دسته‌ها
سانتیاگو کالاتراوا

سانتیاگو کالاتراوا: معماری استعدادی ذاتی برای عرضهٔ منافع بسیار به جامعه دارد، منافعی بسیار بیشتر از یک ابزار صرف

اثر معماری اغلب همچون یک کالا در نظر گرفته می‌شود، همچون ابزاری صرف برای حل یک مسئله. مردم می‌گویند جنبهٔ اصلی یک ایستگاه راه‌آهن کارکردی بودن آن است، یعنی تسهیل حرکت مردم به بیرون و درون. اما کارکرد نمی‌تواند تنها جنبهٔ اصلی یک بنا باشد. آثار معماری به ما پناه می‌دهند و به منزلهٔ شواهدی از دوره‌ای که در آن ساخته شده‌اند عمل می‌کنند. آیندگان دوران ما را از طریق بناهایی که ساخته‌ایم خواهند شناخت.

البته که هزینهٔ ساخت بنا مهم است، البته که کارکرد مهم است. اما بسیار انتظارات دیگر نیز هست که یک بنا باید برآورده کند. معماری استعدادی ذاتی برای عرضهٔ منافع بسیار به جامعه دارد، منافعی بسیار بیشتر از این که صرفاً آنها را از یک مکان به مکانی دیگر هدایت کند. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت LEAF Review، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: کارفرما می‌تواند کاری کند که یک پروژه نمونه و سرمشق شود یا آن را به کابوس تبدیل کند

معماری و شهرسازی همیشه به کارفرما نیاز داشته‌اند. کارفرما می‌تواند کاری کند که یک پروژه نمونه و سرمشق شود یا آن را به کابوس تبدیل کند. زمانی که پروژه شکست می‌خورد معمار تنها فرد مقصر نیست. داروینیسم نه فقط حذف، بلکه مفهوم تکامل را مطرح می‌کند. طبیعت و نیروهایش با نیروی کارفرما و معمار بسیار تفاوت دارد. معمار اگر نتواند کارفرما را متقاعد کند که منافع عمومی مهم‌تر از منافع فردی است، ممکن است از کار حذف شود. این بهای سنگینی است که باید برای معمار بودن پرداخت.

دوران شاهان و اربابان به سر رسیده، ما در دوران دموکراسی هستیم. به این معنا که همه حق دارند سهمی از آن داشته باشند. در اروپا و به خصوص فرانسه، هنوز پروژه‌هایی هست که عمومی‌اند (هم معماری و هم شهرسازی) و با هزینهٔ عموم ساخته می‌شوند. اگرچه تعداد اندکی از آنها به معماری خلاقانه می‌انجامد. بخش عمدهٔ این پروژه‌ها به «معماری پر زرق و برق» منتهی می‌شود. ما در دوران بسیار ضد و نقیضی زندگی می‌کنیم. همه از ما می‌خواهند با منافع کاملأ متضاد کار کنیم و همه‌چیز هم خوب، ارزان و سریع ساخته شود. معماری امروز صرفاً یک محصول است. فقط در مجله‌ها و دانشکده‌هاست که معماری می‌تواند بدون توجه به منافع تجاری ارائه شود و مورد بحث قرار گیرد. (در گفتگو با محمد محمدزاده، ترجمهٔ آزیتا ایزدی، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۷۷، سال ۱۳۹۱)

دسته‌ها
رافائل مونئو

رافائل مونئو: معماران نیازی به آزادی‌ها و امتیازات سلبریتی‌ها ندارند

حضور پررنگ چهره‌های مشهور معماری در رسانه‌ها و در معرض دید عموم با این واقعیت مرتبط است که اکثر پروژه‌های بزرگ معماری با بودجه‌های دولتی ساخته می‌شوند. اگر پول این پروژه‌ها از جیب مردم پرداخت می‌شود، پس مردم این حق را دارند که بدانند پشت پردهٔ  آنها چه کسانی قرار دارند و چگونه چنین پروژه‌هایی به معمارانی خاص اعطا می‌شود. و این ماجرا زمانی رخ می‌دهد که این تصویر رویاگونه از معماری در ذهن مردم نفوذ کند که معماران به مثابه نمایندگان شاخه‌ای از فرهنگ اجازه دارند مانند سایر هنرمندان هرکار که می‌خواهند انجام دهند. اما همانطور که من پیش‌تر گفته‌ام، معماری نمی‌تواند زمینه‌ای برای بیان آزاد و اکسپرسیونیستی باشد. باید پذیرفت که معماری با تعهداتی که در قبال جامعه دارد تعریف می‌شود. بر همین اساس، معماران نیازی به آزادی‌ها و امتیازهای هنرمندان سلبریتی دیگر رشته‌ها ندارند. (در گفتگو با وب‌سایت Design Curial، سال 2014)

دسته‌ها
گیتی اعتماد

گیتی اعتماد: خالی کردن چهارراه‌ها و میدان‌ها از مردم کار وحشتناکی است

من با این شیوهٔ‌ شهرسازی و گودال‌باغچه ساختن از میدان‌های مهم موافق نیستم. ما برای میدان محمدیه طرحی دادیم ولی الان آنجا یک خروجی اضطراری مترو قرار دادند. آنجا میدان باسابقه و تاریخی است که به اسم میدان اعدام هم شناخته می‌شود. ما گفتیم که در مقابل مرگ و اعدام بیایم نماد جاودانگی و زندگی قرار دهیم ولی الان وسط میدان قرار است خروجی اضطراری قرار دهند. {…} خالی‌کردن چهارراه‌ها و میدان ها از مردم، کار وحشتناکی است و در مورد چهارراه ولی‌عصر هم اتفاق افتاد. من با شهردار آن منطقه که معمار هم بود حرف زدم و گفتم این خیابان نماد یک زندگی شهری و مدنیت بوده است ولی الان شهر و میدان تاریخی ولی‌عصر تبدیل به یک سواره‌رو شده است. اگر شهر بخواهد زنده و پویا باشد باید مردم حضور داشته باشند. ما با دست خود اولویت را به ماشین‌سواری می‌دهیم و می‌گوییم چرا شهر آلوده است. وقتی امکان پیاده‌روی را سخت می‌کنیم مردم را تشویق به سمت سفر و خرید ماشین می‌کنیم. این سیاست مردم را به سمت سواره شدن و همچنین خودروهای تک‌سرنشین پیش می‌برد. (در مصاحبه با روزنامهٔ شهروند، سال 1395)

دسته‌ها
ریچارد میر

ریچارد میر: آنچه نیاز داریم فضاهای عمومی و فضای باز هرچه بیشتر است

مشکل امروز این است که توسعه‌دهندگان شهر و کارفرمایان هیچ انگیزه‌ای برای ایجاد فضاهای عمومی ندارند. به ندرت پیش می‌آید که یک کارفرما بخشی از فضای پروژه‌اش را به عموم مردم اختصاص دهد. این خیلی مایهٔ تاسف است چون آنچه ما در شهرهایمان نیاز داریم فضاهای عمومی و فضای باز هرچه بیشتر است. (مصاحبه با مجلهٔ CLAD، سال 2017)

دسته‌ها
رنزو پیانو

رنزو پیانو: ساختمان عمومی باید با خیابان صحبت کند

من فکر می‌کنم ساختمان‌های عمومی، مخصوصا ساختمان‌هایی که برای اهداف فرهنگی ساخته می‌شوند از جمله ساختمان‌هایی همچون کتابخانه، مدرسه یا دانشگاه، لازم است نوعی کیفیت در دسترس و باز بودن داشته باشد. چون این نوع از کیفیت در بناها باعث می‌شود شهر به جایی بهتر برای زیستن تبدیل شود. شهر بر اساس تعامل کاربران و ساختمان‌ها بنا شده است. شهرهایی که مبنای آنها مالکیت حقوقی بناهاست در واقع شهر نیستند. در این شهرها ساختمان‌ها با مردم حاضر در خیابان ارتباط بر قرار نمی‌کنند. زمانی که شما بخواهید ساختمانی با کاربری عمومی بسازید وضع فرق می‌کند. شما باید ساختمانی بسازید که با خیابان صحبت کند. باید کیفیتی خلق کنید که نوعی حس ارتباط بین مردم و ساختمان ایجاد کند، حس تعلق به یک جامعهٔ شهری. (مصاحبه با وبسایت The value of Architecture، سال 2016)

دسته‌ها
ریچارد میر

ریچارد میر: ما در مواجهه با هر پروژه پیش از اهمیت دادن به مسائل صرفاً کارکردی به شرایط و سیاق آن نظر می‌کنیم

ما در مواجهه با هر پروژه پیش از اهمیت دادن به مسائل صرفا کارکردی به شرایط و سیاق آن نظر می‌کنیم، به این که زمینهٔ پروژه چیست و در اثر طرح ما چه می‌تواند باشد. ما به سرشت و کارکرد عمومی هر پروژه و راه‌های بهبود آن می‌اندیشیم؛ به اینکه فضایی که می‌آفرینیم چگونه تجربه‌ی حضور را در مخاطب زنده می‌کند. (مصاحبه با وبسایت آرکیتکچرال دایجست، سال 2013)