دسته‌ها
هرمان هرتسبرگر

هرمان هرتسبرگر: نباید بناها را مخصوص یک مقصود خاص طراحی کنیم بلکه باید ساختمان‌هایی را خلق کنیم که بتواند به روش‌های مختلف به کار گرفته شود

خب، {من به زمان می‌اندیشم} از این حیث که همه‌چیز تغییر می‌کند و این تجربه‌ای است که من با بناهای خود نیز داشته‌ام. بنای اداری سنترال بهیر در آپلدورن دیگر یک بنای اداری نیست. مالکانش دیگر آن را به منزلهٔ یک اداره نمی‌خواستند. ما در حال حاضر مشغول تبدیل آن به بنایی مسکونی هستیم، و این کاملاً با این ایدهٔ ما در آن بنا تناسب دارد، این ایده که فضایی مخصوص اداره خلق نکردیم و در عوض واحدهایی فضایی را که می‌توانست برای کارکردهای مختلف استفاده شود درست کردیم. من حالا این فرصت را دارم تا نشان دهم که این واحدهای فضایی می‌تواند با کارکرد مسکونی اشغال شود.

ایدهٔ اصلی برای من این است که ما نباید کارکردگرا باشیم و چیزهایی را مخصوص یک مقصود خاص خلق کنیم، بلکه ما چیزها و ساختمان‌هایی را می‌سازیم که می‌تواند به روش‌های مختلف به کار رود، و این که ما بر روی این که ملزوماتِ این ساختمان چه چیزهایی است تمرکز می‌کنیم. کدام ملزومات همواره ضروری هستند؟ کدام ملزومات است که همواره کار می‌کنند؟ شما همیشه به مستراح نیاز دارید، همیشه به پلکان نیاز دارید، به چیزهایی که مستقل از زمان هستند.

بسیاری از بناهای من، تا آنجایی که به کارکرد مربوط می‌شود، کاملاً تغییر کرده‌اند. این موضوع برای من بسیار مهم است. من می‌بینم که همهٔ معماران معروف در حال ساختن کتابخانه‌های زیبا و موزه‌های زیبا هستند. خب موزه‌ها به نسبت بناهایی بی‌خطر هستند چرا که شما می‌توانید هر فضایی را داخل آنها ایجاد کنید، اما وقتی دیگر به موزه احتیاجی نداشته باشید چه کار می‌کنید؟ چگونه می‌توانید موزهٔ گوگنهایم فرانک گری در بیلبائو را استفاده کنید؟ ناچار هستید آن را دور بیندازید. من دوست دارم چیزهای بادوام‌تر و پایدارتری بسازم. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت Architecture and Education، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
رنزو پیانو

رنتسو پیانو: مرکز پمپیدو را طراحی نکردیم که صرفاً یک چیز متفاوت خلق کرده باشیم؛ این بنا گواه گویای زمانهٔ درحال تغییرش بود

همین حالا ما در حال تکمیل یک بیمارستان کوچک جراحی اطفال در اوگاندا هستیم و معتقدم این بنا حتی انقلابی‌تر از مرکز پمپیدو خواهد بود، چرا که داریم دیوارهای خیلی ضخیم را از خاک می‌سازیم که انرژی خورشید را جذب می‌کند و این بنا بسیار زیبا نیز خواهد بود، موضوعی که برای یک بیمارستان بسیار مهم است. {همچنین} طرح ما برای آکادمی علوم کالیفرنیا در سان‌فرانسیسکو بخاطر استفاده از فن‌آوری‌های پایدارْ انقلابی بود؛ این بنا نخستین بنای عمومی با گواهی پلاتینیوم استاندارد لید در کل کشور بود.

می‌دانید، من به پمپیدو فکر نمی‌کنم. آن چه مرا رو به جلو می‌راند آنچه انجام داده‌ام نیست، بلکه آن چیزی است که هنوز انجام می‌دهم. ما خوش‌شانس بودیم که در زمان درست با یک طرح درست به چالش کشیده شدیم. پمپیدو آن زمان را، زمان تغییر بزرگ را، نمادپردازی کرد. فراموش نکنید که آن بنا فقط چند سال بعد از جنبش دانشجویی ماه مه سال شصت و هشت ساخته شد. و در واقع، کسی گفت که طرح ما برای مرکز پمپیدو تنها شاهد بصری از ماه مه سال شصت و هشت میلادی است.

{…} شما راست می‌گویید {که دیگر نمی‌شود چنین بنایی ساخت}، آن هم در پاریس! مطمئناً نمی‌شود. و صادقانه بگویم که فکر نمی‌کنم فرانسوی‌ها واقعاً درک می‌کردند که چه چیزی نصیبشان خواهد شد. هر زمان که از ما سوالی پرسیده می‌شد ما به فرانسوی می‌گفتیم: «حرفتان را نمی‌فهمیم». [می‌خندد.]

من مطمئنم که چیزهای جدید همچنان می‌تواند رخ دهد. فقط نیازمند یک لحظهٔ خاص هستید. با مقداری شانس و کنجکاوی می‌تواند رخ دهد. همچنین شما باید خطر کنید. اگر فقط ترسیم کنید می‌دانید که به هیچ جا نخواهید رسید. در معماری تغییر یک اصل است. ما مرکز پمپیدو را طراحی نکردیم که صرفاً یک چیز متفاوت خلق کرده باشیم. این بنا از حیث بصری یک گواه گویای زمانهٔ درحال تغییرش بود. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
اریک اوون ماس

اریک اوون ماس: حقیقت کشمکش میان امکان‌هاست

آنچه من احساس می‌کنم و به آن اطمینان دارم این است که همواره چیزهای بیشتری برای دانستن وجود دارد از آنچه که به طور بالقوه می‌توانیم بفهمیم. شما نمی‌توانید در دم یک شهر را برای سه میلیون نفر بسازید. اینطوری نمی‌شود. ما همهٔ پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. اگر شما نویسنده باشید می‌دانید که یک جمله چیست؛ جمله با یک حرف بزرگ شروع می‌شود، باید یک اسم و یک فعل داشته باشد و باید با یک نقطه به پایان برسد.

اما معماری اینطوری کار نمی‌کند. البته که نیاز به ثبات و استمرار و همچنین ارزش‌های محافظه‌کارانه وجود دارد. من مخالف آن نیستم. اما همیشه کسی وجود دارد که خشمگین شود، چرا که دنیا نابسنده، ناقص و ناکافی است. بنا بر همین است که من می‌خواهم چیزی بگویم یا لااقل گفت‌وگویی برقرار کنم یا فرضیهٔ خودم را با دیگران به اشتراک بگذارم. ممکن است اندیشه‌ام حتی درست نباشد، اما شاید هم درست باشد.

به نظر من ما به این کشمکش نیاز داریم. حقیقت کشمکش میان امکان‌هاست. من مخالف آدمی هستم که به سادگی می‌گوید این چیز باید متقارن باشد یا آن چیز باید غیر متقارن باشد. یا این که بگوید شما باید سازه را مخفی کنید یا باید سازه را نمایان کنید. یا آن کسی که به من می‌گوید اگر هیچ {عنصر} سبزی وجود نداشته باشد، طرح شما معماری نیست.

من می‌خواهم همهٔ اینها را به پرسش بکشم. من علاقه‌ای به پیوستن به گروه‌های طرفداری ندارم. خیلی مهم است که جستجوگر باشیم. همین {جستجوگر بودن} است که برای من معنای زنده بودن می‌دهد. این شیوه‌ای برای زندگی کردن است و ربطی به این ندارد که {بر روی یک چیز} توافق یا سازشی وجود دارد. کار من به این چیزها ارتباطی ندارد.

اندیشهٔ من این است که اجازه ندهم به یک قانون یا یک سیستم تبدیل شوم. من مخالف اینم که پیش‌بینی‌پذیر شوم. البته حقیقت این است که جامعهٔ ما به سوی راحتی و پیش‌بینی‌پذیری و توافق سوق میل دارد، چرا که تغییر برای بیشتر مردم آزاردهنده است. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
ایموس راپاپورت

ایموس راپاپورت: معماری یک حرفهٔ رو به زوال است، معماران از بین خواهند رفت، مگر این که به‌کلی تغییر کنند

من دیگر به معماران و آنچه انجام می‌دهند علاقه‌مند نیستم. تا آنجا که من می‌دانم معماران، آن‌طور که هستند و کار می‌کنند، می‌توانند همین حالا از بین بروند، و به نظر من از بین خواهند رفت، چرا که به آنها نیازی نیست. به نظر من معماری به کلی یک حرفهٔ رو به زوال است. {معماران} هرچه زودتر از بین بروند بهتر است، و از بین خواهند رفت، مگر این که از اساس تغییر کنند. در واقع امروز بیشتر به وضعیت حوزهٔ محیط-رفتار توجه دارم، چرا که از معماران ناامید شده‌ام.

به نظر من معماران باید از اساس تغییر کنند، آموزش‌شان را، ارزش‌هایشان را، و آنچه انجام می‌دهند را تغییر دهند و {معماری} همچون پزشکی، مهندسی، علوم مواد و غیره به حرفه‌ای دانش‌محور تبدیل شود. پیش از هر چیز، چنین امری مستلزم توسعهٔ مبنایی علمی و نظری است و بدین‌گونه معماری به رشته‌ای تبدیل می‌شود که می‌تواند آن زمان مسائل و مشکلات عملی را در دستور کار قرار دهد. نیاز است که حوزهٔ مطالعات محیط-رفتار به منزلهٔ شالوده‌ای برای یک حرفهٔ جدید توسعه پیدا کند، حرفه‌ای که در آن مطالعات محیط-رفتار کاربردی می‌تواند برای شناسایی این که مشکلات کدام است و آنگاه برای حل آنها به کار گرفته شود.

در حوزه‌های دیگر، آدم‌ها اکتشافات‌شان را، پیش از آن که آنها را به کار بگیرند یا همگانی‌شان کنند، سخت‌گیرانه به آزمون می‌گذارند. در حالی که معماران الساعه اکتشافات خود را می‌سازند؛ علاوه بر این، در سایر حوزه‌ها آن اکتشافات به دانش متکی است. آن شالودهٔ دانشی {در معماری} علاوه بر علوم اجتماعی باید بسیاری از رشته‌های دیگر را نیز، از جمله علوم شناختی، هوش مصنوعی، علوم تکاملی، روش‌شناسی علمی، منطق و ریاضیات شامل شود. تأکید باید بر چیزهایی جز ترسیم باشد. در واقع، حالا سالها می‌گذرد از آن زمان که من تعطیل کردن آتلیه‌های طراحی معماری را به منزلهٔ اولین گام برای حفظ رشتهٔ معماری پیشنهاد داده‌ام. (در گفت‌وگوی منتشر شده در ژورنال Architecture & Behaviour، دورهٔ ۸، ش ۱، سال ۱۹۹۲)

دسته‌ها
کرول راس بارنی

کرول راس بارنی: نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد

به نظر من معماری خوب باید نوآورانه باشد. فکر نمی‌کنم که معماری سنتی را بتوان همچون یک معماری خوب انجام داد. این نظر از باور من نشئت می‌گیرد، این که باید جهان را به جایی بهتر تبدیل کرد. چراکه وقتی می‌خواهی جهان را به جایی بهتر تبدیل کنی، باید آن را تغییر دهی و نمی‌توانی آن را تغییر دهی مگر این که ایده‌های تازه را بپذیری و این همان نوآوری است.

نمی‌شود بنایی ساخت که خوب باشد اما نوآورانه نباشد. به نظرم اگر کارتان را با گفتن این جمله که «فقط معماری نوآورانه خوب است» شروع کنید، چنین واژگانی برای بسیاری از کارفرمایانی که ما در بخش عمومی با آنها کار می‌کنیم خصمانه به نظر می‌رسد. اما اگر کار را با این ایده شروع کنید که بنای طراحی شده به دست شما از هر بنایی که قبل از آن وجود داشته بهتر است، چراکه شما می‌خواهید ارزش واقعی را به مکان مورد نظر تزریق کنید، آنگاه فکر می‌کنم نوآوری تقریباً برای هرکسی که با او کار می‌کنید هیجان‌انگیز می‌شود. (در گفت‌وگو با Deborah A. Burkhart در سال ۲۰۰۶، منتشر شده توسط انستیتو هنر شیکاگو در قالب پروژهٔ تاریخ شفاهی معماران شیکاگو)

دسته‌ها
دومینیک پرو

دومینیک پرو: اثر معماری، هرجا که لازم باشد، می‌تواند و باید تغییر کند

ما باید این اندیشه را که اثر معماری یک شیء ثابت و پایان‌یافته است از بین ببریم. اثر معماری، هرجا که لازم باشد، می‌تواند و باید تغییر کند. نیازی نیست که {مسیر تغییر} اثر معماری یک‌زمان بسته شود، بلکه می‌تواند در حالت پایان‌ناپذیر و ادامه‌دارِ «شدن» قرار داشته باشد. در تلقی امروز ما، رابطهٔ ما و اثر معماری بسیار محافظه‌کارانه و منفعلانه است، یعنی رابطهٔ ما فعال نیست. چنین رابطه‌ای دیگر کار نمی‌کند و کافی نیست.

من می‌توانم بناهایی را تصور کنم که پوشش یا جنبه‌های دیگر خود را متناسب با تغییر کارکرد یا تغییر مالکیت خود تغییر می‌دهند. این تغییرات با هدف انعطاف بیشتر بنا انجام می‌شود. انگیزهٔ و هدف زندگی کاری من است که بناهایی بسازم که شما بتوانید آن را به شکلی منعطف لمس کنید و تغییر دهید. معماری امروز حضوری اقتدارگرایانه دارد، اما ما می‌توانیم معماری امروز، گذشته و آینده را دست‌کاری کنیم و باید چنین کنیم. (در گفتگو با Mark Garcia، منتشر شده در مجلهٔ Architectural Design، دورهٔ ۷۶، ش ۶، سال ۲۰۰۶)

دسته‌ها
بوریس برناسکونی

بوریس برناسکونی: معمار باید آینده را پیش‌بینی کند تا بنایی که خلق می‌کند بتواند با اوضاع تازهٔ آینده سازگار شود

مهم‌ترین آوردهٔ معماری توانایی آن در تغییر شکل آن {متناسب با اوضاع تازه} است. همین تغییر شکل است که امکان بقا و کارا ماندن اثر معماری را فراهم می‌کند. در حالت آرمانی، معماری تبدیل به یک واسط ویژه می‌شود، در حالی که ممکن است نما، طرح داخلی و کارکرد آن بسته به نیازها و فن‌آوری‌های جدید تغییر کند. معماری باید به گونه‌ای باشد که اجازه دهد اهداف قدیمی {از ساخت آن} بدون دردسر تبدیل به اهدافی تازه شود. مثلاً به ساختمان‌های میدان تایمز بنگرید؛ این بناها از اساس چقدر تغییر کرده‌اند و به تغییر ادامه خواهند داد.

معمار باید تلاش کند تا آینده را پیش‌بینی کند و بنایی خلق کند که بتواند بدون دخالت طراحش {با اوضاع تازهٔ آینده} سازگار شود. به عبارت دیگر، زمان به خودی خود جای معمار را به منزلهٔ طراح خواهد گرفت. فکر نمی‌کنم امکان داشته باشد که بنایی با طراحی خوب در گذر زمان تباه و از کار افتاده شود. بنای هایپرکیوب که من در اسکولکوو طراحی کرده‌ام چنین بنایی است. نمای این بنا را الگوریتم‌ها طراحی کرده‌اند، من آن را طراحی نکردم. این بنا نمونه‌ای از معماری الگوریتمی بر مبنای مدل‌سازی هوش مصنوعی و کلان‌داده است. برای مثال، هوش مصنوعی است که تصمیم می‌گیرد نمای چندرسانه‌ای را کدام طرف بنا قرار دهد؛ تصمیم او وابسته به ترافیک اطراف بناست که بر اساس داده تحلیل می‌شود. تصمیماتی از این دست برای سایر اجزای بنا نیز گرفته خواهد شد. همهٔ این تصمیمات متکی بر کارایی است، نه ترجیحات زیبایی‌شناسانهٔ طراح. (در گفتگوی با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۹)

دسته‌ها
نسرین سراجی

نسرین سراجی: هنوز معتقدم که معماری باید زندگی و فکرها را تغییر دهد

من هنوز یک معمار مدرن هستم. یعنی همان‌طور که معماران مدرن عقیده داشتند که معماری، زندگی بعد از جنگ را عوض خواهد کرد، من هم معتقدم که معماری باید با انتقاد در زمان معاصر زندگی‌ها را تغییر دهد. شاید این نوعی ایدئالیسم باشد ولی من هنوز معتقدم که فضا، نور، فرم و برنامهٔ یک ساختمان می‌تواند فکر و برداشت عموم را عوض کند. تاریخ و گذشته‌ها در معماری بسیار مهم است ولی متأسفانه اکثر معماران به عنوان سمبل یا به عنوان نشانه‌ای از عصر دیگر، از آن استفاده می‌کنند. من از تاریخ و از مسائل اقتصادی و اجتماعی به عنوان اطلاعات و مادهٔ اساسی زبان معماری استفاده می‌کنم.

{…} من دنبال زبان تازه‌ای نیستم. به نظر من زبان معماری معمار نباید عوض شود بلکه باید کامل شود. من در جستجوی کامل کردن زبان معماری‌ام هستم. (در گفتگو با شهرام گل‌امینی، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۲و ۳۳، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
لودویگ میس فن در روهه

لودویگ میس فن در روهه: نمی‌خواستم زمان را تغییر دهم، هدفم بیان زمان بود

در همه سال‌های عمرم به معماری علاقه‌مند بودم و تلاش کرده‌ام با نظرات دیگران درباره معماری آشنا شوم. به نظر من، معماری به دورانی خاص تعلق دارد. معماری بیانگر ماهیت واقعی دورهٔ خاص خودش است. همیشه با مسئلهٔ حقیقت روبرو بوده‌ایم. چگونه می‌توانیم حقیقت را پیدا کنیم، با آن آشنا شویم و درکش کنیم؟ همهٔ آنچه که می‌گویم نتیجهٔ یک عمر کار و فعالیت است. وقتی می‌گویم معماری باید تجلی سازه باشد، به ایده‌ای خاص اشاره نمی‌کنم؛ اما مسئله این بود که در آن زمان، روابط متقابل بین این عناصر شفاف نبود. پس همه مطالعاتم درباره چیزهایی بود که بر معماری تأثیر می‌گذاشتند. وقتی دربارهٔ جامعه‌شناسی می‌خواندم به دنبال ایده‌هایی بودم که واقعا در زمان ما تأثیرگذار بودند. نمی‌خواستم زمان را تغییر دهم؛ هدفم بیان زمان بود. کل پروژه‌ام همین بود. قصد تغییر چیزی را نداشتم. واقعا باور دارم که همه این ایده‌ها، ایده‌های جامعه‌شناسانه و حتی ایده‌های فن‌آورانه، بر معماری تأثیر می‌گذارند؛ اما این ایده‌ها به خودی خود معماری نیستند. چیزی که باید یاد بگیریم ساختن با استفاده از همه مواد و مصالح موجود است و این همان عنصر گمشده زمان ما است. (در گفتگو با  Moises Puente در سال ۱۹۵۵، منتشر شده در کتاب «گفتگو با میس وندر روهه» ترجمهٔ مرتضی نیک‌فطرت و فتانه اتباعی)

دسته‌ها
عبدالرضا زکایی

عبدالرضا زکایی: معماری نحوهٔ زندگی است؛ وقتی نحوهٔ زندگی تغییر کند معماری هم تغییر می‌کند

معمار تابع سفارش کارفرماست. قصری در اسپانیا ساخته شده به نام قصر الحمرا که به یکی از فرمانداران عرب مربوط بوده است. اسلام حدود هفتصد سال در این کشور حکومت کرد. این حاکم سفارش می‌دهد قصرش شبیه همان تعاریفی باشد که قرآن از بهشت ارائه می‌دهد. قرآن را به زبان اندلس ترجمه می‌کنند و به معمار می‌گویند این را بساز. یعنی آن حاکم سفارش فیزیکی به معمار می‌دهد. در بهشت آب‌ها در جریان و درختان زیبا پر از شکوفه و میوه هستند، حوریان بهشتی در آن می‌چرخند و … . معمار همین ایده را با معماری ایرانی، اسپانیایی و مراکشی تجسم می‌کند. چندین معماری ایرانی هم در آن کار می‌کردند. حاکم چهار زن داشته که برای هرکدام از آنها چهار پاویون پر از گل‌وریحان ساخته‌اند، سالنی برای گردهمایی این چهار همسر، از کنار تمام پله‌ها جوی آب گذر می‌کند، به جای حوریان مجسمه‌های زیبا در قصر گذاشته شده است. کارفرما سفارش را داده و پی کارش رفته است.

معماری، به فضا کشیدن لایف‌استایل فرد، شهر و عملکرد آدم‌هاست. معماری نحوهٔ زندگی است. وقتی نحوهٔ زندگی تغییر می‌کند، معماری هم فرق می‌کند. زمانی که ما دوران پدرسالاری داشتیم و همه بچه‌ها، نوه‌ها و نتیجه‌ها در یک جا زندگی می‌کردند، پس دورتادور خانه اتاق بود و در وسط حیاط و حوض آب و ساختمان اصلی از پدربزرگ که هم خرج خانواده را می‌داد و هم دستورات را صادر می‌کرد. وقتی این شیوهٔ زیست عوض شد، معماری ما هم عوض شد. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)