دسته‌ها
شیگرو بان

شیگرو بان: هر اثر معماری موقّت است اما بنایی که مردم دوستش داشته باشند ماندگار خواهد شد

اثر معماری -از کاغذ ساخته شده باشد یا از بتون- در واقع برای فایده رساندن ساخته می‌شود. در واقع هر اثر معماری موقت است. معماری سودگرایانه دقیقا همینطور است. اگر بنایی برای کسب پول ساخته شده باشد، احتمالاً سازندهٔ دیگری پیدا خواهد شد که بخواهد با خراب کردن و دوباره ساختن آن بنا پول بیشتری کسب کند. و این چرخه مدام تکرار می‌شود. پس در واقع حتی بناهای ساخته شده از بتون نیز موقت هستند.

اگرچه، اگر بنایی بسازید که مردم آن را دوست داشته باشند، آنگاه فارغ از این که از چه ساخته شده است، آن بنا ماندگار خواهد شد. (در گفتگو با Edan Corkill، منتشر شده در وب‌گاه The Japan Times، سال ۲۰۱۳)

دسته‌ها
کریستوفر الکساندر

کریستوفر الکساندر: هیچ‌کس واقعاً قادر نیست که یک ساختمان کامل را پیش از شروع ساخت آن روی کاغذ بیاورد

هرکس که دانش کافی دربارهٔ ساخت و ساز داشته باشد می‌داند که شما واقعاً قادر نیستید که یک ساختمان کامل را پیش از شروع ساخت آن روی کاغذ بیاورید. بگذارید اینطور توضیح دهم که {مثلاً} یک ساختمان قرار است یک سطح سازه‌ای داشته باشد. {فرض کنیم} شما پی ساختمان را اجرا کرده‌اید و حالا روی آن سطح صافی که قرار است ساختمان روی آن بنا شود ایستاده‌اید. اگر صادق باشید، تقریبا مسلم است که درک شما از ساختمان از آن لحظه‌ای که روی آن سطح ایستاده‌اید تغییر کرده است. درک شما نسبت به آن زمان که روی زمین ایستاده بودید کاملا متفاوت است. کل شخصیت ساختمان برای شما تغییر کرده است.

با هر گام ساخت و ساز که برداشته می‌شود، شما فرصت این را پیدا می‌کنید که واقعاً بفهمید ساختمان شما در چه جهتی پیش می‌رود. در هر لحظه شما نکاتی را می‌بینید که بر روند کار تأثیر می‌گذارد. (در گفتگو با  Kim A. O’Connell در سال 2005، منتشر شده در وب‌گاهLiving Neighborhoods)

دسته‌ها
بالکریشنا دوشی

بالکریشنا دوشی: رایانه نمی‌تواند جای مداد و کاغذ را در هنگام خلق معماری پر کند

امروز تقریباً سرتاسر آموزش معماری بر مبنای رایانه است، اما هیچ‌چیز جای احساس خلق معماری به‌وسیلهٔ مداد و کاغذ را پر نمی‌کند. هنگام طراحی با مداد دست شما حرکت می‌کند، انگشتان شما و چشمان شما حرکت می‌کند و افکار شما آنچه اندامتان انجام می‌دهد را ثبت و ضبط می‌کند. در مقام یک معمار، شما باید مقیاس و فضا را از طریق استفاده از احساسات انسانی بفهمید. مغز و دست به یکدیگر مستقیماً اتصال دارند {و همین اتصال مزیت طراحی با دست است}. (در گفتگو با  Lars Gezelius نویسندهٔ وب‌سایت The Wire در سال 2013)

دسته‌ها
داگ ایکن

داگ ایکن: چه خوب می‌شود اگر متعلقات غیر ضروری و رایج خلق اثر را دور بریزیم

به گمانم فرآیند کار من بسیار متغیر است. من علاقه‌ای به کار کردن در یک استودیوی مکعبی شکل سفید و تروتمیز شبیه آنچه رایج است ندارم. من به دنبال روشی سیال و مختص به هر مکان می‌گردم. بعضی از کارها که خیلی تخیلی هستند نیازمند ساخته و پرداخته شدن به مثابه بخشی از یک واقعیت تازه هستند؛ در حالی که بعضی کارهای دیگر نیازمند بررسی و موشکافی فشرده در چشم‌اندازی خاص هستند. من دوست دارم بقای فرآیند کارم تا حد ممکن موقتی باشد. دوست دارم به نوعی از غیاب اصالت ماده فکر کنم؛ طوری که مثلا تنها چیزهای مورد نیاز یک میز، یک صندلی، یک برگه کاغذ باشد، و حتی کمتر از اینها. چه خوب می‌شود که متعلقات غیرضروری و رایج {خلق اثر} را دور بریزیم. از ریشه کندن و دور انداختن ما را احاطه می‌کند و گاهی اوقات همین‌ها می‌تواند در فرآیند کار ما نیز به چشم بخورد. گاهی اوقات من فقط خودم را رها می‌کنم و در مناظر جذب می‌شوم، اوقات دیگر حس مقاومت و سرسختی می‌کنم. (در گفتگو با Amanda Sharp منتشر شده در کتاب Phaidon monograph، سال 2001)

دسته‌ها
فرشید مثقالی

فرشید مثقالی: من هرگز تجریدی کار نکرده‌ام و هنوز هم نقطهٔ شروع برایم موضوع است

یکی از خصوصیات فردی من کاشف‌بودن است. دوست دارم چیزهای مختلف را کشف کنم. دیگر این‌که به تجربه‌های فنی و تکنیکی بسیار علاقه‌مندم و مرا به هیجان می‌آورد. دوست دارم با قلم آهنی روی مواد مختلف امتحان کنم تا انواع اثرگذاری آن را به دست بیاورم. روی کاغذ معمولی، روی مقوا، روی کاغذ کاهی. {…} وقتی که در مجلهٔ نگین طراحی می‌کردم درگیر این مسائل بودم. مثلاً چگونه عکس را با طراحی ترکیب کنم و این که چه امکاناتی به من می‌دهد. کشف این امکانات مرا به هیجان می‌آورد. درگیری دیگر من موضوع بود. من هرگز تجریدی کار نکرده‌ام و هنوز هم نقطهٔ شروع برایم موضوع است و قبل از هر چیز با آن درگیر می‌شوم.

نکته دیگر که مهم‌تر از سایرین است و در خودم سراغ دارم، رها کردن احساسم است. یعنی موضوع هست، تکنیک هم کشف شده، ولی چیزی که این‌ها را به عنوان ابزار استفاده می‌کند، احساس من است. می‌توانم بگویم که نسبت به احساسم صداقت دارم. به همین دلیل هم گاهی موقع کشیدنِ طرح دستم را آزاد می گذارم تا احساسم به‌راحتی به نوک قلم و یا سایر ابزار منتقل شود. می‌گذارم تا احساسم، قلم ، کاغذ و موضوع با همدیگر کار کنند. می‌توانم بگویم هیجانم نسبت به تکنیک، علاقه‌ام به موضوع و صداقتم نسبت به احساسم، اتفاقی را باعث می‌شود. به همین دلیل بسیار متنوع کار کرده‌ام. (در گفتگو با ساعد مشکی نویسندهٔ مجلهٔ نشان، شماره 13، سال 1386)