گائتانو پشه: تنها یک معمار در جهان وجود دارد که در حال آزمایش کردن است: فرانک گری

کار کردن برای من لذت بخش است، فعالیتی که دائماً غافلگیر می‌کند. این {کاری که ما می‌کنیم} نوعی کار است که در آن تکرار می‌کنید؛ {هرچند که} اصلاً درباره‌ی تکرار –که آدم را کسل می‌کند- نیست، اما ساختن چیزها به طور مداوم به خودی خود نوعی تکرار است. جنبه‌های غیرمنتظره‌ی...

منوچهر معتبر: فقط و فقط کار کردن، اشتباه‌ کردن، راهی پیدا کردن، هم‌چنان کار کردن و خرده‌خرده به چیزهایی دست‌ یافتن است که اهمیت دارد

در امریکا آزادی و امکانات بیشتری وجود داشت. اما آن‌جا هم به همین‌شکل {که در دانشکده‌ی هنرهای زیبای تهران وجود داشت} بود؛ کار را می‌گذاشتند، پرتره بود، پوزیشن (چینش) می‌دادند، بچه‌ها می‌نشستند و کار می‌کردند. بعد همه‌ی کارها را جمع می‌کردند، ژوژمان (داوری) می‌کردند و...

زها حدید: باید محول کردن را یاد بگیرید. اگر بخواهید همهٔ کارها را به تنهایی انجام دهید، هربار فقط می‌توانید یک پروژهٔ کوچک را پیش ببرید

همیشه چیزی هست که سر و کله‌اش پیدا می‌شود، چیزی که تو پیش‌تر به آن فکر نکرده بودی. گذشته از این، {در پایان یک پروژه} همهٔ اشتباهات را می‌بینم. یا بهتر بگویم، ابتدا همهٔ خطاها را می‌بینم و سپس وقتی همه چیز را در نظر می‌گیرم به آنچه انجام داده‌ام علاقه پیدا می‌کنم. اما...