دسته‌ها
آلوار آلتو

آلوار آلتو: اگر قرار است معماری ارزش انسانی بیشتری بیابد گام اول سازمان دادن وجه اقتصادی آن است

معماری پدیده‌ای است ترکیبی که در عمل عرصه‌ای را دربر می‌گیرد که ممکن است از یک دیدگاه کارکردی و از دیدگاه دیگر غیرکارکردی باشد. در دهه گذشته، معماری مدرن عمدتاً از دیدگاه فنی کارکردی بوده و تاکید اصلی آن بر وجه اقتصادی فعالیت ساختمانی قرار داشته است. این تاکید البته دلخواه است چراکه ساخت سرپناه خوب برای مردم بسیار گران‌تر از برآوردن سایر نیازهای انسان تمام می‌شود. اگر قرار است معماری ارزش انسانی بیشتری بیابد، گام اول سازمان دادن وجه اقتصادی آن است. اما چون معماری همه عرصه‌های زندگی انسان را در بر می‌گیرد، معماری کارکردگرای واقعی هم باید بیش از هرچیز از دیدگاه انسانی کارکردی باشد. چنانچه به فرایندهای زندگی بشر نگاهی عمیق‌تر بیفکنیم، در می‌یابیم که فن صرفاً وسیله‌ای است کمکی و في‌نفسه پدیده‌ای مستقل و قطعی نیست. کارکردگرایی فنی نمی‌تواند معماری قطعی خلق کند. (در مقالهٔ «انسانی کردن معماری» در سال ۱۹۴۹، ترجمه و منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۱، تابستان ۱۳۷۷)

دسته‌ها
حسین سلطان‌زاده

حسین سلطان‌زاده: در ایران هنوز تفاوت هنر معماری و ساختمان‌سازی شفاف نشده است

عامل اقتصاد یکی از مهم‌ترین پارامترهای تاثیر گذار بر معماری معاصر ایران و سایر کشورهای جهان است. با توجه به اینکه حجم عمده‌ای از ساخت و سازها، به ساختمان‌های مسکونی، اداری کوچک و… اختصاص دارد و در ساخت این نوع ساختمان‌ها اقتصاد پروژه و هزینهٔ ساخت، حرف اول را می‌زند، بنابراین در بسیاری از بناهای یاد شده، مسئلهٔ فرهنگ و هویت، در حوزهٔ طراحی خود به خود نادیده گرفته می‌شود؛ اما در ساختمان‌های عمومی و دولتی چنین نیست، فقدان اندیشه و تفکر لازم در کارفرمایان ما و گاه در قشری از مردم، باعث می‌شود معماری توسعه پیدا نکند. در بناهای بزرگ، شاهد سرمایه‌گذاری‌های کلانی هستیم که با عدم اشراف کافی از طرف طراح و مسئلهٔ اهمیت پروژه، کاری متوسط یا احتمالاً ضعیف اجرا می‌شود. در ایران هنوز تفاوت هنر معماری و ساختمان‌سازی شفاف نشده و بسیاری از ساختمان‌های ما در نبود هنر معماری و از روی ژورنال‌های غربی و به دست بساز و بفروش‌ها ساخته می‌شوند. باید برای ضعف فرهنگ عمومی کشور در حوزهٔ هنر معماری فکری کرد تا آن طور که شایستهٔ این هنر است در گسترش آن کوشیده شود. (در گفتگو با افسانه شفیعی، منتشر شده در روزنامهٔ شرق، سال ۱۳۹۴)

دسته‌ها
عبدالرضا زکایی

عبدالرضا زکایی: در هیچ‌کجای دنیا معماری وسیلهٔ کسب درآمد نیست

بهتر است در مورد ایران صحبت نکنیم. تهران زشت‌ترین پایتخت دنیاست. بله، ساختمان‌های خوبی هم در آن ساخته شده است اما غالب آن‌ها بی‌رویه و بدون نظارت دقیق ساخته شده‌اند. در واقع این بناها بدون نگاه به اینکه آیا هم‌خوانی و هویتی متناسب با هویت ایرانی دارند، بنا شده‌اند. در هیچ‌کجای دنیا معماری وسیلهٔ کسب درآمد و بیزینس نیست. مثلاً در پاریس شاهد رشد نهایت چهار درصدی قیمت خانه هستیم اما در تهران این رقم در طول یک سال گاه به صد در صد نیز می‌رسد. چنین افزایش قیمتی زمینه خوبی را فراهم می‌آورد که بسیاری از افراد حتی با داشتن کوچک‌ترین اطلاعاتی در مورد خانه و ساخت و ساز وارد چرخه اقتصادی چنین عرصه‌ای شوند. نتیجه چنین رویکردی این است که شاهد بروز بلبشویی در حوزه معماری که جزئی از هویت فرهنگی ماست، هستیم.

البته این بلبشو حاصل یک فرایند تاریخی است و همان‌طور که عرض کردم از نقض سیاست‌های هر دوره نظام حکومتی توسط نظام حکومتی پس از خود آن نشات می‌گیرد که حتی عرصه معماری را نیز آلوده خود می‌سازد. خاطرم هست زمانی در مورد عالی‌قاپو از سوی یک استاد معماری خارجی تحقیق صورت گرفت که من نیز در آن پروژه شرکت داشتم. آنجا در مورد تغییر ماهیت این عمارت در هر دوره‌ای از صفویه تا پهلوی صحبت شد. مسئله اینجاست که چنین عمارتی که زمانی مقر اصلی سلاطین صفوی بوده، در زمان پهلوی اول تبدیل به اسطبل برای نگهداری اسب شد. ملاحظه می‌کنید که این تغییر و نقض سیاست‌ها در هر دوره تا چه اندازه توانسته است معماری را قربانی خود کند. (در گفتگوی منتشر شده در وب‌گاه هنرآنلاین، ۱۳۹۷)

دسته‌ها
نورمن فاستر

نورمن فاستر: بناهای بزرگ‌مقیاس لزوماً غیر انسانی نیستند

تعیین مقیاس بنا، همچون بسیاری دیگر از تصمیمات مرحلهٔ طراحی از جمله انتخاب ساخت‌مایه‌ها، شکل و فرم و موقعیت بنا، پاسخی است به مجموعه‌ای از نیازها. برای بعضی از طرح‌ها انتخاب یک سازهٔ بزرگ و به‌هم‌پیوسته نسبت به چندین بنای کوچک متعدد انتخاب بهتری است. به‌جز این باید بازده بیشتر یک فضای بستهٔ واحد در زمینهٔ اقتصادی و محیطی را در نظر گرفت. بناهای بزرگ‌مقیاس لزوماً غیر انسانی نیستند. هرآن‌چیزی که ما طراحی می‌کنیم در مقیاس انسانی خوانا و روشن است. {…} البته، یک‌نوع جذابیت رسانه‌ای دربارهٔ «بزرگ‌ترین‌ها» در هر زمینه‌ای وجود دارد. وقتی یک بنا بزرگ‌ترین است، وقتی یک پل طولانی‌ترین است، وقتی یک برج بلندترین است، ناگزیر توجه‌ها را جلب می‌کند، اما به‌ازای هریک از پروژه‌های بسیار بزرگی که طراحی کرده‌ایم، پروژه‌های کوچک‌تر و ناشناخته‌تری نیز طراحی کرده‌ایم که استحقاق توجه فراوان داشته‌اند. (در گفتگو با Max Tholl نویسندهٔ مجلهٔ The European، سال 2014)

دسته‌ها
هادی میرمیران

هادی میرمیران: معماران باید چیزهایی بسازند که برای مردم دلخوشی بیاورد

فکر کنید اگر می‌خواستند موقع ساختن مسجد امام مسائل اقتصادی را در نظر بگیرند حاصل کار چه می‌شد؟ بعضی کارهای معماری پاسخگوی نیاز بشر به خلاقیت است. بشر باید بتواند به هنر معماری دلخوش باشد. معماران هم باید چیزهایی بسازند که دلخوشی بیاورد. بیلبائو دلخوشی می‌آورد. برای مردم امروز، که این معماری در دورهٔ آنها ساخته شده، برای معماران توانایی مثل فاستر حیف است که به معماری پایدار بسنده کنند. معماری معمار مهم است، باقی امور را دیگران هم می‌توانند انجام دهند. لوکوربوزیه حتی کشتی هم طراحی می‌کرد. مهندس کشتی که نبود. فضای کشتی را طراحی می‌کرد. ویژگی او این بود که همیشه تلاش می‌کرد چیز جدیدی به وجود آورد. چیز تازه‌ای خلق کند. ما باید همین را از او یاد بگیریم. بیشتر از معماری لوکوربوزیه باید معمار بودن را از او یاد بگیریم. (در گفتگو با نویسندهٔ مجلهٔ معمار، ش 30، فروردین و اردیبهشت سال 1384)

دسته‌ها
ایرج کلانتری

ایرج کلانتری: حرفهٔ شهرسازی در ایران اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است

به نظر من حرفهٔ شهرسازی در کشور ما اهمیت طراحانه‌اش را از دست داده است. یعنی طراحی در شهرسازی اصلا مطرح نیست. این حرفه تحت غلبهٔ علوم انسانی یا برنامه‌ریزی شهری کاملاً با انتظارات ما متفاوت است. هیچ نوع هماهنگی بین گروه معماری و  شهرساز دفاتر مهندسی وجود ندارد. معماران شهرسازان را آدمهایی می‌دانند که فقط حرف می‌زنند و عمل نمی‌کنند. شهرسازها هم معمارها را قبول ندارند. مدتی است که پروژه‌های بزرگ و کلان (پروژه‌هایی که عناصر متعددی را در کنار هم قرار می‌دهد) را در واحد شهرسازی مدیریت می‌کنم. ارزیابی من این است که اعتبار طراحانهٔ این پروژه‌های از پروژه‌هایی که در آتلیه‌های معماری انجام می‌شود خیلی نازل‌تر هستند. یعنی دوستان ما در این مجموعه‌ها پاسخگوی توجیه اقتصادی پروژه هستند، مفاهیم بسیار خاصی به کار می‌برند و مرحله‌بندی پروژه‌ها هم بسیار درست است، اما جلوه‌های هنری ندارند. شهرسازان جوان از حضور طراحانه یا کار طراحانه کردن، با وجود داشتن استعداد، می‌ترسند و فقط به کار برنامه‌ریزی و مطالعات علاقه نشان می‌دهند. تمام بحث‌های ما بار نظری دارند، حتی در فضای شهری هم زیبایی‌شناسی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. با مفاهیم علوم اجتماعی وارد بحث شهرسازی می‌شوند، ولی از بعد زیبایی‌شناسی به موضوع نمی‌پردازند. (در گفتگو با محمدحسین جهان‌شاهی و سحر افشار پورقربان نویسندگان مجلهٔ جستارهای شهرسازی، ش ۱۷ و ۱۸، پاییز و زمستان سال 1385)