دسته‌ها
آلبرتو کالاچ

آلبرتو کالاچ: همانطور که مردم دلواپس داشتن چهره‌های متفاوت نیستند، معماران هم نباید درگیر داشتن سبک‌های متفاوت باشند

تمایز هیچ‌گاه هدف من نبوده است. من فکر می‌کنم همانطور که مردم دلواپس داشتن چهره‌های متفاوت نیستند، معماران هم نباید درگیر داشتن سبک‌های متفاوت باشند. شما چهره‌ای که دارید را دارید و کارها را همانطوری انجام می‌دهید که انجام می‌دهید.

موضوع معماری باید بیان سازه باشد. وقتی شما خرابه‌ها را می‌بینید، آنچه می‌بینید سازه است که باقی مانده، باقی آن از بین رفته است. این جنبه از معماری برای من خیلی جذاب است. و به لطف اقلیم ما {در مکزیک} نیازی نیست که نگران عایق‌کاری باشیم و همینطور به تزئین {یا دکوراسیون} فکر کنیم. من دوست دارم بنا را تزئین نشده رها کنم. من همیشه دوست دارم که نشان دهم بناهایم چطور ساخته شده است. چیزی برای پنهان کردن نیست. از این طریق می‌شود خیلی چیزها راجع بناها آموخت. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
زاها حدید

زها حدید: من زن، عرب و معمار هستم، دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است

من زن، عرب و معمار هستم. بیولوژی و جغرافی دو مورد اول را تعیین کرده، سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است. {معماری} همه‌اش کار کردن است؛ معماری در نهایت دربارهٔ خوش‌بختی و آفرینش محیطی خوشایند برای همهٔ ابعاد زندگی است. اما آفرینش محیطی برای تعالی، اشتیاق و الهام نیز اهمیت دارد. ما از طریق پژوهش، آزمایش و همکاری به آنچه فکر می‌کردیم غیر ممکن است دست می‌یابیم. (در گفت‌وگو با Darren Falls در سال ۲۰۱۶، منتشر شده در وب‌سایت YLighing)

دسته‌ها
فرانک گری

فرانک گری: فلسفه برای من یعنی کار را انجام دهی، آن‌طور که حاصل آن به‌درستی عمل کند

به نظر من معماری یک‌جور شغل خدماتی است. دانشمندان هم در حوزهٔ خدمت به بشریت کار می‌کنند. من فکر می‌کنم همه ما در حال خدمت به چیزی هستیم و اگر روی آن تمرکز کنید، آن کار دیگر پیچیده نخواهد بود. دیگر در بحث‌های پرطمطراق درباره اینکه چیزها چه هستند و چه معنی دارند غرق نخواهید شد، این جور بحث‌ها همچون بازی با کلمات و معماهای روشنفکرانه جذابند اما برای من سخت است که در کارم به آن سمت و سو بروم. من در مورد پوشش‌ها و پوسته‌ها و فلسفه حرف نمی‌زنم. فلسفه برای من چیز به مراتب ساده‌تری است: اینکه صرفا کار را انجام دهی و آن‌طور که {حاصل آن} به‌درستی عمل کند. البته من به همهٔ مطالب موجود علاقه‌مندم و در مورد آنها چیزهایی می‌خوانم. این موضوعات جنبه‌های جالب و سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز دارد اما در فرایند ساختن یک بنا در حاشیه قرار دارد. (در گفتگو با Nicola Leonardi منتشر شده در مجله ‌The Plan، سال 2010)