دسته‌ها
ری کپی

ری کپی: معتقد نیستم که همه‌چیز یک شهر باید به حالت پیاده بازگردانده شود تا آن شهر یک شهرِ خوب باشد

به نظر من ما ناچاریم به این {نتیجه} برسیم که زندگی‌مان را با خودرو پیوند بزنیم یا در غیر این صورت یکبار برای همیشه تصمیم بگیریم که می‌خواهیم وسیلهٔ نقلیهٔ دیگری داشته باشیم که شاید در شهرها بهتر کار کند و همچنان در خارج از شهر نیز تا حدی به کار بیاید. اما من مشکلی با پذیرفتن خودرو به منزلهٔ بخشی از فرایند و همهٔ آنچه همراه با آن می‌آید ندارم.

می‌دانید، آسان است که شهری را بدون پارکینگ‌ها و پمپ بنزین‌ها و بدون همهٔ آن چیزهایی که برای استفاده از خودرو بهشان نیاز داریم ببینیم، اما من فکر می‌کنم بهتر است که مادامی که خودرو را می‌خواهیم یادبگیریم که از پس مسائل آن برآییم. در آن روزی که خودرو را نخواهیم، قطعا می‌توانیم بهتر از آن عمل کنیم و همچنان بر امر حمل و نقل انفرادی فائق آییم. {…}

من چندان معتقد نیستم که همه‌چیز باید به شهر پیاده بازگردانده شود تا {آن شهر} یک شهر خوب باشد. لس‌آنجلس هیچ‌گاه نمی‌تواند چنین چیزی باشد. لس‌آنجلس باید شهر حرکت باشد. شاید اگر ما کارمان را در این زمینه بهتر انجام می‌دادیم، این شهر از پس حرکت و پویایی و پیچیدگی‌هایی که با آن می‌آید بهتر برمی‌آمد. (در گفت‌وگو با Andrew B. Smith در سال ۱۹۹۵، به نقل از وب‌سایت کتابخانهٔ UCLA)

دسته‌ها
مایکل کیملمن

مایکل کیملمن: شهرهای حقیقتاً تاب‌آور باید از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی تاب‌آور باشند؛ تاب‌آوری فقط مربوط به مسائل زیست‌محیطی نیست

به نظر من شهرهای حقیقتاً تاب‌آور باید از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی تاب‌آور باشند. تاب‌آوری نمی‌تواند فقط دربارهٔ نگرانی‌های زیست‌محیطی باشد، چرا که در آخر همهٔ اینها به هم ربط دارد. بنابراین شهر تاب‌آور برای من شهری است که به حد کافی عادلانه باشد تا مردمی با سطوح درآمدی متفاوت بتوانند در کنار هم زندگی کنند، شهری با زیرساخت حمل‌ونقل قدرتمند که در خدمت مردم مذکور باشد، و با شبکه‌ای سالم از فضاهای عمومی، پارک‌ها و پیاده‌راه‌ها.

یک شهر تاب‌آور باید با مسائلی همچون سلامت عمومی به اندازهٔ نگرانی‌های محیطی مقابله کند. و البته که چنین شهری باید به چالش‌های بزرگ‌مقیاسی که با آنها مواجهیم توجه کند. ما نباید به سادگی به بلایای زیست‌محیطی بعد از وقوعشان پاسخ دهیم، بلکه باید آمادهٔ آنها باشیم و برایشان تدبیر کنیم. این همان کاری است که شهرها در کشورهایی مثل هلند انجام می‌دهند، جایی که تاب‌آوری با نوآوری‌های اقتصادی و شهری پیوند خورده است. (در گفت‌وگو با Sky Kalfus منتشر شده در وب‌سایت Next City، سال ۲۰۱۵)

دسته‌ها
بهرام شیردل

بهرام شیردل: در تهران وسایل نقلیه شهروند درجهٔ یک به شمار می‌روند و انسان‌ها شهروند درجهٔ دو

آنچه که در بد فهمیده شدن مدرنیته در ایران اتفاق افتاده تنها در جنبه‌های تکنولوژیک معماری آن نبود. در تمامی ساختارها ما با بحران ناشی از ترجمهٔ محض روبرو بودیم. بطور مثال زمانی که من به تهران نگاه می‌کنم به این فکر می‌کنم که چگونه ساختار یک شهر با جمعیتی در حدود دو میلیون نفر به یک شهر ده میلیونی تبدیل شده است. با ابزارهای ترجمهٔ فضاهای شهری مدرنیته ما فقط توانسته‌ایم شهری را ایجاد کنیم که توسعهٔ آن فقط بر اساس سیستم حمل و نقل تعریف شد، یعنی شهری با مراکز متعدد که دائما مابین مراکز در تردد هستیم.

زمینهٔ تصویری تهران مملو از پل‌های ترافیکی است و تعداد بیشماری ماشین. در این ترجمان وسایل نقلیه شهروندهای درجهٔ یک به شمار می‌روند و انسان‌ها شهروند درجهٔ دو، در صورتی که زمینهٔ تصویری شهرهایی مثل پاریس و یا نیویورک ساختارهای شهری متفاوتی دارند که مملو از صداهایی است که هم از گذشته و هم از حال و هم از آینده‌اند. (در یادداشتی با عنوان «سنت، مدرنیته و معماری قرن ۲۱» در مجلهٔ شارستان، ش ۴۰ و ۴۱، سال ۱۳۹۳)