دسته‌ها
فرامرز شریفی

فرامرز شریفی: باید با فهم مهندسی کارفرما را راضی نگه داشت، نه این که هرچه خواست بگوییم چشم

من همیشه به بچه‌ها توصیه می‌کنم که اگر پروژه‌ای گرفتید حتماً زمان تحویل را در ساعتی که مطمئن هستید کار را به اتمام می‌رسانید به کارفرما اعلام کنید، زیرا اگر بداند بدقول هستید دیگر به سراغ شما نمی‌آید.

پس در معماری پیمان‌ها، راضی نگه‌داشتن کارفرما و با کیفیت خوب کار کردن بسیار مهم است، به شرطی که با فهم مهندسی صاحب کار را راضی نگه دارید، نه این که هرچه از شما خواست چشم بگویید. در آن لحظه ظاهراً کارفرما راضی است ولی نتیجهٔ کار در نهایت مطلوب نیست. اگر او از شما درخواستی برخلاف میل کرد اول آن را بپذیرید اما آن کار خوب‌تر مد نظر خودتان را به او نشان دهید و آن را انجام دهید. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفت‌وگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
هادی ندیمی

هادی ندیمی: معماری آشکارسازندهٔ هستی‌شناسی، ارزش‌ها و هویت فرهنگی است که معمار بدان تعلق دارد

هندسه دستمایهٔ اصلی همهٔ معماران در خلق آثار معماری است. آنچه آثار را تفاوتی معنایی می‌بخشد نوع و کیفیت رجوع به این الفبای عام زبان معماری است. بدین ترتیب معماری آشکارسازندهٔ هستی‌شناسی، ارزش‌ها و هویت آن فرهنگی می‌گردد که معمار بدان تعلق دارد. این موضوع می‌تواند به بحثی عمیق و محتوایی در تاریخ تطبیقی معماری دامن زند.

معمار مسلمان در عروج خویش با دست یازیدن به هندسه، خاک را به کیمیا بدل می‌نماید، شاید راز این کیمیاگری آنچنان که در ظاهر به نظر می‌آید استفاده از اشکال کامل یا کمال‌گرایی در شکل، به کارگیری نقش‌مایه‌های پنهان، به فعلیت رسانیدن تمامی خواص اشکال یا زایندگی شکل (بیرون کشیدن کثرت از درون وحدت)، استفاده از اشکال مکمل و رنگ‌های متوازن در لطافت و نورانیت بخشیدن به سطوح و احجام، ترکیب متوازن خطوط شکسته و دوار در ترکیب اشکال هندسی و اسلیمی و یا استفادهٔ دقیق و معنایی از نور و ظرایف بسیار دیگر باشد.

اما آنچه موضوع بحث این گفتار است به مقوله‌ای اشارت دارد که آن را «حقیقت نقش» نامیده‌ایم. نقوش، اشکال و رنگ‌ها در معماری نشانه یا رمزی برای القاء معانی پنهان هستند و مخاطب از طریق حضور در فضای معماری به درک شهودی آن معانی نائل می‌گردد، پس نقوش، اشکال و رنگ‌ها واژگانی هستند حامل معنا و آنچنان که شاعر در ترکیب موزون واژگان معنایی دلکش و روح‌افزا می‌سازد، معمار نیز با این واژگان سخنی بس عمیق و روح‌بخش با مخاطب خویش خواهد داشت؛ یا به عبارت دیگر این کمیت‌های مقداری که از هندسه زائیده شده‌اند، حامل آن کیفیت‌های معنایی هستند که از آن سخن می گویند. (در مقاله‌ای با عنوان «حقیقت نقش»، منتشر شده در نامهٔ فرهنگستان علوم، ش ۱۴ و ۱۵، سال ۱۳۷۸)

دسته‌ها
سیروس باور

سیروس باور: معماری علمی است دیالکتیکی که از علوم و هنرهای مختلف نتیجه می‌شود

معماری هر دوره‌ای شاخص تمدن و استخوان‌بندی فرهنگی اجتماعی همان زمان است. در حال حاضر بینش معماری در فرهنگ اجتماعی {کشور ما} چندان پیشرفتی نکرده است که بتوان آن را عاملی برای ارتقاء سطح کیفی معماری دانست.

معماری علمی است دیالکتیکی که از علوم و هنرهای مختلف نتیجه می‌شود. بنابراین برای شناخت آن و وارد عمل معمارانه شدن نیاز به شناخت علوم و هنرهای دیگر هست تا بتوان واقعاً به روند معماری مردمی کمکی کرد. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۳۱ و ۳۲، سال ۱۳۷۵)

دسته‌ها
فرناندو بوترو

فرناندو بوترو: واکنش نشان دادن به وضع نامطلوب موجود انتخاب هنرمند است نه وظیفهٔ او

هنرمند فقط دربارهٔ کیفیت هنرش مسئول است. هیچ الزام اخلاقی‌ای بر دوش هنرمند نیست که {به مسائل پیرامونش} واکنش نشان دهد و محکوم کند. هنرمندی که با بی‌عدالتی‌های عظیم احاطه شده است گاهی اوقات احساس می‌کند که تمایل دارد چیزی بگوید. واکنش نشان دادن به وضع نامطلوب موجود انتخاب هنرمند است {نه وظیفهٔ او}.

{…} هنر این امکان را ندارد که یک موقعیت بغرنج را که اساساً سیاسی است حل و فصل کند. هنرمند وضعیت نامطلوبی که وجود دارد را همچون یک «نکوهش ابدی» نشان می‌دهد. مثلاً اگر پیکاسو نبود هیچ‌کس گرنیکا، روستای کوچکی که بمباران شده بود، را به یاد نمی‌آورد. (در گفتگو با Elena Cué، منتشر شده در وب‌سایت HuffPost، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
لوکوربوزیه

لوکوربوزیه: با شور و عشق می‌توان از دل سنگ بی‌جان شاعرانگی آفرید

کار معماری ایجاد پیوندهای عاطفی با استفاده از مواد خام است. کار معماری فراتر از برآوردن نیازهای کارکردی است. معماری موجودی فرم‌پذیر و پلاستیک است. معماری روح نظم است، پیوستگی مقصودهاست. معماری مفهوم پیوندهاست و با کیفیت‌ها سر و کار دارد. با شور و عشق می‌توان از دل سنگ بی‌جان شاعرانگی آفرید. (در مقالهٔ «به سوی یک معماری جدید: اصول راهنما» در سال ۱۹۲۰، به نقل از کتاب «Programs and manifestoes on 20th century architecture»)

دسته‌ها
کامران افشار نادری

کامران افشار نادری: آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است

کسی که فرآیند طراحی را به درستی درک کند، هرچند در عمل نتواند به ایده‌هایش برسد، قادر خواهد بود تلاش‌های ناموفق و موفق معماری را به درستی شناسایی و ارزش‌گذاری کند. در مسیر مطلالعاتی‌ام در دوران تحصیل و پس از آن متوجه شدم «ایده» موضوع بسیار اولیه و محوری در مقولهٔ فرآیند معماری است. همچنین فهمیدم «ایده» یک فرآیند حرفه‌ای صرف نیست. فرد ایده‌محور، در تمامی امور زندگی چنین است. افرادی هستند که کارها را بر اساس ایده انجام می‌دهند و افرادی دیگر که از الگوها و روال تجربه شده استفاده می‌کنند.

معمارانی که در پروژه‌هایشان فقدان ایده محسوس است، طراحی را به سوی مسائل فنی و کاربردی هدایت می‌کنند. حتی بحث زیبایی‌شناسی در این گونه کارها به نوعی پیروی از معیارهای رایج و درک کلی و عمومی از زیبایی ختم می‌شود. این کارها نکتهٔ جالب و جدیدی ندارند. صرفاً مفید هستند و در سطح پایینی از کیفیت باقی می‌مانند.

از نظر تحول و فرهنگ معماری آنچه مهم است و پس از مرگ ساختمان هم اثرش به جای می‌ماند تولید «ایده» است. منظور از ایده جوهری است که پس از حذف تمام مهارت و تخصص‌های حرفه‌ای به جای می‌ماند. فرآیند معماری ارزشمند است، آن بخش رمزآلود از طراحی که نمی‌توان از دیگری فراگرفت، خلق ایده است. خلق ایده مربوط به انجام عملی است که انسان نمی‌شناسد. مهم‌ترین ویژگی انسان انجام کارهای خارق‌العاده‌ای است که دانش آن را ندارد.

حیوانات و کامپیوترها به خوبی کارهای شگفت‌انگیزی را که بلد هستند یا به عبارتی در ذهن آنها از قبل برنامه‌ریزی شده است انجام می‌دهند. تنها انسان است که می‌تواند از عهدهٔ کارهایی برآید که نمی‌شناسد. پیشرفت در هر زمینه‌ای زمانی تحقق می‌پذیرد که انسان کاری را انجام دهد که علم و آگاهی آن از قبل وجود ندارد. (در گزارش مجلهٔ معمار از میزگردی با موضوع معماری و ایده، ش ۹۱، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
فرامرز پارسی

فرامرز پارسی: اگر می‌خواهیم شهری زنده و سرحال داشته باشیم باید گذشتهٔ شهر را به خوبی حفظ کنیم

ما چه کنیم تا معماران امروز بهتر معماری کنند؟ من معتقدم یکی از اصول این است که معماران امروزمان به فرهنگ گذشته خود توجه داشته باشند. یعنی بناهای با ارزشی که هنوز وجود دارند بعضی‌ها مانند من رسالت‌شان را در این می‌بینند که یک زبانی که تا حدی داشت از بین می‌رفت را زنده کنند. بعضی‌ها هم به این نتیجه می‌رسند که فقط خوب است بدانند و در برخی موارد هم از آن استفاده می‌کنند که این هم خوب است اما مشروط بر آن‌که به طور آگاهانه از آن استفاده شود.

پس بهتر است که معماری گذشته‌مان را درست بشناسیم تا بتوانیم به مشتری‌مان کالای باکیفیتی را ارائه کنیم، اما برای این کار باید چه بکنیم؟ آیا باید نظام آموزشی‌مان را عوض کنیم؟ بله حتماً باید این کار را بکنیم که این بحث پیچیده‌ای است. اما من یک راه راحت‌تر را ارائه می‌دهم. ما باید امکان برخورد مردم با معماری­‌های خوب را زیاد کنیم یک دسته از این معماری‌های خوب کارهای گذشته‌مان است و یک دسته دیگر نیز معماری‌های جدید است؛ بنابراین مردم می‌توانند برج آزادی یا آثار آرشیتکت‌های خوب معاصر را ببینند.

ما واقعاً آرشیتکت‌های خوبی داریم و می‌بینیم ایران جوایز بین‌المللی خوبی را به دست آورده است که نشان می‌دهد ما زیاد هم از معماری دنیا عقب نیستیم و دسته دیگر ابنیه و بافت‌های تاریخی با ارزش ماست. اما در مورد بناهای تاریخی حرف آخرم را می‌زنم. اکنون که این بناها خیلی خوب هستند، در وهله اول باید بناهای خوبی که داریم را حفظ کنیم. در واقع وظیفه ما حفظ بناهای تاریخی‌مان است. شاید 40 یا 60 سال پیش تعداد این بناها آن‌قدر زیاد بود که ما می‌گفتیم اگر در یک خیابان کشی چند بنا هم از دست برود زیاد مهم نیست، اما امروزه دیگر چیز زیادی برای ما باقی نمانده است و به هیچ بهانه‌ای نباید آنها را خراب کنیم. مشکلات سازه‌ای و تأسیساتی این بناها قابل حل است و نباید آنها را تخریب کنیم. پس آخرین توصیه‌ام این است که اگر می‌خواهیم شهر زنده و سرحالی داشته باشیم، یکی از مهمترین الزاماتش این است که گذشتهٔ شهر را به خوبی حفظ کنیم و باقی الزامات را نیز دیگران می‌دانند. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌سایت هنرآنلاین، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
فرانک لوید رایت

فرانک لوید رایت: هر بنای راستین کیفیتی دارد برگرفته از روح معمار آن و درک او از هماهنگی و تناسب

بدیهی است که منطق در پلان نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر آنکه حاصل مقیاس و مصالح و روش ساختمان باشد. اما اگر تمام اینها هم درست و با هم جمع بیایند، باز در هر حرکتی که انجام می‌گیرد معادلهٔ انسانی است که مهم است و دخالت دارد. معمار تمامی درک خود را از کل در درون این معادله می‌تند. حرفش را می‌زند و آنچه دوست دارد برجسته‌تر نشان می‌دهد.

مهم نیست که منطق او از لحاظ تکنیکی تا چه حد به مقیاس و مصالح و روش او وفادار مانده است، در ورای همهٔ اینها و در فضایی که از ارکستراسیون آنها خلق شده، سبک جولان می‌دهد. کیفیتی که تعریف‌شدنی نیست. سبکی زاده از فرمی که خود انسان آن را دیده است. و در عین حال که این سبک از همهٔ آن موضوعات مهم مقیاس و مصالح و روش ساختمان با آدمی سخن می‌گوید، احساسی از وقار و زیبایی و آرامش و شادی و قدرت و جدیت و ظرافت و نظم، همچون نوای موسیقی استادان در انسان ایجاد می‌کند، درست مثل موسیقی. معمولأ وقت کار این نوا به گوشتان می‌رسد، اما همیشه هم اینطور نیست.

پس هر بنای راستین کیفیتی دارد برگرفته از روح یک انسان و درک او از هماهنگی و «تناسب»- که خود گونه‌ای دیگر از هماهنگی است- و به درجات مختلف در فرآیند کار انسان جایزالخطا مشهود است. و حاصل کار او با شکوه تمام، در تعلق تام به مکان خود، قد برمی‌افرازد و چون کار خوب انجام گرفته است، تا زمانی که سیر وقایع انسانی یا جهل ارادی انسان بنای او را نابود نکند، این پیام را به شیوه‌ای کاملاً طبیعی در روح بیننده می‌دمد. (در مقالهٔ منطق پلان، سال ۱۹۲۸، ترجمهٔ فرزانه طاهری، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۳، سال ۱۳۷۰)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: معماری یعنی سامان جنبه‌های کیفی بنا نه فقط جنبه‌های کمّی آن

از زمانی که ما قوانین و مقررات برای ساخت‌وساز و توسعهٔ شهری وضع کردیم، که آن هم به نیمهٔ دههٔ ۱۳۴۰ برمی‌گردد، و از همان زمان که ما سازوکارهای مدیریتی را ترتیب دادیم تا مجری این قوانین و مقررات باشند تا همین امروز، عمدتاً تمام توجهات معطوف به جنبه‌های کمّی بنا و جنبه‌های کمّی توسعهٔ شهری بوده است. از آن بدتر هر چه زمان گذشته کیفیت تنزل بیشتری پیدا کرده است. طوری که در جریان این سیر، نیم‌قرن است که کیفیت کم‌کم از دایرهٔ ساخت‌وساز و توسعهٔ شهری بیرون افتاد. در صورتی که معماری یعنی سامان جنبه‌های کیفی بنا نه فقط جنبه‌های کمّی.

وقتی شما مفهوم کیفیت را بیرون از دایره توجه قرار می‌دهید آن‌وقت به جایی می‌رسید که خود مفهوم کیفیت نیز کمّی می‌شود. مثلاً می‌پرسیم خیابان خوب چیست؟ می‌گویید شریانی که ترافیک در آن روان باشد. در صورتی که اگر بخواهید به موضوع نگاه کیفی داشته باشید خیابان خوب، خیابانی است که زندگی شهری در آن جریان داشته باشد. ساختمان خوب کدام ساختمان است؟ ساختمانی که وسعت بیشتری داشته باشد، در طبقات بالاتر باشد، توالت‌های بیشتری داشته باشد، کف‌فرش آن سنگ گرانیت باشد، تعداد اتاق‌های بیشتری داشته باشد. معیار این چیزها می‌شود.

نمی‌توان هم کیفیت را بیرون کرد و هم صحبت از ایرانی اسلامی بودن کرد. اول باید یک کیفیتی وارد صحنه شود، و اولویت و موضوعیت پیدا کند تا بعد بیاییم و راجع به اینکه شکل و شمایل آن چطور باشد، صحبت کنیم. ابتدای این موضوع مربوط به قبل از انقلاب است. یعنی همان نمونه‌های نسبتاً واجد کیفیت که مثال زدم در زمانه‌ای طراحی و اجراء شد که قوانین و مقررات و ضوابط موجود آنها را مردود می‌دانست؛ مثلاً موزهٔ هنرهای معاصر اگر می‌خواست مطابق ضوابط طرح جامع اول تهران ساخته شود، نمی‌توانست به این شکل باشد و به زور قدرت‌های مافوق قانون جامهٔ عمل به خود پوشید. (در گفتگوی منتشر شده در نشریهٔ نامه شورا، ش ۸۶، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: توسعهٔ شهری در ایران با خیابان‌کشی آغاز شد و امروز هم در همان مفهوم خیابان‌کشی محدود مانده است

شهر در گذشته جامه‌ای بوده است به قامت کیفیتی از زندگی، به طوری که داخل خانه هم برای خود کیفیت زندگی را داشت، حمام کیفیت زندگی دیگری داشت و داخل مسجد از کیفیت زندگی مخصوص به خود برخوردار بود. در فضای عمومی شهری هم یک نوع کیفیت زندگی جاری بود؛ کلا شهر جامه‌ای بوده به قامت این زندگی، چنین حیاتی جزء زندگی شهری بوده است. به تعبیر دیگر، بشر موجودی است مدنی‌الطبع و از این جهت محتاج حیات مدنی است، و در گذشته شهر فضایی برای تحقق چنین کیفیتی از حیات بوده است. در حالی که در زمان‌های اخیر نگاه ما به شهر صرف کمی و انعطاف‌ناپذیر بوده و آنچه در گذشته در فضاهای شهری تحقق می‌یافت آن را در حد عبور و مرور تشخیص و تقلیل دادیم، یعنی در چنین شهری زندگی در پلاک‌های ساختمانی اتفاق می‌افتد و ما از یک پلاک ساختمانی به پلاک دیگر نقل و مکان می‌کنیم، و بخشی از شهر که پلاک‌های ساختمانی نیستند وظیفهٔ این نقل و انتقال یا عبور و مرور را بر عهده دارند، و ما سعی کردیم این بخش را سر و سامان دهیم به نظر من، این موضوع از لحاظ نمادین هم جالب است که توسعهٔ شهری {در دوران جدید} در ایران با خیابان‌کشی آغاز و تا به امروز هم در همان مفهوم خیابان‌کشی محدود مانده است. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ هفت‌شهر، ش ۴، سال ۱۳۸۰)