دسته‌ها
ویکتور لگورتا

ویکتور لگورتا: معماران بعضی وقت‌ها خودشان را بیش از اندازه جدی می‌گیرند

گاهی معماران سعی می‌کنند نظریه‌های خودشان راجع به خلق معماری را بیش از اندازه عقلانی کنند. بعضی مواقع حیرت می‌کنم که این نظریه‌ها پیش از آن که طراحی انجام شود به وجود آمده یا بعد از آن. از همین رو، من فکر می‌کنم که بعضی وقت‌ها معماران خودشان را بیش از اندازه جدی می‌گیرند. لیکن در نهایت بناها برای مردم است.

پشت هر بنایی باید اندیشه‌ای مستحکم وجود داشته باشد و هر بنا باید به خوبی در طول سال‌ها عمر کند. در عین این سخن، من همچنین متقاعد شده‌ام که هر بنا باید عنصری از شگفتی داشته باشد. لازم است بناها تجربه‌ای عاطفی فراهم کنند. اما باز هم، ما معماران باید تلاش کنیم که در زمینهٔ نظریه‌های پشت بناها بیش از اندازه جدی نباشیم. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۷)

دسته‌ها
آلبرتو کامپو بائسا

آلبرتو کامپو بائسا: معماری نباید بوالهوسانه باشد

معماری نباید بوالهوسانه باشد. هر طرح باید شبیه یک تشخیص پزشکی برای بستر و برنامه‌ای مشخص باشد. پشت هر طرح علمی وجود دارد. طراحی مبتنی بر عقل است. شما باید به دنبال ایده‌ای باشید که که قابل ساخت باشد. زیبایی یک اندیشهٔ آرمان‌شهری نیست. {دست‌يابی به} آرمان‌شهر غیرممکن نیست. با فن‌آوری‌های تازه می‌توان آرمان‌شهر ساخت. از طریق منطق، عقلانیت، تناسبات موزون و مقیاس مناسب می‌توان به زیبایی دست یافت. شما {در مقام معمار} باید تلاش کنید جدی، ژرف و صمیمی باشید. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۲۰)

دسته‌ها
فرانک لوید رایت

فرانک لوید رایت: هر بنای راستین کیفیتی دارد برگرفته از روح معمار آن و درک او از هماهنگی و تناسب

بدیهی است که منطق در پلان نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر آنکه حاصل مقیاس و مصالح و روش ساختمان باشد. اما اگر تمام اینها هم درست و با هم جمع بیایند، باز در هر حرکتی که انجام می‌گیرد معادلهٔ انسانی است که مهم است و دخالت دارد. معمار تمامی درک خود را از کل در درون این معادله می‌تند. حرفش را می‌زند و آنچه دوست دارد برجسته‌تر نشان می‌دهد.

مهم نیست که منطق او از لحاظ تکنیکی تا چه حد به مقیاس و مصالح و روش او وفادار مانده است، در ورای همهٔ اینها و در فضایی که از ارکستراسیون آنها خلق شده، سبک جولان می‌دهد. کیفیتی که تعریف‌شدنی نیست. سبکی زاده از فرمی که خود انسان آن را دیده است. و در عین حال که این سبک از همهٔ آن موضوعات مهم مقیاس و مصالح و روش ساختمان با آدمی سخن می‌گوید، احساسی از وقار و زیبایی و آرامش و شادی و قدرت و جدیت و ظرافت و نظم، همچون نوای موسیقی استادان در انسان ایجاد می‌کند، درست مثل موسیقی. معمولأ وقت کار این نوا به گوشتان می‌رسد، اما همیشه هم اینطور نیست.

پس هر بنای راستین کیفیتی دارد برگرفته از روح یک انسان و درک او از هماهنگی و «تناسب»- که خود گونه‌ای دیگر از هماهنگی است- و به درجات مختلف در فرآیند کار انسان جایزالخطا مشهود است. و حاصل کار او با شکوه تمام، در تعلق تام به مکان خود، قد برمی‌افرازد و چون کار خوب انجام گرفته است، تا زمانی که سیر وقایع انسانی یا جهل ارادی انسان بنای او را نابود نکند، این پیام را به شیوه‌ای کاملاً طبیعی در روح بیننده می‌دمد. (در مقالهٔ منطق پلان، سال ۱۹۲۸، ترجمهٔ فرزانه طاهری، منتشر شده در مجلهٔ آبادی، ش ۳، سال ۱۳۷۰)