دسته‌ها
ایتسوکو هاسگاوا

ایتسوکو هاسگاوا: معماری باید بتواند همراه با تغییرات جامعه حرکت کند

معماری دارای نوعی از حضور است که بر حرکت جامعه و فعالیت‌های سیاسی پیرامون خویش اثر می‌گذارد و شما نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید.

{…} معماری ظرفِ حرکت جامعه است، نه کاتالیزوری {برای آن}. برخی معماران به جمود معماری معتقدند، اما نظر من این است که معماری، مخصوصاً در ژاپن که همه‌چیز به سرعت در حال تغییر است، باید بتواند همراه با تغییرات جامعه حرکت کند. معماری باید آن نوع از انعطاف و توانایی را برای حرکت همراه با جامعه داشته باشد. (در گفت‌وگو با Hans Ulrich Obrist، منتشر شده در وب‌سایت Thing، سال ۱۹۹۸)

دسته‌ها
الخاندرو آراونا

الخاندرو آراونا: این خطر بزرگ در کشورهای جهان سوم وجود دارد که به آنچه در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد نگاه کنی و فکر کنی آنچه می‌بینی از آنچه به فرهنگ خودت تعلق دارد بهتر است

آنچه در طول رژیم پینوشه {رئیس جمهور و دیکتاتور سابق شیلی} بیش از هر چیز بر من تأثیر گذاشت نه خودِ وضعیت سیاسی، بلکه این حقیقت بود که {وضعیت سیاسی حاکم} به معنای فقدان کامل اطلاعات بود. در سرتاسر دورهٔ تحصیل من هیچ مجله‌ای نبود، هیچ اطلاعاتی راجع به موسیقی نبود؛ دسترس ما به هر آنچه که در خارج از شیلی جریان داشت قطع شده بود. طبیعتاً اینترنتی هم در کار نبود و بنابراین نمی‌توانستی هیچ منفذی که به اطلاعات برسد پیدا کنی.

این وضعیت زیان‌بار در حقیقت وجه مثبت خودش را داشت. در سال هشتاد و پنج میلادی پست‌مدرنیسم، که شاید بدترین جریان در تاریخ معماری باشد، رواج داشت. دیکتاتوری پینوشه ما را از شست‌وشوی مغزی با آخرین جنبش مهم تاریخ معماری نجات داد. از طریق بهره بردن از کتاب‌ها به منزلهٔ منابعمان، و نه مجلات، ما به جای مایکل گریوز و پیتر آیزنمن به آثار آلوارو سیزا نگاه کردیم، چون ما تحت فرمان رژیمی بودیم که اطلاعات در آن کنترل می‌شد. عجیب این که احتمالاً این تنها وجه مثبت رژیم توتالیتر حاکم در شیلی باشد.

{…} این وضعیت، به جای آن که نظاره‌گر اتفاقاتی باشیم که در نقاط دیگر دنیا در حال رخ‌دادن بود، ما را به سمت تفکر راجع به خودمان و فرهنگمان هدایت کرد. در کشورهای جهان سوم همیشه این خطر بزرگ وجود دارد که به آنچه در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد نگاه کنی و فکر کنی آنچه در جاهای دیگر می‌بینی بهتر است از آنچه به فرهنگ خودت تعلق دارد. ما مجبور شدیم که آنچه دم دستمان است را تحلیل کنیم که ثابت شد یک مزیت است: یک وضعیت زیان‌بار مبدل به یک نقطهٔ قوت شد. (در گفت‌وگو با Alessandra Orlandoni، منتشر شده در وب‌سایت The Plan، سال ۲۰۱۰)

دسته‌ها
تویو ایتو

تویو ایتو: مقامات حکومتی تمایل دارند از طراحی برای کنترل مردم بهره ببرند

میان تصمیم‌گیرندگان در ژاپن این احساس مشترک وجود دارد که به ایده‌های تازه راجع به فضاهای عمومی نیازی نداریم و همین انواع ساختمان‌های عمومی‌ای که در حال حاضر داریم کافی است.

این مشکلی بزرگ است. مخصوصاً به این خاطر که حکومت تصور کاملاً متفاوتی دارد از این که یک بنای عمومی چگونه باید باشد، کاملاً متفاوت با کسانی که می‌خواهند در واقع از آن استفاده کنند.

مقامات حکومتی تمایل دارند که بخواهند از طراحی به نحوی برای کنترل مردم بهره ببرند. اما کنترل مردمی که می‌خواهند از یک فضا لذت ببرند رویکردی مثبت برای طراحی و برنامه‌ریزی شهر نیست. (در گفتگو با Kim Megson، منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش ۴، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
محمدرضا حائری

محمدرضا حائری: در ایران امروز معماری به نفع سیاست و اقتصاد از صحنه حذف شده است

مهم‌ترین اصل در آن‌چه طراحی شهری خوانده می‌شود مدیریت فضا و فضای مدیریت در شهرهاست و مهمترین مشکل در ایران امروز این است که تعادل سیاسی – اقتصادی چنان صورت گرفته که معماری به نفع سیاست و اقتصاد از صحنه حذف شده است. بنابراین مدیریت شهری در دست نیروهایی که باید باشد، نیست. مدیریت شهری پراکنده است. سازمان‌های متعدد مسئول بخش‌های مختلف شهر هستند و با تهیه و اجرای طرح‌های مجزا، برای تکه‌های مجزا، روند از دست رفتن کلیت شهر را تشدید می‌کنند. از طرف دیگر مفهوم قلمرو عمومی به عنوان یک قرارداد اجتماعی نیز از دست رفته است. نهادهای عمومی و دولتی به این قرارداد اجتماعی احترام نمی‌گذارند وجب به وجب این قلمرو تحت سيطرهٔ ماشین، رانندگی و میزان فروش اتومبیل قرار گرفته است.

طراحی شهری مقوله‌ای مربوط به قلمرو عمومی است و ما ناچار شده‌ایم برای به دست آوردن دوبارهٔ آن تلاش کنیم. در حال حاضر سازمان‌های دولتی در آنجایی که لازم است نمی‌توانند دست و پای سرمایه را ببندند، هیچ نوع کنترلی بر ساخت و سازها صورت نمی‌گیرد. از طرف دیگر در قلمرو عمومی جایی برای مشارکت بخش خصوصی نیست. در دوره‌های قبل مسئولیت این قلمرو تماماً به دست دولت بود. آب را پهلوی در لوله کرد. پهلوی آسفالت و تأسیسات عمومی شهری دیگر را آورد.

به اعتقاد من مهمترین مسئلهٔ امروز ما در طراحی شهری پاسخ دادن به این پرسش‌هاست: آیا می‌توان دربارهٔ مفهوم قلمرو عمومی شهرهای ایران به عنوان یک قرارداد مورد احترام جامعه به توافق رسید؟ چه کسی باید در این زمینه تصمیم بگیرد: شهروندان به عنوان کارفرمایان غیررسمی اما ماندگار، یا سازمان‌های متعدد دولتی به عنوان کارفرمایان رسمی اما ناپایدار؟ و چگونه می‌توان ادراک فضایی را در میان شهروندان ایرانی به تجربه‌ای اجتماعی تبدیل کرد؟ (در پاسخ به نظرخواهی مجلهٔ آبادی دربارهٔ طراحی شهری در ایران، ش ۲۵، سال ۱۳۷۶)