دسته‌ها
مهدی حجت

مهدی حجت: در دانشکده‌های معماری ما فقط سی درصد از مطالب مورد نیاز به دانشجویان عرضه می‌شود

اکنون دانشگاه به جنبه‌های کمّی گرایش پیدا کرده است. در صورتی که در اسلام گرفتن پول برای تدریس حرام است، اساتید ترغیب می‌شوند که برای ارتقاء رتبه، میزان حقوق، و کیفیت بازنشستگی‌شان مقاله بنویسند. این‌ها کارهای غلطی است که در دانشگاه انجام می‌شود و باید سیستم دانشگاه و اساتید ما بری از این مسائل باشد و فقط برای علم و سلامت کار دانشگاهی تلاش کند.

متأسفانه شرایط کنونی این‌گونه نیست و ما از یک طرف معماری خودمان را نمی‌شناسیم و از طرف دیگر با معماری غرب هم کاملا بیگانه هستیم و فقط اطلاعات کمی از طریق چند کتاب ترجمه‌ای دریافت کرده‌ایم یا چند سال به دانشگاه‌های خارج از کشور رفته و برگشته‌ایم و می‌خواهیم مطالب اندکی را که آموخته‌ایم به دانشگاه ارائه دهیم. در هر حال مجموعه‌ی دانشکده‌های معماری ما که اکنون وجود دارند در سطح و شأن دانشجویانی که در آن‌ها تحصیل می‌کنند نیستند، و باید حقیقتا در برنامه‌های آموزشی آن‌ها، کیفیت مطالبی که ارائه می‌شود، و نحوه‌ی تحقیقات و مطالعات و ارائه‌ی آن‌ها تغییراتی جدی ایجاد شود تا وضع مطلوبی در معماری پیش بیاید. {…}

در چنین شرایطی دانشجویان باید از اینکه تمام مطالبی را که لازم است بیاموزند از طریق دانشگاه در اختیارش قرار بگیرد صرف نظر کنند. کاری که خود من هم زمان دانشجویی انجام می‌دادم؛ یعنی دانشجو باید تکالیف و کارهایی که در دانشگاه به او محول می‌شود را انجام دهد و علاوه بر آن به مقدار خیلی زیادی به دنبال تحقیقات، مطالعات، سفر کردن و دیدن آثار معماری نقاط مختلف کشور، خواندن، نوشتن، نقد کردن و بحث کردن برود و پرورش خود را از این طریق تحقق ببخشد. به گمان من در شرایط موجود، یک فارغ‌التحصیل دانشگاه باید هفتاد درصد مطالب را از بیرون دانشگاه و سی درصد آن را از دانشگاه فرابگیرد، وگرنه اگر به مطالب دانشگاه بسنده کند دانشجوی موفقی نخواهد بود. باید دانشجویان برای خودشان پروژه‌هایی تعریف کنند و آن پروژه‌ها را انجام دهند و حتی دانشجویان دانشکده‌های مختلف معماری این کار را با هم انجام بدهند. این جهادی است که باید از خود دانشجویان شروع شود، البته اساتید هم به آن‌ها کمک خواهند کرد. اگر دانشجویان یک چنین نیازی را احساس بکنند که برای ارتقاء، نیازمند یک حرکت جدی بین خودشان هستند، من فکر می‌کنم این حرکت دانشجویی سیستم دانشگاه را هم به دنبال خود خواهد کشید. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ سورهٔ مهر، ش ۵۰ و ۵۱، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
محمد احصایی

محمد احصایی: الهام هم که می‌گیرید بگویید الهام گرفتم

جامعه ما با آفت پخته‌خواری مواجه است. متاسفانه هم‌وطنان ما – اگر بدشان نیاید – در تمام رشته‌ها بسیار پخته‌خوارند. چیزی به نام موسسه تحقیقاتی قابل قبول نیست و تصور بر این است که تحقیق پول ملت را هدر می‌دهد. این پخته‌خواری در همه رشته‌ها از جمله صنعت وجود دارد. در هنرهای تجسمی در ایران به غیر از چند نفر، همه کارها از جاهای دیگر کپی شده‌اند مخصوصا از طریق اینترنت. {….} آن‌وقت کسی مانند جکسون پولاک ظاهرا رنگ‌ها را روی بوم می‌پاشد که هر بچه‌ای می‌تواند این کار را انجام دهد. جکسون پولاک کارش را امضا نمی‌کند. به همین دلیل، هر کسی هرکاری که می‌کند می‌گوید کار جکسون پولاک است.در دنیا هم همینطور است و این شکل فقط در ایران نیست. پخته‌خواری که می‌گویم همین است. این آفت بزرگی است که جلوی پیشرفت را می‌گیرد و منتقدان فرهیخته بهایی به هنرهای تجسمی ما نمی‌دهند. برای اینکه آن‌ها سرشان کلاه نمی‌رود و می‌دانند هر اثری کار چه کسی است و از کجا آمده‌است. همچنان که من به عنوان معلم در قضاوت در مورد شاگردانم، به آن‌ها می‌گویم سر من نمی‌توانید کلاه بگذارید. از روی هم کپی نکنید. الهام هم که می‌‌‌گیرید بگویید الهام گرفتم. این نکته بسیار مهمی است. بنابراین فردی که از دیدن هر کسی که دست به قلم ببرد و با رنگ روی بوم کار کند بسیار خرسند می‌شود، به همان اندازه هم متعصب می‌شود. اگر بی‌حساب و کتاب باشد، هر کس می‌تواند ادعای بیخودی کند و به دلیل اینکه مادر و خاله و دایی جانش خوششان می‌آید، خودش را هنرمند بداند. نقاش وقتی نقاش است که هنرمند باشد، در غیر این صورت یک تصویرگر است. {…} این شامل نقاشی – خط هم می‌شود. پس هر کس که خطش خوب شد، هر کسی که روی خط رنگ گذاشت و هر کسی که کمی کج نوشت و – نمی‌توان به اثرش گفت نقاشی – خط. چنین کسی فقط از نقاشی – خط اسم آن را وام گرفته است. مثل شیرینی ناپلئونی است که اسم آن ناپلئونی است، ولی درونش ناپلئونی نیست. همه این‌ها پخته‌خواری است. (در مصاحبه با نویسندگان مجلهٔ رشد آموزش هنر، سال ۱۳۹۲)