دسته‌ها
نری آکسمن

نری آکسمن: ما معماران به گونهٔ خاص خودمان از سوگند بقراط نیاز داریم

من متأسفانه باور دارم که امکان انقراض انسان در طول چند صد سال آینده (نه هزارها و نه میلیون‌ها سال آینده) بسیار واقعی است. هر کدام از اقدامات امروز ما به شکلی کاملاً ملموس تأثیری مستقیم بر آیندهٔ فرزندانمان می‌گذارد. همه‌گیری‌ها، گرمایش جهانی، نابودی هسته‌ای، جنگ بیولوژیکی و فروپاشی سرتاسری اکولوژیکی. یکی از اینها یا استحالهٔ هر یک از اینها حذف ما از سیارهٔ ارزشمندی که از آن به طرزی زیرکانه استفاده کرده‌ایم و آن را به شکلی بی‌شرمانه مورد سوء استفاده قرار دادیم حذف خواهد کرد؛ همین حالا هم دارد {ما را} حذف می‌کند.

از قضای روزگار، ما هنوز مسئولیت داریم. و این همانجایی است که طراحی وارد ماجرا می‌شود. اگر شما به اشتغال در حوزهٔ طراحی می‌اندیشید، از آن یک رسالت {اخلاقی} بسازید؛ خود را برگزیدهٔ مادر طبیعت به حساب آورید. درگیر شدن با محیط مصنوع دیگر فقط دربارهٔ طراحی بناها و شهرها نیست؛ بلکه دربارهٔ طراحی سیستم‌هایی است که توانایی تأثیرگذاری بر زندگی ما را در هر مقیاسی دارند. ما در مقام معماران به گونهٔ خاص خودمان از سوگند بقراط نیاز داریم. ما به مجموعه‌ای از فعالیت‌های هماهنگ برای سازگاری با گونه‌ها و امکان‌پذیری تنوع زیستی تسلسل‌وار نیاز داریم، که به شکلی جهان‌شمول در معماری، طراحی شهری و طراحی همهٔ چیزهای بیومکانیکی قابلیت به کارگیری داشته باشد. (در گفتگو با Julia Gamolina ، منتشر شده در وب‌گاه Madame Architect، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: مشکلات امروز ایران ناشی از این است که ما احساس نیاز نمی‌کنیم به آنکه اهل ایران باشیم

یکی از مفروضات اساسی باستان‌شناسان این است که هرچه از زیر خاک بیرون می‌آید حتما بنا به منطقی در آن لایه جای گرفته؛ یعنی تصادف یا حیله در کار نبوده و عده‌ای در هزاره‌های کهن ماموریت نداشته‌اند برای انحراف باستان‌شناسان آن قطعه را جاساز کنند. اما رفتار معاصر ما با سرزمینمان به ترتیبی است که حتما باستان‌شناسان آینده را نسبت به این فرض بنیادین مشکوک می‌کند. چنانکه اگر هزار سال دیگر در دشت کویر و لوت حفاری کنند، با مشاهده کارخانه‌های متعدد فولادسازی در این منطقه بسیار خشک یا حدس می‌زنند که افرادی مرموز آنها را دست انداخته‌اند و یا یقین می‌آورند که احتمالا شایعه وجود دریا در مرکز ایران حقیقت داشته؛ والا کدام جاهلی بدون وجود منابع عظیم آب اقدام به تاسیس فولادسازی در صحرا می‌کند؟

اما این تنها مشکل امروز ما و باستان‌شناسان آینده نیست: فرونشست زمین، مدیریت آب‌های شیرین، آلودگی هوا، خانواده، سیاست، اخلاق، سلامت، صادرات، مصرف، تولید و غیره امواج پی در پی بحران ظهور کرده است و آتیه هراسناک و وخیمی را پیش‌روی ما می‌نهد. آیا این بحران‌ها فارغ از اراده و فعل ما حاصل شده یا حاصل رفتار و کردار ماست؟ چگونه است که طی صد سال گذشته همه با نیت خیر کوشیده‌اند ایران را توسعه دهند اما در عمل خلاف طبع آن رفتار کرده‌اند؟

مسئله با سئوال هم ریشه است و نباید آنرا با مشکل یکی پنداشت. ممکن است در جامعه هزاران مشکل وجود داشته باشد اما معمولا منشا اکثر آنها یک مسئله است. وقتی از مسئله صحبت می‌کنیم از اصلی‌ترین پرسشمان سخن می‌گوییم؛ پرسشی که چون پاسخ فراخور بدان داده نشده، هزاران مشکل پدید آورده است. {…}

وقتی شناخت نسبت به سرزمین و اهل آن را بی‌اهمیت بیانگاریم، گویی از عقل خود در تاریکی استفاده می‌کنیم. معمولا حتی اقدامات بسیار معقول و مدبرانه وقتی در تاریکی انجام می‌شود، عواقب غیرقابل پیش‌بینی و در نتیجه بسیار وخیم برجای می‌گذارند. اما ماهیت ایران اصولا طوری است که امکان ارتکاب خطا در آن بسیار کم است؛ چه رسد به آزمون و خطاهای بزرگ که بسیار خطرناک و مهلکند. هزاران مشکل ایران ناشی از این مسئله ساده اما بغرنج است که ما اصلا احساس نیاز نمی‌کنیم به آنکه اهل ایران باشیم. (در مقالهٔ «ایران امروز یک مسئله دارد نه هزاران مشکل» در روزنامهٔ اعتماد، سال ۱۳۹۸)