دسته‌ها
تامس هیترویک

تامس هیترویک: اگر نتوانید توضیح دهید که مسئله چیست طراحی کردن شما بی‌معناست

وقتی بچه بودم کتاب‌هایی به من داده بودند که الگوهایی قدیمی از دوران ادواردی {دورهٔ پادشاهی ادوارد هفتم} داشت، و مرور و دیدن این همه ایده که تلاش می‌کردند تا مسئله‌ای را حل کنند برای من همیشه بسیار مسحورکننده بود، اما آنها کیفیتی زیبایی‌شناختی هم داشتند.

بنابراین من با این ایده که می‌خواهم مخترع شوم بزرگ شدم، اما بعداً فهمیدم که نمی‌شود در رشتهٔ اختراع تحصیل کرد. دنیای اختراع به همهٔ این حوزه‌های متنوع تقسیم شده بود. و آنچه من در این زمینه مفید یافتم این است که همواره مسئله‌ای وجود دارد، چیزی که شما آن را همچون یک رخنه یا روزنه درمی‌یابید؛ رخنه‌ای که می‌توانید آن را پر کنید.

گاهی ما هدف را گم می‌کنیم. اگر نتوانید توضیح دهید که مسئله چیست طراحی کردن {شما} بی‌معناست. انتقادات و مسائل منفی به نظر می‌رسند، اما اینها برای ما امری مثبت است و ما را یاری می‌رساند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom، سال ۲۰۱۵)

دسته‌ها
وینی ماس

وینی ماس: امیدوارم معماران جوان از طریق انتقاد و تدارک دلیل برای آن ما معماران نسل قبل را نابود کنند

دو چیز هست که امیدوارم معماران نسل بعد انجام دهند. یکی این که سراپا کنجکاوی باشند و دوم این که از طریق منتقد بودن و تدارک دیدن دلایلی برای آن ما {معماران نسل پیش از خود} را به سرعت نابود کنند، همانطور که ما این کار را برای معماران نسل پیش از خود انجام دادیم. شاید هر نسل متمایل است که این کار را انجام دهد. امیدوارم این کار به طرزی ژرف و هوشمندانه و به طریقی جذاب انجام شود.

وقتی به گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم عاشق روشنفکری معماری امریکای جنوبی بوده‌ام و همین مرا به کنکاشی برای پاسخ به آن واداشته بود؛ نه به روشی مشابه، بلکه به روشی فرمی و فضایی. و این همان چیزی است که به نظر من وضعیت یک معمار را مشخص می‌کند. البته همزمان با بالا رفتن سن و سالم امیدوارم که این سطح از اندیشه و این مرحله از رویکرد فکری برای نسل بعد جذاب باقی بماند و امید دارم از آن اقتباس کنند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
کمال کمونه

کمال کمونه: آیندهٔ معماری ایران باید خیلی خوب باشد، البته اگر معماران خودشان را بشناسند و قدر خودشان را بدانند

آیندهٔ معماری ایران باید با این تعداد معمار خیلی خوب باشد، البته اگر معماران خودشان را بشناسند و قدر خودشان را بدانند. به تازگی از کاخ مروارید به من گفتند نقشه‌هایی را برایشان بفرستم. نقشه‌ها را فرستادم. به من می‌گویند آنجا را می‌خواهند مرمت کنند و هفتصد میلیون هم داده‌اند. گفتم طراحی‌اش را چه‌کار می‌کنید؟ گفتند پول طراحی را نداده‌اند. گفتم خب آهنگر صدا کنید تا برایتان انجام دهد. گفتم این نقشه‌ها که برایتان فرستادم همه با دست کشیده شده است. آنها را باید قاب کنید و به دیوارهای ساختمان یک موزه بزنید.

گفتم شما می‌دانید که تابلوی سهراب سپهری دو میلیارد و چهار میلیون تومان به فروش رفت؟ گفتند نه! گفتم تابلوی تنهٔ درخت سهراب سپهری به فروش رفت و این اثر هم به همان قیمت‌هاست. گفتم این نقشه‌هایی که به شما داده‌ام و اهمیتی هم نمی‌دهید، اگر قابش کنید اینها هم به همان قیمت هستند ولی من به شما مجانی داده‌ام.

آیندهٔ معماری ایران هم به همین صورت است، شما باید قدر خودتان را بدانید. شما نباید پشت سر هم حرف بزنید، شما نباید مثل دورانی که ما داشتیم پشت به همدیگر باشید، هر کار خوب و بدی قابل انتقاد است. انتقاد فرق دارد با دشمنی. کارهای افتضاح زیادی هستند که باید گفته شود، ولی باید طوری بگوید که دشمنی نشود.

تعداد دانشجویان معماری و شهرسازی نسل شما بسیار زیاد شده است، فکر کنم حدود چهارصد یا پانصد هزار نفر هستید و این نیرو یک نیروی عظیمی است که می‌توانید به کمک یکدیگر به تمام مسائل رسیدگی کنید. (در گفتگو با فاطمه خسروی، مرجان ملاحسینی و اطلس سبحانی، منتشر شده در کتاب اندیشهٔ معماران معاصر ایران، جلد چهارم، سال ۱۳۹۵)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: هنوز معتقدم که معماری باید زندگی و فکرها را تغییر دهد

من هنوز یک معمار مدرن هستم. یعنی همان‌طور که معماران مدرن عقیده داشتند که معماری، زندگی بعد از جنگ را عوض خواهد کرد، من هم معتقدم که معماری باید با انتقاد در زمان معاصر زندگی‌ها را تغییر دهد. شاید این نوعی ایدئالیسم باشد ولی من هنوز معتقدم که فضا، نور، فرم و برنامهٔ یک ساختمان می‌تواند فکر و برداشت عموم را عوض کند. تاریخ و گذشته‌ها در معماری بسیار مهم است ولی متأسفانه اکثر معماران به عنوان سمبل یا به عنوان نشانه‌ای از عصر دیگر، از آن استفاده می‌کنند. من از تاریخ و از مسائل اقتصادی و اجتماعی به عنوان اطلاعات و مادهٔ اساسی زبان معماری استفاده می‌کنم.

{…} من دنبال زبان تازه‌ای نیستم. به نظر من زبان معماری معمار نباید عوض شود بلکه باید کامل شود. من در جستجوی کامل کردن زبان معماری‌ام هستم. (در گفتگو با شهرام گل‌امینی، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۲و ۳۳، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
نادر تهرانی

نادر تهرانی: نظام آموزشی ایران گفتمان لازمهٔ فرهنگ نقدمحور معماری را به طور کامل نادیده می‌گیرد

اگر در ساختار آموزشی سیستم غربی، به واسطهٔ جلسات عمومی بررسی پروژه‌ها، پروسهٔ گفتمان یک به یک بین دانشجو، استاد و کلاس‌هایی که بصورت سمیناری و میزگردی برگزار می‌شوند، برای نقد معماری جایگاهی بنیادین تعبیه شده است؛ نظام آموزشی ایران، روش‌ها و منش‌های گفتمانی لازمهٔ فرهنگ نقدمحور معماری را به طور کامل نادیده می‌گیرد. نمی‌توان منکر شد که سیستم آموزش ایرانی، که مبتنی بر به خاطر سپردن حفظیات، تقلید از مدل‌های پیش روی، یادگیری ابزارها و مهارت‌های تکنیکی است، از ارزش‌های خاص خود بهره‌مند است. اما، عدم توجه به تفکر انتقادی و نقدمحور، پیش‌زمینهٔ فرهنگی آموزش ایرانی را با خلأ گفتمانی روبرو کرده است. (در مقالهٔ «درباب اشتیاق و عطشی زاینده»، ترجمهٔ نشید نبیان، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، سال ۱۳۹۱)

دسته‌ها
فرزاد دلیری

فرزاد دلیری: باعث تأسف است که بیشتر کسانی که از من انتقاد می‌کنند در عمرشان حتی یک اتاق نساخته‌اند

یکی از چیزهایی که خیلی باعث تأسف است این است که بیشتر کسانی که از من انتقاد می‌کنند، کسانی‌اند که تا حالا در عمرشان یک اتاق هم نساخته‌اند. نمونه‌هایش زیاد است. من الان بیست ساختمان ساخته‌شده‌ام را به یاد دارم. از افرا در فرشته بگیر تا چناران‌پارک، کوه نور، دریای نور،ایران‌زمین و … . شما تا موقعی که در تهران ساختمان نسازید نمی‌فهمید که من چه می‌گویم. چرا؟ به خاطر این که ضوابط شهرداری هست، فضای سبز هست، کارفرما هست، مشکلات زمین هست. اگر کسی در حال ساختمان‌سازی است و مشکلات کار در تهران را درک کرده، من هیچ مشکلی ندارم، بیاید انتقاد درست بکند، بیاید بنشیند با هم حرف بزنیم.

{…} انتقاد خیلی چیز خوبی است، ولی غرض‌ورزی بد است. هر کسی انتقاد کند من خوشحال می‌شوم. نه اینکه شما تمام دلخوری‌هایت را بر سر آدمی که نمی‌شناسی بریزی. تازه اطلاعات غلط هم به مردم بدهی. خوب است معمارها کمی هوای هم را داشته باشند. محال است نقشهٔ کسی را بیاورند و من از آن ایراد بگیرم. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۸۴، سال ۱۳۹۳)

دسته‌ها
داراب دیبا

داراب دیبا: اگر استاد معماری به کار حرفه‌ای نپردازد و درد ساختن را نداند، حرفی برای گفتن در کلاس درس ندارد

زمانی که من درسم تمام شده بود و به عنوان استادیار وارد دانشگاه تهران شدم، رابطهٔ دانشگاه با تولید و طراحی و ساخت نزدیک به هم بود. غیرقابل تصور بود که یک نفر در دانشگاه تهران باشد و در دفتر کار نکند. اما اتفاق بدی که در این سه دهه افتاده این است که به مرور زمان گفتند که استاد دانشگاه باید چهل ساعت در دانشگاه بماند و آنهایی که در بیرون کار می‌کنند باید استعفا بدهند؛ این فاجعه است. اگر یک معمار بیرون کار نکند و خودش از نزدیک تجربه نکند و به ابداع و طراحی نپردازد و درد ساختن را نداند خیلی حرفی برای گفتن در کلاس درس ندارد. اما سیستم آکادمیک ما به‌خصوص در این دو، سه دهه واقعاً خراب شده است. من از دانشگاه بیرون آمدم، به این دلیل که باید در طول هفته چهل تا چهل‌و‌دوساعت را در دانشگاه پر می‌کردم. من بیرون دفتر داشتم و نمی‌توانستم همیشه در دانشگاه باشم. {…}

الان چهار سالی است که من به پلی‌تکنیک سوئیس می‌روم و در برنامه‌های فوق‌لیسانس آنجا به عنوان استاد مدعو همکاری می‌کنم. شرط اینکه یک نفر در پلی‌تکنیک سوئیس تدریس کند این است که فوق‌لیسانس داشته باشد و حتماً دفتر کار داشته باشد و هر سال باید آثاری را که کار کرده است، ارائه دهد. اینجا اصلاً چنین چیزی نمی‌خواهند و به‌جایش مقاله می‌خواهند. مقاله یعنی چه؟ مقاله یعنی چهارتا کتاب را کنار هم گذاشتن و به هم دوختن و دزدی کردن از آنها که اصلاً ارزش ندارد. اول باید کار کرد و تجربه داشت. اما این حکایت ما مثل کارگردان سینمایی است که اصلاً فیلمی نساخته و فقط نقد نوشته است. استادان دانشگاه امروز ما همه‌شان منتقدند و فقط بحث کردن بلدند و به همین دلیل است که بچه‌ها خیلی آنها را قبول ندارند. (در گفتگو با روزنامهٔ شرق به مناسبت انتشار کتاب «معماری معاصر ایران»، سال ۱۳۹۷)

دسته‌ها
داریوش بوربور

داریوش بوربور: جهانی‌شدن منافاتی با حفظ سنت و فرهنگ ندارد

ما ایرانی‌ها اکثراً در ایرادگیری ید طولانی داریم ولی در ارائه راه حل بسیار ناتوان هستیم. همه چیز را سیاه-سفید می‌بینیم، زیاده در تمام موارد اظهارنظر می‌کنیم، قضاوت‌مان شخصی و غیرعلمی است و در خیلی از موارد بیهوده غلو می‌کنیم. به دلیل بی‌اطلاعی و یا کم‌اطلاعی از بقیه دنیا، اغلب فکر می‌کنیم که بسیاری از مسائل را فقط خود ما داریم و دیگران ندارند. در صورتی که خیلی از مسائل، بخصوص در مورد کلان‌شهرها را بسیاری از ممالک دنیا حتی بیش از ما دارند. انتقاد سازنده بسیار مفید است اما ایراد بی‌مورد اتلاف وقت و دلسردی ایجاد می‌کند.

یکی دیگر از ایرادات ما، باز هم به دلیل کم‌اطلاعی، این است که از تجربیات و راه‌حل‌های دیگر ممالک که قبل از ما این گرفتاری‌ها را داشته‌اند و برای بیشتر آن‌ها جواب و راه‌حل مناسب و جوابگویی پیدا کرده‌اند، استفاده نمی‌کنیم و با صرف هزینه‌های گزاف، خودمان می‌خواهیم دوباره دنبال راه‌حل بگردیم. برای جبران ناآگاهی‌مان و دور زدن از عجز حل مشکل، دائم به غلط می‌گوییم که شرایط ما متفاوت است و باید راه‌حل «ایرانی»، «اسلامی»، «ایرانی-اسلامی» و یا «بومی» پیدا کنیم. در صورتی که بیشتر گرفتاری‌های ما فنی و مدیریتی است و راه‌حل آن‌ها همانند بقیه دنیا است. البته ما عقب‌افتادگی‌های زیادی نیز از ممالک پیشرفته جهان امروزی داریم که با تلاش مضاعف توأم با طرز تفکر صحیح، سرعت و مدیریت باید سعی کنیم عقب‌افتادگی‌های‌مان را جبران کنیم. به عنوان مثال، مترو و فاضلاب لندن از ۱۶۰ سال پیش شروع شدند اما ما ظرف چهل سال اخیر به این موضوعات پرداخته‌ایم و هنوز سیستم فاضلاب تهران تکمیل نشده است. مترو تهران پیشرفت نسبتاً خوبی داشته و گسترش آن کمک بزرگی به حل ترافیک خواهد کرد.

بهتر است واژه «جهانی‌شدن» را جایگزین «غرب‌گرایی» بکنیم تا جلوی حساسیت‌ها و مخالفت‌هایی که با هر کار خوبی هم که از غرب سررشته گرفته را بگیریم. جهانی‌شدن به‌هیچ‌وجه منافاتی با حفظ سنت و فرهنگ ندارد. ‌ما باید از ژاپن این خصلت را بیاموزیم. ملت ژاپن به بهترین نحوی توانسته ضمن حفظ ارزش‌های سنتی، اخلاقی و فرهنگی خود، هم جهانی شود و هم در زمره ممالک بسیار پیشرفته جهان قرار بگیرد. ولی ما متأسفانه حفظ ارزش‌های‌مان را مترادف با عقب‌گرایی، عقب‌ماندگی، پشت کردن به جهانی‌شدن و عدم پیشرفت گره‌زده‌ایم. (در گفتگو با سمیه باقری، منتشر شده در وب‌گاه هنرآنلاین، سال ۱۳۹۷)

دسته‌ها
موشه سفدی

موشه سفدی: ما معماران باید دست از بله قربان گفتن برداریم

آنچه ما {معماران} انجام می‌دهیم تاثیر عظیمی بر زندگی مردم می‌گذارد. مسئله سبک یا بیان معماری نیست؛ مسئله کیفیت قابل اندازه‌گیری زندگی است که مسئولیت بزرگی بر دوش معماران می‌گذارد. متاسفانه تاثیر ما بر تصمیمات {کلان} محدود است. تصمیمات اصلی را قانون‌گذاران، کارفرمایان، اقتصاددانان و بازار می‌گیرند، اما ما معماران مسئولیت داریم تا حد ممکن بر این تصمیمات تاثیر بگذاریم {…} خیلی مهم است که ما در مقام معمار دست از بله ‌قربان گفتن برداریم و در عوض موضعی انتقادی اتخاذ کنیم. {درست است که} اگر چنین کنیم در معرض دردسر قرار می‌گیریم، اما لازم است این دردسرها را همچون بخشی از حرفه‌مان بپذیریم. (در گفتگو با Debika Ray منتشر شده در مجله ICON در سال 2014)