دسته‌ها
انتوان پریداک

انتوان پریداک: هر بنا باید رویدادی یگانه و محبوس در زمان و مکان، و نیز سکوی پرتابی به سوی آینده باشد

من وقتی به مکانی تازه می‌آیم می‌خواهم بدانم که جهت باد به کدام سمت است؟ نیروهای اقلیمی کدام است؟ خورشید در انقلاب تابستانی چه زمان طلوع و غروب می‌کند؟ شالودهٔ زمین‌شناسانهٔ بستر طرحم، در شی‌آن {چین}، در دوحه {قطر}، در وینیپگ {کانادا}، یا در یاکوتسک {روسیه}، کدام است؟ {برای مثال} من در یک مسابقه برای طراحی موزهٔ جهانی ماموت در یاکوتسک سیبری شرکت کردم.

من به کشف خاطرهٔ فرهنگی یک مکان علاقه‌مندم، شبیه آنچه در نوشته‌های خورخه لوییس بورخس، فدریکو گارسیا لورکا، آلبر کامو یا ایزابل آلنده وجود دارد. موضوع معماری صرفاً سبک شخصی نیست؛ معماری یک بازی نظری نیست. موضوع معماری اتصال عمیق و درست با جوهرهٔ است. هر بنا باید رویدادی منحصر به فرد و یگانهٔ محبوس در زمان و مکان، و در عین حال سکوی پرتابی به سوی آینده باشد. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
گلن مرکات

گلن مرکات: بسیاری از بناها محض خاطر متفاوت بودن متفاوتند اینها معماری پر سر و صدایی خلق می‌کنند که بر سر شما فریاد می‌زند

مصدر ترسیم کردن {to draw} به معنای بیرون کشیدن است، و بیرون کشیدن به معنای آشکار کردن است و آشکار کردن به معنای فهمیدن است. از طریق کامپیوتر، شما به نقطهٔ پایان می‌رسید، پیش از آن که معنای آن نقطهٔ پایان را درک کنید.

یکی از مشکلات دورهٔ ما این است که ابزارهایی را توسعه داده‌ایم که سرعت {در طراحی کردن} را ممکن می‌کند، اما سرعت و تکرار {لزوماً} به راه حل درست منتهی نمی‌شود. ادراک است که راه حل درست را به ما می‌دهد. می‌دانم که یک نفر ممکن است که از کامپیوتر برای کشف کردن بهره ببرد، اما آنچه او از طریق کامپیوتر تولید می‌کند فرم است. این محصول می‌تواند مجسمه باشد، اما لزوماً اثر معماری نیست. امروز آثار بسیاری وجود دارند که محض خاطر متفاوت بودن متفاوتند. این منجر به تولید معماری پر سر و صدا می‌شود، معماری‌ای که بر سر شما فریاد می‌زند.

{…} تفاوت معماری من از اوضاع {خاص هر پروژه} ناشی می‌شود. {…} من خودم را در حال تلاش برای خلق معماری از مکان آن، از زمان آن، از فن‌آوری آن و از فرهنگ آن می‌بینم.

مبادی و اصول معماری پرسش‌ها هستند. پیش از شروع هر پروژه می‌پرسم: وضعیت بستر از حیث زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی چگونه است؟ تاریخ آن چیست؟ باد از کدام سمت می‌وزد؟ خورشید از کجا طلوع می‌کند؟ الگوی سایه‌اندازی چیست؟ نظام زهکشی آن کدام است؟ از حیث گیاه‌شناسی بستر چه وضعیتی دارد؟ من صرفاً در حال کار در قلمرو خودم هستم، به شکلی که مناسب است. این یک نوع نگرش است و من آن را به منزلهٔ یک مسئولیت کامل فرض می‌کنم. (در گفت‌وگو با Andrea Oppenheimer Dean منتشر شده در وب‌سایت Architectural Record، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
اسکندر مختاری

اسکندر مختاری: در گذشته نان هر کس که هنر داشت داخل روغن بود. هر کس بی هنر بود فقیر و بدبخت بود. الان درست برعکس شده است

ما نقاط اوج این معماری {=معماری تاریخی ایران} را می‌شناسیم، اما نقاط غیر اوجش را نمی‌شناسیم. یک جاهایی را هم نمی‌شناسیم، بی‌جهت به آن بی‌توجهی یا کم‌توجهی می‌کنیم. مثلاً در دورهٔ قاجار تمام تجربه‌های تاریخی ما، در حد اعلای شکوفایی خودش است؛ من این را در روستایی به اسم لافت در کنار خلیج فارس دیدم که الان هم هست. {…} این معماری سراسر خلاقیت و شکوفایی است. آرزو می‌کنم که الان کمی از آن شعور اینجا بود. یک دهی است که در دورهٔ قاجار ساخته شده، بعد هم در دورهٔ معاصر متروک شده است. از همان اقلیم یا وقایع دیگر مثلاً تحولات تکنیکی که در دورهٔ قاجار برای سقف‌های دهانهٔ بزرگ اتفاق افتادند، شروع کرده است؛ مثل تیمچهٔ امینیان کاشان که در دهنهٔ پانزده متری طاق زده شده است. {…} خلق زیبایی با خاک، بدون خرج کردن پول زیاد. پولی آنجا {=لافت} خرج نشده است؛ یعنی هیچ چیز تزیینی آنجا وجود ندارد. یک کتیبه یا یک نقاشی وجود ندارد، همه‌اش حجم و جای آسایش خلق شده است. در این روستا معمار باد را می‌شناسد، جهت خورشید را می شناسد، زیبایی را می‌شناسد.

یا مثالی دیگر اینکه من اصالتاً طالقانی هستم و ده ما، کرکبود، با آن خانه گِلی‌ها پُر از آثار هنری بود؛ آن موقع همهٔ معمارها منظر را می‌شناختند {…} تابستان را می‌شناختند. بهار را می‌شناختند و فضا خلق می‌کردند؛ یعنی هیچ کس نمی‌رفت برای خودش خانه بسازد. پولش را برای مصالح حرام کند. هیچ کس پولش را نمی‌داد به آدم ناوارد بسازد. هر کس قدر سرمایه‌اش را می‌دانست. پولش را به کنندهٔ کار می‌داد.

من مطمئنم معمار در دهِ ما زندگی نمی‌کرد، او نابغه‌ای بود که می‌رفتند از او وقت می‌گرفتند، او را می‌آوردند که در دهِ ما کار کند. همین اتفاق هم در دهِ لافت افتاده است، همین اتفاق هم در کاشان افتاده است. شاید چه بسا آن کسی که تیمچهٔ امینیان را ساخته در یک روستایی هم خانه ساخته بوده است. در گذشته این اتفاق افتاده که نان هر کس که هنر داشت داخل روغن بود. هر کس بی هنر بود فقیر و بدبخت بود. الان درست برعکس شده است. هر کس که ریاکار است و هنری ندارد، نانش در روغن است. هر هنرمندی بغض کرده یک جا نشسته است. (در گفتگو با علی کیافر در سال ۱۳۹۰، منتشر شده در کتاب «آتشگهی در خواب آتش‌ها»)

دسته‌ها
ریکاردو بوفیل

ریکاردو بوفیل: تجمل و زیبایی دو مفهوم متمایز و متفاوت هستند

همهٔ معماران دوست دارند بنای یادمان‌گونه بسازند، تا از طریق آن سبکی را تولید و برندی را بازتولید کنند. اما من علاوه بر آن به معماری حاشیه علاقه‌مندم، معماری فقر، معماریِ نداری. معماری بومی مدیترانه نمایندهٔ نخستین علاقه‌ای است که به هرگونه معماری موجود داشتم. خیلی قبل‌تر، وقتی هنوز شروع به ساختن نکرده بودم، نمونه‌ای از آن را در ایبیزا دیدم، همینطور در شمال افریقا، همینطور در آلمریا در جنوب اسپانیا، همینطور در یونان. این نوع معماری اساساً یک چیز است، نوعی معماری بدوی مخصوص مدیترانه. بعد از آن در پی کشف ریشه‌های این نوع معماری برآمدم. راه جنوب را بیشتر پیش گرفتم که نهایتاً معماری کویر را یافتم، و همچنین نامعماری طبیعت را. ساخت‌مایه‌شان سنگ است، انرژی‌شان باد است و جنگ باد و سنگ به تولید ماسه می‌انجامد.

این سیاحتی بود از نواحی مدیترانه‌ای به افریقا، به قلمرو عناصر خالص و کمینه. این محیط مردمان طوارق است که هر فرم ساده‌ای را از گردآوری ساخت‌مایه‌های در دسترس، در میانهٔ صحرای بزرگ افریقا می‌سازد؛ آن هم بر مبنای طرز خاصی از اندیشه و زندگی که بسیار با فلسفهٔ حیات ما متفاوت است. من این را بسیار می‌پسندم و به یک معنا، از حیث فرهنگی، نوعی زندگی سطح بالاست. بسیار مینیمال، بسیار ساده، و بسیار فقیرانه؛ چرا که معماری یادمان‌گونه همیشه با تجمل {=لاکشری} در پیوند است. به نظر من، تجمل و زیبایی دو مفهوم متمایز و متفاوت هستند. (در گفتگو با Thomas Jeppe، منتشر شده در وب‌سایت SSENSE در سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
کمال کمونه

کمال کمونه: معماری کاری است که باید مجموع علوم را نوک زده باشی تا بتوانی درست انجامش دهی

سنتی‌ها {= معماران سنتی} کمتر با تحصیل‌کرده‌ها اتفاق نظر دارند. یک مقدار هم حق دارند چون وقتی فارغ‌التحصیل معماری می‌شوی کار بلد نیستی مگر چند سال سابقه داشته باشی. اگر بخواهی درست کار کنی، معماری خیلی کار مشکلی است. اول باید به سر زمین بروی، [از کارفرما] بپرسی که چه می‌خواهد، باید روانشناسی قوی داشته باشی تا بتوانی کارفرما را به راه آوری؛ پنجاه مدل مدعی داری؛ مثل صاحبکار و زنش و دوستانش، باید به نور توجه کنی، باد را نگاه کنی، و مخاطب را بشناسی. بنابراین [معماری] کاری است که [برای انجام دادن آن] باید مجموع علوم را نوک زده باشی تا بتوانی درست انجامش دهی. (در گفتگو با حسین الماسی ستوده و سیده‌شیرین حجازی و کامیار صلواتی، منتشر شده در وب‌گاه کوبه، سال 1395)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: باور دارم در خون هر ایرانی شعلهٔ آفرینش با ارکان خاک و آب و باد و آتش جریان دارد

با آنکه هنر سفالگری در کشورهای دیگر جهان نیز مانند کشور چین و ژاپن و اروپا و سرخپوست‌ها بسیار سابقه دارند و در بعضی از جهات از کشور ما نیز پیشرفت بیشتری داشته‌اند، پس از مطالعهٔ عمیق به جرئت می‌توان ادعا کرد که در هیچ‌کجای دنیا معماری خاک و معماری بومی طاق و گنبدها به پای پیشرفت ایران نرسیده‌اند. ایران بدون اغراق امروزه می‌تواند به همه‌جای جهان هنر و مهندسی معماری خاک را صادر کند. حتی به کشورهای با سابقهٔ تاریخی بزرگ مثل چین و مصر و آفریقای مرکزی و آمریکای جنوبی. {…} نبوغ فنی و هنری معماران و هنرمندان ایران در نفوذ به رموز مصالح و انرژی‌های طبیعی، اشکال هندسی و رنگ‌ها و بافت‌ها و فضاها چنان عمیق بوده که من باور دارم در خون هر ایرانی شعلهٔ آفرینش با ارکان خاک و آب و باد و آتش جریان دارد. چون این ارکان در شعر و ادب ایران از آیین باستانی زرتشت گرفته تا دین مبین اسلام افق وسیعی در روح ایرانی گشوده است. در عین حالی که دست ماهرانهٔ استادکارانش قالی بافته‌اند و یا خمیر گل را شکل داده‌اند زبانشان و دلشان پر از نام خدا، عشق و آتش بوده است. (در گفتگو با علی‌اکبر خرمشاهی، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش 7، سال 1369)

دسته‌ها
نادر خلیلی

نادر خلیلی: ساختن مجموعه‌های آپارتمانی بلندمرتبه اشتباه است

باید راه‌های غلط گذشته را شناخت و اعلام کرد. مثلاً آنکه ساختن مجموعه‌های آپارتمانی بلندمرتبه به‌جز موارد استثنایی اشتباه است. اشتباه محضی که همهٔ دنیا به آن اعتراف کرده‌اند و ما نیز راهی عبث رفته‌ایم و راه صحیح‌تر یعنی ساختن خانه در مقیاسی انسانی تک‌واحدی سه‌چهار طبقه و یا مجموعه‌های کم‌ارتفاع و در صورت لزوم با تراکم بیشتر. راه صحیح‌تر یعنی به‌کار بردن سنت‌های ایرانی از قبیل استفاده از آفتاب، استفاده از سایه و استفاده از باد و جریان هوا و آنچه که طبیعت به ما ارزانی داشته است. مثلاً ساختن بازار و بازارچه در محله‌ها به‌جای فروشگاه‌های بزرگ و سوپرمارکت‌های عظیم در یک‌قسمت شهر. مثلاً به‌کار بردن آجر و مصالح محلی به‌جای بتون و فولاد و اگر فکر کنیم که این نمونه‌ها که به نظر سنت‌گرا و ارتجاعی است با ترقی و پیشرفت و مدرن بودن مغایرت دارد بدون شک مانند سال‌های گذشته در ظلمت و اشتباه محض خواهیم بود، زیرا دنیای به‌اصطلاح مترقی پس از دست یافتن به همهٔ تکنولوژی‌های جدید امروز تازه کشف کرده است که ایجاد مجموعه‌های مسکونی مرتفع غلط است. که استفاده از آفتاب و سایه و باد از {دستگاه‌های} تهویه و کولر اولی‌تر است. که آجر و مصالح طبیعی از بتون و پلاستیک بهتر و انسانی است. (در مقالهٔ «برای مسکن باید از مردم بازو گرفت». در هنر و معماری، ش 47ـ 48، سال 1358)

دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: عدم تعرض به طبیعت خارج از محل احداث بنا از ویژگی‌های مهم معماری سنتی ایران است

باید اذعان کرد معماری سنتی ایران، که محصول چالش مردم این سرزمین با شرایط دشوار محیطی طی یک دورهٔ طولانی بوده است، ویژگی‌ها و ابعاد گوناگون اعتقادی، انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فنی و محیطی داشته که خارج از حد این مقال است. نکاتی مانند فروتنی، صداقت، ابهام، ایجاز و فن‌آوری پیچیده‌ای که بر پایهٔ عناصر و مصالح ماده بنا شده است. به ویژه تعامل آن با محیط و دستیابی به راهکارهایی که با وجود آفتاب شدید و آب قلیل و باد و خاک، در واقع چهار عنصر مقدس را به سود خود به خدمت گرفته، از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. بالاخره، عدم وابستگی به خارج از محیط و عدم دست‌اندازی و تعرض به طبیعت خارج از محل احداث خود و همچنین دیگر آلودگی‌های محیطی، از فرازهای این معماری به شمار می‌رود که می‌توان به تفصیل در مورد آن سخن گفت. (در مقالهٔ «فصل و وصل در معماری سنتی ایران»، سال 1391)