دسته‌ها
دیوید اجی

دیوید اجی: تاریخ است که تصمیم می‌گیرد چه چیز خوب است و چه چیز خوب نیست، نه معماران

این یک نوع گرایش گمراه‌کننده است که معماری‌تان را معطوف باقی گذاشتن نمادی از عصر خودتان {برای آیندگان} کنید. اگر به اهرام {مصر} بنگرید {خواهید دید} که آنها محصول تکامل هستند، تا زمانی که به کمال خود رسیده‌اند. مسئله ساختن نمادی از یک عصر نیست.

تمرکز ما {در دفترمان} بر {نیازهای} شهروندان و سودمندی است. من پنجاه‌ساله‌ام و رنتسو پیانو مثلاً هشتادساله. وقتی او مرکز پمپیدو در پاریس را طراحی کرد، دیگران فکر کردند که این بنا افتضاح است. {اما} تاریخ تصمیم می‌گیرد که چه چیز {یا کدام بنا} خوب است و چه چیز خوب نیست، نه معماران. معماری در بیست سال گذشته خود را متحول کرده است. این تحول آنقدر بنیادین است که آدمی متحیر می‌شود. (در گفت‌وگو با Alain Elkann، منتشر شده در وب‌سایت مصاحبه‌کننده، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
یوهانی پالاسما

یوهانی پالاسما: من به نوعی از معماری باور دارم که با تاریخ، زمان، محیط، بناهای موجود و به طور کلی با زندگی گفت‌وگو می‌کند

معماری مدرن به طور خاص بر فرم متمرکز و حتی به شکلی وسواس‌گونه درگیر آن بوده است. از سوی دیگر، اتمسفر ارتباط چندانی با فرم ندارد. فرم‌ها از طریق کیفیات ثابتشان بر ما اثر می‌گذارند. علاوه بر این، معماری مدرن به سوی ادراک متمرکز و فرم متمرکز سوق داده شده، در حالی که اتمسفر ادراکی پیرامونی، غیر مادی و عمدتاً ناخودآگاه است. {…}

اتمسفر از گفت‌وگوی میان بنا و محیط، چشم‌انداز و اقلیم، سیاق فرهنگی و سنت و غیر از آن برمی‌آید. این انتقاد دیگری است که من به معماری مدرن و معاصر دارم؛ آنها تمایل دارند متکلم وحده باشند. موریس مرلوپونتی سخن تأمل‌برانگیزی دارد: «ما نمی‌آییم که یک اثر {هنری} را ببینیم، بلکه می‌خواهیم جهان را از منظر آن اثر بنگریم». این سخن به‌ویژه در مورد معماری حقیقت دارد. معماری اساساً یک شکلِ هنریِ میانجی‌گرانه و گفت‌وشنودی است.

من به معماری‌ای باور دارم که نسبت‌مند است و با تاریخ، زمان، محیط، بناهای موجود و به طور کلی زندگی گفت‌وگو می‌کند. به نظر من ذات معماری، سرشت نسبت‌مند و میانجی‌گرانه آن است. (در گفتگو با Josh Harris، منتشر شده در وب‌سایت ARCHITECTUREAU، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
هانی رشید

هانی رشید: معماری با ساختمان‌سازی صرف متفاوت است و متأسفانه دومی بر محیط ساخته‌شدهٔ ما حکم‌فرماست

{جالب‌ترین چیزی که از معمار بودنم آموخته‌ام} این است که هر معماری‌ای معماری نیست. در واقع آنچه بیش از هر چیز دیگر یاد گرفته‌ام این است که «معماری» با ساختمان‌سازی صرف کاملاً متفاوت است و متأسفانه این دومی به شکلی جهانی بر محیط‌های ساخته‌شدهٔ ما حکم‌فرماست.

معماری خود از خیزش گستردهٔ کارفرمایان روشن‌فکر و آگاه، کار طراحانهٔ خطرپذیر، و در نظر داشتن غنای فرهنگی و کار در زمینهٔ تاریخ و اتخاذ تصمیم‌های رادیکال پدید می‌آید. (در گفت‌وگوی منتشر شده در مجلهٔ Design Scene، شمارهٔ ۲۵، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
گلن مرکات

گلن مرکات: بسیاری از بناها محض خاطر متفاوت بودن متفاوتند اینها معماری پر سر و صدایی خلق می‌کنند که بر سر شما فریاد می‌زند

مصدر ترسیم کردن {to draw} به معنای بیرون کشیدن است، و بیرون کشیدن به معنای آشکار کردن است و آشکار کردن به معنای فهمیدن است. از طریق کامپیوتر، شما به نقطهٔ پایان می‌رسید، پیش از آن که معنای آن نقطهٔ پایان را درک کنید.

یکی از مشکلات دورهٔ ما این است که ابزارهایی را توسعه داده‌ایم که سرعت {در طراحی کردن} را ممکن می‌کند، اما سرعت و تکرار {لزوماً} به راه حل درست منتهی نمی‌شود. ادراک است که راه حل درست را به ما می‌دهد. می‌دانم که یک نفر ممکن است که از کامپیوتر برای کشف کردن بهره ببرد، اما آنچه او از طریق کامپیوتر تولید می‌کند فرم است. این محصول می‌تواند مجسمه باشد، اما لزوماً اثر معماری نیست. امروز آثار بسیاری وجود دارند که محض خاطر متفاوت بودن متفاوتند. این منجر به تولید معماری پر سر و صدا می‌شود، معماری‌ای که بر سر شما فریاد می‌زند.

{…} تفاوت معماری من از اوضاع {خاص هر پروژه} ناشی می‌شود. {…} من خودم را در حال تلاش برای خلق معماری از مکان آن، از زمان آن، از فن‌آوری آن و از فرهنگ آن می‌بینم.

مبادی و اصول معماری پرسش‌ها هستند. پیش از شروع هر پروژه می‌پرسم: وضعیت بستر از حیث زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی چگونه است؟ تاریخ آن چیست؟ باد از کدام سمت می‌وزد؟ خورشید از کجا طلوع می‌کند؟ الگوی سایه‌اندازی چیست؟ نظام زهکشی آن کدام است؟ از حیث گیاه‌شناسی بستر چه وضعیتی دارد؟ من صرفاً در حال کار در قلمرو خودم هستم، به شکلی که مناسب است. این یک نوع نگرش است و من آن را به منزلهٔ یک مسئولیت کامل فرض می‌کنم. (در گفت‌وگو با Andrea Oppenheimer Dean منتشر شده در وب‌سایت Architectural Record، سال ۲۰۰۷)

دسته‌ها
فرهاد احمدی

فرهاد احمدی: فرم بخشی از معماری است که بیش از حد بدان توجه می‌شود

فرم بخشی از معماری است که بیش از حد بدان توجه می‌شود؛ در حالی که باید به تفکر در مورد ماهیت معماری پرداخت. معماری زاییدهٔ لایه‌های فراوانی است که قدمت تاریخ و وسعت جهان این لایه‌ها را شکل داده‌اند. این لایه‌ها باید شناسایی شوند و قدرت بالفعل کردن این شناخت‌ها هم باید فراهم شود. از طرفی دیگر، طراحی معماری به زیبایی‌شناسی، سبک‌شناسی و تبحر ویژه‌ای نیاز دارد.

معماران جوان ما معماران خوش‌سلیقه‌ای هستند. در داوری‌ها کارهای خوش‌فکر دیده می‌شود؛ اما مسئله این است که ما در هر طرح در برابر چه سؤالی قرار داریم و به دنبال چه پاسخی هستیم و مهم این است که چه موضوعاتی دغدغهٔ ما باشند.

مجموعهٔ آقاخان در دوره‌ای بسیار موثر بود. در آثار معماران جهانی که در این منطقه کار کرده‌اند شاهکارهایی می‌بینیم. در حالی که در منطقهٔ خاورمیانه تنها ایران است که صاحب‌نظرانی دارد و در دههٔ پنجاه کارهایی می‌شود که متأسفانه به دلیل برخی مسائل و فرصت‌سوزی‌هایی که رخ داد در تاریخ ایران تکرارشدنی نیست. (در گفتگوی منتشر شده در کتاب «گفتگو با معماران»، به کوشش جلال حسن‌خانی و رامین جلیله‌وند، سال ۱۳۹۸)

دسته‌ها
آلبرتو پرز-گومز

آلبرتو پرز گومز: تاریخ ما را آن‌چنان راجع به فرم راهنمایی نمی‌کند، بلکه ما را قادر می‌کند به روشی اخلاقی عمل کنیم

چگونه یک نفر می‌تواند به سوی اتصال و کشف راه‌های ارتباط میان تاریخ و طراحی گام بردارد؟ او باید کارش را با فهم صحیح سرشت تاریخ به منزلهٔ هرمنوتیک آغاز کند. آنچه در معرض خطر است چیزی بیش از فرم است. هر دستور کار یا برنامهٔ معماری پیامدهای سیاسی دارد. آنچه یک نفر می‌تواند از پیشینه‌های تاریخی یادبگیرد -پیشینه‌هایی راجع به چیزهایی در گذشته که ما آنها را تحسین می‌کنیم- این است که این پیشینه‌ها می‌توانند به پرسش‌های ما ترجمه شوند و ما را قادر کنند که به روشی اخلاقی عمل کنیم.

تاریخ ما را راجع به فرم‌هایی که باید به کار ببریم آن‌چنان راهنمایی نمی‌کند. تاریخ دربارهٔ مناسب بودن کنش‌های ماست، چیزی که احتمالاً بسیار مهم‌تر از مشکلات خاص فرمالی است که ما در مقام معمار معمولاً تشخیص می‌دهیم. (در گفت‌وگو با Saundra Weddle و Marc J. Neveu، منتشر شده در مجلهٔ ARKITEKTUR N، سال ۲۰۱۱)

دسته‌ها
تام ویسکامب

تام ویسکامب: این برای معماری یک مأموریت است که به سرچشمه‌ها، به مهندسی، به تاریخ و به زمینه تقلیل داده نشود

{در هجده سالگی} علم برای من به اندازهٔ مسئلهٔ علمی – تخیلی جالب نبود. هنوز هم همین طور است. علم پژوهش در دانش است و من فکر نمی‌کنم معماری اساساً دربارهٔ این باشد. معماری واقعاً دربارهٔ تصور و خیال است؛ آفریدن چیزهایی که دور از دسترس‌اند. من فکر می‌کنم هر بار که ما چیزی طراحی می‌کنیم، لحظه‌هایی از یک دنیای جدید و محتمل را نشان می‌دهیم. در واقع فکر می‌کنم درست است که علم تلاش می‌کند حقیقت و تئوری‌های منسجم پیدا کند، اما جالب‌ترین لحظات علم زمانی هستند که آن حقیقت‌ها عجیب بودن دنیا را افزایش می‌دهند؛ برای مثال زمانی که دانشمندان سیاه‌چاله‌ها و مادهٔ سیاه را کشف کردند.

معماری زمانی در بهترین حالت خودش قرار دارد که نتواند به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شود و در عین حال نتواند به دیدگاه‌های یکپارچه تقلیل داده شود. هر دوی این چیزها در علم وجود دارند. فکر می‌کنم این برای معماری یک مأموریت فوق‌العاده است: اینکه به سرچشمه‌ها، به مهندسی، به تاریخ و به زمینه تقلیل داده نشود و دست‌نیافتنی و مرموز باقی بماند. (در گفت‌وگو با پویان روحی، منتشر شده در کتاب روایت‌های آوانگارد در سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
باکمینستر فولر

باکمینستر فولر: اگر به‌جای استفاده از فناوری برای ساخت اسلحه از آن برای بهبود زندگی بهره ببریم رفاه کل بشریت ظرف ده سال تأمین می‌شود

این که در آینده چه رخ می‌دهد معلوم نیست، {اما} اگر خرید تسلیحات و هدر دادن سرمایه‌مان را متوقف کنیم و از فناوری پیشرفته‌مان به جای ساخت اسلحه در {بهبود} زندگی استفاده کنیم، در ظرف ده سال کل بشریت می‌تواند در بالاترین معیاری که کسی تا به حال شناخته زندگی کند. همهٔ ما می‌توانیم {دارای رفاهی در سطح رفاه یک} میلیاردر باشیم. آینده هیچ معلوم نیست. {…} زمان بحرانی سال ۱۹۸۵ است. در دو یا سه سال آینده می‌فهمیم که آیا بشریت روی کرهٔ زمین به زندگی ادامه خواهد داد یا نه. اتفاقات بسیاری، بیشتر از آنچه از سرآغاز تاریخ تا به حال پیش آمده، از امروز تا سال ۱۹۸۵ رخ خواهد داد. (در گفتگو با Richard Boston در سال ۱۹۸۳، منتشر شده در وب‌سایت The Guardian)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: هنوز معتقدم که معماری باید زندگی و فکرها را تغییر دهد

من هنوز یک معمار مدرن هستم. یعنی همان‌طور که معماران مدرن عقیده داشتند که معماری، زندگی بعد از جنگ را عوض خواهد کرد، من هم معتقدم که معماری باید با انتقاد در زمان معاصر زندگی‌ها را تغییر دهد. شاید این نوعی ایدئالیسم باشد ولی من هنوز معتقدم که فضا، نور، فرم و برنامهٔ یک ساختمان می‌تواند فکر و برداشت عموم را عوض کند. تاریخ و گذشته‌ها در معماری بسیار مهم است ولی متأسفانه اکثر معماران به عنوان سمبل یا به عنوان نشانه‌ای از عصر دیگر، از آن استفاده می‌کنند. من از تاریخ و از مسائل اقتصادی و اجتماعی به عنوان اطلاعات و مادهٔ اساسی زبان معماری استفاده می‌کنم.

{…} من دنبال زبان تازه‌ای نیستم. به نظر من زبان معماری معمار نباید عوض شود بلکه باید کامل شود. من در جستجوی کامل کردن زبان معماری‌ام هستم. (در گفتگو با شهرام گل‌امینی، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۲و ۳۳، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
هانس هولاین

هانس هولاین: نخواستم از آن معمارانی باشم که ساختمان‌شان را در هر جای جهان بر زمین می‌اندازند

{روش من در اکتشاف طرح} بستگی به هر پروژه و بستر و موقعیت خاص آن دارد. {…} من هیچ‌گاه نخواستم از آن معمارانی باشم که ساختمان‌شان را {بدون توجه به بستر آن} در هر نقطه از جهان بر زمین می‌اندازند. بلکه همیشه خواستم که وضعیت هر طرح را، و رابطهٔ آن با بستر و تاریخ و فرهنگ مردم را درک کنم. به همین نحو بناهای متعددی در کشورها و تمدن‌های مختلف ساخته‌ام. (در گفتگو با صنم سامانیان در سال ۲۰۰۹، منتشر شده در وب‌سایت archdaily)