دسته‌ها
ویل الساپ

ویل الساپ: من از این اندیشه که معماری چه «باید» باشد دور شده‌ام. کار من کشف این است که معماری چه «می‌تواند» باشد

دوست دارم اینطور فکر کنم که سبک ویژه‌ای {مخصوص به خودم} ندارم. من کارهای بسیار متنوعی را به شیوه‌های مختلف انجام می‌دهم. برخی می‌گویند که سبکی با عنوان سبک الساپ وجود دارد. این برای من یک ناسزاست، چرا که من تمایل دارم از آن اجتناب کنم. من از این اندیشه که معماری چه «باید» باشد دور شده‌ام. کار من کشف این است که معماری چه می‌تواند باشد و در مسیر این اکتشاف حضور آدم‌های دیگر نیز لازم است.

من دوست دارم با مردمی که در منطقهٔ پروژهٔ من زندگی یا فعالیت می‌کنند کار کنم و مداد یا قلم‌مو را به دست آنها بدهم. آنگاه شما می‌توانید واقعا از طریق تلاش برای معنا دادن به این تعهدات لذت ببرید. اندیشهٔ من این است که به جای تغییر دیدگاه مردم، اجازه دهم که آنها دیدگاهشان را بیان کنند. بخاطر همین است که کار با مردم را دوست دارم. برای من خیلی عجیب است که برخی از معماران فرم‌های عجیب و غریب و تحمیل‌شده ایجاد می‌کنند. شما می‌توانید از طریق استفادهٔ صرف از مصالح، بنایی صادق و خیلی خوب ایجاد کنید. (در گفتگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archi.ru، سال ۲۰۰۸)

دسته‌ها
جین گنگ

جین گنگ: معماری جذاب‌تر می‌شود اگر معمارانی از نژادهای گوناگون و از هر دو جنس در آن فعال باشند

به نظر من معماری جذاب‌تر خواهد شد آنگاه که معمارانی گوناگون در حرفه فعال باشند؛ نه فقط زن‌ها بلکه مردمی از نژادهای گوناگون و با پیشینه‌های متفاوت. مثلاً در هاروارد فهمیده‌اند که اگر گروهی از آدم‌های شبیه به هم داشته باشید که می‌خواهند مسئله‌ای را حل کنند، کمتر موفق خواهند بود از گروهی که اعضایش از مردمانی با خاستگاه‌های متنوع باشد. دفتر طراحی من به نسبت ناهمگون است و از تنوع جنسیتی برخوردار است؛ من این ویژگی را به منزلهٔ یک دارایی ارزشمند و فوت کوزه‌گری می‌بینم. (در گفت‌وگوی منتشر شده در وب‌سایت designboom، سال ۲۰۱۸)

دسته‌ها
پاتریک شوماخر

پاتریک شوماخر: راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد

راز موفقیت زها حدید این بود که اصراری نداشت فقط ایده‌های خودش را به کار گیرد. او همان کسی بود که جهانی تازه و شگفت‌انگیز از امکانات را از طریق نوآوری‌های رادیکالش ایجاد کرد، با این حال به کارمندان جوانش نیز اجازه می‌داد تا شکوفا شوند و خلاقیت خودشان را به شکلی رقابتی به کار گیرند. از همین طریق بود که من به جایگاه کنونی‌ام رسیدم.

در دفتر طراحی زها حدید ما بهترین ایده را از میان ایده‌ها بیرون می‌کشیم، سپس در کنار هم بر روی توسعهٔ آن کار می‌کنیم. این فرایندی بسیار مشارکتی و جمعی است و همین موضوع راز تطبیق‌پذیری ماست. طرح‌های ما دی‌ان‌ای یکسانی دارند، اما در عین حال متنوع‌اند؛ بسیار متنوع‌تر از طرح‌هایی که از سایر معمارستاره‌ها پیدا می‌کنید، طرح‌هایی که بیشتر احساس می‌شود توسط یک نفر خلق شده باشند. آنگاه که حدید زنده بود در دفتر ما این‌چنین نبود و حالا هم اینطور نیست. (در گفتگوی منتشر شده در مجلهٔ CLAD، ش۳، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
گیتی اعتماد

گیتی اعتماد: معماری خوب الزاماً معماری لوکس و گران‌قیمت نیست

فکر می‌کنم چه در خانه، چه در مقیاس بزرگ در معماری باید حق انتخاب بگذاریم. فضاها چه در خانه و چه در بیرون از خانه باید آن تنوع را داشته باشند. البته اگر از نظر اقتصادی امکانش باشد، چون بعضی وقت‌ها حرف‌هایی که می‌زنیم خوب‌اند ولی لوکس هستند. اگر امکانش باشد می‌شود این خصوصی بودن و این خلوت داشتن را از طریق معماری حل کرد. یعنی معماری خوب داشتن یا سازهٔ خوب داشتن الزاماً {به معنای داشتن} ساختمان گران‌تر نیست. اگر مقداری تفکر پشت یک معماری خوب باشد، آن معماری می‌تواند ارزان هم باشد.

یادم است ما یک سفر رفتیم هند. چون همکلاسی‌های من در انگلیس آنجا زندگی می‌کردند. من و دانشجوها را بردند برای بازدید خانه‌های ارزان‌قیمتی که برای قشر خیلی پایین درست کرده بودند. یک شهر جدید را رفتیم و با هم دیدیم. این خانه‌ها واقعاً از نظر مصالح ارزان و اغلب آجری بودند و فضاها خیلی کوچک ساخته شده بودند. ولی معماری‌شان فوق‌العاده بود. منظورم این است که معماری خوب {الزاماً} معماری لوکس و گران نیست. همین‌طور فکر می‌کنم معنی فضای شهری خوب داشتن الزاماً این نیست که ما بیشتر هزینه بکنیم، بلکه بیشتر باید اندیشه و برنامه‌ریزی کرد. با یک‌سری چیزهای ارزان‌قیمت، مثلا همان پاپیتال رایگان، می‌شود یک نمای سبز شهری داشت. پس می‌شود اگر معماری خوب داشته باشیم داخل خانه هم فضای خوب و فضای خصوصی و حتی فضای مجزا داشته باشیم.

این را در فضای شهری هم می‌توانیم داشته باشیم. بعضی وقت‌ها خانه‌های بزرگ فضای پرت زیاد دارد ولی فضای دنجی که بشود از آن استفاده کرد در آنها نیست. یا مثلاً از سنگ و مصالح خیلی گران‌قیمت استفاده شده ولی اصلاً معماری در آن وجود ندارد. (در گفتگو با علی کیافر در سال ۱۳۹۲، منتشر شده در کتاب «آتشگهی در خواب آتش‌ها»)

دسته‌ها
مسعود نجابتی

مسعود نجابتی: تنوعی که در خط قدما وجود داشته از سر تفنن نبوده بلکه نیاز بوده که چنین باشد

{یک اثر خوب «خط در گرافیک»} اولاً باید با جامعه ارتباط برقرار کند؛ یعنی در ماهیت گرافیک، وقتی می‌گوییم خط در گرافیک یعنی ماهیت گرافیک هم به آن پیوست است؛ یعنی باید بتواند ارتباط برقرار کند. امری مستقل و جدا و منفک از جامعه نیست. جای این آثار در موزه نیست، بلکه در جامعه است و قرار هم هست که آن‌ها مصرف شوند. این خیلی مهم است. برای اینکه مصرف شوند باید دیده شوند. پس لازم است جذاب باشند. این جذابیت مهم است. اگر آثار تکراری و کلیشه‌ای باشند برای بیننده طراوت و تازگی ندارند و اصلاً او آن‌ها را درک نمی‌کند و راحت از کنارشان رد می‌شود. پس باید تازگی داشته باشند؛ همانند قالبی که برای حرف امروز می‌خواهیم به مخاطب عرضه کنیم.

از همه مهم‌تر اینکه تناسب فرم و محتوا را در آن‌ها ببینیم؛ یعنی این شکلی که از حروف استفاده می‌کنیم با بیانی که در محتوا به آن می‌پردازیم تناسب داشته باشد؛ همانند کار قدما. مثلاً تنوعی که در خط است، از سر تفنن نبوده بلکه نیاز بوده است که چنین باشد. آن‌ها نیاز حس می‌کردند که برای این کار باید خطی با ارتفاع بلند و باصلابت و محکم باشد. یک خط می‌خواهیم نرم باشد و دور داشته باشد برای کار دیگری. برای فرامین پادشاهان خطی می‌خواهیم که با این شعر تزیینی باشد و خطی برای سیاهه مغازه‌داران و کاسبان و تجار بود.

منظور این است که آن‌ها برای هر نیازی خط تولید کردند. نیازها محدود بود و در نهایت به ده قلم رسیده است. امروز نیازها فراتر رفته است. برای این همه صنف و فعالیت و شرکت می‌خواهیم لوگو طراحی کنیم. لوگوها باید با نوع فعالیت تناسب داشته باشند. البته هرچند قرار نیست لزوماً همه چیز را نمایش دهند ولی بالاخره یک نسبتی دارند و این نسبت را در برخی کارها نمی‌بینیم. (در گفتگو با هیئت تحریریهٔ مجلهٔ رشد آموزش هنر، ش ۵۱، سال ۱۳۹۷)