار «معماری سنتی و نظام آموزش معماری و شهرسازی کشور» در سال ۱۳۷۲، منتشر شده در مجلهٔ هفت‌شهر، ش ۱۱، سال ۱۳۸۲)

دسته‌ها
داریوش بوربور

داریوش بوربور:چیزی به نام «معماری ایرانی» یا «معماری اسلامی» وجود ندارد

مقوله‌ای به عنوان «معماری ایرانی» اصلاً وجود ندارد. این یک توهم است که مدت‌ها برای ایرانی‌ها و حتی معماران ایرانی مخصوصاً در قرن بیستم پیش آمده است. {…} در گذشته صاحب‌کارها به معماران می‌گفتند که ما معماری سنتی ایرانی می‌خواهیم. اما معماری سنتی ایرانی چیست؟ ما 7 هزار سال تاریخ داریم که در این مدت دوران مختلفی را پشت سر گذاشته‌ایم و معماری هر دوره نیز متفاوت از دوره دیگر بوده است. معماری ایلامی با معماری هخامنشی و معماری هخامنشی با ساسانی بسیار متفاوت بوده است. معماری ساسانی نیز با معماری صفویه متفاوت بوده است. حال وقتی ما می‌گوییم، معماری سنتی ایرانی، کدام اینها مد نظر است؟ {…} در مورد معماری اسلامی نیز همین‌طور است. یعنی ما چیزی به نام معماری اسلامی هم نداریم. در آیات و احادیث ما در مورد بسیاری مطالب صحبت شده است اما در مورد معماری هیچ راه‌حلی داده نشده و تقریباً هیچ صحبتی در این زمینه انجام نشده است. دلیل آن نیز بسیار واضح بوده است زیرا در آن دوران اصلاً در عربستان معماری وجود نداشته است. {…} یک زمانی کشور سوریه تحت سلطه رومی‌ها بوده و به همین خاطر مساجد بدو اسلام در سوریه به سبک رومی ساخته شده‌اند. مساجد ایران که معروف به بنای اسلامی هستند، همگی برگرفته از بناهای ساسانی‌اند. یعنی سبک معماری‌ آن‌ها، سبک معماری دوران ساسانی است. {…} سبک گنبد، کاشی‌کاری، نقوش‌، چهارطاق و… صد درصد متعلق به معماری دوران ساسانی است.

بسیاری از محقق‌های درجه یک و تراز اول، چه خارجی و چه ایرانی نیز، این معماری‌ها را، معماری اسلامی می‌نامند. در صورتی که این نام غلط است. معماری ایرانی هم همین حالت را دارد. ما می‌توانیم راجع به معماری بومی صحبت کنیم. معماری بومی با معماری ایرانی متفاوت است. به عنوان مثال معماری ما در بندرعباس به دلایل اجتماعی، آب و هوایی و… یک معماری بومی است که یک سری از ویژگی‌های آن با نقاط دیگر متفاوت است. در کردستان هم یک تفاوت‌هایی در معماری بومی وجود دارد. در شمال ایران هم که تغییرات آب و هوایی و مسائل اجتماعی بیشتر متفاوت بوده، می‌بینیم که ساختمان‌ها به طور کلی سبک دیگری دارند. پس ما راجع به معماری بومی می‌توانیم بگوییم که این معماری متعلق به کدام منطقه است ولی نمی‌توانیم به طور اخص بگوییم که فلان ساختمان معماری ایرانی است. (در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)

دسته‌ها
سیروس باور

سیروس باور: بهتر است به جای «معماری سنتی» از ترکیب معماری گذشته و کهن استفاده کنیم

سعی کنید زیاد از واژه سنت {در مورد معماری} استفاده نکنید. معادل انگلیسی سنت، Tradition است که بیشتر مربوط به رفتار می‌شود نه اشیاء و فضا. در مورد رفتارها و شیوه زندگی می‌شود از سنت استفاده کرد. مثلاً ما تا سال‌های 1290 الی 1300 به یک شیوه سنتی زندگی می‌کردیم اما از آن به بعد شیوه زندگی ما به خاطر ارتباطات تغییر کرد. در مورد معماری بهتر است به جای معماری سنتی از معماری گذشته و کهن استفاده شود. پیش از این یک فلسفه و هندسه پشت معماری ایران بود که این‌ها همراه با هم معماری کهن را به وجود آورده‌اند. آن فلسفه، فلسفه زندگی بود. کشور ایران به لحاظ جغرافیایی و اقلیمی یک کشور کم آب است و به همین خاطر نخستین فلسفه در ایران، استفاده و مصرف آب بوده که این در معماری هم اولویت داشته است. مسئله آب به طور مستقیم به معیشت مربوط است و اگر آب نباشد، کشاورزی و معیشتی هم به وجود نمی‌آید. در گذشته 70 درصد مراکز زندگی در ایران را روستاها تشکیل می‌دادند. آدم‌های این روستاها به دلیل عدم ارتباط با روستاها یا سرزمین‌های اطراف خودشان، به همان شیوه سنتی آبا و اجدادشان زندگی می‌کردند و این شیوه زندگی روی هم انباشته شد و سنت را به وجود آورد. یعنی فرزند امروز من که 5 ساله است، روش و برداشتش از زندگی مانند پدر بزرگ من است زیرا در یک محدوده هستند. حالا شما این محدوده را بزرگ کنید و برسانید به یک محدوده سیاسی. وقتی محدوده بزرگ شد و تمام ارتباطات، تولیدات و معیشت‌ها در داخل آن انجام گرفت، آن آزادگی و خلاقیتی که ما در زمینه معماری از آن، صحبت می‌کنیم از بین می‌رود. زمانی هم که خلاقیت از بین برود، نوآوری از بین می‌رود و شما مجبور می‌شوید از آن‌چه که مربوط به گذشته بوده است استفاده کنید و پیش بروید. (در گفتگو با نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)