دسته‌ها
ادواردو سوتو د مورا

ادواردو سوتو د مورا: طراحی کردن فعالیتی خودخواهانه است

من برای خودم طراحی می‌کنم. طراحی کردن فعالیتی خودخواهانه است. طراحی کردن فعالیتی اسکیزوئید است. {اسکیزوئید: مبتلا به روان‌گسیختگی}. معماری خوب نیازمند اندازه‌گیری و آزمایش است. آزمایش «خود»ی را می‌طلبد که همان معمار است. از خویشتنِ من انتقال به کارفرما وجود دارد.

من به دسترس‌پذیری/ امکان‌پذیری اشاره کردم، چون وقتی یک اثر تکمیل شود، اگر هویت مناسبی داشته باشد، خودمختار و تطبیق‌پذیر خواهد بود. این اثر آماده است که به طرق مختلف به کار گرفته شود، بدون این که هویت آن به خطر بیفتد. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجلهٔ Shijie Jianzhu، شمارهٔ ۲۲۹، سال ۲۰۰۹)

دسته‌ها
رم کولهاس

رم کولهاس: آنچه دیکانستراکتیویسم تولید کرده بدترین پاسخی است که می‌توان به این پرسش داد: «حرفهٔ معماری در این لحظه چه کاری باید انجام دهد؟»

تشکیک من در مورد دیکانستراکتیویست‌ها مبتنی بر پیش‌فرض آنهاست؛ همین قیاس خام و پیش پا افتادهٔ {آنها} میان یک هندسهٔ ظاهراً نامنظم با جهانی متلاشی شده یا جهانی که ارزش‌ها در آن دیگر به شیوه‌ای ثابت پابرجا نیست. این {قیاس} به طرز ناامیدکننده‌ای بصری، ترکیبی و بنابراین -به معنایی بسیار سنتی- معمارانه است. و این در نهایت برای من {رویکردی} دکوراتیو است.

من همواره بین منفجر کردن و ساختن چیزها مردد بودم. و در حال حاضر ساختن چیزها ده برابر جذاب‌تر از منفجر کردن چیزهاست. همچنین به این خاطر که انفجار یک لحظه طول می‌کشد، اما ساختن بسیار بیشتر طول خواهد کشید. به این معنا، دیکانستراکشن هر کار را که می‌توانست در معماری انجام دهد انجام داده است. ممکن است دیکانستراکشن یک راه مهم برای تحلیل چیزها و برای آزمایش کردن بوده باشد، اما برای آن آینده‌ای در حوزهٔ معماری نمی‌بینم.

{…} آنچه دیکانستراکتیویسم تولید کرده -بر حسب برداشت من از این {پرسش} که حرفهٔ {معماری} در این لحظه چه کاری باید انجام دهد- بدترین پاسخی است که ممکن است بتوانید بدهید. {آثار دیکانستراکتیویست‌ها} به مثابه موضعی زیبایی‌شناختی یا فکری برای یک معمار شگفت‌انگیز است، اما احتمالاً برای همهٔ دیگر ذی‌نفعان اینطور نیست؛ مثلاً برای مردمی که در این هنگامهٔ کهنه‌شدهٔ «نارضایتی» یا «ناتوانی» گیر کرده‌اند. این خیلی جالب یا حتی خیلی قابل تحمل نیست. (در گفتگو با Alejandro Zaera Polo در سال ۱۹۹۱، منتشر شده در نشریهٔ El Croquis، ش ۵۳، سال ۱۹۹۲)

دسته‌ها
فومیهیکو ماکی

فومیهیکو ماکی: معماری برای من فرآیندی پایان‌ناپذیر برای یادگیری است

به نظر من معماری مثل آنچه هنر می‌نامیم نیست. اثر معماری باید مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین، معماری نوعی از هنر اجتماعی است، اگر اصلاً چنین چیزی وجود داشته باشد. معماری برای من فرآیندی پایان‌ناپذیر برای یادگیری است. من به مشاهدهٔ این که چگونه مردم از ساختمان‌ها استفاده می‌کنند می‌نشینم و سعی می‌کنم آنچه از این طریق می‌یابم را در پروژه بعدی به کار ببرم. بنابراین معماری امروز من حاصل انباشت دانش و تجربهٔ چند دهه طراحی و ساخت‌وساز است. به آزمون گذاشتن ایده‌ها مهم است. در دفتر طراحی ما از روز نخست اسکیس‌های بسیاری زده می‌شود و در مورد ایده‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنیم. بعد هر چیزی را که دوست داریم انتخاب می‌کنیم و مسیرهای مطلوب را دنبال می‌کنیم. و اگر چند گزینه در دست داشته باشیم، من فردی هستم که تصمیم نهایی را می‌گیرد. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky منتشر شده در وب‌سایت ArchNewsNow، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
بیارکه اینگلس

بیارکه اینگلس: معماری، درست همانند علم، یک آزمایش استنتاجی فرضیه‌ای است

معماری، درست همانند علم، یک آزمایش استنتاجی فرضیه‌ای است. شما در مقام معمار از فکر خود برای تحلیل و پیشنهاد و برساختن یک چهارچوب مفهومی استفاده می‌کنید. آن زمان که دیگر با استفاده از فکر نمی‌توانید به سطح بالاتری برسید، از جهش غریزی و حسی، یا یک حدس، استفاده می‌کنید. شما می‌توانید چیزهایی را پیشنهاد دهید و آنها را آزمایش کنید. اما {باید توجه داشته باشید که} پیش از پرش غریزی خود، هرچه سطح {فکری و استنتاجی} بلندتری ساخته باشید، بعد از پرش غریزی به ارتفاع بلندتری دست پیدا خواهید کرد. (در گفتگو با David Basulto، منتشر شده در وب‌گاه ArchDaily در سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
زاها حدید

زها حدید: من زن، عرب و معمار هستم، دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است

من زن، عرب و معمار هستم. بیولوژی و جغرافی دو مورد اول را تعیین کرده، سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است. {معماری} همه‌اش کار کردن است؛ معماری در نهایت دربارهٔ خوش‌بختی و آفرینش محیطی خوشایند برای همهٔ ابعاد زندگی است. اما آفرینش محیطی برای تعالی، اشتیاق و الهام نیز اهمیت دارد. ما از طریق پژوهش، آزمایش و همکاری به آنچه فکر می‌کردیم غیر ممکن است دست می‌یابیم. (در گفت‌وگو با Darren Falls در سال ۲۰۱۶، منتشر شده در وب‌سایت YLighing)