دسته‌ها
سرگی چوبان

سرگی چوبان: شهر همچون نمایشی در تئاتر است که بناها در آن نقش بازی می‌کنند. نباید همهٔ بناها بازیگر نقش اصلی باشند

من بسیار سفر می‌روم و وقت فراوانی را صرف ترسیم {کروکی} می‌کنم. من به وضعیت‌های میزانسن سنتی در شهرهای تاریخی، جزئیات ساختمان‌های منفرد، و تضادی که موقع هم‌پوشانی لایه‌های تاریخی و معاصر شهر رخ می‌دهد علاقه‌مندم. این ترسیم‌ها به شکلی طبیعی به طرح‌های من وارد می‌شود.

برای من شهر همچون یک نمایش در تئاتر است و بناهای من نقش‌های مختلفی در آن بازی می‌کنند. {در این نمایشنامه} بناهای معمولی‌ای هست و همچنین بناهای خیلی خاصی که نقش اصلی را ایفا می‌کنند. معماران باید به خوبی بلد باشند که چگونه بناهای معمولی طراحی کنند. {در شهر} باید سلسله‌مراتبی از نقش‌ها وجود داشته باشد. نباید نقش همهٔ بناها نقش اصلی باشد. (در گفت‌وگو با Vladimir Belogolovsky، منتشر شده در وب‌سایت archdaily، سال ۲۰۱۶)

دسته‌ها
بهرام فریور صدری

بهرام فریور صدری: فرهنگ است که معماری را خلق می‌کند، معمارها فقط یک گوشه از کار را می‌گیرند

فرض کنیم وقتی یک طرح توسعهٔ شهری یا طرح راهبردی شهری {…} آماده شد باید به سطوح پایین‌تر برسد و جزئیات بیشتری پیدا کند و بعد برسد به طراحی شهری، برسد به نقشه‌های اجرایی و سرانجام روی زمین پیاده بشود. اما در این مسیر صدتا گیر و گرفتاری خواهد داشت و هیچ‌وقت به آن آخر آخر نمی‌رسد. از اول و شروع کار تا وقتی که دست حرفه‌ای‌هاست یک ذره تمیزتر است. ولی همین که از حرفه درمی‌آید و می‌رود به سوی جریان اجرا و سازماندهی، نقش مسئولین و قوانین و فساد و دزدی و کثافتکاری و نادانی و عقب‌افتادگی و غیره دائم رنگ و شدت بیشتری می‌گیرد. دست آخر هم هیچ چیزی روی زمین نمی‌نشیند. یعنی این همه برای شهرهای ما طرح‌های مختلف تهیه شده است، در مقیاس‌های مختلف، مثل طرح جامع، طرح تفصیلی، طرح‌های هادی و غیره. ولی شما می‌بینید در هیچ‌کدام از شهرهای ما هیچ یک از این طرح‌ها اثری روی زمین نگذاشته‌اند. در فضا، حتی در معماری هم همین‌طور.

معماری ما آن مفهومی است که اصطلاحاً من می‌گویم تبلور فضایی فرهنگ یک جامعه. آن معماری، آن فضا، و آن مفهوم که شما فرهیختگان به آن می‌گویید معماری، نتیجهٔ مقیاسی از توسعه و مرحله‌ای از پیشرفت فرهنگی (تکنولوژی موجود در جامعه، روش‌های ساخت و ساز، مجموعهٔ حرفه‌مندان، معماران و طراحان، منابع مالی در دسترس و غیره) است. تبلور فضایی این چنین فرهنگی در شرایط توسعه‌یافته به گونه‌ای دیگر خواهد بود. در شرایطی که در فرهنگ ما، زمین بازی و سودجویی حاکم است و صاحبان سرمایه، بخش خصوصی بخش دولتی همه‌شان به دنبال سودجویی هستند، نتیجه‌اش می‌شود این فضا.

البته معمار هم در گوشه‌ای از این مجموعه حضور دارد ولی واقعا فقط معمارها نیستند که معماری را خلق می‌کنند. این فرهنگ است که معماری را خلق می‌کند. فرهنگ ما مثلاً در دوره صفویه فرهنگ دیگری بوده است، در دوره رضاشاه فرهنگ دیگری شده و الان هم در جمهوری اسلامی شکل دیگری است. الان هم فرهنگ حاکم بر جامعه این فضا را ایجاد می‌کند. معمارها تنها یک گوشه از کار معماری را می‌گیرند. معمولاً شما محققین و دانشمندان عادت دارید فوکوس می‌کنید روی معماران {…}. ولی اینها تنها یک گوشه از بازی را دارند. یک درصد یا حتی فقط یک در هزار این فضاها را آنها خلق کرده‌اند، تازه با بدبختی‌ها و فشارهایی که زیر این شرایط خاص کشیده‌اند. ولی در مجموع معماری شهر تهران را ما معمارها خلق نکرده‌ایم. فرهنگ ما آن را خلق کرده است. (در گفتگو با علی کیافر در سال ۱۳۹۵، منتشر شده در کتاب «آتشگهی در خواب آتش‌ها»)

دسته‌ها
فرامرز شریفی

فرامرز شریفی: بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند

به نظر من یک معماری معمولی با جزئیات خوب ممکن است قابل قبول و حتی زیبا به نظر برسد، ولی معماری دارای ایده و طرح خوب اگر در جزئیات ضعیف باشد بسیار بد است. جزئیات در معماری بسیار مؤثرند، البته نقش سازندهٔ بنا هم در شکل‌گیری معماری با جزئیات خوب بسیار مهم است. پیش از قبول هر پروژه سعی می‌کنم بفهمم مجری آن کیست و آیا می‌توانم در مرحلهٔ نظارت حاضر باشم یا نه. چنانچه این شروط محقق نشوند کار را قبول نمی‌کنم. {…}

واقعیت این است که بسیاری از معماران معروف دوران مدرن معماران فاز یک بوده‌اند. معروف است یک‌بار به فرانک لوید رایت گفتند سقف خانه‌ای که طراحی کردی چکه می‌کند. رایت در پاسخ گفت این را به پیمانکارش بگویید، من معمارم. لوکوربوزیه نیز جزئیات ساختمان را به صورتی غیر فنی طراحی می‌کرد و حالا امروز ساختمان‌هایش مشکل نگهداری دارند. ولی من فکر می‌کنم معمار واقعی حتما باید مسائل فنی ساختمان را در نظر بگیرد. (در گفتگو با کامران افشار نادری، منتشر شده در مجلهٔ معمار، ش ۶۸، سال ۱۳۹۰)

دسته‌ها
هادی تهرانی

هادی تهرانی: در معماری معاصر ایران تفکر حاکم بر حجم بیرونی به پلان و جزییات نفوذ نکرده است

ایران تاریخ و پیشینهٔ هنری دیرینه‌ای دارد. در جای‌جای شهر شما با موضوعات جالبی برخورد می‌کنید، در کلیات ساختمان‌ها جعبه‌هایی خاکستری هستند، اما در جزییات می‌توان دید که معماران با یک سلیقه موضوع خاصی را دنبال می‌کنند. توجه معماران عمومی شهر به جزییات قابل توجه است. از نرده‌ها گرفته تا باغچه‌های کوچک که در مقابل خانه‌ها ساخته شده است. به نظر من بهترین کاری که معماران جوان ایرانی می‌توانند انجام دهند این است که ویژگی‌ها و تفاوت‌هایی که مختص ایران است و می‌تواند نقطهٔ قوت معماری ایران محسوب شود را بیابند و آن را توسعه دهند. از طرفی می‌بینم از تکنولوژی در ساخت بناها به درستی استفاده نمی‌شود. معماران ایرانی باید تکنولوژی روز دنیا را خوب بشناسند آن را برای ساختن پروژه‌ها به کار گیرند و آن را درست و به جا مصرف کنند. وقتی از بیرون به پروژه‌های جدید نگاه می‌کنید خیلی شبیه به معماری اروپایی و معماری روز دنیا هستند، ولی وقتی به تکنولوژی که آنها را ساخته دقت می‌کنید می‌بینید که فاصله دارند. تفکر حاکم در حجم بیرونی به داخل پلان و جزییات نفوذ نکرده است. استعداد، سلیقه، پیشینه و تاریخ برای خلق معماری ایرانی وجود دارد، تنها باید به آن توجه کرد و اهمیت داد. شهرهای ایران بسیار بکر به نظر می‌رسند و جای کار معماری زیادی دارد و من با توجه به آنچه دیده‌ام به آیندهٔ معماری ایران و درخشش آن در دنیا بسیار خوشبین هستم. (در گفتگو با سام طهرانچی و رامین صفری‌راد، منتشر شده در مجلهٔ شارستان، ش ۳۰ و ۳۱، زمستان ۸۹ و بهار ۱۳۹۰)

دسته‌ها
کنگو کوما

کنگو کوما: بعد از سونامی فهمیدیم که در مقابل نیروی عظیم طبیعت چقدر ناچیزیم

بعد از سونامی ماه مارس سال ۲۰۱۱ در ژاپن تعریفم را از طبیعت تغییر دادم. قبل از سونامی تصور می‌کردم که طبیعت هم مهم است، اما بعد از این حادثه واقعا به این نتیجه رسیدم که طبیعت آنقدرها {که انسان فکر می‌کند} ضعیف نیست. تبعات سونامی می‌تواند حقارت ما را در مقابل طبیعت نشان دهد. این حقارت و فروتنی می‌تواند منجر به تامل بیشتر در انتخاب مصالح و جزییات و مقیاس ساختمان‌ها شود. و محک معماری بعد از سونامی همین فروتنی است. سونامی و بلایای طبیعی مشابه آن مشکل جامعهٔ امروز را پررنگ‌تر می‌کند. مشکل اصلی قرن بیستم غرور طراحان و مهندسان بود. هر معمار و مهندسی گمان می‌کرد معماری یک طرح خوب بر قدرت طبیعت غلبه می‌کند، اما بعد از سونامی ما بالاخره فهمیدیم که در مقابل نیروی عظیم طبیعت چقدر ناچیزیم. سونامی می‌تواند ما را به سمت آینده‌ای بهتر سوق دهد. سونامی درس بزرگی برای ما بود. من احساس می‌کنم برای دانشجویان معماری این درس بسیار مهمی است چراکه گاهی دانشجویان جوان تصور می‌کنند طراحی بسیار بسیار قدرتمند است و می‌تواند بر همه‌چیز چیره شود. اما در حقیقت و در مقابل نیروی طبیعت باید ادراک خود را تغییر دهند. (در گفتگو با James Pallister منتشر شده در وب‌سایت Dezeen، سال 2014)

دسته‌ها
فخرالدین فخرالدینی

فخرالدین فخرالدینی: زیبایی پرتره وابسته به نمایش بافت‌ها و آناتومی صورت است

معمولاً یك عكاس چهره‌پرداز باید به درون شخص راه پیدا كند یعنی حسی را كه واقعاً از او می‌گیرد بتواند منتقل كند. این موضوع خیلی با عكس‌هایی كه عكاسان در اندازه 4*6 می‌گیرند متفاوت است. حالت‌های این‌گونه عكس‌ها كلیشه‌ای است. در واقع پرتره‌پردازی هنوز در ایران جایگاه خودش را پیدا نكرده است. نمونهٔ آن روشی است كه با استفاده از روتوش‌‌های بی‌حساب و كتاب عكس‌های تصنعی به وجود می‌آورد. به همین دلیل كسی به این كار تمایل ندارد. به ویژه با روش‌های عكاسی دیجیتال كه شخصیت فرد كم‌رنگ و مبهم و چشم‌ها نازیبا می‌شوند. به نظر من زیبایی پرتره وابسته به نمایش بافت‌ها و آناتومی صورت است. عكاس باید كاملاً به این جزئیات آگاهی داشته باشد و بتواند آنها را زیباتر نمایان كند. چهره‌پردازی كه تنها دكلانشور زدن نیست. باید محیط كار عكاس و نورپردازی‌هایی كه انجام می‌دهد چهره را كاملاً طبیعی ثبت كند. به این منظور ممكن است از پنج یا شش منبع نوری هم استفاده كند. (در گفتگو با محمود عبدالحسینی نویسندهٔ مجلهٔ هنرهای تجسمی، ش ۲۳، شهریور سال 1384)

دسته‌ها
هادی تهرانی

هادی تهرانی: ایده‌ام را تا آخرین جزئیات هر ساختمان دنبال می‌کنم

این که {حدود} یک ساختمان و اتاق‌هایش را به سادگی تعریف کنم برای من کفایت نمی‌کند. خواست من این است که بر ادراک فضایی معماری و احساساتی که مردم را به محیط پیوند می‌دهد تاثیر بگذارم. تنها زمانی می‌توانم چنین کنم که چیزی بیشتر از تعیین حدود اتاق‌ها در نقشه را بر عهده بگیرم. این که من لوازم و اسباب هر اتاق را تعیین می‌کنم به این خاطر است که می‌خواهم ایده و کانسپت معماری‌ام را تا آخرین جزئیات هر بنا دنبال کنم. اگر من بخواهم اتاقی با فضایی کامل و بی‌نقص خلق کنم، آنگاه لازم است شخصاً به پوشش کف، اسباب و مبلمان و حتی چیزهایی مانند گلدان‌ها و فنجان‌های چای‌خوری اهمیت دهم. در چنین رویکردی ارتباط بین معماری و طراحی اجزاء آن بسیار محکم است. جنبش باهاوس نیز بر همین رویکرد به مثابه تنها راه تبدیل یک خانه یا محل کار یا هر ساختمان دیگر به یک اثر هنری کامل تاکید کرد. این رویکرد، برای اشکال معاصر زبان معماری نیز تنها راه متقاعد کننده‌ای است که نتیجهٔ منسجمی به لحاظ ادراک فضایی و طراحی اجزاء به دست می‌دهد. (در مصاحبهٔ منتشر شده در وب‌سایت Siedle، سال 2010)

دسته‌ها
فرانک لوید رایت

فرانک لوید رایت: نمی‌توانیم مبلمان و اسباب را چیزی مجزا از بنا بدانیم

نمی‌توانیم مبلمان و اسباب را چیزی مجزا از بنا بدانیم. چه اجزای کلان و چه جزئیاتی مانند مبلمان و اجزای درونی، همه جزء ساختار ساختمان هستند و باعث ایجاد شخصیت و کمال آن بنا می‌شوند. (از کتاب ausgefuhrte bauten und entwurfe، سال 1910)