دسته‌ها
ژان لویی کوئن

ژان لویی کوئن: واضح است که سوء تفاهمی اساسی میان معماران و ساکنان بناها وجود دارد

واضح است که در فرانسه (و شاید در کل دنیا) سوء تفاهمی اساسی میان معماران و ساکنان بناها وجود دارد. معماران معتقدند که ساکنان صلاحیتی {برای نظر دادن راجع به معماری} ندارند و معتقدند که معماران بهتر می‌دانند که مردم باید چگونه زندگی کنند.

از سوی دیگر، ساکنان بنا فکر می‌کنند که معماران مطلقاً بی‌فایده هستند و برای ساخت بناها یا سر و کار داشتن با فضای خانه به آنها اعتماد نمی‌کنند. اگر این امر یک ناهماهنگی اساسی است که هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت، لااقل می‌توان روی آن کار کرد تا دیالوگی {میان معماران و ساکنان بناها} برقرار شود یا امکان مشاهدهٔ فضاهای تازهٔ بالقوه فراهم آید، یا از طریق گزارش {وضعیت موجود} چیزی برای دنیای معماری فاش شود. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجلهٔ October، شمارهٔ ۸۹، تابستان ۱۹۹۹)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: معمار در جامعهٔ ما وسیله‌ای است که بایستی امیال کارفرما را پیاده کند

معمار در جامعهٔ ما وسیله‌ای شده است که بایستی امیال کارفرما را پیاده کند. این اساسی‌ترین مشکل این حرفه شده است. صرف نظر از بخش خصوصی که سرشار از مشکلات این‌چنینی است، در بخش دولتی نیز تمام ارزش‌های تخصصی کار متأثر از جنبه‌های اقتصادی است که وقتی این مشکل با بی‌صلاحیتی مدیریت‌ها توأم گردد طرح از زمان طراحی تا زمان اجرای آن به درازا کشیده می‌شود.

من به عنوان نماینده‌ای از شرکت مهندسان مشاور، از اول انقلاب تا کنون حدود هشتاد طرح مصوب عمرانی بزرگ کشور را تهیه کرده‌ام. از این تعداد شاید ده طرح آن به مناقصه رفته در حالی که تنها سه مورد آن به مرحلهٔ اجرا رسیده است و تازه هیچ‌یک به مرحلهٔ کامل بهره‌برداری نرسیده است. توجه کنید چقدر این پروسه طولانی و کند است. طبیعتاً هیچ‌گاه معمار در جامعه جایگاه پیدا نمی‌کند و جامعه حضور او را که با نمود عینی  همین طرح‌ها توأم است، احساس نمی‌کند. (در میزگردی با حضور بهنام ذکایی و احمد گشایشی، منتشر شده در مجلهٔ معماری و شهرسازی، ش ۲۸ و ۲۹، سال ۱۳۷۳)