دسته‌ها
لئون کریر

لئون کریر: مدرنیسم یک ایدئولوژی تمامیت‌خواه است که، همچون همهٔ دیدگاه‌های جزم‌اندیشانه، بر مفروضات غیر قابل اثبات متکی است

مدرنیسم یک ایدئولوژی تمامیت‌خواه است که، همچون همهٔ دیدگاه‌های جزم‌اندیشانه، بر مفروضات غیر قابل اثبات متکی است. مدرنیسم حتی قادر به مدارا با مخالفت، مقابله یا سرپیچی نیست، چه رسد به پذیرش آنها. اگر شما چنان مفروضات موهومی را بپذیرید، به ناچار توانایی‌های شناختی خویش را از دست می‌دهید و به رغم تناقضات بیرونی و درونیِ {این ایدئولوژی} خود را در برابر شواهد مقاومت‌ناپذیر کور می‌کنید.

اعلان جنگ مدرنیسم در برابر سنت نه فقط به معنای طرد سنت‌های منسوخ‌شده، بلکه اعلان جنگ با همهٔ دانش‌ها و مهارت‌هایی بود که با دیدگاه تقلیل‌دهندهٔ {مدرنیسم به} بشریت، تاریخ، فن‌آوری، سیاست و اقتصاد تناسب نداشت. این ایدئولوژی تجاوزی سیستماتیک به ساختار روانشناختی و فیزیولوژیک انسان بود. بنابراین سه نسل طول کشید تا آدمیان از این تجاوز ذهنیِ مخالفِ تجربهٔ انسان و مخالفِ هوش و غریزه و حساسیتِ تراکم‌یافتهٔ او خود را بازیابند. (در گفت‌وگو با Nikos Salingaros، منتشر شده در وب‌گاه PLANetizen، سال ۲۰۰۱، به نقل از وب‌سایت پردیس سانتیاگو دانشگاه تگزاس)

دسته‌ها
منصور فلامکی

محمد منصور فلامکی: اگر بخواهیم حس خوب معماری ایرانی را دوباره زنده کنیم باید دست در دست سایر رشته‌های علمی و هنری به این مهم دست یابیم

موضوع {دوباره زنده کردن حس معماری ایرانی} نیازمند پژوهش‌های گسترده‌ای است که باید در فضایی علمی، کاوشگر و ابداع‌کنندهٔ فضاهای جدید توسط دانشمندان حوزه‌های مختلف در کنار معماران اتفاق بیفتد. همان گونه که از سال‌های هزار و نهصد و پنجاه میلادی در کشورهای توسعه‌یافته این پژوهش‌ها آغاز شد و به نتایج خوبی رسید؛ البته دههٔ شصت دانشگاه‌های ما نیز فعالیت‌هایی را آغاز کردند که متأسفانه به دلیل اینکه نسبت به کار گروهی کم توجه بودند به سرانجام نرسید و در ابتدای راه سرکوب شد.

اما در کشورهای توسعه‌یافته معماران به سراغ دانشمندان سایر رشته‌ها نظیر اقتصاددانان، هنرمندان، تاریخ و جغرافیدانان و حتی روان‌شناسان رفتند و کتاب‌های علمی مختلف منتشر کردند چون دریافته بودند دانش معماری جدید نمی‌تواند متکی بر خود و سنت‌های قدیمی محض پیشرفت کند و باید دست در دست سایر رشته‌های علمی و هنری پرورش یافته و در قرن بیستم به کمال برسد؛ این گونه بود که نخستین کتاب‌های علمی این رشته از همان زمان متولد شدند. ما هم اگر بخواهیم حس خوب معماری ایرانی را دوباره زنده کنیم باید در سایهٔ پژوهش‌های علمی و دست در دست هنر، روان‌شناسی، تاریخ ملی و مذهبی، جغرافی و اقلیم‌شناسی شهری، جمعیت‌شناسی و اقتصاد فضای شهری به این مهم دست یابیم. (در گفت‌وگوی منتشر شده در ماهنامهٔ افراز شهر، شمارهٔ هجدهم، سال ۱۴۰۰)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: معماری فقط زمانی می‌تواند روی جامعه تأثیر بگذارد که مردم عادی آن را بفهمند و بخواهند

لازم است معماران، برنامه‌ریزان {شهری} و معماران منظر در روشی که با یکدیگر همکاری می‌کنند و همچنین طریقهٔ نگاه‌شان به بستر پروژه‌ها تجدید نظر کنند. پیچیدگی سرزمین‌ها در ارتباط با اقتصاد و توسعهٔ آنها رشته‌های ما را با پرسش‌هایی ضروری مواجه می‌کند. اختصاص داشتن {به بستر} و اوضاع محلی موضوعی اساسی است، از این رو فهم بستر مورد مداخله، ویژگی‌های اجتماعی آن، مشخصه‌های سیاسی و اقتصادی آن، اوضاع اقلیمی و کد ژنیتیکی آن در طریقه‌ای که ما طرح‌ها را پیشنهاد می‌کنیم در منتها درجهٔ اهمیت قرار دارد.

ما پیش از آن که چیزی در بستر طرح «بنویسیم»، باید آن را با دقت بخوانیم و شرح دهیم. معماری فقط زمانی روی جامعهٔ ما تأثیر می‌گذارد که مردم عادی آن را بفهمند و بخواهند. معماران طی مدتی طولانی، از طریق استفاده از لهجه‌ای درون‌گروهی که برای سایر رشته‌ها ناآشناست، عموم مردم را با ضرورت معماری بیگانه کرده‌اند. ما باید ایدهٔ کمینهٔ هوشمند را تبلیغ کنیم؛ یعنی {استفاده از} کمترین مواد، کمترین هزینه، کمترین دخالت و غیره، به این منظور که تخریب محیط‌های طبیعی را کند و بالاخره فروبنشانیم. (در گفتگو با احمد زهدی، منتشر شده در مجلهٔ 2A، سال ۲۰۱۷، به نقل از وب‌سایت مجلهٔ 2A)

دسته‌ها
محمدرضا حائری

محمدرضا حائری: در ایران امروز معماری به نفع سیاست و اقتصاد از صحنه حذف شده است

مهم‌ترین اصل در آن‌چه طراحی شهری خوانده می‌شود مدیریت فضا و فضای مدیریت در شهرهاست و مهمترین مشکل در ایران امروز این است که تعادل سیاسی – اقتصادی چنان صورت گرفته که معماری به نفع سیاست و اقتصاد از صحنه حذف شده است. بنابراین مدیریت شهری در دست نیروهایی که باید باشد، نیست. مدیریت شهری پراکنده است. سازمان‌های متعدد مسئول بخش‌های مختلف شهر هستند و با تهیه و اجرای طرح‌های مجزا، برای تکه‌های مجزا، روند از دست رفتن کلیت شهر را تشدید می‌کنند. از طرف دیگر مفهوم قلمرو عمومی به عنوان یک قرارداد اجتماعی نیز از دست رفته است. نهادهای عمومی و دولتی به این قرارداد اجتماعی احترام نمی‌گذارند وجب به وجب این قلمرو تحت سيطرهٔ ماشین، رانندگی و میزان فروش اتومبیل قرار گرفته است.

طراحی شهری مقوله‌ای مربوط به قلمرو عمومی است و ما ناچار شده‌ایم برای به دست آوردن دوبارهٔ آن تلاش کنیم. در حال حاضر سازمان‌های دولتی در آنجایی که لازم است نمی‌توانند دست و پای سرمایه را ببندند، هیچ نوع کنترلی بر ساخت و سازها صورت نمی‌گیرد. از طرف دیگر در قلمرو عمومی جایی برای مشارکت بخش خصوصی نیست. در دوره‌های قبل مسئولیت این قلمرو تماماً به دست دولت بود. آب را پهلوی در لوله کرد. پهلوی آسفالت و تأسیسات عمومی شهری دیگر را آورد.

به اعتقاد من مهمترین مسئلهٔ امروز ما در طراحی شهری پاسخ دادن به این پرسش‌هاست: آیا می‌توان دربارهٔ مفهوم قلمرو عمومی شهرهای ایران به عنوان یک قرارداد مورد احترام جامعه به توافق رسید؟ چه کسی باید در این زمینه تصمیم بگیرد: شهروندان به عنوان کارفرمایان غیررسمی اما ماندگار، یا سازمان‌های متعدد دولتی به عنوان کارفرمایان رسمی اما ناپایدار؟ و چگونه می‌توان ادراک فضایی را در میان شهروندان ایرانی به تجربه‌ای اجتماعی تبدیل کرد؟ (در پاسخ به نظرخواهی مجلهٔ آبادی دربارهٔ طراحی شهری در ایران، ش ۲۵، سال ۱۳۷۶)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: هنوز معتقدم که معماری باید زندگی و فکرها را تغییر دهد

من هنوز یک معمار مدرن هستم. یعنی همان‌طور که معماران مدرن عقیده داشتند که معماری، زندگی بعد از جنگ را عوض خواهد کرد، من هم معتقدم که معماری باید با انتقاد در زمان معاصر زندگی‌ها را تغییر دهد. شاید این نوعی ایدئالیسم باشد ولی من هنوز معتقدم که فضا، نور، فرم و برنامهٔ یک ساختمان می‌تواند فکر و برداشت عموم را عوض کند. تاریخ و گذشته‌ها در معماری بسیار مهم است ولی متأسفانه اکثر معماران به عنوان سمبل یا به عنوان نشانه‌ای از عصر دیگر، از آن استفاده می‌کنند. من از تاریخ و از مسائل اقتصادی و اجتماعی به عنوان اطلاعات و مادهٔ اساسی زبان معماری استفاده می‌کنم.

{…} من دنبال زبان تازه‌ای نیستم. به نظر من زبان معماری معمار نباید عوض شود بلکه باید کامل شود. من در جستجوی کامل کردن زبان معماری‌ام هستم. (در گفتگو با شهرام گل‌امینی، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۲و ۳۳، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
واحد خاکدان

واحد خاکدان: در پس‌زمینهٔ بسیاری از رخدادهای هنرهای تجسمی ایران نوعی تصنع وجود دارد

همیشه وقتی بحث نقاشی می‌شود من این را مطرح می‌کنم که خیلی از رخدادهایی که در زمینهٔ هنرهای تجسمی ما رخ می‌دهد -که خوب هم انجام می‌شود- در پس‌زمینه‌اش یک نوع تصنع وجود دارد که انسان آگاه را دچار عصبانیت می‌کند. چگونه امکان دارد یکی در اینجا متأثر از جف کونز یا دامین هرست کار کند؟ دامین هرست هنرمندی است که ثمرهٔ به شدت صنعتی است که انقلاب صنعتی پشت سر گذاشته و از نظر سیاسی و اقتصادی ثمرهٔ یک جامعهٔ به طور کامل دموکراتیک است و می‌دانیم خیلی از کارهایی را که اندی وارهول در دههٔ شصت انجام داده برای جامعه‌اش تابو بوده ولی ما بدون هیچ دلیلی می‌آییم و پاپ‌آرت کار می‌کنیم. این پاپ‌آرت نیست. ما نمی‌توانیم یک خوانندهٔ پاپ ایرانی را روی یک بوم بزرگ بکشیم و بگوییم این شد مثل مرلین مونروی اندی وارهول. امکان ندارد. چون هدفی که اندی وارهول از چاپ چهرهٔ مرلین مونرو با تکنیک سیلک‌اسکرین دارد به طور کلی با آنچه که اینجا تولید می‌شود فرق می‌کند. دلیل این که من اشاره به هنر والا می‌کنم تا به صحبت‌های خودمان برسم این است که از یک مقطع تاریخی به بعد ایلوستراسیون {=تصویرگری} به شدت تحت تأثیر انقلاب‌های هنری بوده و سبک‌های نقاشی روی ایلوستراسیون به شدت تأثیر گذاشته است.

من از میلتون گلیزر و پیتر وایس نام می‌برم، ایلوستراتورها و گرافیست‌های خیلی معروف، که بسیار تحت تأثیر زمان و مکان خود بودند. میلتون گلیزر در امریکا به شدت تحت تأثیر انقلاب پاپ‌آرت بوده و یا وقتی پیتر وایس می‌آید «یلو ساب‌مارین» بیتلز را کار می‌کند که از نظر بصری به کل دنیای ایلوستراسیون را تغییر می‌دهد و برای این که یکی از ما بیاید بشود میلتون گلیزر یا پیتر وایس اصلا امکانش نیست. برای این که ما آن پیش‌زمینه را نداریم. در تاریخ تصویرگری و گرافیک چند نفری بودند که دنیا را عوض کردند و پیدا کردن دیدگاهی جدید در این زمینه کار هرکسی نیست. اینها آدم‌هایی استثنایی هستند که هم قدرت اجرایی داشتند و هم فانتزی و ایده‌پردازی. (در گفتگو با مرتضی زاهدی، منتشر شده مجلهٔ تندیس، ش ۲۵۰، سال ۱۳۹۲)

دسته‌ها
فرشید موسوی

فرشید موسوی: اثر معماری بزرگ با پیروی از قواعد موجود حاصل نمی‌شود

اثر معماری بزرگ با پیروی از قواعد {موجود} یا پیروی از آنچه دیگران فکر می‌کنند باید انجام دهید حاصل نمی‌شود. بسیاری افراد برای تجربه ارزشی فراتر از چیزهای دیگر قائل می‌شوند، اما گاهی تجربه شما را کور می‌کند.

اندیشیدن به توفیق اقتصادی نیز شما را ناتوان می‌کند. ما هیچ‌گاه تعداد ساعاتی را که بر روی یک پروژه صرف می‌کنیم نمی‌شماریم. ممکن است چیزهایی را از دست داده باشیم، اما چیزهای دیگری را به دست آورده‌ایم. فکر می‌کنم ما از طریق فکر نکردن به موفقیت مالی از حیث اقتصادی موفق بوده‌ایم. (در گفتگو با Julia Gamolina، منتشر شده در وب‌سایت Madame Architect، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
آلوار آلتو

آلوار آلتو: اگر قرار است معماری ارزش انسانی بیشتری بیابد گام اول سازمان دادن وجه اقتصادی آن است

معماری پدیده‌ای است ترکیبی که در عمل عرصه‌ای را دربر می‌گیرد که ممکن است از یک دیدگاه کارکردی و از دیدگاه دیگر غیرکارکردی باشد. در دهه گذشته، معماری مدرن عمدتاً از دیدگاه فنی کارکردی بوده و تاکید اصلی آن بر وجه اقتصادی فعالیت ساختمانی قرار داشته است. این تاکید البته دلخواه است چراکه ساخت سرپناه خوب برای مردم بسیار گران‌تر از برآوردن سایر نیازهای انسان تمام می‌شود. اگر قرار است معماری ارزش انسانی بیشتری بیابد، گام اول سازمان دادن وجه اقتصادی آن است. اما چون معماری همه عرصه‌های زندگی انسان را در بر می‌گیرد، معماری کارکردگرای واقعی هم باید بیش از هرچیز از دیدگاه انسانی کارکردی باشد. چنانچه به فرایندهای زندگی بشر نگاهی عمیق‌تر بیفکنیم، در می‌یابیم که فن صرفاً وسیله‌ای است کمکی و في‌نفسه پدیده‌ای مستقل و قطعی نیست. کارکردگرایی فنی نمی‌تواند معماری قطعی خلق کند. (در مقالهٔ «انسانی کردن معماری» در سال ۱۹۴۹، ترجمه و منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۱، تابستان ۱۳۷۷)

دسته‌ها
حسین سلطان‌زاده

حسین سلطان‌زاده: در ایران هنوز تفاوت هنر معماری و ساختمان‌سازی شفاف نشده است

عامل اقتصاد یکی از مهم‌ترین پارامترهای تاثیر گذار بر معماری معاصر ایران و سایر کشورهای جهان است. با توجه به اینکه حجم عمده‌ای از ساخت و سازها، به ساختمان‌های مسکونی، اداری کوچک و… اختصاص دارد و در ساخت این نوع ساختمان‌ها اقتصاد پروژه و هزینهٔ ساخت، حرف اول را می‌زند، بنابراین در بسیاری از بناهای یاد شده، مسئلهٔ فرهنگ و هویت، در حوزهٔ طراحی خود به خود نادیده گرفته می‌شود؛ اما در ساختمان‌های عمومی و دولتی چنین نیست، فقدان اندیشه و تفکر لازم در کارفرمایان ما و گاه در قشری از مردم، باعث می‌شود معماری توسعه پیدا نکند. در بناهای بزرگ، شاهد سرمایه‌گذاری‌های کلانی هستیم که با عدم اشراف کافی از طرف طراح و مسئلهٔ اهمیت پروژه، کاری متوسط یا احتمالاً ضعیف اجرا می‌شود. در ایران هنوز تفاوت هنر معماری و ساختمان‌سازی شفاف نشده و بسیاری از ساختمان‌های ما در نبود هنر معماری و از روی ژورنال‌های غربی و به دست بساز و بفروش‌ها ساخته می‌شوند. باید برای ضعف فرهنگ عمومی کشور در حوزهٔ هنر معماری فکری کرد تا آن طور که شایستهٔ این هنر است در گسترش آن کوشیده شود. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
والتر گروپیوس

والتر گروپیوس: برای هر بنا فراتر از کارکردهای فنی کارکردی روانی نیز متصور است: اقناع روح انسان

من همیشه به منزلهٔ یک «کارکردگرا» مورد حمله قرار گرفته‌ام. اما برای من واژهٔ «کارکرد» معنای گسترده‌تری از آن چیزی دارد که منتقدان همیشه {از سخنانم} برداشت کرده‌اند. جنبهٔ دیگری نیز از کارکرد وجود دارد که به همان اندازه مهم است: اقناع روح انسان. دو خانه ممکن است به اندازهٔ یکسانی در زمینهٔ خدمت‌رسانی به ساکنانشان موفق باشند، اما ما یکی را زشت می‌خوانیم و دیگری را زیبا. چرا اینطور است؟ چون فراتر از کارکردهای فنی کارکردی روانی نیز وجود دارد. طراحی خوب همیشه بر مبنای رویکردی سه‌گانه است. یکی تکنیک است، دیگری اقتصاد و سومی فرم. نمی‌توانیم به سادگی بگوییم {آنطور که فیلیپ جانسون می‌گوید} کارکرد باید از فرم تبعیت کند. این بی‌معنی است. این فقط یکجور شیرین‌کاری لفظی {در برابر ایدهٔ تبعیت فرم از کارکرد} است. (در گفتگو با  Jonathan Barnett در سال ۱۹۶۰، منتشر شده در مجلهٔ JSAH، سال ۲۰۱۸)