دسته‌ها
محمد کریم پیرنیا

محمد کریم پیرنیا: نیاکان ما تقلید خوب را بهتر از ابتکار بد می‌دانستند

در گذشته، قوم ما، بر خلاف قوم آشور که با تسلط یافتن بر هر شهری، آن را با خاک یکسان می‌کرد، کلیهٔ لوازم و امکانات متصرفاتش را بدون تخریب و ویرانی، متناسب با نیاز خود می‌پیراست و مورد استفاده قرار می‌داد، و به‌هرحال، همیشه تقلید خوب را بهتر از ابتکار بد می‌دانست. این جریان تا اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه ادامه داشت. در این زمان که خودباختگی و احساس کمبود و عقب‌ماندگی مردم را فراگرفت، تقلید صرف جایگزین تقلید منطقی و اصیل ایرانی شد. ابتدا فرهنگ خوراک و پوشش ما را دگرگون کرد و سپس، بیش از همه چیز، موجب از هم گسستن پیوند و استمرار هنر چندهزارساله این مرز و بوم شد. می‌توان گفت که پیوندهای تمام رشته‌های هنری اعم از شعر، ادبیات، نقاشی و معماری از هم گسست و تمام تلاشی هم که از آن پس خبرگان و علاقه‌مندان برای جبران این گسستگی به کار بردند بدون نتیجه مطلوب ماند، به خصوص معماری و شهرسازی که محور بحث ما است، با تقلید صرف از بیگانگان دچار ابداعات عجیب و غریب شد، به طوری که اکنون وقتی صحبت از معماری قدیم و اسلامی به میان می‌آید بی‌درنگ بناهای جناغی‌شکل و کاشیکاری در اذهان مجسم می‌شود، بی‌آنکه به دلائل وجودی آنها توجه شود. (در مقاله‌ای با عنوان «دربارهٔ شهرسازی و معماری سنتی ایران» در مجلهٔ آبادی، ش ۱، سال ۱۳۷۰)

دسته‌ها
محمود ماهرالنقش

محمود ماهرالنقش: هنرهای سنتی ایران در نتیجهٔ نبود حمایت مطلوب از هنرمندان در حال فراموشی و خاموشی است

امروزه انگار تمام هنرهای سنتی ایران در حال فراموشی و خاموشی است، چرا که همین معدود هنرمندانی هم که باقی مانده‌اند آن‌قدر درگیر مشکلات زندگی روزمره خود هستند که مجالی برای خلق آثار ماندگار پیدا نمی‌کنند، که عمده‌ترین دلیل آن عدم حمایت و پشتوانه مطلوب است. به همین دلیل است که هنرمند امروز دیگر آن خلوص نیت گذشته را ندارد و در هنگام کار فکر و ذهنش معطوف مشکلات زندگی است. در حالی که در گذشته مقام هنرمند چنان والا و با ارزش بود که وقتی هنرمندی تصمیم به خلق یک اثر می‌گرفت، فارغ از مسائل مادی می‌توانست اثری ماندگار خلق کند.

این مسئله در کاشی‌کاری ایران نیز دیده می‌شود در گذشته، هنرمند جدا از زحمتی که برای طرح و نقش و چیدمان صحیح آثار می‌کشید، برای رنگ نیز ارزش بسیار زیادی قایل بود، به طوری که قرن‌هاست آثار کاشی‌کاری، چه در مساجد و چه در سایر بناها، بدون اینکه از لحاظ رنگی آسیبی ببینند، ماندگار هستند. اما امروز رنگ‌ها شیمیایی شده و از رنگ‌های گیاهی استفاده نمی‌شود و کاشی‌های ما پس از یک مدت رنگ آبی خود را از دست می‌دهند و سفید می شوند.

به هر صورت، با ادامهٔ روند فعلی نه می‌توان به استمرار این هنرها امیدوار بود و نه به استقبال آن از سوی نسل امروز و اگر معدود هنرمندانی هم که در این زمینه اطلاعات دارند حمایت نشوند و از اطلاعات آنها برای چاپ کتاب بهره‌ای نبرند، شاید تا چند سال آینده تنها خاطره‌ای از هنرهای سنتی ما باقی بماند. (در گفتگو با احسان هوشیارگر، منتشر شده در مجلهٔ آینهٔ خیال، ش ۱، سال ۱۳۸۶)