دسته‌ها
شیمول جاوری کادری

شیمول جاوری کادری: اگر توانایی اندیشیدن در شما رشد کرده باشد، حتی اگر به یک دانشکدهٔ معماری بد بروید همچنان می‌توانید یک معمار خوب باشید

من معتقدم که نظام آموزشی بزرگ‌ترین اثر را بر این گونه از معماری بسیار بدی دارد که امروز {در هندوستان} شاهدش هستیم. و در حقیقت نه فقط نظام آموزش معماری، که در واقع نظام آموزش از کلاس اول ابتدایی ضعیف است و در آن حساسیت‌های {دانش‌آموزان} به شکلی بسیار بد سرکوب شده است.

از نظر من، حتی اگر نظام آموزشی تا پایان دبیرستان خوب باشد و شما به یک دانشکدهٔ معماری بد بروید، همچنان می‌توانید معمار خوبی باشید، چرا که توانایی بنیادین شما برای اندیشیدن رشد کرده است، اما در سناریویی که امروز جریان دارد، چنین مسیری بن‌بست است.

در آخر، معماری نوعی از بیانگری {اندیشهٔ} خود است. دانشکدهٔ معماری مهارت‌های بیانی -همچون زبان خطوط، نقطه‌ها، صفحات- را به شما می‌آموزد، اما اگر اندیشه‌های شما شفاف نباشد، می‌خواهید چه چیزی را بیان کنید؟ به نظر من ترکیب شهود و تحلیل است که طراحی را به ارمغان می‌آورد. هر دوی اینها در نظام آموزش ما نایاب است. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت Home Review، سال ۲۰۱۳)

دسته‌ها
وینی ماس

وینی ماس: امیدوارم معماران جوان از طریق انتقاد و تدارک دلیل برای آن ما معماران نسل قبل را نابود کنند

دو چیز هست که امیدوارم معماران نسل بعد انجام دهند. یکی این که سراپا کنجکاوی باشند و دوم این که از طریق منتقد بودن و تدارک دیدن دلایلی برای آن ما {معماران نسل پیش از خود} را به سرعت نابود کنند، همانطور که ما این کار را برای معماران نسل پیش از خود انجام دادیم. شاید هر نسل متمایل است که این کار را انجام دهد. امیدوارم این کار به طرزی ژرف و هوشمندانه و به طریقی جذاب انجام شود.

وقتی به گذشته فکر می‌کنم، می‌بینم عاشق روشنفکری معماری امریکای جنوبی بوده‌ام و همین مرا به کنکاشی برای پاسخ به آن واداشته بود؛ نه به روشی مشابه، بلکه به روشی فرمی و فضایی. و این همان چیزی است که به نظر من وضعیت یک معمار را مشخص می‌کند. البته همزمان با بالا رفتن سن و سالم امیدوارم که این سطح از اندیشه و این مرحله از رویکرد فکری برای نسل بعد جذاب باقی بماند و امید دارم از آن اقتباس کنند. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
رابرت ونتوری

رابرت ونتوری: اندیشهٔ یک معمار همواره از معماری او جلوتر است

اندیشهٔ یک معمار همواره از معماری او جلوتر است، چرا که یک اثر معماری مدتی طول می‌کشد تا به تحقق برسد. ممکن است شما در کسری از ثانیه به یک ایده دست بیابید، اما شاید پنج سال طول بکشد تا آن ایده تبدیل به اثر معماری شود. پس معماری ما در مقایسه با آنچه می‌گوییم ملال‌انگیز و خسته‌کننده است. علاوه بر این، ما {=ونتوری و اسکات براون} سعی می‌کنیم معماری را به حامل صرف ایده‌های خودمان تبدیل نکنیم؛ بنابراین عمداً تناظر دقیقی نیز میان این دو {گفته‌ها و معماری‌مان} وجود ندارد. (در گفتگو با John w. Cook و Heinrich Klotz، منتشر شده در کتاب Conversation with architects در سال ۱۹۷۳)

دسته‌ها
انتوان پریداک

انتوان پریداک: معماری کردن همچون رقص همراه با کارفرماست؛ مواجهه‌ای شاعرانه

مختص بودن یک طرح به بسترش ارتباطی با سبک معماری ندارد. {طرحی که بخواهد مختص بسترش باشد} باید به «روح مکان»، یا آنطور که اسپانیایی‌زبان‌ها می‌گویند «آلما دلوگار»، توجه کند. وقتی به کار خودم مشغولم، خودم را همچون یک کارگردان یا طراح رقص فرض می‌کنم. زیرا کاری که من می‌کنم رقص همراه با کارفرماست، کار من مواجهه‌ای شاعرانه است. آیا {گفت و شنود با کارفرما در معماری} همچون حرکت به پس و پیش در رقص نیست؟ شما در مقام معمار کارفرمایی دارید که به کار شما معتقد است. اما بیشتر کارفرمایان با من ارتباط برقرار نخواهند کرد اگر به نوعی به کار من معتقد و مؤمن نباشند.

{…} شما در مقام معمار در حال خلق تجربه‌ای چندبخشی، و در عین حال در پیوند با یکدیگر، برای مخاطبان هستید. چنین بنایی بسیار اکتشافی خواهد بود و نیاتی در پیوند با رقص‌پردازی دربارهٔ فضا وجود دارد؛ رقص‌پردازی اتصال نقاط مختلف در فضا به وسیلهٔ بدن {رقصندگان} است. به نظر من معماری امری است همچون طراحی رقص. این نوع از تفکر درک منطقی را به کناری می‌گذارد و مستقیما به سوی انگیزه‌های درونی گام برمی‌دارد. این یک شیوهٔ قدیمی از اندیشه است و کار مرا در همهٔ سطوح فرامی‌گیرد؛ این یک روند فکری شسته و رفته نیست. معماری مطمئناً یک‌جور گردش است. سوار خیال می‌شوید و اجازه می‌دهید اندیشه‌هایتان شما را به گردش ببرد. {اندیشه‌هایتان را آزاد بگذارید} و بیش از اندازه آنها را کنترل نکنید. (در گفتگو با Ana Bogdan، منتشر شده در وب‌سایت The Talks، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: یک قرن و نیم است که معماری ایران به تولید عکس‌برگردان جهان مدرن پرداخته است

حدود یک قرن و نیم است که تولید معماری در ایران، بدون درک نهادینه شده از مدرنیسم و جهان مدرن به تولید «عکس برگردان» آن پرداخته است. مهم‌ترین حرکت‌های محیطی و اندیشه‌های ساخت در فعالیت‌های حرفه‌ای ما به صورت برچسب و شعار و تظاهر دفاتر معماری خود را عیان ساخته است. شعارهایی مثل طبیعت‌گرایی، پایداری، و غیره. در واقع جامعهٔ حرفه‌مندان ایده‌ها را هم نظیر تولیدات، مصالح، ساخته‌ها و حتی اصطلاحات مصرف می‌کند که متأسفانه خیلی زود هم با تغییر مد آنها را از دست می‌دهد. انتشار مقالات فرمایشی و عاریه گرفتن مفاهیم از ترجمه‌های بدون ذکر مأخذ و تهی از هر چیز، حتی تهی از تهی، و بسنده کردن به کاربرد واژگانی شیک و خالی از مغز، نمود عوام‌فریبی دیگری است که در سطح بالاتری از تجربهٔ مهندسی حضور خود را نشان می‌دهد و معماران و شهرسازان به عنوان کارگزاران دستگاهی در می‌آیند که در آن مادیات حرف اول را می‌زند و بی‌جهت نیست که در نهایتِ دریوزگی به درجه‌ای نازل از نماسازی یا روبناسازی در طرح هایشان افول می‌کنند و امکان روزآمد و مؤلف بودن در معماری را از دست می‌دهند. تصاویر جذابی که ایشان با تکنولوژی و نرم‌افزارهای جدید ظاهر می‌کنند، بی‌شباهت به همان عکس ماری نیست که برای اذهان نحیف حکم مصداق عینی بلندپروازی‌هایشان را دارد و بدین طریق عوام‌فریبی که نتیجهٔ بلافصل فرصت‌طلبی است متداول می گردد.

{…} آیا هیچ‌گاه فکر کرده‌ایم در بسیاری از زمین‌هایی که بی‌اندیشه {در آنها} ساختمان می‌سازیم یا بنایی را احداث می‌کنیم در طول حیات کرهٔ زمین چیزی بنا نشده بوده است؟ آیا متوجه این بکر بودن و این تجاوز به کره زمین بوده‌ایم؟ آیا ما واقعا به کرهٔ زمین احترام می‌گذاریم؟ یا اینکه منتظریم ببینیم در غرب چه شعاری مطرح می‌شود و آنها چه می‌کنند تا ما هم کاریکاتوروار آنها را ترجمه کنیم و معماری‌های آنها را مانند برچسب بر آثار خود الصاق کنیم، بدون آنکه به ارزش و تفکرات پایه‌ای آنها واقف باشیم و به اندازهٔ آنها کار کنیم؟ برعکس، فکر می‌کنیم ما از همه حرفه‌مندان جوامع دیگر برتریم اما پیشنهادی هم نداریم. یا به بیان بهتر اصلاً فرصتی برای اندیشیدن نداریم. (در مقاله‌ای با عنوان «بحران اخلاقی و هویت جامعهٔ مهندسی ایران»، منتشر شده در فصلنامهٔ معماری و شهرسازی، ش ۸۴، سال ۱۳۸۵)

دسته‌ها
دومینیک پرو

دومینیک پرو: اثر معماری، هرجا که لازم باشد، می‌تواند و باید تغییر کند

ما باید این اندیشه را که اثر معماری یک شیء ثابت و پایان‌یافته است از بین ببریم. اثر معماری، هرجا که لازم باشد، می‌تواند و باید تغییر کند. نیازی نیست که {مسیر تغییر} اثر معماری یک‌زمان بسته شود، بلکه می‌تواند در حالت پایان‌ناپذیر و ادامه‌دارِ «شدن» قرار داشته باشد. در تلقی امروز ما، رابطهٔ ما و اثر معماری بسیار محافظه‌کارانه و منفعلانه است، یعنی رابطهٔ ما فعال نیست. چنین رابطه‌ای دیگر کار نمی‌کند و کافی نیست.

من می‌توانم بناهایی را تصور کنم که پوشش یا جنبه‌های دیگر خود را متناسب با تغییر کارکرد یا تغییر مالکیت خود تغییر می‌دهند. این تغییرات با هدف انعطاف بیشتر بنا انجام می‌شود. انگیزهٔ و هدف زندگی کاری من است که بناهایی بسازم که شما بتوانید آن را به شکلی منعطف لمس کنید و تغییر دهید. معماری امروز حضوری اقتدارگرایانه دارد، اما ما می‌توانیم معماری امروز، گذشته و آینده را دست‌کاری کنیم و باید چنین کنیم. (در گفتگو با Mark Garcia، منتشر شده در مجلهٔ Architectural Design، دورهٔ ۷۶، ش ۶، سال ۲۰۰۶)

دسته‌ها
نوشتارها

اندر ضرورت نوشتن معماران: چرا معماران باید بنویسند؟

[et_pb_section fb_built=”1″ custom_padding_last_edited=”on|desktop” _builder_version=”3.22″ background_color=”#ffde00″ custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_post_title meta=”off” _builder_version=”3.0.87″ title_font_size=”26″ title_line_height=”1.3em” title_all_caps=”off” meta_font_size=”10″ background_color=”rgba(255,255,255,0)” parallax=”on” parallax_method=”off” text_orientation=”center” parallax_effect=”on” module_bg_color=”rgba(255,255,255,0)” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

[/et_pb_post_title][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ fullwidth=”on” custom_padding_last_edited=”on|desktop” _builder_version=”3.22″ background_color=”#222222″ custom_padding=”0px|0px|0px|0px” custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_fullwidth_header title=”مهدی محمدی” text_orientation=”center” content_max_width=”none” _builder_version=”4.2.2″ title_font_size=”19px” background_color=”rgba(255, 255, 255, 0)” vertical_offset_tablet=”0″ horizontal_offset_tablet=”0″ z_index_tablet=”0″ title_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” title_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” title_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” content_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” content_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” content_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” subhead_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” subhead_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” subhead_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” content_link_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” content_link_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” content_link_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” content_ul_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” content_ul_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” content_ul_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” content_ol_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” content_ol_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” content_ol_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” content_quote_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” content_quote_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” content_quote_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” button_one_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” button_one_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” button_one_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” button_two_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” button_two_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” button_two_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” box_shadow_horizontal_tablet=”0px” box_shadow_vertical_tablet=”0px” box_shadow_blur_tablet=”40px” box_shadow_spread_tablet=”0px” box_shadow_horizontal_image_tablet=”0px” box_shadow_vertical_image_tablet=”0px” box_shadow_blur_image_tablet=”40px” box_shadow_spread_image_tablet=”0px” box_shadow_horizontal_button_one_tablet=”0px” box_shadow_vertical_button_one_tablet=”0px” box_shadow_blur_button_one_tablet=”40px” box_shadow_spread_button_one_tablet=”0px” box_shadow_horizontal_button_two_tablet=”0px” box_shadow_vertical_button_two_tablet=”0px” box_shadow_blur_button_two_tablet=”40px” box_shadow_spread_button_two_tablet=”0px” text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” button_one_letter_spacing_hover=”0″ button_two_letter_spacing_hover=”0″ button_one_text_size__hover_enabled=”off” button_two_text_size__hover_enabled=”off” button_one_text_color__hover_enabled=”off” button_two_text_color__hover_enabled=”off” button_one_border_width__hover_enabled=”off” button_two_border_width__hover_enabled=”off” button_one_border_color__hover_enabled=”off” button_two_border_color__hover_enabled=”off” button_one_border_radius__hover_enabled=”off” button_two_border_radius__hover_enabled=”off” button_one_letter_spacing__hover_enabled=”on” button_one_letter_spacing__hover=”0″ button_two_letter_spacing__hover_enabled=”on” button_two_letter_spacing__hover=”0″ button_one_bg_color__hover_enabled=”off” button_two_bg_color__hover_enabled=”off”][/et_pb_fullwidth_header][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ _builder_version=”3.22″][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” custom_padding=”0px||0px|” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_text _builder_version=”4.2.2″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” vertical_offset_tablet=”0″ horizontal_offset_tablet=”0″ text_orientation=”right” hover_enabled=”0″ z_index_tablet=”0″ text_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” text_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” text_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” link_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” link_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” link_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” ul_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” ul_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” ul_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” ol_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” ol_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” ol_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” quote_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” quote_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” quote_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_2_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_2_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_2_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_3_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_3_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_3_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_4_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_4_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_4_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_5_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_5_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_5_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” header_6_text_shadow_horizontal_length_tablet=”0px” header_6_text_shadow_vertical_length_tablet=”0px” header_6_text_shadow_blur_strength_tablet=”1px” box_shadow_horizontal_tablet=”0px” box_shadow_vertical_tablet=”0px” box_shadow_blur_tablet=”40px” box_shadow_spread_tablet=”0px” use_border_color=”off” border_color=”#ffffff” border_style=”solid”]

اگر با جغرافیای منابع مکتوب فارسی حوزهٔ معماری آشنا باشید تصدیق خواهید کرد که معماران ما به اندازهٔ کافی نمی‌نویسند یا برای شکل دادن به اندیشه‌های خود در قالب کتاب یا مقاله اهتمام کافی نمی‌کنند. کمبود مجله و رسانهٔ مختص معماری نیز ما را با فقر مصاحبهٔ تصویری یا نوشتاری با معماران مواجه کرده است. گذشته از معماران دوران پیشامدرن ایران -که از بسیاری از آنها حتی یک نام هم باقی نمانده چه برسد به متن مکتوب- از نسل اول و دوم معماران آکادمیک ایرانی نیز نوشته‌های بسیار اندکی در دست داریم. اگرچه از معماران باسابقهٔ امروز ما نوشته‌های بیشتری در دسترس است، همچنان از حیث متون نوشته شده به قلم معماران فقیریم.

شاید بسیاری پاسخ دهند که کار معماران نوشتن نیست! معمار اگر سخنی داشته باشد آن را در اثرش می‌گوید. بله، می‌شود بسیاری از اندیشه‌های معمار را از اثر او استخراج کرد، اما این همیشه کافی نیست. چراکه یک معمار شاید فرصت پیدا نکند برخی اندیشه‌های معمارانه‌اش را در یک اثر متجلی کند، در چنین حالتی او باید چه کار کند؟ اندیشه‌ای که شخصی همچون سیحون، به علت تجربهٔ معمارانهٔ خاص‌اش، در ذهن دارد ممکن است به ذهن هیچ‌کس دیگری خطور نکند. بنابراین اگر «سیحون‌ها» ننویسند، ممکن است برخی اندیشه‌های معماری هیچ‌گاه به صورت نوشته در نیایند تا دیگران از آنها بیاموزند یا نقدشان کنند.

به جز اینها، اگر معماری را دانشی پیوسته با فرهنگ و تاریخ و جغرافیای یک سرزمین بدانیم، آنگاه کارکردی مهم‌تر نیز برای نوشته‌های معمارانه قائل خواهیم شد. معماران یک سرزمین (که عموماً با مسائل مشابهی مواجه هستند) به طور مستقیم و غیر مستقیم از اندیشه‌ها و تجربه‌های یکدیگر می‌آموزند. پس علاوه بر آثار معماری آموزنده، به منابع نوشتاری به مثابه جزیی از اجزای ادبیات این حوزه نیازمندیم. اجزایی که به مرور به تجمیع و اشباع اندیشهٔ معماری منجر خواهد شد و شاید نظریه‌های معماری از بستر همین ادبیات اشباع شده بیرون بیاید.

البته هستند معماری‌خواندگان و معماری‌پژوهانی که بسیار می‌نویسند، اما سخن من معطوف به معماران و طراحان باسابقه‌ای است که از آنها نوشته‌ای در دست نداریم. گویا این قشر از معماران وظیفهٔ نوشتن و نظریه‌پرداختن را به طور کامل به همکاران دانشگاهی خود واگذار کرده‌اند. در صورتی که هرچه پژوهشگران و استادان دانشگاه بنویسند جای خالی سخن و نوشتار معماران دست‌اندرکار طراحی و ساختن پر نخواهد شد. مخصوصاً در وضعیت امروز که بیشتر دانشگاهیان برای بالا بردن رتبهٔ خود در حال تولید مقالات بی‌سروته و بی‌فایده هستند.

[/et_pb_text][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section][et_pb_section fb_built=”1″ custom_padding_last_edited=”on|desktop” admin_label=”Section” _builder_version=”3.22″ background_color=”#ffffff” custom_padding=”0px|0px|0px|0px” custom_padding_tablet=”50px|0|50px|0″ custom_padding_phone=”” transparent_background=”off” padding_mobile=”off” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on” global_module=”4602″][et_pb_row padding_mobile=”off” column_padding_mobile=”on” _builder_version=”3.25″ background_size=”initial” background_position=”top_left” background_repeat=”repeat” make_fullwidth=”off” use_custom_width=”off” width_unit=”on”][et_pb_column type=”4_4″ _builder_version=”3.25″ custom_padding=”|||” custom_padding__hover=”|||”][et_pb_code]

 

[/et_pb_code][/et_pb_column][/et_pb_row][/et_pb_section]

دسته‌ها
حسین زمرشیدی

حسین زمرشیدی: در جهان‌بینی سنتی تفاوتی ماهوی میان حکمت و هنر وجود ندارد

نکته‌ای بنیادی در تبیین ماهیت هنرهای سنتی وجود دارد و آن اندیشه و حکمت موجود در هنرهای سنتی است، چرا که اگر در هر تمدنی هنر جان‌مایهٔ حکمت و اندیشه را در بطن خود داشته باشد آن هنر می تواند بازتاب هویت، فرهنگ و تمدن این کشور باشد و به این ترتیب ماندگار می‌شود.

{…} البته در جهان‌بینی سنتی تفاوت ماهوی میان حکمت و هنر وجود ندارد و ما اینها را دو چیز متفاوت نمی‌دانیم چرا که حکمت زمانی که تجسم یابد تبدیل به هنر می‌شود و هنر زمانی که از زبان تجسم فرا گریزد و به متن اندیشه انتزاعی پناه ببرد حکمت می‌شود. (در سخنرانی در سومین نشست فصلی مدیران سازمان میراث فرهنگی، به گزارش خبرگزاری میراث آریا، سال ۱۳۹۲)

دسته‌ها
یوهانی پالاسما

یوهانی پالاسما: مهم‌ترین حس در تجربهٔ معماری نه حس بینایی بلکه حس وجودی ماست

در معماری تصویری زنده وجود دارد، یا باید وجود داشته باشد. منظورم یک تصویر دیداری ساده نیست، بلکه تصویری جسمانی و تن‌یافته است. می‌خواهم بگویم که از این طریق شما خودتان را در یک تصویر نشان می‌دهید. در نظر من، مهم‌ترین حس در تجربهٔ معماری حس بینایی نیست، حس وجودی ماست. ما با معماری از طریق وجودمان مواجه می‌شویم نه از طریق نگاه کردن به آن از بیرون به منزلهٔ یک تصویر دیداری.

آنچه گفتم تغییری بنیادین در اندیشهٔ من بوده است. همچنین من به طور فزاینده‌ای به نقش بدن در هرچه انجام می‌دهیم پی برده‌ام، تا به این حد که حتی زبان و تفکر نیز به شکلی گسترده تن‌یافته و جسمانی هستند. (در گفتگو با Emily Priest، منتشر شده در وب‌سایت ژورنال RIBA، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
محمدرضا نیکبخت

محمدرضا نیکبخت: ما یا کارهایمان کپی است، یا اندیشه‌هایمان

امروزه {…} با یک جستجوی ساده در اینترنت دربارهٔ یک اثر معماری که در حال شکل‌گیری است می‌توان بسیاری نمونهٔ مشابه یا حتی عین به عین پیدا کرد. به خاطر همین خود به خود ما مؤلف نیستیم. من تقریباً اصلا معمار مؤلف سراغ ندارم، دست‌کم پس از انقلاب که این‌گونه شده است. اما می‌توانم کمی به پیش از انقلاب تکیه کنم. ما یا کارهای کپی داریم یا اندیشه‌هامان کپی است. اندیشهٔ اصیل در معماری نداریم که یک معمار به عنوان معمار مؤلف با اندیشهٔ اصیل بتواند کاری انجام دهد. تقریباً که نه، تحقیقأ این را نداریم. در بهترین حالت اندیشهٔ آن کپی است اما پروژه‌اش کپی نیست که این را هم بسیار کم می‌توان پیدا کرد. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)