دسته‌ها
داگلاس کاردنیال

داگلاس کاردینال: معماری باید همچون یک زن باشد. باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند

برای من معماری شکلی از هنر است که ملهم از نیروهای طبیعت به محیط و مردمی که به معمار برایشان کار می‌کند احترام می‌گذارد. من معماری را همچون هنر می‌بینم چون می‌خواهم روح مردم را تعالی دهم. وقتی به یک اثر معماری قدم می‌گذارید باید خود را جزئی از آن احساس کنید و آن اثر باید روحتان را تعالی دهد، مثل همان کاری که همهٔ هنرها انجام می‌دهد. مردم باید از معماری لذت ببرند. مردم باید معماری را دوست بدارند. این اصلی‌ترین منظور معماری است. ایده خلق فضایی طبیعی است.

علاوه بر این دوست دارم بگویم که معماری باید همچون یک زن باشد. به عبارت دیگر، معماری باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند. معماری باید به همهٔ آنهایی که به فضایش وارد می‌شوند آسایش بدهد و از آنها محافظت و مراقبت کند. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
چارلز مور

چالرز مور: اثر معماری باید راجع به وضعیت موجود اظهار نظر کند

از نظر من معمار باید هنرمند باشد. من دربارهٔ این موضوع اخیراً {…} سخنرانی کرده‌ام. آنچه گفتم بر اساس نقل قولی از تی اس الیوت راجع به هنر و هنرمند بود. او راجع به نمایشنامه سخن می‌گفت و این نکته را مد نظر داشت که کارکرد هنرمند این است که به بیننده یا شنونده دیدگاهی نظم‌یافته به واقعیت اعطا کند. برای چنین کاری او می‌باید فرصت داشته باشد تا برای خویش درکی از نظم واقعیت را پرورش دهد.

این نکته به نظر من نقطه‌ای جذاب برای شروع است، چراکه راجع به نظم صحبت می‌کند، آن هم به طریقی که معماران بصورت پایان‌ناپذیر در حال انجامش هستند. اما همچنین راجع به واقعیتی سخن می‌گوید که معماران تقریباً هیچ‌گاه به آن اشاره نمی‌کنند. ادعای من به زبان ساده این است که انتظام دادن معماری به روشی که معماران نیمهٔ اول قرن {بیستم} انجام داده‌اند، معمار را با خطر نامربوط بودن مواجه می‌کند، همچون آن دسته از نمایشنامه‌نویسانی که کارشان نوشتن کمدی‌های مخصوص اتاق نشیمن آن هم در زمانهٔ بحران‌های اجتماعی است. نظم به خودی خود چیز جذابی نیست، مگر آنگاه که با نظم نوعی از واقعیتی که ظاهراً مهم است سر و کار داشته باشد.

از همینجا بود که من استقرا کردم که بناها همچون نمایشنامه‌ها هستند، ابژه‌هایی روایی که می‌توانند همان تنوع شخصیت‌هایی را که نمایشنامه‌ها دارند داشته باشند. از همین حیث بناها می‌توانند {و بایسته است} راجع به وضعیت موجود اظهار نظر کنند، راجع به بسترشان، راجع به مسئلهٔ بیرون نگاه داشتن بیرون و درون نگاه داشتن درون، راجع به مسئلهٔ ساخته شدن خودشان، راجع به مردمی که از آنها استفاده می‌کنند، راجع به مردمی که آنها را ساخته‌اند، راجع به همه‌جور چیزی، که می‌تواند خنده‌دار، غمگین، احمقانه، بی‌صدا یا گنگ باشد.

از نظر من انجام همهٔ اینها برای یک بنا کاری مشروع و درست است، و معمارانی که تلاش می‌کنند همه‌چیز را، هرچند که مقصودش احمقانه باشد، متعالی از کار دربیاوند، کارشان مثل نویسنده‌های کمدی‌های مخصوص اتاق نشیمن {برای سرگرم کردن قشر خاصی از آدم‌ها فارغ از شرایط اجتماعی} است، کاری که انجامش منجر به از دست دادن توجه عموم مردم می‌شود. (در گفتگو با John w. Cook و Heinrich Klotz، منتشر شده در کتاب Conversation with architects در سال ۱۹۷۳)

دسته‌ها
تویو ایتو

تویو ایتو: مقامات حکومتی تمایل دارند از طراحی برای کنترل مردم بهره ببرند

میان تصمیم‌گیرندگان در ژاپن این احساس مشترک وجود دارد که به ایده‌های تازه راجع به فضاهای عمومی نیازی نداریم و همین انواع ساختمان‌های عمومی‌ای که در حال حاضر داریم کافی است.

این مشکلی بزرگ است. مخصوصاً به این خاطر که حکومت تصور کاملاً متفاوتی دارد از این که یک بنای عمومی چگونه باید باشد، کاملاً متفاوت با کسانی که می‌خواهند در واقع از آن استفاده کنند.

مقامات حکومتی تمایل دارند که بخواهند از طراحی به نحوی برای کنترل مردم بهره ببرند. اما کنترل مردمی که می‌خواهند از یک فضا لذت ببرند رویکردی مثبت برای طراحی و برنامه‌ریزی شهر نیست. (در گفتگو با Kim Megson، منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش ۴، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
فومیهیکو ماکی

فومیهیکو ماکی: معماری برای من فرآیندی پایان‌ناپذیر برای یادگیری است

به نظر من معماری مثل آنچه هنر می‌نامیم نیست. اثر معماری باید مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین، معماری نوعی از هنر اجتماعی است، اگر اصلاً چنین چیزی وجود داشته باشد. معماری برای من فرآیندی پایان‌ناپذیر برای یادگیری است. من به مشاهدهٔ این که چگونه مردم از ساختمان‌ها استفاده می‌کنند می‌نشینم و سعی می‌کنم آنچه از این طریق می‌یابم را در پروژه بعدی به کار ببرم. بنابراین معماری امروز من حاصل انباشت دانش و تجربهٔ چند دهه طراحی و ساخت‌وساز است. به آزمون گذاشتن ایده‌ها مهم است. در دفتر طراحی ما از روز نخست اسکیس‌های بسیاری زده می‌شود و در مورد ایده‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنیم. بعد هر چیزی را که دوست داریم انتخاب می‌کنیم و مسیرهای مطلوب را دنبال می‌کنیم. و اگر چند گزینه در دست داشته باشیم، من فردی هستم که تصمیم نهایی را می‌گیرد. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky منتشر شده در وب‌سایت ArchNewsNow، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
فرشید موسوی

فرشید موسوی: نوآوری در معماری بسیار مشکل است به‌ویژه با توجه به این که معمار برای کارفرما کار می‌کند نه برای خودش

ما تلاش نمی‌کنیم که معماری را از نو اختراع کنیم، اما تلاش می‌کنیم که پرسش‌هایی مطرح کنیم معطوف به این که مردم چطور از بناها استفاده می‌کنند. مثلا این که چطور می‌توانیم تجربهٔ انسان‌ها از اقامت در یک بنا را بهبود ببخشیم؟ یا این که چطور می‌توانیم بنایی برای نمایش طراحی کنیم که تجربهٔ بهتری از مشاهدهٔ آثار هنری به مردم عرضه کند؟

هر کدام از این پرسش‌ها دارای پیشینه است. من دارای بیست و سه سال تجربهٔ کار حرفه‌ای هستم. هرچه بیشتر طراحی کنید، بیشتر می‌آموزید. تکرار کردن {یک طرح} آسان است، اما بسیار مشکل است که نوآوری کنید و طرحی نو دراندازید، به‌ویژه با توجه به این که ما معماران نه برای خودمان، که برای کارفرما کار می‌کنیم.

شاید اگر ما در دفترمان خود را مقید به نوآوری نمی‌کردیم، می‌توانستیم پروژه‌های بیشتری انجام دهیم. اما من خوشحالم که طرح‌هایی که روی میزمان داریم همه بسیار خاص هستند، طرح‌هایی با کارفرماها، مهندسان و مشاوران عالی. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌سایت Something Curated، سال 2016)

دسته‌ها
برتراند گلدبرگ

برتراند گلدبرگ: امیدوارم معماری من آزادی و استعداد خلاقانهٔ مردم را به رسمیت شناخته باشد

متأسفم که ایدهٔ معماری راست‌گوشه و با خطوط صاف به خیابان‌های مستقیم {و طراحی شطرنجی و یکنواخت شهر} منتج شده است؛ به آنچه که پیت سیگر ساختمان‌های «قوطی کبریتی شبیه به هم» نامیده است. امیدوارم آنچه معماری من موفق به انجامش شده این باشد که به قدر کفایت آزادی و استعداد خلاقانهٔ مردمی را که از آن استفاده می‌کنند به رسمیت شناخته باشد تا معماری خودشان را، فعالیت‌های خاص خود را، الگوی زندگی مخصوص خود را، جستجو برای کشف شیوهٔ زندگی در فضا را ایجاد کنند و گسترش دهند. (در گفتگو با Betty J. Blum در سال ۱۹۹۲، منتشر شده توسط انستیتو هنر شیکاگو)