دسته‌ها
محمد کریم پیرنیا

محمدکریم پیرنیا: نباید پیرامون یک اثر کهن را باز کرد و آن را در وسط یک میدان یا در محور یک خیابان قرار داد

باید قبول کرد که زندگی در روزگار ما در کوچه‌های تنگ و پیچ در پیچ میسر نیست و لااقل هر کسی احتیاج دارد که از خانه تا محل کار خود را از وسیلهٔ نقلیهٔ شخصی یا عمومی استفاده کند و این مشکل را می‌توان با تعریض کوچه‌ها به حد معقول و لازم (و تا آنجا که به آثار هنری لطمه نزند) حل کرد، ولی اینکه بیایند پیرامون یک اثر را باز کنند و آن را مانند بناهای یادبود اروپایی در وسط یک میدان یا در محور یک خیابان قرار دهند کار درستی به نظر نمی‌آید.
معماران ایرانی مانند همشهریان عارف و روشندل خود به درون پیش از برون توجه داشته‌اند و شاید جلوه و نمایش افسون‌کنندهٔ شاهکارهای معماری ما در همین باشد. در زبان فارسی مثلی است که می‌گویند هنگام بازدید فلان بنایی کلاه از سر انسان می‌افتد. به گمان نگارنده مورد این مثل باید محفوظ بماند.
مسجد جامع اصفهان از درون صحن جالب و محتشم است، نباید با احداث خیابانی در محور سردر، آن را تحقیر کرد یا دیوارهای خشتی و زبرهٔ پرامونش را که از روز نخست نماسازی نشده با تهی کردن پیرامون و نماسازی تصنعی و متکلف نشان داد. چهره و هیئت یک اثر را نباید مسخ کرد، ولی استفادهٔ تازه و نوین از بنایی که روزگاری به‌کار ویژه‌ای می‌آمده و دیگر مورد استفادهٔ آن منتفی شده، اگر منطقی و اصولی باشد معقول خواهد بود. مثلاً کاروان‌سراها را می‌توان به آسانی به میهمان‌سرا تبدیل کرد. (در مقالهٔ «بیماری بلوار» در مجلهٔ هنر و مردم، ش 69، سال 1347)

دسته‌ها
ژان نوول

ژان نوول: در طراحی باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی مکان باشیم

مهم است که بدانیم هر جایی در یک مرحله از مراحل تحول به سر می‌برد، اما باید متوجه اهمیت تداوم جغرافیایی و تاریخی آن مکان نیز باشیم. من پروژه‌هایی که ایده‌شان تبدیل و اصلاحات است را به پروژ‌هایی که قرار است از سیاق و زمینهٔ خود منقطع شوند ترجیح می‌دهم. من اهل ساده‌انگاری نیستم. من همیشه آرزو دارم پروژه‌هایی سرشار از سادگی، ظرافت و ژرفا انجام دهم. پروژه‌هایی که روح مکان، شهر یا روستایی که پروژه در آن واقع شده، ساختمان‌های پیشین اطراف پروژه را حفظ کند و به خواست مردم احترام بگذارد. (در مصاحبه با وب‌سایت Designboom، سال 2007)

دسته‌ها
منصور فلامکی

منصور فلامکی: مردم ما با اندیشهٔ حفاظت از ابنیهٔ ارزشمند بیگانه هستند

یادمان باشد که مردم ما در حالی که تشنهٔ خانهٔ نوساز وانمود می‌شوند، هیچ‌گونه آموزشی برای تمییز آنچه که می‌خواهند و سنجش آنچه که دارند با آنچه که به عالم تصورات‌شان دربارهٔ خانه و شهر راه داده شده است ندارند. امروزه مردم ما به خواسته‌هایی خام و تصورهایی ناسنجیده که به عنوان آرمانی‌شان می‌شمرند مجهز شده‌اند و به دور از اندیشه‌هایی هستند که حفاظت مستمر و بهسازی و مرمت‌های دوره‌ای خانه و مدرسه و بازار را همزمان با طراحی و اجرای ساختمان فهم می‌کنند. (در مقالهٔ «کاربرد اندیشه‌ها در حفاظت ثروت‌های ساختمانی ایران» در سال 1371)

دسته‌ها
سید محمد بهشتی

سید محمد بهشتی: ساختمان پلاسكو از مدت‌ها پيش از درون پوسيده بود

واقعيت اين است كه اين اتفاق نمي‌توانست در چشم به هم‌زدني روي دهد، اگر پلاسكو آماده تخريب و مرگ نبود. ساختمان پلاسكو از مدت‌ها پيش از درون پوسيده و به تدريج ساقط شده بود و در سانحه اخير صرفا اين فروريختگي به ديده آمد و ابعادش آشكار شد. زمان تولد اين ساختمان مقارن با آغاز بحران مدنيت و فروپاشي اجتماعي بود. زماني‌كه جابه‌جايي شگرف جمعيت روستايي و شهري، شيرازه زندگي در روستا و شهر را از هم پاشاند. لذا پلاسكو از همان بدو تاسيس، به تدريج و البته پرسرعت، در سراشيبي تخريب قرار گرفت چراكه هيچ سازوكار جدي و سنجيده‌اي وظيفه محافظت از آن را بر عهده نداشت؛ نه فقط درباره اين ساختمان كه اساسا در هيچ زمينه ديگري. اگر بخواهيم بحران مدنيت را در چند كلمه خلاصه كنيم يعني: دوراني كه «زندگي» را به‌تمامه به «زنده بودن» تقليل مي‌دهد. در اين دوران همه آنچه حكايت از ارج نهادن به زندگي دارد به محاق مي‌رود و يكي از آنها مفهوم «تعمير» است به معني «عمر بخشيدن» و پرستاري تدريجي.
در زمستان بحران مدنيت كسي چشم‌به‌راه فردايي دور نيست؛ همه در تلاشند كه امروز را سپري كنند. پس به مبتذل‌ترين وجه، دم را غنيمت مي‌شمرند. آينده تاريك و ناشناخته است و نگهداري از سرمايه‌ها براي رساندن به آينده بي‌معني. امروز همه‌چيز آنقدر مصرف مي‌شود تا تبديل به زباله‌ و بي‌مصرف شود؛ بسياري از بناها، محلات شهر و حتي آسمان و زمين و روابط انساني. در شرايط بحران‌زده كمتر كسي دغدغه توليد دست‌پرورده‌اي ارزشمند براي آينده دور را دارد، بنابراين توليدات اين دوران عمدتا يا از بدو پيدايش يا به فاصله كوتاهي مستعمل شده و بايد «دور» انداخته شود. پس هرقدر اين محصولات بزرگ‌تر و حجيم‌تر باشد، دور كردن بقايايش مصيبت بيشتري در پي خواهد داشت.
متاسفانه اوج بلندمرتبه‌سازي در تهران مقارن با ايام بحران‌زدگي شد. بي‌شمار بناي بلند در فاصله كوتاهي پس از پلاسكو و در فقدان روشن‌بيني نظري و عملي كافي، يكايك قد برافراشتند. اينك فروريختن پلاسكو همزمان شد با برگزاري سومين كنفرانس بناهاي بلند كه تازه سه سال است بناهاي بلند را موضوع بحث نظري و همه‌جانبه قرار داده است. تصورش هم مضحك است كه ايران در بين بيش از 200 كشور دنيا، رتبه يازدهم را در احداث بناهاي بلند يافته؛ يعني نام ايران پس از نيويورك، سنگاپور، هنگ‌كنگ و شيكاگو و… به فاصله كوتاهي در بالاي جدول قرار گرفته است. اين در حالي است كه نمي‌دانم در زمينه امنيت و مقاوم‌سازي، تعمير و نگهداري و آينده‌نگري حايز رتبه صد و چندم هستيم. (در روزنامهٔ اعتماد، 1395)

دسته‌ها
کامران صفامنش

کامران صفامنش: کالبد قدیمی شهر محمل نیرومندی برای اتصال به سابقهٔ فرهنگی است

ترکیب معماری ساختمان‌ها و بافت‌های تاریخی در هر شهر با زبان خاص فرهنگ آن ملت صورت پذیرفته که امروز دیگر تقریباً در هیچ یک از ساخته‌های جدید تکرار نمی‌گردد. از این رو منحصر به فرد و بی‌همتاست. و وجه دیگری از آگاهی جمعی آن قوم را نمایش می‌دهد. این زبان خود دارای خصلت‌ها و وجوهی است که به گذشته‌های بسیار دور، به لحظه‌های طلوع آگاهی در ضمیر هر ملت، باز می‌گردد.
بنا بر این کالبد قدیمی شهر محمل بسیار نیرومندی برای اتصال فرد به سابقهٔ فرهنگی است و با این اتصال است که هر فرد می‌تواند مفهومی از هویت اجتماعی کسب کند و خود را موجودی بداند با هویت و متعلق به جریان تاریخی پیوسته‌ای که از قدیم تا به امروز امتداد یافته است. (در مقالهٔ «بافت تاریخی تهران و نحوهٔ برخورد با آن»، سال 1372)

دسته‌ها
نورمن فاستر

نورمن فاستر: تجدید حیات آثار تاریخی راهی برای اتصال با گذشته است

معماری مسیری برای اتصال با گذشته است. البته منظور از این اتصال نگاه به آثار تاریخی همچون اشیاء عتیقه نیست، بلکه تجدید حیات این آثار و استفادهٔ دوبارهٔ از آنها برای نسل جدید است. معماری می‌تواند وسیله‌ای برای ارتباط با حافظهٔ جمعی باشد، همچنین راهی برای ارتباط با ارزش‌ها و مفهوم مکان. (مصاحبه با مجلهٔ یوروپین، سال 2014)