دسته‌ها
حسین زمرشیدی

حسین زمرشیدی: در جهان‌بینی سنتی تفاوتی ماهوی میان حکمت و هنر وجود ندارد

نکته‌ای بنیادی در تبیین ماهیت هنرهای سنتی وجود دارد و آن اندیشه و حکمت موجود در هنرهای سنتی است، چرا که اگر در هر تمدنی هنر جان‌مایهٔ حکمت و اندیشه را در بطن خود داشته باشد آن هنر می تواند بازتاب هویت، فرهنگ و تمدن این کشور باشد و به این ترتیب ماندگار می‌شود.

{…} البته در جهان‌بینی سنتی تفاوت ماهوی میان حکمت و هنر وجود ندارد و ما اینها را دو چیز متفاوت نمی‌دانیم چرا که حکمت زمانی که تجسم یابد تبدیل به هنر می‌شود و هنر زمانی که از زبان تجسم فرا گریزد و به متن اندیشه انتزاعی پناه ببرد حکمت می‌شود. (در سخنرانی در سومین نشست فصلی مدیران سازمان میراث فرهنگی، به گزارش خبرگزاری میراث آریا، سال ۱۳۹۲)

دسته‌ها
محمدعلی بنی‌اسدی

محمدعلی بنی‌اسدی: مسائل اجتماعی در ناخوداگاه ما هنرمندان جاری است و تلخی ما از آنجا می‌آید

من هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم، خوشحالم که می‌توانم یک روز دیگر دنیا را ببینم. مثل سالوادور دالی هم خودشیفته نیستم که هر روز از بودن خودش و عنوانش احساس غرور می‌کرد. پشتکار و روحیه برای کار را هم از پدرم به ارث بردم. فکر می‌کنم جایی مابین تردیدهایم بین همه‌ی تشویش‌هایی که وجود دارد و عنان حب و بغضی که این روزها از دستان‌مان رها شده، جریان دارم. ما از یک طرف با آدم‌ها درگیریم و از طرف دیگر با کل هستی و باید تکلیف خودمان را با این جهان مشخص کنیم. برای کسی که کار هنری می‌کند، بهتر است جایی بین همه‌ی این چیزها، فراغت بال هم داشته باشد و طبیعی است که هر چیزی در جهانِ پیرامون ما را تحت تاثیر قرار دهد. برای من هم هنر زبانی است که می توانم به وسیله‌ی آن حرفم را بزنم و بدون شک مسایل اجتماعی در ناخودآگاهم جاری است و این تلخی از جایی می‌آید که هیچ وقت مرا نسبت به دردهای بشر بی‌تفاوت نگذاشته است.(در گفتگو با مهرنوش علی‌مددی منتشر شده در مجله تندیس، شماره ۲۷۹، سال ۱۳۹۶)

دسته‌ها
کریستیان دپورتزآمپارک

کریستیان دپورتزآمپارک: معماری مسیری بدوی و باستانی برای ارتباط با عالم و راهی برای بیان جهان‌بینی ماست

آن زمان که خط می‌کشم یا نقاشی می‌کنم، تلاش نمی‌کنم حرکات و سلایقم را مورد چون و چرا قرار دهم. لزومی ندارد که همیشه بدانیم چرا چیزها به شکلی طراحی شده‌اند که طراحی شده‌اند. زبان زمانی برایم اهمیت پیدا می‌کند که برای گفتگو راجع به ایده‌ها و توسعهٔ پروژه به گروهم می‌پیوندم. معماری را نمی‌توان تا حد یک زبان تقلیل داد. زبان برای ارتباط برقرار کردن است، اما فضا با حضور مرتبط است. {معماری} مسیری بدوی، کهنه و باستانی برای ارتباط با عالم و راهی برای بیان جهان‌بینی ماست. معماری می‌تواند ارتباط برقرار کند زیرا فراتر از زبان می‌رود. (در گفتگو با  Vladimir Belogolovskyنویسندهٔ وب‌سایت ArchDaily در سال 2017)

دسته‌ها
کنت فرامپتون

کنت فرامپتون: از ویژگی‌های معماری این است که انسان را از قدرت طرز تفکر خود به‌خوبی آگاه می‌کند

یکی از ویژگی‌های معماری این است که انسان را از قدرت و تأثیر طرز تفکر (ایدئولوژی) خودش به‌خوبی آگاه می‌کند، چون شما هنگام خلق چیزها به‌شکل مستقیم با ایدئولوژی و جهان‌بینی خود مواجه می‌شوید. در حالی که در سایر عرصه‌ها امکان‌پذیر است که بدون تردید کردن در ارزش‌های موجود به فعالیت بپردازید، در معماری چنین چیزی غیر ممکن است. {بر خلاف معماران} دانشمندان سرشان گرم پیشرفت کردن است و معمولاً به رابطهٔ میان راهی که طی می‌کنند با آنچه در جامعه همچون یک کل رخ می‌دهد فکر نمی‌کنند. (در گفتگو با Brent Crittenden و Anders Henningsson، منتشر شده در مجلهٔ Oz، شمارهٔ 20، سال 1998)

دسته‌ها
پرویز کلانتری

پرویز کلانتری: در ایران همه با عینک ادبیات به نقاشی نگاه می‌کنند

نقاشی باید نقاشی باشد، انشا که نیست. متاسفانه در ایران همه با عینک ادبیات به نقاشی نگاه می‌کنند. من این کار را نکردم. نقاشی کردم. ولی هرکسی وقتی دارد کاری می‌کند به هر حال یک جهان‌بینی دارد که در کارش تسری پیدا می‌کند. نه این که یک موضوع انشا داشته باشم بعد بخواهم با آن ادبیاتی برخورد کنم. متاسفانه بیننده‌های ایران و حتی کسانی که نقاشی را شروع می‌کنند همچنان درگیر ادبیات هستند. نه این که بگویم ادبیات چیز بدی است، ولی وقتی ما با نقاشی سر و کار داریم، با زیبایی‌شناسی بصری کار داریم، با هارمونی، سایه‌روشن و … . نقاشی باید نقاشی باشد. (در گفتگو با هدی امین نویسندهٔ مجلهٔ هفت، ش 41، مهرماه سال 1386)