دسته‌ها
ژاک هرتزوگ

ژاک هرتزوگ: بر عهدهٔ ما معماران است که تغییری ایجاد کنیم؛ چون ممکن است عناصر لازم برای تغییرِ ممکن را کمی زودتر از دیگران بازشناسیم

مباحث مرتبط با پایداری، منابع و انرژی امروزه ورد زبان هر کسی است. ما نیز با پرسش‌هایی دربارهٔ شهر بدون کربن‌دی‌اکسید درگیریم و از خود می‌پرسیم که معماری قادر است چه کاری برای کمک {به این وضعیت} انجام دهد. به جای بازسازی ریشه‌ای شهرها، محتمل است که شاهد ابداعاتی خواهیم بود همچون سلول‌های خورشیدی که می‌توانید آنها را منطبق با موقعیت خورشید تنظیم کنید تا انرژی بیشتری جمع‌آوری کنید. اما شاید به موازات اینها پیشرفت‌های بنیادین‌تری رخ دهد، جایی که بخش‌هایی از شهر ما چشم‌اندازهایی از قرن بیست و یکم را تحقق بخشند. اگر نظر مرا بخواهید، این امر تنها از طریق زیرساخت‌ها ممکن است.

تغییرات بنیادین فقط از طریق اموری که باید به شیوهٔ سخت بیاموزیم سر می‌رسد. ما همین امر را در بحث راجع به نیروگاه‌های هسته‌ای می‌بینیم: ما پیش از این نیز می‌دانستیم که امکان ندارد {انرژی مورد نیاز} دنیا را از طریق انرژی هسته‌ای تأمین کنیم، حتی پیش از فاجعهٔ رخ داده در ژاپن، چرا که دفع دائمی {زباله‌های} آن برای هزاران سال قابل تضمین نیست.

اما تغییری در اندیشه فقط زمانی رخ می‌دهد که چاقویی روی گلوی شما باشد و نیمی از گلویتان بریده شده باشد. آنگاه است که شما واکنشی از سر ترس خواهید داشت. رسم دنیا و سرشت انسان همین است: بیشتر واکنشگر است تا کنشگر. و به همین خاطر است که شهرهای ما به این شکل هستند؛ چون فشار به اندازهٔ کافی زیاد نیست تا چیزی را تغییر دهد.

اما این بر عهدهٔ ما معماران است که بکوشیم و تغییری ایجاد کنیم، چون ممکن است آنچه را که دیگران هنوز ندیده‌اند -یعنی عناصر لازم برای تغییرات ممکن را- کمی زودتر بازشناسیم. با این حال ما دستورالعملی هم که بتوان آن را بی‌درنگ تشخیص داد در دست نداریم. (در گفتگو با Hubertus Adam و J. Christoph Bürkle، منتشر شده در وب‌سایت ژورنال Places، در سال ۲۰۱۲)

دسته‌ها
جانکارلو دکارلو

جانکارلو دکارلو: معماری به خودی خود نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد؛ کار معماری آماده کردن مسیر تغییر است

تاریخ مصرف این ایده که معماری می‌تواند جامعه را تغییر دهد گذشته است، اما من همچنان باور دارم که معماری می‌تواند محرک‌های مادی ملموسی تولید کند که بتواند {جامعه را} به سوی تغییراتی از این نوع سوق دهد. معماری می‌تواند اوضاع را تحریک کند، می‌تواند جوی ایجاد کند که متعادل یا حتی نامتعادل باشد.

شما می‌توانید از معماری برای تولید حالتی در کل جامعه یا آن بخش از جامعه که برایش کار می‌کنید یا آن بخشی که می‌خواهید برایش کار کنید بهره ببرید؛ همچنین می‌توانید فضا را به گونه‌ای سامان دهید که تعادل و کشمکش هر دو در آن تصریح شود. این همان چالش فکری حرفهٔ ماست. البته که شما هیچ‌گاه نمی‌توانید این کار را به طور مستقیم و صریح -آنچنان که یک نفر از طریق نوشتن می‌تواند- انجام دهید. {تأثیر معماری از این حیث} همواره غیر مستقیم است.

فرم‌ها آسودگی یا فقدان آسودگی ایجاد می‌کنند و همین است که فرصت نقد را فراهم می‌کند. باز هم می‌گویم که تغییر با نقد آغاز می‌شود. از نظر من کارکرد هنر و معماری همچنان این است که مخاطب را به اندیشیدن منتقدانه و بنابراین پذیرای تغییر بودن ترغیب کند. معماری به خودی خود نمی‌تواند چیزی را تغییر دهد، آنچه معماری انجام می‌دهد آماده کردن مسیر تغییر است.

ما باید هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم تا از استفادهٔ از فرم برای نهان کردن واقعیت دوری کنیم. این همان چیزی است که همیشه رخ می‌دهد و مرا عصبانی می‌کند. حرفهٔ من از این حیث و علی‌رغم همهٔ قدرت نظری‌اش اصلاً با وضعیت موجود -آنچنان که هست- ارتباط برقرار نمی‌کند. این وضعیت شرم‌آور است. اگر کشمکش‌هایی وجود دارد، وظیفهٔ ماست که آنها را افشا کنیم. (در گفت‌وگو با Ole Bouman و Roemer van Toorn، منتشر شده در کتاب The Invisible in Architecture در سال ۱۹۹۴)

دسته‌ها
دنیل لیبسکیند

دنیل لیبکسیند: افزایش جمعیت جهان مردم را ناچار به زندگی در کنار یکدیگر می‌کند. پس به جای بالا بردن دیوارها و جدا کردن مردم باید آنها را کنار یکدیگر جمع کنیم

زیبایی نیویورک در این است که می‌توانی بروی به ویلیامزبرگ و یهودی‌های حسیدی را در کنار افریقایی-امریکایی‌ها بببینی. ممکن است اینها همدیگر را دوست نداشته باشند، اما یاد گرفته‌اند که چگونه با یکدیگر مدارا کنند. نیویورک از بسیار مردم متفاوت با دین‌های متفاوت تشکیل شده است.

افزایش جمعیت جهان مردم را مردم را ناچار به زندگی در کنار یکدیگر می‌کند و این امر جهان را تغییر خواهد داد. پس به جای بالا بردن دیوارها، ایجاد حصارها و جدا کردن مردم، باید آنها را کنار یکدیگر جمع کنیم.

انسان‌ها در همه‌جای دنیا تقریباً نیازهای اساسی یکسانی دارند. دسترس داشتن به مکانی موقر، زیبا و حقیقی آرمان جهانی مدرنیسم است که حالا در شکلی تازه بروز یافته است.

آنچه معماری را جذاب می‌کند -و همچنین از تغییرات سریع آن جلوگیری می‌کند- این است که اساس معماری بر انباشت خاطره است، انباشتی که تا حد زیادی در ناخودآگاه آدمی قرار دارد. می‌توانیم شهر را با ذهن انسان قیاس کنیم. ما همگی {همچون شهرها} لایه‌های بسیار از تاریخ ناپیدا را با خود حمل می‌کنیم، اما فقط به نوک این کوه یخ دسترس داریم.

خاطره در آینده بسیار مهم‌تر {از امروز} خواهد شد. اطلاعات -که می‌شود آن را از طریق گوگل و کلیک کردن بدست آورد- اهمیتی ندارد، معنا مهم است. معنای اساسی را نمی‌شود از اطلاعات نتیجه گرفت. (در گفت‌وگوی منتشر شده در شمارهٔ ۱۲۳ مجلهٔ Frame در سال ۲۰۱۸، به نقل از نسخهٔ تلخیص شده در وب‌سایت این مجله)

دسته‌ها
کرول راس بارنی

کرول راس بارنی: نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد

به نظر من معماری خوب باید نوآورانه باشد. فکر نمی‌کنم که معماری سنتی را بتوان همچون یک معماری خوب انجام داد. این نظر از باور من نشئت می‌گیرد، این که باید جهان را به جایی بهتر تبدیل کرد. چراکه وقتی می‌خواهی جهان را به جایی بهتر تبدیل کنی، باید آن را تغییر دهی و نمی‌توانی آن را تغییر دهی مگر این که ایده‌های تازه را بپذیری و این همان نوآوری است.

نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد. به نظرم اگر کارتان را با گفتن این جمله که «فقط معماری نوآورانه خوب است» شروع کنید، چنین واژگانی برای بسیاری از کارفرمایانی که ما در بخش عمومی با آنها کار می‌کنیم خصمانه به نظر می‌رسد. اما اگر کار را با این ایده شروع کنید که بنای طراحی شده به دست شما از هر بنایی که قبل از آن وجود داشته بهتر است، چراکه شما می‌خواهید ارزش واقعی را به مکان مورد نظر تزریق کنید، آنگاه فکر می‌کنم نوآوری تقریباً برای هرکسی که با او کار می‌کنید هیجان‌انگیز می‌شود. (در گفت‌وگو با Deborah A. Burkhart در سال ۲۰۰۶، منتشر شده توسط انستیتو هنر شیکاگو در قالب پروژهٔ تاریخ شفاهی معماران شیکاگو)

دسته‌ها
لودویگ میس فن در روهه

لودویگ میس فن در روهه: نمی‌خواستم زمان را تغییر دهم، هدفم بیان زمان بود

در همه سال‌های عمرم به معماری علاقه‌مند بودم و تلاش کرده‌ام با نظرات دیگران درباره معماری آشنا شوم. به نظر من، معماری به دورانی خاص تعلق دارد. معماری بیانگر ماهیت واقعی دورهٔ خاص خودش است. همیشه با مسئلهٔ حقیقت روبرو بوده‌ایم. چگونه می‌توانیم حقیقت را پیدا کنیم، با آن آشنا شویم و درکش کنیم؟ همهٔ آنچه که می‌گویم نتیجهٔ یک عمر کار و فعالیت است. وقتی می‌گویم معماری باید تجلی سازه باشد، به ایده‌ای خاص اشاره نمی‌کنم؛ اما مسئله این بود که در آن زمان، روابط متقابل بین این عناصر شفاف نبود. پس همه مطالعاتم درباره چیزهایی بود که بر معماری تأثیر می‌گذاشتند. وقتی دربارهٔ جامعه‌شناسی می‌خواندم به دنبال ایده‌هایی بودم که واقعا در زمان ما تأثیرگذار بودند. نمی‌خواستم زمان را تغییر دهم؛ هدفم بیان زمان بود. کل پروژه‌ام همین بود. قصد تغییر چیزی را نداشتم. واقعا باور دارم که همه این ایده‌ها، ایده‌های جامعه‌شناسانه و حتی ایده‌های فن‌آورانه، بر معماری تأثیر می‌گذارند؛ اما این ایده‌ها به خودی خود معماری نیستند. چیزی که باید یاد بگیریم ساختن با استفاده از همه مواد و مصالح موجود است و این همان عنصر گمشده زمان ما است. (در گفتگو با  Moises Puente در سال ۱۹۵۵، منتشر شده در کتاب «گفتگو با میس وندر روهه» ترجمهٔ مرتضی نیک‌فطرت و فتانه اتباعی)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: معمار امروز باید یک اژدهای دوازده‌سر باشد

پایگاه اجتماعی معمارِ امروز بسیار متفاوت از قبل است. علاوه بر این، حضور زنان در معماری همچون دیگر رشته‌ها جدید است. معمار امروز باید یک اژدهای دوازده‌سر باشد، باید بتواند با سیاست‌مدارها، با بخش خصوصی، با انجمن‌های محلی، با همهٔ مهندسان، مشاوران و پیمانکاران زن و مرد پروژه‌اش گفتگو کند، نحوهٔ اجرای همهٔ مصالح ساختمانی جدید را بداند و … . معمار باید روشنفکری باشد که ابزار تغییر دادن دنیا را در اختیار دارد. این تغییر شکل چیزی نیست که اغلب مردم فکر می‌کنند به آن نیاز دارند یا آن را می‌خواهند. تنها معماری که فکر می‌کنم راهی برای غلبه بر این مشکلات پیدا کرده رم کولهاس است. معماران جوانی هم هستند که کارهای جالبی ارائه می‌دهند که در حاشیهٔ معماری قرار دارند، اما نمی‌دانم می‌توانم آنها را روشنفکر بدانم یا نه. آخرین برندهٔ جایزهٔ پریتزکر، ونگ شو، احتمالاً روشنفکر نیست، اما یک چینی اهل قلم است. پس شاید این امید وجود دارد که در نهایت آنچه را من «سال‌های معماری دیسکو» می‌نامم در آینده پشت‌سر خواهیم گذاشت. (در گفتگو با محمد محمدزاده، ترجمهٔ آزیتا ایزدی، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۷۷، سال ۱۳۹۱)