دسته‌ها
ریکاردو بوفیل

ریکاردو بوفیل: معماری را نمی‌توان از یک مکان برای مکانی دیگر ترجمه کرد

معماری رشته‌ای تخصصی است. چه به لحاظ بنیادی و چه از منظر هنری، موضوع معماری فضاست و رابطه بین زمان و فضا. معماری باید با روح مکان و دی‌ان‌ای بسترش ارتباط برقرار کند. معماری را نمی‌توان از یک مکان برای مکانی دیگر ترجمه کرد. معماری باید به بسترش اختصاص داشته باشد.

در نتیجه کاری که من تلاش می‌کنم در این حرفهٔ بینارشته‌ای انجام دهم این است که همیشه طرح‌هایی تازه و سبک‌هایی جدید خلق کنم. می‌خواهم خودم را از نو بسازم. میل ندارم خودم را کپی کنم یا همچون برخی معماران دیگر با ساختن شکل‌هایی خاص خود را تکرار کنم. دوست دارم خود را با اوضاع و سنت‌های بستر طرح وفق دهم. معماری باید آغوشش به روی رشته‌های دیگر باز باشد. معماری نمی تواند در خود محصور باشد. از آنجایی که رشته‌های دیگر تکامل می‌یابند، معماری نیز برای تکامل پیدا کردن بایستی ارتباط نزدیکی با سایر رشته‌ها برقرار کند. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily در سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
میشل روخکیند

میشل روخکیند: در اوضاع امروز، داشتن رویکرد میان‌رشته‌ای در طراحی الزامی است

من فکر می‌کنم که در اوضاع امروز، داشتن رویکرد میان‌رشته‌ای در طراحی الزامی است. اگر واقعا مشتاق کار بصورت همکارانه هستید، آن را در روند همکاری یاد خواهید گرفت و این برای همهٔ اعضای گروه اتفاق خواهد افتاد. بحث و گفتگو دربارهٔ سناریوهای محتمل برای نتیجهٔ هریک از پروژه‌ها زمانی قابل اطمینان خواهد بود که افراد مختلف در آن شرکت داشته باشند. این همان تغییری است که در نقش معمار به وجود آمده است؛ ما معماران لازم است که بیشتر از گذشته اهل همکاری و مشارکت باشیم. دنیای امروز به گروه‌هایی متشکل از متخصصان چند رشته نیازمند است که در پروژه‌هایی که ارزش‌هایی به اجتماع اضافه می‌کنند همکاری کنند. ما ناچاریم که دربارهٔ مسئولیت‌های مشترکمان در زمینهٔ بناهایی که می‌سازیم و بناهایی که در شهرها وجود دارد گفتگو کنیم. (در گفتگو با Martin Barry، منتشر شده در وب‌گاه designboom، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
استن الن

استن الن: نباید در توجیه ضعف‌مان در طراحی، محیط زیست و سیاست را بهانه کنیم

این از ساده‌لوحی دانشجویان معماری است که ایمان دارند از طریق طراحی می‌توان بحران‌های جهانی را –از جمله بحران‌های زیست‌محیطی و اقتصادی- حل کرد. طراحی نمی‌تواند هیچ بحرانی را حل کند. اگرچه شخصاً دربارهٔ متمایل شدن معماری به سوی سایر رشته‌ها بدبینم، در عین حال فکر نمی‌کنم که ما معماران بتوانیم دور خودمان دیوار بکشیم و در لاکمان فرو رویم. ما معماران باید به قدر کافی خردمند باشیم که همزمان با بحث‌های بین رشته‌ای راجع به تاثیرات و عواقب معماری در جهان، از مباحثات خصوصی در میان خودمان راجع به مشکلات معماری غافل نشویم. ما نباید این دو نوع تعامل را با یکدیگر اشتباه بگیریم. فهمیدنش چندان سخت نیست. اولویت این است که حرفهٔ خودمان را به‌خوبی بیاموزیم و نباید در توجیه ضعف‌مان در طراحی و خلاقیت، محیط زیست و سیاست و تکنولوژی را بهانه کنیم. {…} به نظر من با توجه به خواهش عمومی و گسترده‌ای که وجود دارد، و در جایی که معماری با دیگر حوزه‌ها متصل می‌شود ما معماران به تعامل گسترده با دیگران نیازمندیم. اما همزمان باید به یاد داشته باشیم اگر قرار است در مورد یک‌چیز با دیگران همکاری کنیم، باید در مقام معمار وارد شویم، نه در مقام یک جامعه‌شناس یا اقتصاددان یا کنشگر. (در گفتگو با نادر تهرانی، منتشر شده در مجلهٔ BOMB، سال 2013)