دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: امروز اگر با شهر مشکلی داریم بیش از هر زمانی دیگری نیازمند رو کردن به علوم انسانی هستیم

مشکل سیمای شهری ما سلیقه معماران به طور مطلق نیست بلکه وقتی قوانین و ضوابط ضعیف می‌شوند معماران هر کدام کار خود را انجام می‌دهند و در حقیقت هرج و مرج پیش می‌آید و اجزاء قدرتشان بیشتر از عوامل وحدت‌دهنده می‌شود. {…} اگر سوداگری، انگیزه‌های برنده شدن در جایزه‌های معماری و مد روز پررنگ ‌شود دیگر ساختمان‌ها تابع هیچ قوانینی نیستند و بیشتر تابع امیال معماران و مالکان خواهند بود.

{…} در حقیقت نقصان‌های علوم انسانی که در رفتارها و هنجارهای جامعه بروز می‌کند موجب این هرج و مرج می‌شود، درمان این مشکل را نباید در معماری جستجو کرد چراکه معماری نتیجه و محصول است و انگیزه نیست بلکه انگیخته است. امروز اگر با شهر مشکلی داریم بیش از هر زمانی دیگری نیازمند رو کردن به علوم انسانی هستیم. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌گاه خبرگزاری ایلنا، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
ادواردو سوتو د مورا

ادواردو سوتو د مورا: اگر معماری من خودم را راضی کند آنگاه این احتمال وجود دارد که دیگران هم از آن راضی شوند

هدف من در معماری، پیش از هر چیز، بیان راه و نظر شخصی خودم است. من کارفرمای خودم هستم، یعنی اولاً برای خودم معماری می‌کنم؛ اگر از کارم خوشنود باشم، اگر کارم سودمند باشد، و کارفرما را نیز خوشنود کند پس به هدف خود رسیده‌ام. معمارانی که می‌گویند برای دیگران کار می‌کنند دروغ می‌گویند. من ناچارم اول خود را راضی کنم؛ اگر بتوانم، آنگاه این احتمال وجود دارد که دیگران هم از کار من راضی شوند. (در گفتگو با  Vladimir Belogolovskyنویسندهٔ وب‌سایت ArchDaily در سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: نظام‌های ترجیحی جامعهٔ امروز ما کمّی است و هیچ معیاری برای سنجش کیفیت در آن وجود ندارد

وجه آرتیستی معماری این است که من باید جواب یک سؤالی که صد نفر دیگر داده‌اند را با امیال شخصی خودم طوری بدهم که متفاوت از بقیه باشد. آن موقع {در دوران پهلوی} انگیزه رقم زدن این اتفاق متفاوت برای معمارها وجود داشت ولی الان این انگیزه از بین رفته است چون معمار باید عوامل اقتصادی و سرعت کار و همچنین تقاضا و سلیقه سفارش‌دهنده را هم در نظر بگیرد. این یک پارامتر است و پارامتر دیگر این است که اصولاً در جوامعی که به نوعی در آن دموکراسی برقرار است، قشر متوسط جامعه بزرگ می‌شود و وقتی قشر متوسط در هرم سنی و وضعیت جامعه‌شناسی یک جامعه رشد می‌کند، سلیقه عمومی هم متوسط می‌شود، در صورتی‌که جامعه مصرفی در یک دوره‌ای خودش را به هدایت یک بخشی از الیت جامعه می‌سپرد. الان مشکلی که در جامعه ما به وجود آمده این است که تمام نظام‌های ترجیحی جامعه کمی است و هیچ معیار و شاخصی برای سنجش کیفیت وجود ندارد. یعنی شما حتی اگر بخواهید غذای خوب بخورید هم به جایی می‌روید که کباب متری به شما بفروشند! در نتیجه اوضاع تحولات تاریخی در جامعه ما طوری شده که بزرگ‌ترین آسیبش غلبه کمیت بر کیفیت است. (در گفتگو با سمیه باقری نویسندهٔ وب‌گاه هنرآنلاین، سال 1397)