این جمله را شخصی به نام «میگل تورگا» -که یکی از محققین بزرگ می‌باشد- می‌گوید: «جهان، همان محلی است، منهای دیوارهایش». در واقع من با جهانی شدن مخالف نیستم؛ با محلی بودن است که می‌توان جهانی شد. این بحث در تمام دنیا مطرح است؛ این که آیا ما باید ادبیات را در حد علوم پایین بیاوریم که به نظرم احمقانه است یا این که ادبیات مثل علوم نیست که پیشرفت خطی داشته باشد. حتی گاهی برگشت‌ها و کشف کردن‌ها در ادبیات بسیار زیبا و شگفت‌انگیز است.

به هر حال این بحث آنجا نیز وجود دارد که ادبیات خطی هست یا نیست و آیا مثل علوم پیشرفت خطی دارد. یعنی امروزش از دیروز بهتر و جدیدتر است؟ این مسأله در ایران نیز مطرح شده است این که آخرین نظریه‌ی ادبی چیست و چه می‌گوید و… این یک وضع بیمارگونه‌ای است. یادتان باشد اگر شعری از کشوری می‌آوریم که بسیار زیباست این نه بدان علت است که از آن تئوری‌ها خوب پیروی کرده است. خیر؛ تئوری‌ها نمی‌توانند کمکی به شاعر یا نویسنده بکنند، بلکه این محلی بودن است که بدون دیوارهایش جهانی می‌شود. (در گفت‌وگو با کیومرث مرادی و رضا ولی‌زاده، منتشر شده در نشریه‌ی بیدار، ش ۷، سال ۱۳۸۰)