دسته‌ها
اولی شیرن

اولی شیرن: امروز اثر معماری طوری طراحی می‌شود که به‌راحتی از طریق تصاویر مخابره شود

به نظر من معماری به طور فزاینده‌ای به سوی عینیت‌گرایی رفته است، اما نه به معنای مثبت آن. در واقع اثر معماری بیشتر و بیشتر همچون چیزی طراحی می‌شود که بتوان به راحتی آن را از طریق تصاویر مخابره کرد. زیرا در حال حاضر تصاویر از طریق اینترنت و از طریق رسانه‌های سنتی‌تر بر همه‌چیز حکمرانی می‌کنند. آنگاه که معماری در واقعیت تجربه نمی‌شود، معمولاً از طریق تصاویر مخابره می‌شود. خیلی ساده است که از یک شیء عینی عکس بگیریم، اما بسیار مشکل است که فضا را در تصاویر نشان دهیم.

بنابراین روشن است که این موضوع -در کنار تب معماری تندیس‌گرا و دیگر مسائل موجود- معماری را به یک وضعیت خاص بسیار شیءمحور هدایت کرده است. من خیلی مشتاقم که از این سطح فراتر روم. البته این به این معنا نیست که بناهایی که ما می‌سازیم نمی‌تواند کارکرد یک شیء را داشته باشد، اما این بناها به منزلهٔ چیزهای دیگری نیز می‌توانند کار کنند. شما مجبور نیستید برای دست‌یابی به یک چیز سایر چیزها را فدا کنید. شما در مقام معمار می‌توانید بناهایی چندگانه خلق کنید که به سادگی به کارکردهای مختلف پاسخ دهد. (در گفتگو با Amy Frearson منتشر شده در وب‌گاه dezeen، سال ۲۰۱۴)

دسته‌ها
پت استر

پت استر: افزودن زیبایی به زندگی یک کنش سیاسی است، هرچند صراحت ندارد

کنترل کردن بوم بسیار دشوار است، در حقیقت رها کردن لذت بیشتری دارد. من به نقاشی‌هایم به عنوان نقاشی‌های مفهومی غیرعینی نگاه می‌کنم. هیچوقت احساس نکردم بار مسئولیتی بر دوشم است که بخواهم چیزی را با اثرم بیان کنم. اگر واقعا نیاز بود حرفی بزنم، باید صریح‌تر می‌بودم. یک نقاشی نمی‌تواند چیزی به شما بگوید. من اکثر آثار هنری با تم سیاسی را چندان موفق نمی‌بینم چون رک و راست نیستند. اگر می‌خواهید تاثیر مستقیمی ایجاد کنید، از خانه بیرون می‌روید و در تظاهرات شرکت می‌کنید، یا با یک پلاکارد می‌ایستید، مستقیم و رک. من فکر می‌کنم خلق کردن چیزی زیبا و آوردن زیبایی به زندگی یک کنش سیاسی است اما صریح و مستقیم نیست. (در گفتگو با Emma Robertson منتشر شده در وبسایت The Talks ، سال 2017)

دسته‌ها
ایکو هوسوئه هنرمندان

ایکو هوسوئه: عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست

فرض ابتدایی من این است که عکاسی هنری است مربوط به ارتباط میان سوژه و عکاس. به این ترتیب می‌شود نتیجه گرفت اگر عکاس بخواهد صرفا سوژه‌اش را ثبت کند (یک اثر عینی خلق کند)، درکش از سوژه فقط همان ظاهری خواهد بود که در عکس هم دیده می‌شود. در عین حال عکاس می‌تواند تفسیر فردی خود را به سوژه تحمیل کند. شاید حد وسطی هم میان این دو نگرش وجود داشته باشد. هر چقدر {این مرز} محوتر باشد، نتیجه جالب‌تر خواهد بود. در هر صورت عکاس چیزی جز واسطه و میانجی نیست. چه به بیان عینی تمایل داشته باشد چه به بیان درونی، عکاس قطعا در برابر محصول پایانی مسئول است. به همین دلیل است که کپی رایت وجود دارد و برای همه عکاسان مصداق دارد. هم برای عکاسان خبری که بر مادیت و عینی بودن تاکید دارند و هم برای عکاسان هنری‌. عزیزترین عکس‌ها آن‌هایی هستند که مثل خاطره عمل می‌کنند چرا که خاطرات را هرگز نمی‌توان بازسازی کرد. اما عکس‌ها فقط برای خاطره وجود ندارند. عکاسی یک شکل مهم هنر است.(در گفتگو با مجله ko-e، سال ۲۰۱۰)