دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: یک فرهنگ پویا هیچ‌گاه تهی از گذشته و بی‌نظر به آینده نبوده است

به نظر می‌رسد در تاریخ، تحول فرهنگی از ترکیب حرکتی خطی و حرکتی دورانی پدید آمده اما هیچ‌گاه یک فرهنگ پویا تهی از گذشته و بی‌نظر به آینده نبوده است. حرکتی خطی همواره اذهان را به سوی شیوه‌های مجردتر، که با سنت رایج فاصله داشته، پرتاب کرده است اما در یک لحظه، چون شناگری که ترس از بلعیدن دریا او را به سوی دست‌آویزی می‌کشاند، حرکت دوری آغاز گردیده است و حاصل این کشاکش، اندیشه‌ها و به دنبال آن سبک‌های هنری را در بستر فرهنگ شکل داده است. شاید ادراک این مطلب از راه بیان تفاوت‌ها ساده‌تر باشد. به عنوان مثال اندیشهٔ درون‌نگر شرقی تمدنی را شکل داده که مصادیق آن با وجود تمامی ارتباطات در عصر سنت که اغلب از راه جنگ و تجارت با تمدن برون‌نگر غرب صورت گرفته است تفاوت‌هایی روشن دارد.

اگر منشأ این درون‌نگری را دیدگاه وحدت وجود در عرفان بدانیم و ادراک آن را از راه شهود، نه منطقی که ارسطو پایه‌گذار آن بود، با تمامی داد و ستدهای فرهنگی به ویژه در دوران معاصر، نمی‌توانیم معتقد باشیم که این شیوهٔ ادراک هستی کاملاً از ذهن رخت بربسته است، مگر آنکه این لایه را عمداً در محاسباتمان خاموش کنیم. فکر نمی‌کنم که ممکن ساختن اندیشه را باید محدود ساخت. اما در مقابل نیز فکر می‌کنم که ابزار امکان‌ساز نیز مطلقاً به اندیشه شکل می‌دهد. حال، ایجاد موازنه بین این دو، راهی است بس دشوار و در نتیجه به انبان هرچه پرتر و تجربهٔ هر چه بیشتر نیازمند است. (در گفتگو با کتایون لباف، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۴۷و ۴۸، دی‌ماه ۱۳۷۷)

دسته‌ها
نادر اردلان

نادر اردلان: معماریِ روزگار سنت از نمودسازی مجزا و جامد اجتناب می‌کند

در زمینهٔ معماری تصور نمادی فضا در داخل یک جامعهٔ سنتی دارای موقعیتی مهم و مسلم است. تصور بی‌زمانی در اینجا از طریق زمان و شکل به منزلهٔ مداوم‌های همزمان به وجود می‌آید. فضا نیز تمام خلقت امکانات فعال و منفعل هر دو را شامل می‌شود. این در ارتباط با جنبهٔ فعال فضاست که تصور زمان به منزلهٔ حرکت پدید می‌آید. به موازات این تصور امکان منفعل در ماده یا شکل که مستقیما محصولی است در این حرکت نمایان می‌گردد. نظریهٔ خاص فلسفی علیت این حرکت را مانند حرکت روح به سوی خدا از طریق فضا تبیین می‌کند. بدین گونه جایگاه زمان و شکل فضاست که جنبه‌های فعال و منفعل خود را در یک زمان از طریق حرکت می‌نمایاند. این تلفیق در معماری و محیط شهری صورت خارجی می‌یابد و سیستم‌های حرکت همزمان را مانند بازار، که یک جریان مداوم از تجربه‌های فضایی همساز بر پایهٔ عدد و هندسه بوجود می‌آورند، ارائه می‌کند. معماری از نمودسازی مجزا و جامد اجتناب می‌کند و در عوض سیلان فضاسازی به هم پیوسته را می‌جوید که در آن اساسا معماری خارجی وجود ندارد و مجموع آنچه که بدست می‌آید تمامیتی است مبنی بر محتوای غیر قابل لمس و مقدس. (در مقالهٔ «آفریدن نو»، مجلهٔ هنر و معماری، سال 1353)

دسته‌ها
سیروس باور

سیروس باور: معماری ما به خاطر امکانات تکنیکی جدید تغییر کرد

معماري ما معماري درون گرا بود. نما نداشت بلکه ديواري دور تا دور آن کشيده بودند و درون آن حياط سبز بود و اتاق‌هايي که اطراف آن قرار می‌گرفت و هر کدام اسمي داشت. معماري اروپا برعکس هم درون‌گراست و هم برون‌گرا. قلعه‌ها و استحکامات به صورت برج و بارو بود و منظر و پنجره‌ها به بيرون راه داشت. اين معماري راحت تر مي توانست شکل عوض کند. آنچه در ايران ايجاد شد، نتيجه جمعيتي بود که روز به روز اضافه شد. شهرها گنجايش اين جمعيت را نداشتند و ديوارهاي شهر ويران شد و انفجار شهرها به وجود آمد. دروازه‌هاي غرب و شرق ارتباط بين شهرک‌ها را شکل داد و در کنار اين مسيرها، ساخت وسازها که ديگر نمي توانست شکل قديمي خود را داشته باشد، ايجاد شد. هرچند در دهه بیست و سی هنوز حياط و باغچه ساخته مي شد. عرضم اين است که معماري ما به خاطر امکانات تکنيکي جديد که از غرب وارد شده بود، تغيير کرد و نه به خاطر روش زندگي. تکنولوژي به ما امکان داد شکل و فرم جديدتري به وجود آوريم. (گفتگو با روزنامهٔ شرق، 1394)