دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: شهرسازی را از گرایش‌های رشتهٔ معماری می‌دانم

من شهرسازی را از گرایش‌های رشتهٔ معماری می‌دانم؛ البته شهرسازی دانش جدیدی است که آن را به برنامه‌ریزی شهری و طراحی شهری تقسیم می‌کنند. من در این بحث اشاره به طراحی شهری دارم در هر مقیاس، این رشته ابتدا در دانشکدهٔ هنرهای زیبا دانشگاه تهران آغاز شد و تمامی صاحب‌نامان آن فارغ‌التحصیلان رشتهٔ معماری بوده‌اند.

به عبارتی فارغ‌التحصیلان رشتهٔ معماری گروهی به کار معماری مشغول شده‌اند و عده‌ای از طریق استخدام در سازمان‌های دولتی به دنبال شهرسازی رفتند. طبیعی است که گروهی که کارمند سازمان‌های دولتی بوده‌اند به تدریج به بوروکرات‌هایی تبدیل شدند که در حوزهٔ معماری فرصت تمرین معماری خلاقانه نیافتند و در نتیجه توانایی طراحی آنها محدود باقی ماند. این گروه در عرصهٔ رقابت با معماران حرفه‌ای و اظهار وجود آرام‌آرام به سیستم آموزش پناه بردند، چون نظام آموزشی نیز به جهت خالی شدن آن از معماران خلاق و حرفه‌ای نیاز به بسط و توسعه نظریه‌پردازی داشت.

نتیجهٔ این پیوند فربه شدن تئوری و کاهش تدریجی واحدهای طراحی از برنامه‌های آموزشی شد. توصیهٔ من این است که دوستان شهرساز باید از فرصت استفاده کنند و به تمرین معماری بپردازند. (در گفت‌وگو با فریار جواهریان، منتشر شده در مجلهٔ معماری و ساختمان، ش ۳۹، تابستان ۱۳۹۳)

پروفایل ایرج کلانتری در وب‌سایت گفتار معمار

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: معماری فقط زمانی می‌تواند روی جامعه تأثیر بگذارد که مردم عادی آن را بفهمند و بخواهند

لازم است معماران، برنامه‌ریزان {شهری} و معماران منظر در روشی که با یکدیگر همکاری می‌کنند و همچنین طریقهٔ نگاه‌شان به بستر پروژه‌ها تجدید نظر کنند. پیچیدگی سرزمین‌ها در ارتباط با اقتصاد و توسعهٔ آنها رشته‌های ما را با پرسش‌هایی ضروری مواجه می‌کند. اختصاص داشتن {به بستر} و اوضاع محلی موضوعی اساسی است، از این رو فهم بستر مورد مداخله، ویژگی‌های اجتماعی آن، مشخصه‌های سیاسی و اقتصادی آن، اوضاع اقلیمی و کد ژنیتیکی آن در طریقه‌ای که ما طرح‌ها را پیشنهاد می‌کنیم در منتها درجهٔ اهمیت قرار دارد.

ما پیش از آن که چیزی در بستر طرح «بنویسیم»، باید آن را با دقت بخوانیم و شرح دهیم. معماری فقط زمانی روی جامعهٔ ما تأثیر می‌گذارد که مردم عادی آن را بفهمند و بخواهند. معماران طی مدتی طولانی، از طریق استفاده از لهجه‌ای درون‌گروهی که برای سایر رشته‌ها ناآشناست، عموم مردم را با ضرورت معماری بیگانه کرده‌اند. ما باید ایدهٔ کمینهٔ هوشمند را تبلیغ کنیم؛ یعنی {استفاده از} کمترین مواد، کمترین هزینه، کمترین دخالت و غیره، به این منظور که تخریب محیط‌های طبیعی را کند و بالاخره فروبنشانیم. (در گفتگو با احمد زهدی، منتشر شده در مجلهٔ 2A، سال ۲۰۱۷، به نقل از وب‌سایت مجلهٔ 2A)

دسته‌ها
ریچارد راجرز

ریچارد راجرز: اگر قصد دارید شهرکی جدید بسازید، آن را داخل شهر بسازید نه بیرون از آن

اگر شهرتان متراکم {و نه گسترده} باشد، شما همین حالا یک چهارم از کل انرژی شهر را صرفه‌جویی کرده‌اید، پس تغییرات اقلیمی کمتری در پیش دارید. و دلایل فراوان دیگری برای متراکم ساختن شهر وجود دارد، مثلاً نزدیک‌تر کردن مردم به یکدیگر. من هیچ‌گاه متوجه نشدم که چرا معماری اینقدر از برنامه‌ریزی شهری جداست. لازم است این دو حوزه با هم پیوند داشته باشند، چرا که کار هر دو صرفاً ساختن است، در دو مقیاس متفاوت.

{…} اگر شما قصد دارید که شهرک یا حومهٔ جدیدی برای یک شهر بسازید، بایستی آن را داخل شهر بسازید، نه بیرون از آن. من محاسبه‌هایی برای دولت انجام داده‌ام، که نتیجه‌شان این است که ما برای ده سال آینده در شهرهایمان فضای کافی برای همهٔ نیازهای سکونتی در اختیار داریم {و نیاز به گسترش شهرها نیست}. و من از علاقه‌مندان واقعی شهرها هستم. تعدادی کتاب دربارهٔ شهرهای متراکم و چیزهایی از این قبیل نوشته‌ام. استدلال به نفع تراکم از نظر تغییرات آب و هوایی امری مهم است. (در گفتگو با Deane Madsen منتشر شده در وب‌سایت Architectural Record، سال ۲۰۱۸)