جوهر فلسفهی «ذن»، دایره است. دایره، البته، نماد بینهایت است. وقتی از منحنیهای {طراحیهای} من صحبت میکنید، در واقع از حدود یکچهارم یا یکششمِ یک دایره به عنوان نماد بینهایت سخن میگویید. بنابراین، اینکه چطور بقیهی این دایره را برای ساختن جهانِ خود به هم متصل کنید، به ذهن خودتان بستگی دارد. من تلاش میکنم امکانِ تحققِ این تکامل را در ذهن بیننده فراهم کنم؛ این شما هستید که فضا را کامل میکنید.
شماری از بناهای عالی در غرب و همچنین در شرق، این مفهوم را در خود جای دادهاند؛ برای نمونه، معبد پانتئون در رم. نیمهی بالایی آن یک نیمکرهی کامل است و نیمهی پایینی یک استوانه، که هر دو با شعاع و ارتفاعی یکسان خلق شدهاند. نور از روزنهی مرکز گنبد به درون فضا نفوذ میکند؛ فضایی بینقص. مقیاس این بنا برای کالبد انسان و برای فراهم کردن امکانِ اندیشیدن به وجودِ انسان در رابطه با جهان هستی، نقص ندارد. وقتی در آن فضا گروه کر را رهبری میکنند، صدای انسان همچون هستی طنینانداز میشود. ساعت ده صبح روزهای یکشنبه، آنها سرودهای کر و مناجات مذهبی اجرا میکنند. نوامبر گذشته از من دعوت شد تا در دانشگاه رم سخنرانی کنم و این فرصت دست داد تا در مراسم عشای ربانی شرکت کنم.
آن رویداد دوباره به من اطمینان بخشید که معماری صرفاً فرم، صرفاً نور، صرفاً صدا یا صرفاً ساختمایه نیست، بلکه تلفیق ایدئال همهچیز است. عنصر انسانی، همان کلیدی است که همهی اینها را به یکدیگر پیوند میدهد. یک بنای عالی تنها زمانی جان میگیرد که کسی به آن وارد شود. فرم خیالپردازی نیست، بلکه خیالپردازی را برمیانگیزد؛ و پانتئون این کار را به شکلی بسیار قدرتمند انجام میدهد. (در گفتوگو با Michael Auping در سال ۱۹۹۸، منتشر شده در کتاب 30Years: Interviews and Outtakes)

