دسته‌ها
داگلاس کاردنیال

داگلاس کاردینال: معماری باید همچون یک زن باشد. باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند

برای من معماری شکلی از هنر است که ملهم از نیروهای طبیعت به محیط و مردمی که به معمار برایشان کار می‌کند احترام می‌گذارد. من معماری را همچون هنر می‌بینم چون می‌خواهم روح مردم را تعالی دهم. وقتی به یک اثر معماری قدم می‌گذارید باید خود را جزئی از آن احساس کنید و آن اثر باید روحتان را تعالی دهد، مثل همان کاری که همهٔ هنرها انجام می‌دهد. مردم باید از معماری لذت ببرند. مردم باید معماری را دوست بدارند. این اصلی‌ترین منظور معماری است. ایده خلق فضایی طبیعی است.

علاوه بر این دوست دارم بگویم که معماری باید همچون یک زن باشد. به عبارت دیگر، معماری باید آدم‌های درونش را پرورش دهد و از آنها محافظت کند. معماری باید به همهٔ آنهایی که به فضایش وارد می‌شوند آسایش بدهد و از آنها محافظت و مراقبت کند. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
زاها حدید

زها حدید: من زن، عرب و معمار هستم، دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است

من زن، عرب و معمار هستم. دو مورد اول را طبیعت و جغرافی تعیین کرده، اما سومی حاصل چهل‌سال کار سخت است. مهم‌ترین چیز در معماری {سخت} کار کردن است؛ کار معماری فراهم کردن شرایط زیست بهینه است، کار معماری خلق محیطی خوشایند برای همهٔ ابعاد زندگی است. اما خلق محیطی برای تعالی، اشتیاق و الهام نیز اهمیت دارد. ما از طریق جستجو، آزمایش و همکاری به آنچه فکر می‌کردیم غیر ممکن است دست می‌یابیم. (در گفتگو با Darren Falls منتشر شده در وب‌گاه YLIVING در سال 2016)

دسته‌ها
منصور فلامکی

منصور فلامکی: معماری اصلاً آن فراوردهٔ سفت‌شده‌ای نیست که به صورت یک ساختمان درمی‌آید

بیایید به معماری آرام‌تر نگاه کنیم. معماری اصلاً آن فراوردهٔ سفت‌شده‌ای نیست که به صورت یک ساختمان درمی‌آید. اگر ما به دانشجویان بگوییم معماریِ یک ساختمان چیزی است که از ساختمانی که ملموس است درمی‌یابند یا می‌فهمند درست است و اگر بگوییم یک ساختمان جلوه‌ای معمارانه دارد که می‌تواند در مقیاس‌های متفاوت فهم شود – یعنی یک ساختمان را از دور ببینیم یک معنا می‌دهد و از نزدیک، معنای دیگری دارد – حرفمان درست است. ساختمان از جمله ابزارهایی است که معماری به آن متوسل می‌شود. معماری خیلی پیچیده‌تر و مرموزتر از آن است که ما خیال می‌کنیم و در روزمرگی با آن روبه‌رو هستیم.

من به مناسبتی مربوط به نوشتن کتابی، تا جایی که توانم اجازه داده به سراغ نظامی گنجوی و «هفت پیکر» وی رفته‌ام، به این قصد که بعضی نکات که معماران فرصت ندارند ببینند، من برایشان بنویسم و بازگو کنم. نظامی خیلی گذرا در مصرعی بی‌آن‌که بر آن تأکید کند، با کمال آرامش و فروتنی، مانند هزاران نکته و حکمت فاخر دیگر برایمان می‌گوید: «اگر انسان بخواهد به راز برسد، باید پرده از رمز بردارد». رمز پوشانندهٔ راز است به وسیلهٔ پرده‌ای خاص. حالا به نظر من اگر آدمیزاد بلد باشد معمارانه فکر کند – نه همانند کسانی که معماری را ساده می‌بینند و به جای آن ساختمان می‌سازند – یعنی بلد باشند اجزا، عناصر، چوب، آهن و گچی که موجودیت هنری را تحقق می‌بخشند، زیر کاوش شخصی خودشان ببرند و با نگرشی انتزاعی اینها را ببینند، یعنی صرفاً به کاربردهای روزمره و مکانیکی آنها نگاه نکنند و بتوانند به عمق قضایا بروند و بتوانند به ساز و کاری که آن بنا را به وجود آورده است، نه به صورت ساختمان، بلکه اثر یا قطعهٔ هنری و مانند یک اثر موسیقیایی، یک سعر و … بنگرند، به خیلی از معناها و مفهوم‌هایی می‌رسند که متعالی‌اند. پرقدر هستند و به انسان امکان می‌دهند که در جهان معناهای ناب و زیبایی دست یابند. (در گفتگو با زهرا آرامون نویسندهٔ مجلهٔ رشد آموزش هنر، ش 26، تابستان سال 1390)

دسته‌ها
لویی کان

لویی کان: آن‌چه بنای تخت جمشید را به وجود آورده الهامِ صرف است

سال گذشته تخت جمشید شیراز را دیدم. در تخت جمشید تحت تاثیر فراوان قرار گرفتم برای این که من از قدیمی‌ترین آثار معماری بالاترین الهام را می‌گیرم و این حقیقت اساسا وجود دارد و آن را تحسین می‌کنم و به آن ایمان دارم. من در تعجب هستم که واقعا انسان چیست که {می‌تواند} دربارهٔ چیزی فکر فکر کند که در هیچ کتابی وجود ندارد تا بتواند به آن مراجعه کند. و این صرفا الهام بوده است که تخت جمشید را به وجود آورده است.
تخت جمشید مثل خیلی از ساختمان‌هایی که در دوران‌های اولیه ساخته شده بود این تفاوت را با ساختمان‌های اصفهان دارد که کاری بدون الگو بوده است. در حالی که سازندگان ساختمان‌های اصفهان، با شجاعتی که از دیدن نمونه‌های قبلی در آنها به وجود آمده بود، دست به کار ساختمان‌هایی زدند که با زمینهٔ موجود، از ساختمان‌های قبلی بهتر باشد و در حقیقت کار آنها بسط دادن کار گذشتگان بود. و به همین دلیل است که دیدن ساختمان‌های اصفهان کمتر برای من عجیب بود تا تخت جمشید. من فکر می‌کنم در صورتی که چیزی بدون مراجعه به یک مقدمهٔ قبلی ساخته شود بسیار عالی است و این روح واقعی معماری است، نه این که در ادامهٔ کارهایی که قبلا انجام شده.
شخصی ستون یا اتاقی می‌سازد و دیگری پس از او می‌داند که چگونه می‌توان اتاق یا ستون ساخت. فکر کنید که چقدر جالب است که بدانیم چگونه می‌توان یک اتاق ساخت بدون آنکه با مقدماتی آن را شروع کنیم. و این رمزی است که مرا وادار به تحسین می‌دارد. (در حاشیهٔ کنگرهٔ بین‌المللی معماری در ایران، گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ هنر و معماری، سال 1349)

دسته‌ها
هادی ندیمی

هادی ندیمی: هنرمند امروز با ایجاد ارتباط با هنر گذشتگان می‌تواند پرچمدار حیاتی نوین باشد

ایجاد ارتباط و انس با هنر گذشتگان و مجاهده و تلاش برای خودسازی و پذیرفتن فضیلت‌های اخلاقی می‌تواند هنرمند سرگشتهٔ امروز را در مسیری راهبری نماید که پرچمدار حیاتی نوین در عصر کنونی گردد. این بازگشت به گذشته نیست بلکه رجوع به ارزش‌های مانایی است که حیات‌بخش و صورت‌بخشنده به معماری گذشته و سازندهٔ هویت آیندهٔ ماست. (در مقالهٔ «آیین جوانمردان و طریقت معماران، سیری در فتوت‌نامه‌های معماران و بنایان و حرف وابسته»، سال ۱۲۷۵)

دسته‌ها
مهدی حجت

مهدی حجت: معماری بايد انسان را به سمت تعالی و وجوه مميزه انسانی‌اش سوق دهد

منظور از عملكرد بنا، پاسخگويي به نيازهاي ساده بشر نيست. معماري بايد انسان را به سمت تعالي و وجوه مميزه انساني‌اش سوق دهد. انسان داراي منظومه ذهني است. آنچه اهميت دارد اين است كه معماري امكان تعالي انسان را فراهم بياورد. ما نبايد ساختمان بسازيم، بلكه بايد معماري بسازيم، زيرا معماري بايد دست انسان را در زندگي روزمره بگيرد و ياری‌گرش باشد. آنچه هم مورد توجه «لویی كان» است، آنِ بنا است و اينجاست كه معماري انساني شكل مي گيرد. طبق نگاه كان، انسان نمي تواند در هر بنايي زندگي كند و هر ظرفي شايسته مظروف انساني نيست. معماري به همه ما ربط دارد. بايد حقوق معمارانه شهروندان به رسميت شناخته شود. مردمي كه به حقوق معمارانه خود وقوف نداشته باشند، در هر جايي سكني مي گزينند. (روزنامهٔ اعتماد، 1395)